قصه ای عشق در افغانستان، قصه ای مرگ است
دبی، العربیه.نت فارسی
قصه¬ای عشق در افغانستان، قصه¬ای مرگ است که ده ها زوج جوان افغان در
جریان چند سال گذشته به جرم دوست داشتن یکدیگر تهدید، شکنجه و حتی کشته
شده اند.
براساس گزارش العربیه.نت، داستان ذکیه و محمدعلی، نمونه ای از هزاران داستان عاشقانه در افغانستان است. ذکیه و محمدعلی دو جوان عاشق باشنده ولایت(استان) بامیان افغانستان اند که به تازگی به جرم دوست داشتن یکدیگر و ماندن درکنار هم از چند روز به اینطرف فراری اند، درکوه ها به سر میبرند تا در شکار افرادیکه قصد کشتن آنان را دارند نیفتند.
درهمین حال، روزنامه نیویارک تایمز نیز با انتشار گزارشی نوشته است، خانواده ذکیه شدیداً مخالف این کار اند و نمیخواهند که این دو زوج باهم ازدواج کنند.
اما چرا؟ اصل ماجرا از اینجا آغاز می شود.
به دلیل که ذکیه دختر قوم تاجیک است و محمدعلی از قوم هزاره و هردو باشنده ولایت بامیان اند و درهمسایگی یکدیگر بزرگ شده اند.
پدر ذکیه با مخالفت شدید اجازه نمیدهد که دخترش با یک پسر هزاره شیعه عروسی کند اما ذکیه میگوید:"خوشی بودن با محمدعلی برایم بزرگتر از ترس خانواده و دستگیر شدنم توسط دولت است."
این نخستین بار نیست که ولایت بامیان میزبان چنین ماجرا است بلکه در گذشته نیز چنین رابطه عاشقانه میان ده ها زوج جوان دراین ولایت صورت گرفته است.
براساس این گزارش، در گذشته دختران تاجیک با پسران هزاره و دختران هزاره با پسران تاجیک در ولایت بامیان افغانستان عروسی کرده اند اما به دلیل موجودیت تعصبات گسترده قومی، مذهبی و حاکمیت عرف¬ها و سنت های ناپسند در افغانستان سبب میگردد که چنین رابطه عاشقانه با رنگ های تعصبات قومی و مذهبی آلوده شده و سرانجام با غم به فرجام برسد.
اما برای فعلاً ذکیه و محمدعلی به دلیل رابطه عاشقانه و دوست داشتن فراری اند و درکوه ها پناه برده اند تا از شکار افرادیکه قصد کشتن این دو زوج را دارند در امان باشند.
با درنظرداشت روابط عاشقانه که درگذشته در افغانستان اتفاق افتاده بود احتمال آن وجود دارد که رابطه عاشقانه ذکیه و محمدعلی نیز به فرجام نرسد و سرانجام به یک ماجرا غم انگیز به پایان برسد.
براساس گزارش العربیه.نت، داستان ذکیه و محمدعلی، نمونه ای از هزاران داستان عاشقانه در افغانستان است. ذکیه و محمدعلی دو جوان عاشق باشنده ولایت(استان) بامیان افغانستان اند که به تازگی به جرم دوست داشتن یکدیگر و ماندن درکنار هم از چند روز به اینطرف فراری اند، درکوه ها به سر میبرند تا در شکار افرادیکه قصد کشتن آنان را دارند نیفتند.
درهمین حال، روزنامه نیویارک تایمز نیز با انتشار گزارشی نوشته است، خانواده ذکیه شدیداً مخالف این کار اند و نمیخواهند که این دو زوج باهم ازدواج کنند.
اما چرا؟ اصل ماجرا از اینجا آغاز می شود.
به دلیل که ذکیه دختر قوم تاجیک است و محمدعلی از قوم هزاره و هردو باشنده ولایت بامیان اند و درهمسایگی یکدیگر بزرگ شده اند.
پدر ذکیه با مخالفت شدید اجازه نمیدهد که دخترش با یک پسر هزاره شیعه عروسی کند اما ذکیه میگوید:"خوشی بودن با محمدعلی برایم بزرگتر از ترس خانواده و دستگیر شدنم توسط دولت است."
این نخستین بار نیست که ولایت بامیان میزبان چنین ماجرا است بلکه در گذشته نیز چنین رابطه عاشقانه میان ده ها زوج جوان دراین ولایت صورت گرفته است.
براساس این گزارش، در گذشته دختران تاجیک با پسران هزاره و دختران هزاره با پسران تاجیک در ولایت بامیان افغانستان عروسی کرده اند اما به دلیل موجودیت تعصبات گسترده قومی، مذهبی و حاکمیت عرف¬ها و سنت های ناپسند در افغانستان سبب میگردد که چنین رابطه عاشقانه با رنگ های تعصبات قومی و مذهبی آلوده شده و سرانجام با غم به فرجام برسد.
اما برای فعلاً ذکیه و محمدعلی به دلیل رابطه عاشقانه و دوست داشتن فراری اند و درکوه ها پناه برده اند تا از شکار افرادیکه قصد کشتن این دو زوج را دارند در امان باشند.
با درنظرداشت روابط عاشقانه که درگذشته در افغانستان اتفاق افتاده بود احتمال آن وجود دارد که رابطه عاشقانه ذکیه و محمدعلی نیز به فرجام نرسد و سرانجام به یک ماجرا غم انگیز به پایان برسد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر