9:51:02 AM 1393/2/18
|
مقاله دکتر وليد فارس - آمريکا در هيستوری نيوز
|
خطای استراتژيک واشينگتن در عراق: رها کردن اپوزيسيون در تبعيد ايران
هيستوری
نيوز، 6 می 2014- فشرده يی از مقاله دکتر وليد فارس - آمريکا دو خطای
جهانی در سياستهای منطقه يی خود مرتکب شده. يکی مشارکت با اخوان المسلمين و
پشتيبانانش در دنيای عرب که باعث يک قيام مردمی در مصر عليه رژيم اخوان
المسلمين شد.
خطای جهانی ديگر آمريکا معامله دولت اوباما و رژيم ايران بر اساس اين ايده بود که بزرگ آخوندها را مدره خواهد کرد. ولی همان طور که هر کس می تواند به روشنی ببيند، دستگاه نظامی و شبه نظامی آخوندها هر روز رشد می کند و رژيم ايران اين فريب دقيق را برای ساليان اجرا کرده است. مشخصاً از زمان حمله 11سپتامبر و سپس اشغال عراق. وقتی که به عقب نگاه کنيم به طور دردناکی روشن است که خطرناکترين حرکت توسط سرويسهای رژيم ايران و حاميانش در داخل عراق انجام شده و متأسفانه درست جلو چشمان آمريکايی ها.
همان طور که برای همه تماميت خواهان در تاريخ صدق می کند، بزرگترين ترس رژيم ايران از ناحيه اپوزيسيونی است که بتواند توده ها را بسيج و سازماندهی کند و بنياد اصلی رژيم را تکان بدهد. برای دهه ها آخوندها به روشنی نشان دادند که هيچ گونه تحملی برای هر نوع اپوزيسيون معنی دار، ندارند از زمان برقراری جمهوری اسلامی هزاران شهروند اعدام و شکنجه شده اند. سلاح رژيم آن قدر جلو رفت که مخالفان سياسی را در کشورهای خارجی بدون توجه به قانون بين المللی به قتل رساند. در سال 1999 رژيم يک قيام گسترده دانشجويی را در محيط دانشگاه سرکوب کرد و اين سياست سرکوب ادامه داشت و در قيام مردمی ژوئن 2009 به اوج خود رسيد.
خطرناکترين اپوزيسيون شناخته شده در برابر اين رژيم و نيروی سازمان يافته اش که در عراق مستقر است، شامل هزاران تن از اعضای گروه انقلابی ”مجاهدين خلق“ هستند که از سالها پيش در کشور همسايه، عراق جمع شدند و قرارگاهی به نام اشرف ساختند تا از آنجا برگشتشان به ايران را شروع کنند.
رژيم ايران از همه تاکتيکهای ممکن برای آسيب زدن به تبعيديان استفاده کرد، اما سرنگونی صدام نهايتاً يک فرصتی به آنها داد که مستقيماً به طرف عراق حرکت کنند. در دولت بوش، حفاظت آمريکاييان از تبعيديان ايرانی وجود داشت. اما واشينگتن در ارتباط با جامعه اشرف در فاصله بين سالهای 2003 تا 2009 يک اشتباه داشت: آن هم عدم ايجاد يک اتحاد استراتژيک جدی بود که اپوزيسيون ايران مستقر در عراق را قادر سازد که به نقطه ای رشد کند که بتواند توده ها را در داخل ايران بسيج کند. هفت سال حمايت به خوبی مهندسی شده غرب از تبعيديان می توانست يک چالش بزرگ ژئوپوليتيک برای رژيم ايران بسازد.
در سال 2009 دولت اوباما مسير را با ايران عوض کرد. در ژوئن همان سال اوباما يک نامه کاری به خامنه ای فرستاد. همان ماه رئيس جمهور آمريکا علامت داد که دولتش در طرف تظاهر کنندگان در تهران و بقيه شهرهای ايران نخواهد بود. سياست آمريکا در رابطه با اپوزيسيون ايران نيز از آن موقع تغيير کرد. اشرف رها شد و اين امر مجاهدين را در برابر حملات عناصر امنيتی طرفدار رژيم ايران آسيب پذير کرد. همه علائم حاکی از اين بود که دولت اوباما توافق کرده تبعيديان را ما به ازاء مراودات سياسی با رژيم ايران رها کند. گروه اپوزيسيون، که در سال 2011 مجدداً به آن حمله شد، در سال 2012 از اشرف به محل ديگری دورتر از مرز شناخته شده به عنوان کمپ ليبرتی جابه جا شد. ولی اذيت و آزار توسط مقامات بغداد که طرفدار رژيم ايران بودند افزايش يافت به اين دليل که رژيم ايران تحمل هر گونه حضور فعالان سياسی در کشوری آنطرف مرزش را نداشت. با اين که مجاهدين از ليست تروريستی آمريکا و اتحاديه اروپا خارج شدند، هجوم رژيم ايران عليه آنها اثبات کرد که خارج کردن اين نيروی سازماندهی شده از عراق توسط واشينگتن، به يک پيروزی برای رژيم آخوندها تبديل می شود.
رژيم ايران در حال حاضر بر روی تحکيم سلطه خود در عراق و گسترش اين نفوذ در سوريه و لبنان متمرکز است. اشتباه استراتژيک واشينگتن خيلی بزرگ است.. اين اشتباه معادل اين است که انگليسيها ژنرال دو گل و نيروی آزاد فرانسوی وی را از انگليس خارج می کردند آن هم در حالی که هيتلر داشت برای حمله آماده می شد.
خطای جهانی ديگر آمريکا معامله دولت اوباما و رژيم ايران بر اساس اين ايده بود که بزرگ آخوندها را مدره خواهد کرد. ولی همان طور که هر کس می تواند به روشنی ببيند، دستگاه نظامی و شبه نظامی آخوندها هر روز رشد می کند و رژيم ايران اين فريب دقيق را برای ساليان اجرا کرده است. مشخصاً از زمان حمله 11سپتامبر و سپس اشغال عراق. وقتی که به عقب نگاه کنيم به طور دردناکی روشن است که خطرناکترين حرکت توسط سرويسهای رژيم ايران و حاميانش در داخل عراق انجام شده و متأسفانه درست جلو چشمان آمريکايی ها.
همان طور که برای همه تماميت خواهان در تاريخ صدق می کند، بزرگترين ترس رژيم ايران از ناحيه اپوزيسيونی است که بتواند توده ها را بسيج و سازماندهی کند و بنياد اصلی رژيم را تکان بدهد. برای دهه ها آخوندها به روشنی نشان دادند که هيچ گونه تحملی برای هر نوع اپوزيسيون معنی دار، ندارند از زمان برقراری جمهوری اسلامی هزاران شهروند اعدام و شکنجه شده اند. سلاح رژيم آن قدر جلو رفت که مخالفان سياسی را در کشورهای خارجی بدون توجه به قانون بين المللی به قتل رساند. در سال 1999 رژيم يک قيام گسترده دانشجويی را در محيط دانشگاه سرکوب کرد و اين سياست سرکوب ادامه داشت و در قيام مردمی ژوئن 2009 به اوج خود رسيد.
خطرناکترين اپوزيسيون شناخته شده در برابر اين رژيم و نيروی سازمان يافته اش که در عراق مستقر است، شامل هزاران تن از اعضای گروه انقلابی ”مجاهدين خلق“ هستند که از سالها پيش در کشور همسايه، عراق جمع شدند و قرارگاهی به نام اشرف ساختند تا از آنجا برگشتشان به ايران را شروع کنند.
رژيم ايران از همه تاکتيکهای ممکن برای آسيب زدن به تبعيديان استفاده کرد، اما سرنگونی صدام نهايتاً يک فرصتی به آنها داد که مستقيماً به طرف عراق حرکت کنند. در دولت بوش، حفاظت آمريکاييان از تبعيديان ايرانی وجود داشت. اما واشينگتن در ارتباط با جامعه اشرف در فاصله بين سالهای 2003 تا 2009 يک اشتباه داشت: آن هم عدم ايجاد يک اتحاد استراتژيک جدی بود که اپوزيسيون ايران مستقر در عراق را قادر سازد که به نقطه ای رشد کند که بتواند توده ها را در داخل ايران بسيج کند. هفت سال حمايت به خوبی مهندسی شده غرب از تبعيديان می توانست يک چالش بزرگ ژئوپوليتيک برای رژيم ايران بسازد.
در سال 2009 دولت اوباما مسير را با ايران عوض کرد. در ژوئن همان سال اوباما يک نامه کاری به خامنه ای فرستاد. همان ماه رئيس جمهور آمريکا علامت داد که دولتش در طرف تظاهر کنندگان در تهران و بقيه شهرهای ايران نخواهد بود. سياست آمريکا در رابطه با اپوزيسيون ايران نيز از آن موقع تغيير کرد. اشرف رها شد و اين امر مجاهدين را در برابر حملات عناصر امنيتی طرفدار رژيم ايران آسيب پذير کرد. همه علائم حاکی از اين بود که دولت اوباما توافق کرده تبعيديان را ما به ازاء مراودات سياسی با رژيم ايران رها کند. گروه اپوزيسيون، که در سال 2011 مجدداً به آن حمله شد، در سال 2012 از اشرف به محل ديگری دورتر از مرز شناخته شده به عنوان کمپ ليبرتی جابه جا شد. ولی اذيت و آزار توسط مقامات بغداد که طرفدار رژيم ايران بودند افزايش يافت به اين دليل که رژيم ايران تحمل هر گونه حضور فعالان سياسی در کشوری آنطرف مرزش را نداشت. با اين که مجاهدين از ليست تروريستی آمريکا و اتحاديه اروپا خارج شدند، هجوم رژيم ايران عليه آنها اثبات کرد که خارج کردن اين نيروی سازماندهی شده از عراق توسط واشينگتن، به يک پيروزی برای رژيم آخوندها تبديل می شود.
رژيم ايران در حال حاضر بر روی تحکيم سلطه خود در عراق و گسترش اين نفوذ در سوريه و لبنان متمرکز است. اشتباه استراتژيک واشينگتن خيلی بزرگ است.. اين اشتباه معادل اين است که انگليسيها ژنرال دو گل و نيروی آزاد فرانسوی وی را از انگليس خارج می کردند آن هم در حالی که هيتلر داشت برای حمله آماده می شد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر