9:03:32 AM 1392/8/14
گاو «حسن» چه جوره؟ … ـ احمدرضا هاشمی
کشمکش
موافقان و مخالفان رابطه با آمريکا، ادبيات سياسی خاصی را در رسانه های
نظام به وجود آورده که اسمش را می شود گذاشت ادبيات گاوی! حالا اين که اين
ادبيات را پست مدرنيستی به حساب آورد يا پسا پست مدرنيسم يا يک چيز ديگر…
متخصصان فن بايد نظر بدهند.
به اين جهت می گويم «ادبيات گاوی» که هم موافقان و هم مخالفان، رابطه با آمريکا را به رابطه با گاو تشبيه می کنند، موافقان می گويند اين گاو اگر چه شاخ دارد، اما شير هم دارد. اما مخالفان می گويند اين گاو شاخ می زند، لگد می زند و شير هم نمی دهد. بنيانگذار اين ادبيات گاوی، آشيخ اکبر رفسنجانی است. که چند سال پيش، در دورانی که به نماز جمعه راه داشت، گفت: «آمريکاييها مثل گاو تحليل می کنند»! اخيراً حسين شريعتمداری در يادداشت روز کيهان (12/8) سعی کرد يقه يا پاچه رفسنجانی را گرفته که چرا «او که يک موقع «به درستی معتقد بود ”آمريکاييها مثل گاو تحليل می کنند“ حالا نسخه مذاکره با آمريکا را می پيچيد». به نظر ما اولاً اين ايراد وارد نيست. چون خود آن امام «ره» هم گفت که من ممکن است امروز يک حرفی را بزنم و فردا يک حرفی کاملاً خلاف آن! ثانياً نتيجه منطقی از حرف آ شيخ اکبر اين است که «گاو حيوانی است تحليلگر»! از آنجا که آشيخ اکبر در دوران کودکی و نوجوانی در روستای نوق بهره مان آشنايی خيلی نزديک با خر و گاو داشته، پس نظرش در اين باره ثقه است. مگر اين که کسی بگويد اين حرف در مورد همان گاوهای نوق صادق است و مثلاً شامل گاوهای قم نمی شود. لابد شما خواهيد گفت گاو، گاو است، دو جورش يک جور است و بهره مانی و قمی و غيره ندارد. … اما اين جور نيست! معلوم است که شما علم گاو شناسی را به اندازه کافی نمی دانيد. ببينيد گماشته مقام عظما، چقدر خوب در کيهان توضيح می دهد: «ايشان (رفسنجانی) توضيح نمی دهد که اگر آمريکا تغيير ماهيت نداده است - که هيچ نشانه ای از اين تغيير ماهيت احتمالی در دست نبوده و نيست - مذاکره با گاو چگونه امکان پذير است؟! گاوی که به قول ابوعلی سينا، حکيم بلند آوازهٴ جهان اسلام و ايران، «شاخ دارد و عقل ندارد»! واقعاً باريکلا به شريعتمداری نظام که چه جلوه های ناشناخته ای از نبوغ «ابوعلی سينا حکيم بلندآوازه جهان اسلام و ايران» پيدا کرده. کسی که کشف کرده گاو «شاخ دارد و عقل ندارد»! حالا گوش کنيد به حرفهای آن يکی باند که از جمله در روزنامه ابتکار (13/8) که مقاله يی دارد با اين عنوان «اين گاو هم شاخ دارد هم شير!» مقاله مزبور فوايد گاو را به خوبی شرح داده و می نويسد: «تيم مذاکره کننده تعريفشان از موقعيت ايران در مقابل گاو چموش آمريکايی فرق دارد. موافقين مذاکره معتقدند که به جای رويارويی با اين گاو که به توحشش منجر می شود و شاخش نصيب رقيب خواهد شد، بايد از اين رو در رويی به کناری آمد تا اين که بتوان به جای شاخش از شيرش استفاده کرد». البته ما آن موقعها که فوايد گاو را شرح می داديم، (دور از جناب) تاپالة گاو را هم از قلم نمی انداختيم. بعدها فهميديم که از آن در قالب خيلی مقامات می شود استفاده کرد، از جمله در مشاورت قوه قضاييه! ابتکار در ادامه می گويد: «می توان با تدبير و هوشمندی و با مديريت صحنه، خود را از شاخ زدن آن نجات داد و البته از شير آن بهره لازم را برد. گاو آمريکا هم چون ديگر گاوها فقط شاخ ندارد که شير هم دارد اين گاو را می توان مهار کرد و مديريتش نمود و حتی سوارش هم شد». ما يکی از کسانی که مديريت گاو را خيلی خوب بلد است که هم می تواند شير نامبرده را بخورد و هم شاخش را نخورد، معرفی می کنيم: گوساله! اميدواريم که جماعت رفسنجانی و حسن روحانی و روزنامه ابتکار از رهنمودهای کارشناسی جناب گوساله استفاده کنند و همين جوری بی گدار به آب نزنند و زير شکم هر گاوی نروند، چون بعضی گاوها نرند! به خصوص که در ميتولوژی (متل لوژی خودمان!) پس از طرح صورت مسأله که «گاو حسن چه جوره؟» تصريح شده که «نه شير داره، نه پستون!…». | |||

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر