بهاران خجسته اند ...
بهاران خجسته انداگر چه در آغوش زمستان خفته اند.
رازهای جاودانه سرزندگی را خمیازه وار واگویه می کنند،
بهاران خجسته اند
مهر سکوت بر لب گرفته اند،
از دل سرد زمین غنچه های نا باوری را پرورانده اند.
بهاران خجستهاند
جاودانه یخ های زمین را از هم گسسته اند،
در دیار عشق در دیارشور
دگر گونه رنگی با دهر سرشته اند
آواز رهایی در پس هر غنچه خفته است
رویای آبشاران در پس هر نگاه نهفته است
آی چشمه کوچک ، آی چشمه کوچک
در فراسوهای افق دریایی است.
ناصر آبادانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر