15 بهمن 1395
دانشجو آنلاین 95/11/15:«روز گذشته از
بیمارستان مرخص شده و میگوید: «فقط معجزه خداست که زنده ماندم و الان با
شما حرف میزنم.» او هیدی ظاهری است؛ یکی از کولبرانی است که هفته گذشته در
نزدیکی مرز سردشت گرفتار بهمن شدند و زیر برف ماندند.
چهار نفر از رفقایش در این حادثه، جانشان را از دست دادهاند و خودش دو روز در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان امام خمینی سردشت بستری بوده و چند روز را در بخش عمومی گذرانده و الان در حال استراحت در خانه است: «هنوز یک کم حالم بد است، یاد آن روز که میافتم دنیا روی سرم خراب میشود.»
متولد ۱۸ بهمن 1369 است، سه روز دیگر تازه بیست و شش سالش تمام میشود اما دو سه سالی است که تجربه کولبری دارد: «ما کارت عبور از مرز نداریم، کارت رفت و آمد مرز را به متاهلها میدهند اما من مجردم، چون کارت نداریم، باید قاچاقی برویم، هوا که تاریک میشود گروهی به کوه میزنیم یک کوه بلند در مرز عراق، جنسها را از همانجا میآوریم.»
شنبه گذشته هم گروهی به سمت کوه راه میافتند: «هوا خیلی سرد بود، یک عده میگفتند برویم، یک عده میگفتند نرویم ولی بالاخره رفتیم اما یکدفعه کولاک شد و برف شدید شد ما تصمیم گرفتیم برگردیم به سمت خانههایمان. میترسیدیم اگر جنس بیاوریم، آسیب ببیند.»
به گفته او اگر در حین انتقال اجناس آسیب ببینند ضرر و زیانش به عهده کولبران است: « از آنجا تا خانههایمان حدود 4 ساعت راه بود. راه افتایم باد شدید میآمد و هر لحظه بارش برف شدیدتر میشد.» لحظه گیر افتادن در بهمن را که میخواهد تعریف کند، چند لحظه مکث میکند، آب دهانش را قورت میدهد و صدایش میلرزد: «بهمن که آمد همه گروه فرار میکردند، سرو صدا میکردند و این طرف و آنطرف میدویدند که یکهو رفتیم زیر برف. هنوز این صحنهها جلوی چشمم است.»
او فقط هفت ».

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر