چهارشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۹۲

10:22:39 PM 1392/7/16
کنوانسیون جوامع ایرانیان در آلمان
کنوانسيون جوامع ايرانيان در آلمان
کنوانسيون جوامع ايرانيان در آلمان - قسمت دوم








پاتريک کندي

 
همان طور که قبلاً گفتم نزديک همان جايی که عموی من جان اف کندی در برلين 50سال پيش ايستاد و آن کلمات جاودانه را بيان کرد که گفت ”من يک برلينی هستم“ ، من امروز در اين جا در برلين 50سال بعد با شما، مقاومت سازمان يافته عليه حکومت ملايان در ايران ايستاده ام و به شما می گويم، ”من ايرانی هستم“.
من امروز می خواهم با ادای احترام به يک خانواده شروع کنم. و با ادای احترام به اين خانواده من به تمامی شهدا ادای احترام کرده ام. به خانم بلورچی می گويم. ”به شما و خانواده تان به خاطر فدای فردی که به خاطر يک کشور آزاد، سرزمين مادری تان ايران انجام داده ايد تسليت می گويم“ و من کلمات پسرتان رحمان را تکرار می کنم زيرا می خواهم شما بدانيد که با ياد او در کنار شما می خواهم اطمينان حاصل کنم که او بيهوده جان خود را از دست نداده است، بلکه برای يک ايران آزاد جان باخته است که به خاطر فدای او محقق خواهد شد
اين چيزی است که روحانی به شدت از آن ترس دارد. دليلی که شهدای شما به خاطر آن کشته شدند، دليلی که رژيم ايران به گروگان گرفتن ديگر کشورهای دنيا ادامه می دهد به خاطر افرادی هستند که در شورای ملی مقاومت ايران حضور دارند، دليلی که آنها به شدت احساس تهديد می کنند اين است که افرادی که اين جا هستند و خانواده هايشان، آينده ايران هستند.
می خواهم به همراه همه شما بگويم آنچه در اين جا در اين سالن می بينم، چيزی است که در کشور خودم در ايالات متحده آمريکا می بينم. در اين سالن بيش از 35 سازمان از نقاط مختلف آلمان حضور دارند ولی همه روی يک ايده مشترک متحد هستند و آن اين است که در اتحاد با هم و با سازماندهی خودشان يک نيروی سياسی متحد و قوی و نه پراکنده باشند. و شما حول هدف خانم رجوی و کسانی که يک ايران دموکراتيک و آزاد در آينده می خواهند متحد می شويد
افرادی هستند که می گويند سازمان مجاهدين قدرتی ندارد، پس چرا رژيم ايران 5 بار به اشرف حمله کرده است تا اعضای سازمان مجاهدين را کشتار کند؟ اگر سازمان مجاهدين يک تهديد مشروع برای آخوندهای حاکم بر ايران نيست پس چرا روحانی به اوباما می گويد که ساکنان ليبرتی نبايد در کشورهای ديگر جهان اسکان داده شوند؟ اگر سازمان مجاهدين هيچ قدرتی ندارد پس چرا مأموران رژيم ايران در اين جا، در آلمان سعی می کنند که آنگلا مرکل را وادار کنند که پناهندگان بيشتری از کمپ ليبرتی قبول نکند؟ اگر سازمان مجاهدين هيچ قدرتی ندارد پس چرا دنيای امروز در يک حرکت متحد در حال سازماندهی خودش حول تحريمها و ايزوله کردن رژيم ايران است. اين دقيقاً به خاطر قدرت سازماندهی، توان مالی و قدرت سياسی شورای ملی مقاومت ايران است که تبعيديان ايرانی در حال يکی شدن هستند که همراه با هم صدايی قويتر باشند که هرگز در پراکندگی حاصل نخواهد شد.
می خواهم به شما بگويم که من نه فقط به عنوان يک شهروند آمريکايی با شما هستم بلکه به عنوان يک شهروند جهان با شما هستم. می خواهم در جهانی زندگی کنم که هم چنان که سخنرانان قبلی گفتند جايی باشد که حقوق بشر محترم شمرده شود، جنايت عليه بشريت محکوم شود و جايی باشد که رژيمهايی مانند آنچه در جنگ جهانی دوم با آدلف هيتلر ديدم ديگر وجود نداشته باشند. برای همين است که ما بايد عليه رژيمهای فاشيست زمان معاصر مشابه آدلف هيتلر باشيم که نه تنها مصمم به کشتن مردم خودش است بلکه قصدش کشتن مردم در سراسر جهان را دارد و اين رژيم ملاهای ايران به رياست روحانی است که مردم خودش در ايران را اعدام، شکنجه و زندانی می کند در حالی که همزمان از سرکوب مردم سوريه حمايت می کند و همزمان مبارزان آزادی را در عراق به قتل می رساند و همزمان تهديد می کند که سلاحهای اتمی به دست خواهد آورد تا تمامی مردم آزاد جهان را مورد تهديد قرار بدهد.
عموی من جوزف پی کندی، در جنگ برای آزادی، در جنگ جهانی دوم جان خود را از دست داد. او جان خود را از دست داد زيرا هدف يک آلمان آزاد، هدف مردم آزاد در سرتاسر جهان بود. امروز ما بايد بدانيم که اين هدف بايد ادامه پيدا کند و کشور شماره 1 حامی تروريسم در سرتاسر جهان، ملاهای تهران هستند. آيا می دانيد که چه کسانی در خط مقدم برای جنگ برای آزادی هستند و جان خود را از دست می دهند؟ شما اين 52 شهيد جديد را می بينيد اين جنگجويان آزادی را، که نه تنها برای آزادی کشور خودشان ايران می جنگند بلکه برای آزادی تمام ما می جنگند تا ما مجبور نباشيم در جهانی که تحت کنترل اين ديکتاتورهای ظالم باشد زندگی کنيم. دليلی که اين جا هستيم نيز اين است که فراخوان به آزادی هفت گروگان بدهيم زيرا آنها نه تنها هفت عضو از اشرف هستند، نه تنها شش زن و يک مرد هستند که عليه استبداد حاکم بر ايران ايستاده اند بلکه آنها جنگجويان آزادی معاصر برای دنيا هستند. آنها نمونه ای هستند که جنگجويان آزادی معاصر چگونه هستند و اگر که ما می خواهيم آزاد باشيم و دنيايی داشته باشيم که به نسلهای بعدی خودمان منتقل کنيم، پس ما بايد همراه با آنهايی که برای آزادی ايستاده اند، بايستيم.
هفت گروگان را آزاد کنيد هفت گروگان را آزاد کنيد، هفت گروگان را آزاد کنيد، هفت گروگان را آزاد کنيد، ... ... ... ... ... ...
می دانيد چطور بايد آنها را آزاد کنيم؟ ما به دولتهای خودمان می گوييم، من بايد به دولت خودم در ايالات متحده آمريکا بگويم، شما بايد به دولت خودتان در آلمان بگوييد، که ما ديگر اجازه نخواهيم داد که هيچ پولی از مالياتهای ما برای نوری مالکی برود و رژيم او را که دست نشانده ملاهای حاکم بر ايران است را حمايت کند.
می خواهم در پايان بگويم و تأکيد کنم که ما همه در اين مسير با هم هستيم. تهديد برای عدالت در هر جا که باشد، تهديدی برای عدالت در همه جاست. اين را دکتر مارتين لوتر کينگ گفت. ما همه در يک شبکه يی از تاثيرات متقابل ناگزير قرار داريم. همه در جامعه يی با سرنوشت مشترک قرار گرفته ايم. امری که روی يک فرد تاثير می گذارد روی بقيه نيز تاثير غيرمستقيم دارد. ما همه به هم وابسته هستيم. ممکن است من شبيه کسی باشم که از آمريکا آمده است، برخی از شما مثل آلمانيها هستيد، برخی از شما مثل ايرانيها هستيد ولی همه ما انسان هستيم. ما همه از خدا هستيم. اين دليلی است که اين هدف نه تنها هدف ايرانيان است بلکه هدف تمامی مردم آزاد است. زيرا تهديد نسبت به آزادی و تهديد نسبت به حقوق بشر اشرفيان و آنهايی که در کمپ ليبرتی هستند، يک تهديد نسبت به آزادی تمام ما در سراسر جهان است. برای همين است که ما امروز اين جا هستيم و می خواهم با اين کلمات صحبتهايم را به پايان ببرم که ضروری است که هر کدام از ما بايد سهم خودش را انجام دهد. زيرا هر کدام از ما می تواند تاثيرگذار باشد. عموی من رابرت کندی مثل پدرم در کنار کنگره ملی آفريقا ايستاد. مبارزان کنگره ملی آفريقا درست مثل مجاهدين در 20سال پيش بودند. ايالات متحده آمريکا و رئيس جمهور ريگان گفتند که نلسون ماندلا يک تروريست بود و پدر من در کنار نلسون ماندلا ايستاد. امروز نيز من در کنار مريم رجوی می ايستم. ما امروز با همديگر در نزديکی يادبود هولوکاست بوديم. ما در کنار دروازه براندنبورگ بوديم. ما بايد تاريخ را به ياد آوريم و در غيراينصورت ما محکوم به تکرار آن خواهيم بود. برای همين است که امروز اين جا هستيم تا برای يک نبرد ديگر برای آزادی در اين پايتخت تاريخی به هم بپيونديم. ”من اشرفی هستم“

مليحه ملک محمدی انجمن زنان عليه تبعيض جنسي
 
با سلام به همه دوستان و با سلام به 1000 زن شجاع مجاهد خلق در زندان ليبرتی، آنهايی که با مقاومتشان دور ديگری از استقامت و مقاومت ايران ترسيم کرده اند.
در سه دهه پيش در بهمن سال 1357 (1979) انقلابی در ايران به وقوع پيوست که توسط خمينی ربوده شد.
اما در برابر آن، پايداری شکوهمندی سر برافراشت که حامل آزادی و دموکراسی آينده ايران است و محور آن رهبری زنان است. همان طور که می دانيد رژيم ايران بر پايه بنيادگرايی بنا شده است و بنيادگرايی برای ساخت و بنای پايه های حاکميت خود از سرکوب و تحقير زنان آغاز می کند، اما در نهايت از مبارزه و قيام همين زمان سرکوب شده، در هم خواهد شکست.
اين حقيقت چکيده تجربه جنبش مقاومت ايران است. اين تجربه نشان می دهد که هر چه مبارزه برای کسب آزادی و دموکراسی سخت تر می شود، رويارويی با بنيادگرايی مذهبی هم عميق تر می شود و در نتيجه برای زن و مرد و شرکت زنان در مبارزه و به خصوص رهبری زنان بيشتر ضرورت می يابد.
نقش محوری زنان در مقاومت ايران، نتيجه يک مبارزه بغرنج و طولانی با مهيب ترين ديکتاتوری جهان است.
در انتها ما از سازمان ملل، از پرزيدنت اوباما و خاتم مرکل موکداً درخواست می کنيم که برای آزادی 7 گروگان اشرفی اقدام جدی به عمل آورند.
سلام بر مجاهدان زندان ليبرتی
سلام بر آزادی
زهره روشن غياثی ـ انجمن زنان عليه سنگسار
 
با درود به 52 شهيد سر فراز کهکشان اشرف که خون پاکشان را فديه آزادی ميهن در زنجيرشان کردند. و يکبار ديگر تصوير نينوا را در اين عصر آگاهی يا مظلوميتشان به جهان نشان دادند و درود به خواهران قهرمانم که توسط مزودران تا دندان مسلح عراقی به گروگان گرفته شده اند که با مقاومت و ايستادگی و اعتصاب غذايشان جهانی را به شگفتی وا داشته اند.
شما اشرفيان شهر شرف که سمبل فدا و ايستادگی می باشيد و در اين 12سال سختی و مصائب زيادی را پشت سر گذرانديد و با مقاومتان پرچم غرور و شرف ايرانی را به دوش کشيديد. خون پاک خواهر زهره و همرزمانش با حماسه حماسه جاودانه که آفريدند تضمين لبخند کودکان ايران آزاد فردا خواهند شد.
خون زنان مجاهد خلق شبهای تاريک ايران زمين را پر ستاره خواهيد کرد و آزادی را برای خلق در زنجيرمان خواهيد آورد. اين خامنه ای طلسم شکسته و شيخ حسن روحانی که فکر کرده اند با اين جنايت می توانند مجاهدين را از بين ببرند ولی اين احمقها نفهميدند که ازهر قطره خون خواهر زهره و خواهر گيتی و ديگر شهدا هزاران زهره و گيتی در ايران زمين جوانه می زند.
سلام بر اين شهدا روزی که زاده شدند و روزی که به عهد و پيمان خود وفا کردند و جاودانه شدند.
مرگ بر اصل ولايت فقيه
زنده با ارتش آزادی
درود بر رجوی

دکتر معصومه بلورچی _ نماينده شورای ملی مقاومت در آلمان
 
با هزاران درود به 52 شهيد قهرمان کهکشان زهره
هزاران درود به زهره و ژيلا، گيتی و ميترا و فاطمه و مريم که الگوی راستين زنان رهای مجاهد خلقند و باعث افتخار همه زنان ايرانی و زنان دنيا
و با تعظيم به شهيدان کهکشان اشرف که در رزم ستايش انگيزشان اشرف و آرمان آن را جاودانه و تکثير کردند.
با سلام خدمت دوستان عزيز و همه خواهران و برادران مجاهد و قهرمانم در ليبرتی
و با درود خدمت همه خواهران و برادرانم در صحنه های رزم مقدس اعتصاب غذا در ليبرتی، ژنو، برلين، لندن، اتاوا و ملبورن.
درود برهمه شما که در اعتراض به اين بی عملی بزدلانه در مقابل رژيم جنايتکار ملاها در تهران و مزدوران مالکی در عراق، با همه سلولهای خود می جنگيد و با همه وجودتان نه می گوييد.
به راستی که کهکشان زهره الگوی آرمانی مقاومت بهر قيمت با پرداخت قيمت آن که مرام تسليم و عجز و ناتوانی را از بنياد باطل کردند و به می توان و بايد معنايی جديد بخشيدند،
بله بله می توان و بايد اين رژيم جنايتکار را با پرداخت بهای آن سرنگون کرد.
البته برای شخص من شهادت 52تن از عزيزترين خواهران و برادرانم و همچنين پسر قهرمانم رحمان مايه دردی عميق و رنج بسيار است، دردی که نه به آن عادت می کنم و نه از آن کم می شود. چرا که از هر کدام هزارها خاطره دارم. از پسر عزيز و دوست داشتنی ام رحمان که هرگز نمی توانم باور کنم که ديگر او را نخواهم ديد و در آغوشش نخواهم کشيد. چرا که او را در چهره تک تک شما و همه عزمهای جزم برای سرنگونی اين رژيم می بينم.
برای همين مزدوران جنايتکار رژيم، نفرات مالکی از او و ديگر يارانش حتی وقتی دستهايش را از پشت بسته بودند می ترسيدند و او را به شهادت رساندند. چه دليران و چه قهرمانانی
غافل از اين که هرگز نتوانستند روح و اراده سرکش و آزادش را لحظه ای و ذره يی به بند بکشند.
درود بر تک تک قهرمانان کهکشان اشرف
دوستان، خواهران و برادران عزيزم
تا آنجا که به مقاومت ايران و اشرف برمی گردد، کهکشان اشرف، درخشانترين فروغ راهگشا و مايه سربلندی و استواری اراده ها و شکل گيری عزمهای جديد برای پيروزی است ولی آنجا که به مماشاتگران با آخوندها در سازمان ملل و آمريکا و اروپا برمی گردد، اين کشتار اسباب ننگ و روسياهی ابدی ست چرا که ما بارها و بارها به صورت کتبی و شفاهی، در نامه ها و ملاقاتها در کنفرانسها و گردهماييها هشدار داده بوديم که دولت عراق به دستور رژيم ايران در تدارک فاجعه انسانی ديگری است، در همه دنيا و در همين برلين و ساير شهرها بارها و بارها تظاهرات و آکسيون و تحصن گذاشتيم، ولی در پاسخ به اين هشدارها هيچ اقدام عملی نه از اين جا يعنی دولت آلمان طرف دولت آمريکا نه سازمان ملل اتفاق افتاد امروز اين جا جمع شده ايم که همان طور که رئيس جمهور برگزيده مقاومت در ژنو اعلام کرد تکرار کنيم،
«ما عهد کرده ايم که اين توازن ناحق و نامشروع را درهم بشکنيم ما عهد کرده ايم که اجازه ندهيم دولتها و نهادهای بين المللی با سکوت و بی عملی راه را برای رژيم ديکتاتور تهران و عراق هموار کنند
ما در اين جا به يکسری اقدامات فوری به آمريکا، ملل متحد، اتحاديه اروپا و آلمان فراخوان می دهيم:
1- دولت عراق را برای آزادی گروگانها تحت فشار قرار دهند و در غيراينصورت در روابط و کمکهای خود به عراق، تجديدنظر کنند.
2- از سازمان ملل و دبيرکل و معاون سياسی او بخواهند يک تيم مانيتورينگ و يک واحد از نيروهای کلاه آبی را به طور دائمی در ليبرتی مستقر سازد.
3- دبيرکل و کميسر عالی حقوق بشر، يک تحقيقات مستقل در مورد جنايت اول سپتامبر انجام دهند.
ما تا رسيدن به همه خواسته هايمان از پا نخواهيم نشست.
سلام بر آزادی
درود برهمه شما

دتلف تيلا نماينده هيأت حزب دموکرات مسيحی برلين
 
ابتدا می خواهم سلامهای آقای کلاوز ديتر گروهلر (Claus Dieter Gruehler) کانديدای منطقه يی از مجلس فدرال را که هم اکنون در اين گردهمايی حضور ندارد را بشما منتقل کنم.
او خيلی مايل بود که در اين جا حضور می داشت و با شما هم احساس می شد و با شما به تظاهرات می پرداخت. متأسفانه وظايف ديگری به او محول شد و نمی تواند در اين جا با ما باشد.
من اميدوارم که به عنوان يک عضو کوچک چند کلمه ای با شما گفتگو کنم.
هر چند برای اولين بار نبود که فيلم قتل عام 52نفر را مشاهده کردم ولی باز هم برای من تکان دهنده بود که ارزشهای انسانی در برخورد با اين قربانيان زيرپا گذاشته شده بود. علاوه براين 7نفر هم به گروگان گرفته شده و مورد شکنجه قرار گرفته اند. ارزشهای انسانی در ارتباط با 42نفر باقيمانده نيز نقض شده است.
حالا شما را می بينم شما هايی که به اين جا آمده ايد و اين جا جمع شده ايد. شما هايی که به صورت متحد صدای خود را بلند می کنيد و از ارزشهای انسانی دفاع می کنيد و اين را هدف خود قرار داده ايد که اين انسانها را تکريم کرده و خواستار آزادی هفت نفر هستيد.
من اميدوارم که از اين جرقه کوچک که در اين محل زده شده است حريق بزرگی به وجود آمده و هدفش آن باشد که با اعمال فشار ملاهای حاکم بر ايران را وادار نمايد که اين هفت نفر آزاد شوند. برای تحقق بخشيدن به اين خواسته من سعی خود را خواهم کرد. نماينده انتخابی من نيز همين کار را خواهد کرد و ما تلاش خود را خواهيم کرد که دولت (آلمان) بيش از اين در اين زمينه سکوت اختيار نکند.
اين گروگانها را آزاد کنيد - اين گروگانها را آزاد کنيد
موضوع مهم ديگری که هنوز مرا آزار می دهد اين که چگونه ممکن است انسانهای ديگر که به مذهب ديگری اعتقاد دارند و بهمين دليل دارای طرز فکر ديگری هستند به وسيله رژيم ملاها تحت تعقيب قرار بگيرند؟ اين انسانها رزمندگان آزادی هستند آنان قهرمانانی هستند که بايد هر چه سريعتر مورد حمايت قرار بگيرند.
خانمها و آقايان عزيز، افراد زياد ديگری برای شما صحبت خواهند کرد، بهمين دليل من نمی خواهم مزاحم وقت شما بشوم. من افتخار می کنم که در اين جا هستم. من خيلی خوشحال هستم که به همراه شما برای يک هدف مهم مبارزه می کنيم. من در مقابل 52تن که برای اين اهداف جان باختند سر تعظيم فرود می آورم.

علی فلاح- کانون مدافعان حقوق بشر در ايران – هواداران مجاهدين
 
به نام شعله های فروزان مقاومت
به نام مقدس آزادی و به نام ايران
با سلام به ارواح پاک شهدای کهکشان اشرف
و با درود به مجاهدان محصور در زندان ليبرتی
از ماهها پيش و پس از حمله موشکی به ليبرتی، يک کر شنيع هماهنگ توسط ايادی و مزدوران بی مزد و با مزد ولی فقيه جانی عليه مجاهدان اشرفی و رهبر پاکبازشان مسعود آغاز گرديده بود که روز و شب بر منابر اينترنتی و در کوچه پس کوچه های فيس بوک و فضای مجازی به نيابت از اربابشان در تهران اشک تمساح برای مجاهدين و روضه وادادن و بريدن و تسليم و سازش می خواندند تا بتوانند زمينه کشتار ديگر بار مجاهدين را برای اربابشان فراهم آورند.
ما اعضاء انجمن دفاع از حقوق بشر در ايران، ضمن محکوم کردن توطئه کثيف استعمار و ارتجاع و قتل عام وحشيانه مجاهدان اشرف، لذا از دولت آمريکا می خواهيم ضمن عمل به قرارداد حفاظت منعقده با اشرفيان، به اتفاق سازمان ملل و دولتهای اروپايی، دولت دست نشانده نوری مالکی را وادار نمايند 7 گروگان اشرفی را که در معرض فشارهای فيزيکی و روحی و خطر استرداد به ايران هستند، آزاد کند.
درود بی پايان بر شهدای اين مقاومت خونين بالاخص 52 فروغ آزادی کهکشان زهره
سلام بر مسعود که همه عزم و رزم و ايستادگی ما از اوست
درود بر رئيس جمهور برگزيده مقاومت مردم ايران، مهرتابان آسمان ايران زمين درود

نادر جوان خوشدل
 
خانمها و آقايان
من تاريخ را دوست دارم؛ به ويژه تاريخ سرزمينم را، چرا که تاريخ آموزگار بزرگی است که، آگاهی ما را برای برداشتن گامهای ضروری در زندگی، تنظيم و هدايت می کند.
تاريخ در حقيقت جهانبينی تکامل يابنده در ذهن و شعور فرد فرد ماست.
اگر تاريخ مدرن ايران را از مشروطيت تا امروز به شمار آوريم، خواهيم ديد، که از هزاران ايرانی مبارز راه آزادی که، جانشان را نيز برای سربلندی سرزمينمان فدا کردند، تنها چند نام بزرگ در حافظه ی تاريخی مردم ايران نقش بسته است.
ستارخان، باقرخان و دکتر محمد مصدق و چند تای ديگر، نامهای بزرگی هستند که بعضاً با گذشتن از جان خود، سمت و سوی رشد و تکامل اجتماعی را با مبارزات خود برای هميشه تعيين کرده اند.
پنجاه سال پس از کودتای ننگين 28مرداد توسط استعمار انگليس و آمريکا و شاه خائن عليه حکومت ملی دکتر محمد مصدق، اينک جامعه ايران نام رهبر ديگری را در حافظهی خود ثبت کرده است. اين نام، نام رهبر سازمان مجاهدين خلق ايران است.
دوست و دشمن بر اين نکته تأکيد دارند که درايت، هوشياری انقلابی، برتر شمردن خواست و اراده ی ملی، از ويژگيهای اساسی مسعود رجوی است، که از يک سو انسجام تشکيلاتی را به دنبال داشته است و از سوی ديگر ارکان خونخوارترين، جبارترين حکومت تاريخ معاصر جهان را به لرزه در آورده است.
ديگر شگفت آور نخواهد بود اگر بگويم که مسعود رجوی محبوب قلب مبارزان راه آزادی ست.
که با گذشتن از مال و جان خود و فارغ از نيازهای جوانی و پيری آگاهانه برای آزادی سرزمينمان از چنگال خونين آخوندهای مدافع جهل و جنون، دست از مبارزه نخواهيم کشيد.
سلام بر آزادی، سلام بر خلق ايران زمين، زنده باد ايران،
درود به مسعود رجوی، درود بر مريم رجوی.

منصور وجود - جامعه ايرانيان در تبعيد برلين

 
دوستان و همراهان و همرزمان گرامی،
به عنوان مسئول جامعه ايرانيان در تبعيد در برلين از طرف همه اعضای اين جامعه به روانهای پاک 52 شهيد قهرمان درود می فرستم و برای پشتيبانی همه جانبه از ساير فرزندان فداکار مردم ايران اعلام آمادگی می کنم
رژيم در تنگنايی سخت قرار گرفته است با چشمداشت به اين واقعيت، با چهرۀ روحانی در پی فريب اروپا و آمريکا است. برای ما روشن است که زد و بندهای پشت پرده با رژيم آخوندی، برای حفظ منافع اقتصادی کشورهای صنعتی، صورت گرفته و پس از اين نيز، صورت خواهد گرفت. اما تجربه و نتيجۀ عملی مذاکرات درازمدت با نمايندگان حکومت آخوندی چه بوده است؟
دوستان، همراهان و همرزمان گرامی،
اشرف يک سنت و يک ايدۀ مبارزاتی ست. اشرفيان حامل اين سنت و ايده هستند. ما همه به خوبی بر اين امر آگاهی داريم که ايده را با نيرومندترين سلاحهای موجود نيز، نمی توان از ميان برد. اشرفيانی که در پی هماهنگيهای رذيلانه، به خاک و خون کشيده شدند، تواناتر در ايده های ما و در سنت مبارزاتی ما برخاسته اند؛ بيدارتر از ديروز، هشيارتر از ماه پيش و استوارتر از ساليان پيشين. باشد تا باز برويد از هر بذری، نهالی سبز يا که لاله ای سرخ و خونين رنگ.
ما بر اين، باور داريم.
درود بر روان پاک اين آزاد زنان و آزاد مردانی که برای رهايی ميهنمان از جان خود، دريغ نکردند.
زنده باد ايران.
زنده باد آزادی.
زنده باد اشرف و اشرفيان
درود بر مسعود رجوی معلم بزرگ ما
ان سفر کرده که سد قافله دل همراه اوست هر کجا اوست خدايا به سلامت دارش

برند هويسلر_ نايب رئيس و سخنگوی حقوق بشر کانون وکلای برلين
 
وقتی (سال 2009) در ديدارهايی که با سخنگويان شورای ملی مقاومت ايران داشتم، به من گفته شد که اتفاقاتی در اشرف در حال رخ دادن است که بسيار نگران کننده هستند، از جمله اين که کمپ محاصره می شود، ديداری ديگر صورت نمی گيرد، امکان ورود و خروج نيست و يا با مشکلات بسيار. همه اينها برای من فقط علائمی از آن بود که می خواهند ساکنان آنجا را به قتل برسانند، يعنی به لحاظ فيزيکی نابود کنند. و من کمی غافلگير شدم. صحت اين حرف، اولين تأييد عملی خود را در ژوئيه 2009 دريافت کرد زمانی که اولين تهاجم به شهر اشرف رخ داد: سپس تا يورش بعدی در سال 2011 يک اتفاق ناراحت کننده ای افتاد. و من اين را به اين دليل ذکر می کنم، که به شما نشان بدهم که آشکارا يک طرح و برنامه دراز مدتی پشت اين حوادث است. آنموقع محاصره [اشرف] را تشديد کردند. ديگر اجازه وارد کردن دارو و يا وسائل پزشکی را ندادند. اين يک جرم و جنايت در حوزه حقوق بين الملل است. اين يک اقدام برای ريشه کنی است. در اساس همانجا می بايست جامعه بين المللی مداخله می کرد، چرا که آنها اين را ميدانستند و بايد اين موضوع را به ديوان جزايی بين المللی می سپردند.
ما امروز می دانيم که پروژه های تحقيقاتی وجود دارد که چگونه با صوت می توان شکنجه کرد و يا حتی انسانها را کشت. با اين روش تلاش کردند ساکنان اشرف را فراری بدهند. اين کوچ دادن اجباری است. اين نيز يک جنايت در حوزه حقوق جزای بين الملل است.
و سپس رئيس يونامی عوض شد و آقای کوبلر آمد – و اين يک رخداد وحشتناک برای همه بود.
کوبلر باعث شد به آنها (ساکنان) اجازه داده نشد که جليقه های حفاظتی خود را در کمپ ليبرتی برتن داشته باشند به آنها اجازه داده نشد که کلاههای ايمنی داشته باشد، و باز هم بدتر اين که ديوارهای حفاظتی بتونی به نام تی وال که پيش از آن در کمپ بودند، جمع آوری شدند.
من بی دليل به ذکر مواردی از ارتکاب به جرايم در حوزه حقوق بين الملل اشاره نکردم. ما نبايد منتظر شويم. به طور خاص ما در آلمان نمی توانيم. چون که ما ميراث تلخ دوران نازيسم را با خود حمل می کنيم. اما همزمان علل شکل گيری اصول نورنبرگ که برمبنای دادگاههای جنايت جنگی نورنبرگ ايجاد شدند را نيز به عنوان دست آورد داريم. اين اصول متعاقباً اصول مبنايی حقوق عمومی بين الملل را تشکيل دادند که شامل حال همه [کشورها] می شوند، فارغ از اين که آن کشورها امضاکننده پيمانها باشند يا خير. يعنی مشمول همه کشورهايی نيز می شود که به ديوان عالی جزايی بين المللی نپيوسته اند.
به هيچ وجه امر مشکلی نيست چنان چه شورای امنيت در اين مورد به ديوان عالی جزايی بين المللی ماموريتی برای انجام تحقيقات بدهد و يا از آن بخواهد که پرونده يی در انطباق با آن به راه اندازد
حاکمان بغداد بايد ياد بگيرند که نمی توانند هرکاری که دلشان خواست بکنند.
بدين ترتيب ما هم می توانيم از همين آلمان يک سهم جدی در مبارزه با رژيم انجام دهيم.
از توجهات شما بسيار متشکرم

مهدی ملک محمدی جامعه متخصصان شمال آلمان
 
سلام، سلام به خانم دکتر و اعتصابيون عزيز
تهاجم می کنند، ناجوانمردانه می کشند
اما نمی دانند تهاجمی که کمر ما را نشکند هر چقدر سخت و مهيب باشد دوباره قد علم می کنيم.
هر چقدر ضربه بزنند، ما بيشتر مجذوب سازمان شده و خود را مديون تر می دانيم و قدر رهبری سازمان را بهتر می شناسيم، چونکه اين همه پايداری و مقاومت بدون وجود رهبری امکانپذير نيست.
ما امروز موکداً می خواهيم که 7 گروگان را آزاد کنند و UN – آمريکا – و کشورهای اروپايی را مسئول می دانيم.

همايون سيم لقايی ـ شورای ايرانيان شهر هامبورگ
 
با سلام و درود فراوان خدمت شما حضار محترم
و درودی بی پايان به اسطوره سرخ فام اشرف به خصوص 52 شهيد اول سپتامبر که چه مظلومانه اما چون سرو سرافراز و راست قامت و با مشتهای گره کرده به شهادت رسيدند.
ولی بيچاره شب پرستان جنايتکار بر اين باور بودند که در اين کشتار بزدلانه به اهدافی به مراتب بالاتر دست خواهند يافت.
آری شهيدان همواره در طول تاريخ با خون خود راهگشا بوده و خواهند بود.
راهی که توسط فرمانده مسعود نقشه مسيرش ترسيم شد. و همانا سرنگونی... سرنگونی... و سرنگونی ناميده شد.
و سلاحش برای طی کردن اين مسير پر مخاطره توسط سيمرغ رهايی در يک کلام يعنی... . ايثار و فدای حداکثر... . تعريف شد.
ولی اين جنايتکاران نمی دانند که مجاهدين پس از اين جنايت 52 بار در عزم و رزم خود ضرب شدند تا با اراده ای آهنين تر ريش و ريشه آخوندها را بسوزانند... ... و آن روز دير نيست.

دکتر مصعب طحان عضو شورای ملی سوريه
 
خانمها و آقايان،
خواهران و برادران عزيز،
نمايندگان محترم انجمنها، اتحاديه ها و بنيادهای ايرانيان در آلمان،
اين يک افتخار است که صحبت کوتاهی اين جا دارم.
به نام انقلاب سوريه به شما درود و سلام می فرستم.
انقلاب سوريه خونين است و کسی به آن کمک نمی کند. همه فقط تماشا می کنند. ما از خودمان سؤال می کنيم: جامعه بين المللی کجاست؟ سياست صلح جهانی کجاست؟ آنها با سياستشان تمام منطقه را بی ثبات می کنند. آنها می گويند نظاره می کنند ولی اين هم يک عمل است. و اين بی عملی و نظاره کردن غيرفعال، انسانی نيست. و از اين طريق تمام منطقه را بی ثبات می کنند. حتی اقتصاد جهان را هم بی ثبات می کنند. يکی از آنها رژيم ايران است. و با رژيم ايران چکار می کنند؟ همه با او معامله می کنند.
دوستان عزيزی که در اين جا جمع شده ايد. اين که من بتوانم در کنگره شما کوتاه صحبت کنم يک افتخار است. کاری که شما می کنيد الگويی برای من است. شما با فعاليتهايتان در انجمن هايتان سنگ بنای ساختمان آزادی در جهان هستيد و اين الگويی برای ما در سوريه است.
من اميدوارم که بعدها بتوانيم اين مسير را پی بگيريم. چيزی که ما در سوريه نداريم، در انقلاب سوريه نداريم يک زن فوق العاده ای ماننده مريم رجوی که ما را رهبری کند. اين چيزی است که ما در حال حاضر نداريم. چنين زن کاريسماتيک و فوق العاده.
رژيم مالکی به عنوان دست نشانده رژيم ايران فکر می کنند با کشتار و کارهايی که کرده اند می توانند به جايی برسند. اين 52 شهيد که در اول سپتامبر به قتل رسيدند از ما هستند. آنها برای ما مثل ستاره ها در آسمان آزادی هستند. آنها فکر می کردند می توانند اين نفرات را از بين ببرند ولی اين يک اشتباه است. آنها ستارگان درخشانی هستند. و برای ما و شخص خودم به شما خانم دکتر بلورچی صميمانه تسليت می گويم. رحمان برای ما يک ستاره درخشان در آسمان آزادی است.
نيازمند همبستگی بيشتر برای گروگانها در عراق هستيم. مسئوليت اين هفت گروگان با به اصطلاح ابرقدرتها است، با جامعه بين المللی است. آنها بايد اقدام کنند تا اين گروگانها آزاد بشوند و با اين عمل به ما هم کمک کرده اند، چون آنها قسمتی از ما، از خانواده ما هستند که برای آزادی و دموکراسی مبارزه می کنند.
خيلی متشکرم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر