یکشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۹۳

9:28:37 AM 1393/1/31
گردهمایی نمایندگان تشکلهای جوانان در پاریس
گردهمايی نمايندگان تشکلهای جوانان در پاريس

سناتور رابرت توريسلی: ايران بايد آزاد شود

سناتور رابرت توريسلی گردهمايی نمايندگان تشکلهای جوانان با حضور رئيس جمهور برگزيده مقاومت گفت: ملاها تنها يک دولت شکست خورده نيستند، آنها تنها دچار يک اشتباه در اعمال قانون و سياست نشده اند، ملاها يک سرطان هستند که همهٴ آن چيزهايی را که ما در جامعه بين المللی برای آن اهميت قائليم، در معرض خطر است.

سناتور رابرت توريسلي
 
 
خانم رجوی، دوستان، وقتی که امروز از خواب بيدار شدم به افراد کمپ ليبرتی و مبارزه آنها فکر کردم. اکنون هم به آنها فکر می کنم، امشب به آنها فکر خواهم کرد و من همان طور که شما قسم خورديد، من هم قسم می خورم، تا روزی که آنها در تهران و در يک جمهوری جديد و آزاد و دموکراتيک مورد احترام قرار گيرند، هر روز به آنها فکر کنم و در کنار آنها بايستم. من شنيدم که گفته شد، افراد ليبرتی در بند هستند، حقيقت اين است که آنها در حصار يک ديوار هستند. من شنيدم که گفته شد آنها قربانی هستند، حقيقت اين است که آنها بدون خدمات درمانی از زخمهای خود رنج می برند و گاه محروميتهای غذايی. اموال آنها به غارت برده شده. به آنها شليک شده. اما 75 ميليون ايرانی امروز در حالی از خواب بيدار شدند که امکان آزادی بيان ندارند، آنها نمی توانند دولت خود را انتخاب کنند، آنها نمی توانند آن طور که می خواهند در برابر خدای خود دعا کنند، آنها در يک استبداد مذهبی به بردگی کشيده می شوند. 3000 ايرانی امروز در حالی از خواب بيدار شدند که آزادانه سخن می گفتند، آنها همان طور که خودشان می خواستند خدای خود را می پرستيدند، آنها در حالی که در حصار ديوارهای زندان هستند، آزادانه نفس می کشند، چه در بند اسارت است دوستان من؟ آنهايی که در اسارت ملاها هستند يا 3000نفر ساکنان ليبرتی که در حصار ديوارها با مقاومت شان در برابر ملاها با کرامت زندگی می کنند؟ افراد ليبرتی! ما به شما و مبارزه تان افتخار می کنيم.

من آمدم تا شما را مخاطب قرار دهم اما مرا ببخشيد که توجه من رو به افراد جوانی است که امروز با ما در اين جا حضور دارند. حرفهای زيادی در مورد مثبتات رشد سن گفته می شود، من آمدم تا به شما يک حقيقت جاودان را بگويم، چنين چيزی وجود ندارد. اما شايد نگرشی رو به تاريخ و با گذشت زمان، ببينيد، آن چيزی که 10 يا 20سال بعد و در نسل بعدی خيلی روشن و واضح به نظر می رسد در زمان خودش پيچيده و بغرنج است. زمان آن است که حقيقت در مورد ايران بيان شود. زمان آن است که نسل شما چيزی را درک کند که در سالهای بعد روشن و واضح خواهد بود. اين تنها يک اختلاف در ميان تعدادی ديپلومات ميانسال نيست، اين تنها اختلاف مرزی يا اختلاف بر بخشی از قانون اساسی نيست، اين يک مبارزه برای قرن بيست و يکم است. شما وارثان يک فرهنگ غنی هستيد. برای هزاران سال مردم ايران فرهنگ و هنر و علم و سياست را به دنيا نشان دادند، شما با فرهنگ خود دنباله رو جهان نبوديد، بلکه شما کمک کرديد تا آن را هدايت کنيد و اين از شما دزديده شده است. ملاها سرنوشت شما را به گروگان گرفته اند، يک تقدير سرشته با مهر و محبت. آنها کشور و مردم و فرهنگ و فداکاريهای شما را به سرقت بردند. شما اين مسئوليت را انتخاب نکرديد اما اين مسئوليت شماست. ايران بايد آزاد شود. بايد آزاد باشد تا بتواند دوباره به دنيا بپيوندد تا بتواند به آن بيافزايد. اين مأموريت شماست. چيزهای زيادی وجود دارند که من در مورد کشورم به آن علاقه دارم. در آمريکا کلمه سازش و مصالحه، رفع اختلاف و مذاکره، همگی کلمات مثبتی هستند. هر کودک آمريکايی که در حياط مدرسه اش اختلافی دارد، به دوستش می گويد که بيا هر چه را که باقی است تقسيم کنيم. اين در حياط مدرسه کارآمد است، اين در دادگاه آمريکا و زندگی آمريکايی کارآمد است. اما برخی اوقات در زندگيتان شما با چيزی آن قدر شرور، اصولاً آن قدر با اشتباه روبه رو می شويد که نمی توانيد با آن مذاکره کنيد و نمی توانيد با آن مصالحه کنيد. ملاها تنها يک دولت شکست خورده نيستند، آنها تنها دچار يک اشتباه در اعمال قانون و سياست نشده اند، ملاها يک سرطان هستند که همهٴ آن چيزهايی را که ما در جامعه بين المللی برای آن اهميت قائليم، در معرض خطر است. اين سرطان 35سال پيش در تهران شروع شد. از طرفی حزب الله لبنان را بلعيده، در حال حاضر دارد سوريه را می بلعد، از اين پيشتر عراق را بلعيده، اين سؤال بنيادين نسل شماست: آيا آينده با گذشته فرق خواهد کرد؟ اين چه نوع حکومتی است که بر روی پناهندگان ليبرتی موشک شليک می کند؟ اين چه نوع حکومتی است که مردم خودش را صدتا صدتا و هزار هزار حلق آويز می کند؟ آن هم تنها به خاطر بيان حقيقت. چه نوع حکومتی؟ حکومت ايران. برخی اوقات چيزی برای گفتن نيست، تنها کاری برای انجام دادن وجود دارد. رژيم ايران بايد از بين برود. من به سخنرانان جوان گوش دادم و يکی از آنها ايران را سرزمين پدران توصيف کرد، ديگری گفت که خانه خودش است. من به ياد پدر خودم افتادم که در جوانی ايتاليا را ترک کرد. او آمريکايی بود. اما به عنوان يک مرد جوان، هدف وی نابودی فاشيسم ايتاليايی بود. او هنوز به ايتاليا عشق می ورزيد. شما شايد مقيم فرانسه باشيد، شما شايد مقيم کانادا باشيد، اما چيزی که در رگان شما جاريست، خون ملتی سربلند است. شما ايرانی هستيد. هيچ گاه فراموش نکنيد. هيچ گاه از دفاع از آن دست نکشيد. هيچ گاه از افتخار کردن به آن کوتاه نياييد.

برايم مهم نيست چه مسافتی را شما طی می کنيد، يا به کجا می رويد، ساکنان ليبرتی خواهران و برادران شما هستند و آزادی ايران مسئوليت شماست. اين در طول عمرتان با شما خواهد بود، هر کجا که برويد.

ساکنان ليبرتی، درد و رنج شما پايان نيافته است. اما يک نفر اين جا نيست که از شما حمايت نکند يا فراموشتان کند و ما فريب نخواهيم خورد، و ما تمرکز و هدف خود را گم نخواهيم کرد

شما می توانيد انتخابات خود را در عراق برگزار کنيد، مالکی می تواند صندوقهای رأی خود را پر کند، او می تواند دشمنان خود را بکشد، می تواند از ملايان بياموزد، و ممکن است موفق شود، اما تاريخ سال بعد يا نسل ما به پايان نمی رسد. همان طور که همکاران من گفته اند، عدالت می تواند به تأخير بيافتد. ما می توانيم مأيوس شويم، اما به همان يقينی که مردم ايران ملايان را به پای عدالت خواهند کشيد، خدا شاهد است که مالکی هم به پای عدالت کشيده خواهد شد. يعنی در يک دادگاه، بابت کاری که با ساکنان اشرف و ليبرتی کرد، برای کاری که با مردم خود کرد. ربودن انتخابات چيزی نصيب او نخواهد کرد، کشتن مخالفانش نتيجه يی نخواهد داشت. مالکی، تو به پای عدالت کشيده خواهی شد. خدا شاهد است، تو به پای عدالت کشيده خواهی شد.

با تشکر، در خاتمه دوستان من، به آن افراد جوان که با ما هستند، بار ديگر می گويم، در زندگی خود شما تصميماتی در مورد خانواده و شغل اتخاذ خواهيد کرد. مسائل بسيار مختلفی خواهد بود که بايد تصميم بگيريد و به زودی تصميم خواهيد گرفت. اما يک تصميم ديگر نيز وجود دارد که نبايد فراموش کنيد. دليلی برای زنده ماندن پيدا کنيد. فقط مربوط به خريد شما نيست، يا آنچه ذخيره می کنيد، يا حتی آن کسی که تصميم می گيرد دوست داشته باشيد.

مارتين لوتر کينگ گفت فردی که چيزی نيافته تا به خاطر آن بميرد دليلی برای زندگی نيافته است. آرمانهای بسياری در جهان وجود دارد که ارزش جنگيدن را دارند. ايجاد تغيير در آينده، زدودن جهان از اين سرطان، آزاد کردن سر زمين اجداد خود، اين آرمانی است که ارزش آن را دارد زندگی خود را وقف آن کنيد.
با تشکر فراوان

کريستوفر رولاند - عضو هيأت رئيسه دموکرات مسيحيان جوان ـ نروژ
 

دوستان عزيز، از شما بسيار متشکرم که امروز مرا دعوت کرديد. حقوق بشر حقوق جهانی است که هيچ مرز ملی نمی شناسد. بنابر اين برای من باعث افتخار است که به عنوان يک نروژی امروز در ميان شما باشم و به شرايط حقوق بشر مردم ايران و حقوق بشر ساکنان کمپ ليبرتی بپردازم. من هم مانند شما عميقاً معتقدم که مردم ايران نياز دارند و شايسته اين هستند که رهبر خود را در يک انتخابات عادلانه انتخاب کنند. من همچنين معتقدم که آنان بايد آزادی بيان، آزادی مذهب، و آزادی انتخاب حل هر مسأله ای که در زندگی با آن مواجه می شوند را بدون اين که توسط دولت خود مورد پيگرد و تعقيب قرار بگيرند داشته باشند. تعداد کل اعدامها توسط رژيم کنونی ثابت می کند که اين ديکتاتوری مذهبی بايد به پايان برسد و توسط دولتی که در انتخابات آزاد انتخاب شود جايگزين شود. حملات وحشيانه به ساکنان غيرمسلح ليبرتی غيرقابل قبول است. و بايد توسط کليه کشورهای دموکراتيک محکوم شود. امنيت پناهندگان يک مسئوليت بين المللی است و جهان بايد فوراً برای تأمين امنيت آنان اقدام کند. تمام کشورهای دموکراتيک جهان بايد به فراخوان سازمان ملل برای اقدام پاسخ بدهند و انتقال کليه ساکنان ليبرتی را تأمين کنند. جهان دموکراتيک بايد قاطعانه و شانه به شانه جنبش دموکراتيک ايران بايستد. متشکرم

ياکوب مهله مشاور سياسی محافظه کاران جوان ـ نروژ

 
دوستان عزيز، خانم رجوی
من يک مشاور سياسی هستم و می توانم پيام را به رسانه ها و محيط کارم منتقل کنم و با دوستان و يا خارجيان در اين باره صحبت کنم. و من قول داده ام که اين کار را بکنم چرا که نياز است که به اين اهداف در نروژ بيشتر توجه شود و من برای اين هدف تلاش خواهم کرد.
من گفته ام که در نروژ ساده است که بسياری حقوق را مفروض گرفت و اين آرزوی صميمانه من است که مردم ايران بتوانند در آينده ای نزديک همان حقوقی را که برای من مفروض است را به دست بياورند. من عميقاً از کارهای شما تحت تاثير قرار گرفته ام و عميقاً تحت تاثير اهداف و ماجراهای شما قرار دارم.
از اين که مرا دعوت کرديد متشکرم و به خاطر تلاشهايتان که برای جهانی آزادتر، برای جهانی دموکراتيک تر و عليه رژيم ايران است متشکرم.

آپارنا مگاره - مشاور سازماندهی محافظه کاران جوان نروژ
 

دوستان عزيز، برايم افتخار بزرگی است که به گردهمايی امروز دعوت شدم. همگی ما چيزهای زيادی را در مورد اهداف شما آموختيم. امروز با حضور در اين جا، من احساس می کنم که در اين موضوع دخيل هستم و فوريت آن را حس می کنم. من جوانان محافظه کار نروژ را نمايندگی می کنم و می خواهم به کشورم برگردم و هر آنچه را که امروز در اين جا در مورد کار شما و وضعيت فعلی آموختم با خودم ببرم. از اين طريق می خواهم مردم خودم را در اين باره آگاه کنم و امی دارم از اين طريق کمک کنم تا وضعيت به جلو حرکت کند، چرا که آگاهی قدرت است. يک بار ديگر از شما به خاطر اين دعوت تشکر می کنم و اميدوارم که اين ابتکار منجر به آزادی افراد کمپ ليبرتی شود و به زودی دموکراسی را در ايران برقرار کند. با تشکر.

سروش ابوطالبی - انجمن جوانان ايرانی دموکرات در بلژيک


خانم رئيس جمهور. اسم من سروش است. من دانشجوی علوم سياسی در بروکسل هستم. پدرم زندانی سياسی سابق است که چهار سال از دوران جوانيش را در زندانهای ملاها گذراند. در هشت سالگی ايران را به همراه خانواده ام ترک کردم. بنابراين در يک محيط آزاد بزرگ شدم. در زمانهای آزادم تمام تلاشم را می کنم که به مقاومت کمک کنم. تلاش می کنم ماکزيمم تلاشم را برای آزادی در ايران به کار ببندم. من اين خوشبختی را داشتم که با مقاومت ايران و مجاهدين خلق آشنا شوم. با آنها عليه رژيم ملاها فعاليت می کنم از طريق شرکت در تظاهرات، فعاليت اينترنتی، افشای مأموران ملاها، مبارزه با سانسور رژيم و آگاه سازی مردم در داخل کشور و همچنين با کمک مالی به مقاومت. اين يک کار مهم است چرا که به ما اجازه می دهد و تضمين می کند که يک مقاومت و جنبش مستقل و البته محبوب داشته باشيم. در ايران، هيچ کدام از آزاديهای فردی مورد احترام قرار نمی گيرند. از آغاز حکومت، اين رژيم دانشجويان را به عنوان دشمنان خود محسوب می کند. ولی نبرد ادامه دارد و ما شاهد آن هستيم. ايرانيان از هر فرصت برای اعتراض عليه رژيم استفاده می کنند. جشنهای سال نو، برنامه های ورزش و حتی مراسم تشييع پيکرهای شهدای راه آزادی. تمام اين کارها را با ريسک زياد انجام می دهند. ما که در اين جا آزاد و با دستان باز زندگی می کنيم، اين وظيفه ماست برای کسانی که تحت سرکوب زندگی می کنند مبارزه کنيم. اين وظيفه ماست که رژيم ملاها را سرنگون کنيم. همان طور که رئيس جمهورمان به حق گفت، می توان و بايد.
بله خواهر مريم ما می گوييم هيهات مناالذله و می توان و بايد رژيم خمينی را سرنگون کرد.
تغيير رژيم خودبخود صورت نخواهد گرفت. ما با مرکز تروريسم بين المللی روبه رو هستيم. ولی ما اين شانس بسيار بزرگ برخورداری از اين مقاومت سازمان يافته را داريم که حاضر به فداکاری است و از ابتلائات عبور کرده است. قهرمانان کمپ ليبرتی که برای آزادی می جنگند، الگو و اميد مردم ايران هستند. به همين خاطر است که رژيم ملاها از آنها به شدت می ترسد. می خواستم يادآوری کنم امروز 220روز است که 7 گروگان اشرفی توسط نيروهای عراقی ربوده شده اند و 220روز است که هيچ اقدام عملی از طرف ايالات متحده و سازمان ملل صورت نگرفته است. ما، انجمن جوانان ايرانی دموکرات در بلژيک، وظيفه خود می دانيم که هر کاری از عهده مان برمی آيد، انجام دهيم تا اين سياست غلط مماشات جامعه بين المللی با رژيم ملاها را تغيير دهيم. اين را وظيفه خود می دانيم که برای آزادی و حفاظت از حقوق ساکنان ليبرتی بجنگيم. هم اکنون می خواهم خطاب به جوانان در داخل ايران صحبت کنم. بدانيد که شما تنها نيستيد. افرادی اين جا هستند که برای شما می جنگند و حاضرند همه چيز را رها کنند تا همه چيز را برای شما به دست بياورند.
بله خواهران و برادران در داخل کشور، جوانان، بدانيد که تنها نيستيد. بدانيد که مجاهدينی هستند که دارند همه چيز خودشان را فدا می کنند برای شما که همه چيز را برای شما بياورند در ايران. مرسی

سارا قره اوغلان - انجمن جوانان مقيم سوئد - هواداران سازمان مجاهدين خلق ايران


دوستان و خانواده های عزيز، ميهمانان محترم و خانم رجوی عزيز، افتخار بزرگی است که امروز در برابر شما قرار دارم و اين فرصت را دارم که صحبت کنم. اسم من سارا هست و 19سال دارم و نماينده انجمن جوانان برای آزادی ايران هستم. من در سوئد به دنيا آمده و آنجا بزرگ شده ام و هرگز وطنم ايران را نديده ام. هر چند که هرگز در ايران نبوده ام، ولی من در بخش عمده زندگی خود يک هوادار پرافتخار سازمان مجاهدين خلق بوده ام. من می خواهم دوشادوش خواهران و برادرانم در کمپ ليبرتی و ايران بايستم و با آنها يک ايران آزاد با جدايی دين از دولت را بسازم.
اين رژيم وحشی تعداد بسياری از مردم را کشته، بسياری از دختران را مورد تجاوز قرارداده و سالهای متمادی آنها را شکنجه کرده و ديگر بس است. تا زمانی که شاهد آزادی در وطنم باشم، هرگز آرام خواهم گرفت و اين تعهدی است که به همه و به خواهران و برادرانم در کمپ ليبرتی و به طور خاص به شما خانم رئيس جمهور می دهم.
به عنوان يک جوان ايرانی ترديدی ندارم که ما با هم رژيم ملاها را در ايران سرنگون خواهيم کرد، چرا که ما دو رهبر بزرگ داريم؛ مسعود و مريم رجوی. آنها هميشه به ما آموخته اند که بايد
آنها هميشه به ما درباره اهميت و زيبايی آزادی، برابری زن و مرد و آزادی بيان آموخته اند. آنها همچنين به ما ياد داده اند که بايد در شرايط سخت متحدتر شويم. اکنون من در برابر شما ايستاده ام تا صدای سرکوب شدگان باشم. من صبا هفت برادران هستم، من آسيه رخشاني هستم، من حنيف امامي و من سياوش نظام الملکي هستم. من نمی توانم و نبايد آرام بگيرم تا اين که اهداف مشترک ما محقق شوند، يعنی ايرانی آزاد، بدون هر گونه تبعيض جنسی يا تفتيش عقايد مذهبی. متشکرم

ژان پير اسپيتزر - وکيل برجسته فرانسوي
 
 
دوستان عزيز، اين اعلاميه اجتماع انجمنهای جوانان، به تنهايی يک نتيجه گيری عالی از اين جلسه است. ولی همديگر را ترک نخواهيم کرد، بدون اين که سخنان نهايی را بگوييم. نتيجه گيری را به عهده جوانان می گذارم. آنها آينده هستند. ولی چند درس را بايد آموخت. اولين درسی که از اين جلسه فرا گرفتم، عزم تمامی شما است که گفتم خيلی انگيزاننده است. خانم رئيس جمهور گرامی، مبارزه شما به طرز شگفت انگيزی حمايت می شود. نکته دوم که می خواهم در مورد اين جلسه بگويم، چرا که تمام سخنرانان هم نظر بودند، نظرات يکسان بود، آنهايی که اين کارها را که ما ديدم (عليه اشرفيها) کردند جنايت کار هستند. آنها جنايتکارانی هستند که حقوق مقدس و پايه يی را نقض کردند. بايد آنها را تعقيب کرد. سؤالی که از ما حقوقدانان شد، خيلی مختصر به پرفسور کنار خودم گفتم، اين است که چطور؟ قطعاً اگر که ما در اين ايده بسيار زيبا يعنی بر پايی يک دادگاه جنايی بين المللی که توسط تمام کشورها مورد قبول واقع شود موفق می شديم، از جمله ايالات متحده، که تا کنون وارد نمی شود، می توانستيم، شما می توانستيد هر روز شکايتهايتان را به دادستانی اين دادگاه جنايی بين المللی بدهيد.

سومين نتيجه گيری، بايد از آن خلاص شد. خانم رئيس جمهور، امروز در مقدمه سؤال کردم، ما با شما، و به يمن شما و تاحدودی هم وکلا، حق قانونی مبارزه شما را اعاده کرديم، امشب من به اين فکر می کنم که با تمام کسانی که پشت اين تريبون آمدند، ديگر هيچ شکی در مشروعيت مبارزه شما وجود ندارد. من فراموش کردم بگويم. به هر حال شما يک تکيه گاه بين المللی داريد برای اين مبارزه ای که پيش می بريد عليه ملاها و در آن پيروز خواهيد شد.

سخن آخر. خيلی اروپايی است. من هيچ چيز در مورد مماشات دموکراسيهايمان نگفتم. چه زيبا و لطيف. چقدر قربانی آن چيزی هستيم که جايگزين ارزشهايمان شده است، يعنی تجارت و پول. و بعضاً می توان اعتراف کرد که خيلی ظريف است. ولی اين غيرقابل تحمل است. و من به اين فکر می کردم وقتی افراد مختلف اين مماشات را تقبيح می کردند و به رفتار وينستون چرچيل در سال 1938 اشاره می کردند. وينستون چرچيل به آنها گفت نه تنها ننگ را به دست آورديد بلکه جنگ را نيز به دست خواهيد آورد. بنابراين سخنان، نتيجه گيری و پايانی من اين است: شما نگهبان آن هستيد. هيچ گونه مماشاتی با جنايتکاران نبايد کرد. خيلی ممنون و با تشکر از همگی که تا الآن مانديد. در پايان از تمام جوانان و سخنرانان دعوت می کنم که بيايند در کنار رئيس جمهورمان خانم رجوی بايستند.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر