10:11:03 AM 1392/6/17
|
خانم مريم رجوی در مراسم گراميداشت شهدای قتل عام در اشرف
|
گراميداشت شهيدان قتل عام در اشرف با حضور رئيس جمهور برگزيده مقاومت
فراخوان مريم رجوی به آمريکا و شورای امنيت، اقدام عاجل برای آزادی و بازگشت هفت گروگان
استقرار کلاه آبيها در اشرف و ليبرتی و تحقيقات مستقل بين المللی برای جلوگيری از تکرار جنايت عليه بشريت
سخنرانی دکتر معصومه بلورچی نماينده شورای ملی مقاومت در آلمان، مادر مجاهد شهيد رحمان منانی:
با هزاران سلام و درود آتشين به 52 مجاهد قهرمان شهيد در اشرف که به همه ما درسی جديد از قهرمانی و استقامت و به زانو درآوردن رژيم دادند. و با هزاران سلام و درود به خواهران وبرادران قهرمانم اکنون در اشرف که اکنون جانانه و سرفرازانه جنگ صد برابر و هزار برابر را ماده می کنند امروز که 15شهريور سالگرد اولين روز سالگرد چهل ونهمين سالش هست، که بگم عجب سازمانی داريم، عجب قدرتی داريم و خوشا بحالمان که امسال به معنی واقعی و در خور شأّن و جايگاهش، داريم آغاز چهل ونهمين سالگردش رو همزمان با بزرگداشت 52 قهرمان شهيد مون برگزاری می کنيم
اولين لحظه ای که بعد از شهادت جگرگوشه ام رحمان داشتم، لحظه اين لحظه بود که اون به آرزويش رسيد.
وقتی ديدم که با دست بسته شهيدش کردند، راستش بخواهيد يک لحظه داشتم و گفتم عجب دليری هستيد که دشمن حتی نتونست دست بسته شما را تحمل کند و شهيدتان کرد.
خواهران و برادرانم! خيلی از شما رحمان را می شناختيد. مثل من شما هم بهش افتخار می کرديد، اون 18ساله بود که به اشرف رفت و همه چيز رو برای ادامه يک زندگی خوب تو اين جا داشت، هوش و ذکاوتش، تا تحصيل و امکانات و همه چيز. ولی يک چيز را کم داشت، که البته اين يک چيز، چيز کوچکی نبود. اون چيزی هست که همه مون برايش بدنيا آمديم، و همه وجودمون باهاش بايد آميخته باشد و اون رزم برای آزادی است و رحمان هم مثل همه جوانها، مثل همه آدمها دنبال اين گمگشته بود. راستی که اين چهل و نه سال چه نسلی پرورش پيدا کرده، نسلی که در پرتو انقلاب درونی مجاهدين پرورش پيدا کرده، نسل فدای همه چيز برای تحقق يک آرمان، نسل عشق و شور و زندگی
درود بر52 شهدای قهرمان مجاهد خلق در اشرف. مرگ بر اصل ولايت فقيه، مرگ بر خامنه ای، درود بر رجوی، درود بر سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران.
فريدون سيد احمدی فرزند مجاهد شهيد سيد علی سيد احمدی:
درود برهمه شما
قبل هر چيز می خواهم تبريک بگويم به خواهر مريم و برادر مسعود به خاطر اين شهدای قهرمان و صحنه زيبايی که خلق کردند ای کاش که در کنارشان بودم. جای ما خيلی خالی ولی همين جا با همشون تجديدعهد می کنيم که جای همه آنها را پر می کنيم و حق تک تک همه شهدا را از حلقوم رژيم بيرون می کشيم و رژيم را سرنگون می کنم
از اين که منو اين جا صدا کرديد می خواستم خيلی تشکرکنم.
پدر من سيد علی سيد احمدی يکی از 52 اشرفی قهرمانيه که روز يکشنبه به شهادت رسيد.
من از دوران کودکی من پدرم را نديده بودم، برايم سخت بود، احساس کردم که هيچ وقت رژيم اين شانس را به ما نداد که پدر و مادرمونو و خانواده مون را ببينيم ولی اولين لحظه ايکه بعد از شنيدن همون خبر شهادت پدرمو داشتم اين بود که ای کاش کنار همشون بودم چون هميشه آرزو داشتم و هنوز دارم که تو اشرف و ليبرتی باشم و لحظه ديگه ای که داشتم خيلی احساس غرور کردم لحظه ديگری داشتم که چقدر خوشبختم که توانستم با سازمان آشنا بشوم و مجاهد بشم و انقلاب کنم و به اين ارزشهای انسانی دست پيدا کنم
تعهد من اين است که جای شهدا را پر بکنيم و برای آرمانی که آنها به خاطر آن شهيد شدند هزار برابر بيشتر بجنگيم و تعهدم اين است که اين آرمان را در بين همه همسن و سالهای خودمان گسترش بدهيم، چون من تنها نيستم خيلی از جوانان در داخل و بين خودمان هستند که خيلی دوست داشتند کنار شهدا باشند، ما با هم اين جنگ را ادامه می دهيم.
در آخر می خواستم رو به رژيم بگويم که اگر فکر می کنيد به خاطر کشتن ما به خاطر اين که فشار بياوريد روی ما تسليم بشويم يا ذلت نشان بدهيم تمامتان کور خوانده ايد. ما پرچم هيهات منه الذله همه اين شهيدان را بر می داريم و راهشان را ادامه می دهيم و تا آخرين لحظه خواهيم جنگيد و تمامی شما را سرنگون خواهيم کرد.
سخنان دکتر منوچهر هزار خانی:سلام. دوستان گرامی،
بالاخره معجزه رخ داد و يک گروه از مأموران ملل متحد توانستند، سه روز پس از قتل عام پناهندگان اشرف به دست مزدوران مالکی، پنجاه و دو جسد تيرخورده و بی جان با دستان دست بند زده شده را مشاهده و شمارش کنند. اين را خبرگزاری رويتر اطلاع داده و در ضمن تکذيب کرده که نيروهای عراقی در حال آماده شدن برای يورش به ساکنان باقی مانده هستند. رئيس پليس استان ديالی هم هر گونه محاصره کمپ را که همه از آن خبر دارند، تکذيب کرده است. به گفته همين کلاغ خوش خبر، سازمان ملل، ايالات متحده آمريکا و ا نگلستان هم خونريزی را محکوم کرده و هم خواهان تحقيقات در اين زمينه شده اند. ولی از مشخص کردن طرف مقصر در اين کشتار، خودداری نموده اند. لابد برای حفظ بيطرفی.
وزارت خارجه آمريکا در روز يکشنبه خواهان اقدام فوری مقامات عراقی برای تأمين فوری امدادهای پزشکی به مجروحان و تضمين حفاظت اين کمپ در مقابل هر گونه خشونت يا آسيب بعدی به ساکنان شد. همه اين جملات داخل گيومه است و من نقل کردم.
به اين ترتيب هم چنان که ملاحظه می شود اقدامات بين المللی داخل گيومه، عجالتاً از مرحله حرف تجاوز نکرده تا قاسم سليمانی فرمانده آدمکشان نيروی قدس فرصت داشته باشد در جلسه خبرگان به ماموتهای حاضر در جلسه اطلاع دهد که اين قضيه مهمتر از حمله مرصاد بود و در واقع وعده خدا محقق شد. او در مورد نحوه تحقق وعده خداوند حرفی نزد، ولی در مورد سوريه و اين سؤال که چرا اين قدر از آن حمايت می کنيم، گفت: که ما به تبليغات دشمن توجه نداريم چرا که سوريه خط مقدم مقاومت بوده و اين واقعيت انکار ناپذير است و ما وظيفه داريم از مسلمانان حمايت کنيم، زيرا آنها زير فشار ظلم هستند (گيومه بسته).
گمان می کنم که از اين پيشتر در انتقادی از مجاهدين در جای ديگری گفته و يا نوشته ام که آنها دو نقطه ضعف بزرگ دارند، ـ مجاهدين ـ اول اين که تا بن استخوان آرمان گرايند. دوم اين که سازمانی بی نظير در عزم و اراده بی نظير دارند.
اولی به آنها امکان می دهد، زندگيشان را هدفمند کنند و دومی راه تحقق هدف را بر آنها می گشايد. از اين پيشتر چه می خواهيد برای آن که مورد نفرت آخوندهای بی اصل و ريشه، پاسداران مزدور، و سياست بازان نان به نرخ روز خود باشيد. اما لازم است که اضافه کنم که جمعيت دنيا فقط از اين انگلهای بشريت تشکيل نشده است، ستمديدگان سراسر جهان دوستان ما هستند، هر چند که همشان لباس سياستمداری يا زمامداری به تن نداشته باشند. امروز دوستان مجاهد ما در حالی که با غرور تمام و به حق، پنجاهمين سالگرد تأسيس سازمانشان را جشن می گيرند و در حالی که برای همرزمان از دست رفته خود، غمزده و عزا دارند، با اين همه با ترتيب دادن تظاهرات و راهپيماييهای پرشکوه در بيشتر کلان شهرهای عالم و دعوت از مردم کشورهای ميزبان به پيوستن به اين تظاهرات احساسی و عاطفی و در عين حال آرمانی در حال گسترده کردن مبانی همبستگی و همکاری بين لايه های زيرين نيروهای پرشور و فعالی هستند که همه رويهم و در کنار هم طرح اوليه يک جبهه جهانی ضد بنيادگرايی را تداعی می کنند.
جبهه يی که از سوی ديگر مريم و همکاران و همرزمانش برای ساختن آن صميمانه در تلاشند. جبهه جهانی ضدبنيادگرايی ناقوس مرگ همه نيروهای ارتجاعی و انسانيت ستيزی است که جهان امروز را به کثافتی کشانده اند که شاهدش هستيم.
دوستان عزيز گرامی برای خاتمه دادن به حرفهايم اجازه بدهيد سخنگوی جمع در همصدا شدن با صبا هفت برادران باشم، تا آخرش ايستاده ايم.
سخنراني مادر سعيد اخوان:
دوستان، برادران و خواهران عزيز،
حقيقتاً لحظه دريافت خبر شهادت سعيد عزيزم اگر چه که خيلی خيلی سخت بود ولی خيلی احساس افتخار و سربلندی داشتم. افتخار کردم که پسر دلبندم و در رکاب مجاهدين والاقدری هم چون فرمانده زهره قائمی، گيتی گيوه چيان و ساير خواهران و برادران قهرمان مجاهدش به شهادت رسيده
سعيد را من از سه سالگی اش شناختم. وقتی که خواهر مجاهد شهيدم سيما دو دلبندش يعنی سعيد و محمد را به من سپرد و در نبرد در برابر اين دشمنان وطن و بشريت يعنی اين رژيم جنايتکار جانش را فدا کرد. هنوز برق چشمانش را که از اراده آهنينش برای نبرد با رژيم آخوندی ميدرخشيد به ياد دارم.
درود می فرستم به روانهای پاک شهدای والامقام 10شهريور که سمبلهای پاکبازی برای ما هستند و همه آنها و با همرزم و پسرم عزيزم سعيد عهد می بندم که هم چون او در راه آرمان مجاهدين عاشق و پاکباز باشم احساس می کنم او از هرزمان ديگر به او نزديکترم.
استقرار کلاه آبيها در اشرف و ليبرتی و تحقيقات مستقل بين المللی برای جلوگيری از تکرار جنايت عليه بشريت
سخنرانی دکتر معصومه بلورچی نماينده شورای ملی مقاومت در آلمان، مادر مجاهد شهيد رحمان منانی:
با هزاران سلام و درود آتشين به 52 مجاهد قهرمان شهيد در اشرف که به همه ما درسی جديد از قهرمانی و استقامت و به زانو درآوردن رژيم دادند. و با هزاران سلام و درود به خواهران وبرادران قهرمانم اکنون در اشرف که اکنون جانانه و سرفرازانه جنگ صد برابر و هزار برابر را ماده می کنند امروز که 15شهريور سالگرد اولين روز سالگرد چهل ونهمين سالش هست، که بگم عجب سازمانی داريم، عجب قدرتی داريم و خوشا بحالمان که امسال به معنی واقعی و در خور شأّن و جايگاهش، داريم آغاز چهل ونهمين سالگردش رو همزمان با بزرگداشت 52 قهرمان شهيد مون برگزاری می کنيم
اولين لحظه ای که بعد از شهادت جگرگوشه ام رحمان داشتم، لحظه اين لحظه بود که اون به آرزويش رسيد.
وقتی ديدم که با دست بسته شهيدش کردند، راستش بخواهيد يک لحظه داشتم و گفتم عجب دليری هستيد که دشمن حتی نتونست دست بسته شما را تحمل کند و شهيدتان کرد.
خواهران و برادرانم! خيلی از شما رحمان را می شناختيد. مثل من شما هم بهش افتخار می کرديد، اون 18ساله بود که به اشرف رفت و همه چيز رو برای ادامه يک زندگی خوب تو اين جا داشت، هوش و ذکاوتش، تا تحصيل و امکانات و همه چيز. ولی يک چيز را کم داشت، که البته اين يک چيز، چيز کوچکی نبود. اون چيزی هست که همه مون برايش بدنيا آمديم، و همه وجودمون باهاش بايد آميخته باشد و اون رزم برای آزادی است و رحمان هم مثل همه جوانها، مثل همه آدمها دنبال اين گمگشته بود. راستی که اين چهل و نه سال چه نسلی پرورش پيدا کرده، نسلی که در پرتو انقلاب درونی مجاهدين پرورش پيدا کرده، نسل فدای همه چيز برای تحقق يک آرمان، نسل عشق و شور و زندگی
درود بر52 شهدای قهرمان مجاهد خلق در اشرف. مرگ بر اصل ولايت فقيه، مرگ بر خامنه ای، درود بر رجوی، درود بر سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران.
فريدون سيد احمدی فرزند مجاهد شهيد سيد علی سيد احمدی:
درود برهمه شما
قبل هر چيز می خواهم تبريک بگويم به خواهر مريم و برادر مسعود به خاطر اين شهدای قهرمان و صحنه زيبايی که خلق کردند ای کاش که در کنارشان بودم. جای ما خيلی خالی ولی همين جا با همشون تجديدعهد می کنيم که جای همه آنها را پر می کنيم و حق تک تک همه شهدا را از حلقوم رژيم بيرون می کشيم و رژيم را سرنگون می کنم
از اين که منو اين جا صدا کرديد می خواستم خيلی تشکرکنم.
پدر من سيد علی سيد احمدی يکی از 52 اشرفی قهرمانيه که روز يکشنبه به شهادت رسيد.
من از دوران کودکی من پدرم را نديده بودم، برايم سخت بود، احساس کردم که هيچ وقت رژيم اين شانس را به ما نداد که پدر و مادرمونو و خانواده مون را ببينيم ولی اولين لحظه ايکه بعد از شنيدن همون خبر شهادت پدرمو داشتم اين بود که ای کاش کنار همشون بودم چون هميشه آرزو داشتم و هنوز دارم که تو اشرف و ليبرتی باشم و لحظه ديگه ای که داشتم خيلی احساس غرور کردم لحظه ديگری داشتم که چقدر خوشبختم که توانستم با سازمان آشنا بشوم و مجاهد بشم و انقلاب کنم و به اين ارزشهای انسانی دست پيدا کنم
تعهد من اين است که جای شهدا را پر بکنيم و برای آرمانی که آنها به خاطر آن شهيد شدند هزار برابر بيشتر بجنگيم و تعهدم اين است که اين آرمان را در بين همه همسن و سالهای خودمان گسترش بدهيم، چون من تنها نيستم خيلی از جوانان در داخل و بين خودمان هستند که خيلی دوست داشتند کنار شهدا باشند، ما با هم اين جنگ را ادامه می دهيم.
در آخر می خواستم رو به رژيم بگويم که اگر فکر می کنيد به خاطر کشتن ما به خاطر اين که فشار بياوريد روی ما تسليم بشويم يا ذلت نشان بدهيم تمامتان کور خوانده ايد. ما پرچم هيهات منه الذله همه اين شهيدان را بر می داريم و راهشان را ادامه می دهيم و تا آخرين لحظه خواهيم جنگيد و تمامی شما را سرنگون خواهيم کرد.
سخنان دکتر منوچهر هزار خانی:سلام. دوستان گرامی،
بالاخره معجزه رخ داد و يک گروه از مأموران ملل متحد توانستند، سه روز پس از قتل عام پناهندگان اشرف به دست مزدوران مالکی، پنجاه و دو جسد تيرخورده و بی جان با دستان دست بند زده شده را مشاهده و شمارش کنند. اين را خبرگزاری رويتر اطلاع داده و در ضمن تکذيب کرده که نيروهای عراقی در حال آماده شدن برای يورش به ساکنان باقی مانده هستند. رئيس پليس استان ديالی هم هر گونه محاصره کمپ را که همه از آن خبر دارند، تکذيب کرده است. به گفته همين کلاغ خوش خبر، سازمان ملل، ايالات متحده آمريکا و ا نگلستان هم خونريزی را محکوم کرده و هم خواهان تحقيقات در اين زمينه شده اند. ولی از مشخص کردن طرف مقصر در اين کشتار، خودداری نموده اند. لابد برای حفظ بيطرفی.
وزارت خارجه آمريکا در روز يکشنبه خواهان اقدام فوری مقامات عراقی برای تأمين فوری امدادهای پزشکی به مجروحان و تضمين حفاظت اين کمپ در مقابل هر گونه خشونت يا آسيب بعدی به ساکنان شد. همه اين جملات داخل گيومه است و من نقل کردم.
به اين ترتيب هم چنان که ملاحظه می شود اقدامات بين المللی داخل گيومه، عجالتاً از مرحله حرف تجاوز نکرده تا قاسم سليمانی فرمانده آدمکشان نيروی قدس فرصت داشته باشد در جلسه خبرگان به ماموتهای حاضر در جلسه اطلاع دهد که اين قضيه مهمتر از حمله مرصاد بود و در واقع وعده خدا محقق شد. او در مورد نحوه تحقق وعده خداوند حرفی نزد، ولی در مورد سوريه و اين سؤال که چرا اين قدر از آن حمايت می کنيم، گفت: که ما به تبليغات دشمن توجه نداريم چرا که سوريه خط مقدم مقاومت بوده و اين واقعيت انکار ناپذير است و ما وظيفه داريم از مسلمانان حمايت کنيم، زيرا آنها زير فشار ظلم هستند (گيومه بسته).
گمان می کنم که از اين پيشتر در انتقادی از مجاهدين در جای ديگری گفته و يا نوشته ام که آنها دو نقطه ضعف بزرگ دارند، ـ مجاهدين ـ اول اين که تا بن استخوان آرمان گرايند. دوم اين که سازمانی بی نظير در عزم و اراده بی نظير دارند.
اولی به آنها امکان می دهد، زندگيشان را هدفمند کنند و دومی راه تحقق هدف را بر آنها می گشايد. از اين پيشتر چه می خواهيد برای آن که مورد نفرت آخوندهای بی اصل و ريشه، پاسداران مزدور، و سياست بازان نان به نرخ روز خود باشيد. اما لازم است که اضافه کنم که جمعيت دنيا فقط از اين انگلهای بشريت تشکيل نشده است، ستمديدگان سراسر جهان دوستان ما هستند، هر چند که همشان لباس سياستمداری يا زمامداری به تن نداشته باشند. امروز دوستان مجاهد ما در حالی که با غرور تمام و به حق، پنجاهمين سالگرد تأسيس سازمانشان را جشن می گيرند و در حالی که برای همرزمان از دست رفته خود، غمزده و عزا دارند، با اين همه با ترتيب دادن تظاهرات و راهپيماييهای پرشکوه در بيشتر کلان شهرهای عالم و دعوت از مردم کشورهای ميزبان به پيوستن به اين تظاهرات احساسی و عاطفی و در عين حال آرمانی در حال گسترده کردن مبانی همبستگی و همکاری بين لايه های زيرين نيروهای پرشور و فعالی هستند که همه رويهم و در کنار هم طرح اوليه يک جبهه جهانی ضد بنيادگرايی را تداعی می کنند.
جبهه يی که از سوی ديگر مريم و همکاران و همرزمانش برای ساختن آن صميمانه در تلاشند. جبهه جهانی ضدبنيادگرايی ناقوس مرگ همه نيروهای ارتجاعی و انسانيت ستيزی است که جهان امروز را به کثافتی کشانده اند که شاهدش هستيم.
دوستان عزيز گرامی برای خاتمه دادن به حرفهايم اجازه بدهيد سخنگوی جمع در همصدا شدن با صبا هفت برادران باشم، تا آخرش ايستاده ايم.
سخنراني مادر سعيد اخوان:
دوستان، برادران و خواهران عزيز،
حقيقتاً لحظه دريافت خبر شهادت سعيد عزيزم اگر چه که خيلی خيلی سخت بود ولی خيلی احساس افتخار و سربلندی داشتم. افتخار کردم که پسر دلبندم و در رکاب مجاهدين والاقدری هم چون فرمانده زهره قائمی، گيتی گيوه چيان و ساير خواهران و برادران قهرمان مجاهدش به شهادت رسيده
سعيد را من از سه سالگی اش شناختم. وقتی که خواهر مجاهد شهيدم سيما دو دلبندش يعنی سعيد و محمد را به من سپرد و در نبرد در برابر اين دشمنان وطن و بشريت يعنی اين رژيم جنايتکار جانش را فدا کرد. هنوز برق چشمانش را که از اراده آهنينش برای نبرد با رژيم آخوندی ميدرخشيد به ياد دارم.
درود می فرستم به روانهای پاک شهدای والامقام 10شهريور که سمبلهای پاکبازی برای ما هستند و همه آنها و با همرزم و پسرم عزيزم سعيد عهد می بندم که هم چون او در راه آرمان مجاهدين عاشق و پاکباز باشم احساس می کنم او از هرزمان ديگر به او نزديکترم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر