زمستان سال ۱۹۹۶ بود که خبر
مرگ حدود چهل زن هنگام زایمان در ولایت میدان وردک، پای خانم روشنک وردک را
از پاکستان به روستای پدریاش کشاند.
دکتر وردک دوره اول آموزشی
تخصص خود را در بخش زنان و زایمان تمام کرده بود که همسایگاناش خبر
تکاندهنده مرگ مادران در میدان وردک را به او بردند.
او میگوید به
رغم شک و تردید در مورد ادامه فعالیتش، آموزش تخصصاش را ناتمام گذاشت و
رسیدگی به مشکلات بهداشتی زنان در میدان وردک را ترجیح داد.
خانم
وردک میگوید: "شفاخانهای که در پاکستان کار میکردم، برایم وسایل طبی
(پزشکی) و ادویه/دارو فراهم کردند و من به شفاخانه ولسوالی سید آباد [میدان
وردک] آمدم. چند ماه پس از آمدن من، طالبان کابل را تصرف کردند. پنج سال
تحت حاکمیت طالبان در همین شفاخانه کار کردم."
Image caption
باغداری یکی از شغلهای مورد علاقه خانم وردک است
در مرکز درمانی که او اکنون کار میکند، هرکس جرأت
رفتن را ندارد، زیرا افراد گروه طالبان در ده سال گذشته در مناطق اطراف این
مرکز درمانی که در ولسوالی سید آباد و در امتداد شاهراه کابل-غزنی موقعیت
دارد، حضور دارند و بعد از مدتی به کاروانهای نیروهای امنیتی افغانستان
حمله میکنند.
می گوید: "هفته شش روز در شفاخانه سید آباد کار میکنم. روز جمعه
که رخصت هستم، بیماران مناطق دورتر از شفاخانه به خانه میآیند و مشغول
رسیدگی به مشکلات آنها میشوم. این شفاخانه در محلی موقعیت دارد که دسترسی
طالبان به این مطنقه آسان است. برخی بیماران هم وابستگان طالبان هستند."
او میگوید که در سه ولسوالی میدان وردک او تنها دکتر
زنان و زایمان است، به این دلیل در طول سال هر شب "گوش به زنگ" است و برای
رسیدگی به موارد عاجل نیمههای شب مجبور است به مرکز درمانی برود.
به
گفته خانم روشنک او در یک خانواده سیاسی در میدان وردک به دنیا آمده است.
پدر، پدر بزرگ و عمویش عضو مجلس نمایندگان افغانستان بودند. او نیز بعد از
سقوط گروه طالبان نماینده مجلس نمایندگان افغانستان شد.
اومیگوید
درمدتی که نماینده مجلس بوده نیز با طی بیش از ۴۰ کیلو متر راه هر روزه از
کابل به میدان وردک بر می گشته است تا به بیمارانش درمرکز درمانی سید اباد
رسیدگی کند.
به گفته او در مدتی که نماینده مجلس بود تلاش کرده است؛ قیرریزی جاده و ساخت مکاتب دخترانه از اولویتهای او بوده است.
دکتر
وردک در منطقه شیخ آباد، ولسوالی سید آباد در خانهای پدریاش تنها زندگی
میکند. مطالعه، آشپزی و نظارت از باغهای سیب و زمینهای زراعتی مشغله او
در زمانهای فراغتش از کار است.
او میگوید که "شاید برای بسیاری
خنده آور باشد، اما واقعیت این است که برای ازدواج فرصت پیدا نکردم. از کمک
به افراد مظلوم و نیازمند به ویژه زنان و کودکان که از روستایهای دور دست
میآیند لذت می برم."
سایر اعضای خانوداهاش در بریتانیا، آمریکا و کابل
زندگی میکنند. او به بیش از ۲۰ کشور خارجی سفر کرده ولی انتخابش زندگی در
کنار مردم و کار در مرکزدرمانی سید آباد بوده است.
او متولد روستای
دور افتاده در ولسوالی میدان وردک است. در پنج سالگی به کابل رفته و در
دانشکده پزشکی کابل درس خوانده است. پس از پایان تحصیل در اردوگاه های
مهاجران افغانستان در پاکستان خدمت کرده و اکنون نیز مشغول رسیدگی به
بیماران است.
خانم روشنک می گوید که به ادامه این ماموریتش مصمم و
متعهد است. در پایان گفتگو از او پرسیدم که بزرگترین آروزی زندگیاش چیست؟
پاسخاش کوتاه بود. "روزی برسد که در صلح و آرامش نفس بکشم و شاهد درمان
زخمیهای جنگ نباشم."

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر