خوش رقصی های یک تواب تمام سوز,در آستانه حمله رژیم به زندان اوین
محمد حسین توتونچیان
بیانیه ی ۳۱۰ زندانی سیاسی علیه یاوه گوئیهای ایرج مصداقی "هم سیلی محکمی بود بر بناگوش مصداقی " که خود را در خواب و خیال صدای زندانیان میدید و هم " مشت محکمی بود بر فرق وزارت بد نام " که از طریق "مصداقی " قصد تست زندانیان سیاسی و فعال کردن آنان علیه مقاومت مردمی را در سر میپروراند . واقعیت این است که به علت تنفر عمومی زندانیان از " ایرج مصداقی " به خاطر تمامی کارهای ضدّ انقلابیش در گذشته ، جمع آوری این مقدار امضا کار مشکلی نبود . بخصوص که من نه دستگاه و نه تشکیلاتی داشتم و نه امکانات آنچنانی . اگر روزی فرصت کنم تمامی پیامهایی که گاها چند خط میشد و همراه امضا برای من فرستاده میشد در جایی به چاپ برسانم آن وقت همگان خواهند فهمید که پلشتی " اعمال مصداقی " تا کجا روح و جان زندانیان را آزرده کرده بود .
بعد از آن بیانیه رژیم عوامل خود را در صدای آمریکا فعال کرد تا به این " اسب مرده جانی دوباره ببخشد " . اما هیهات که آب رفته بجوی هرگز باز نخواهد گشت . "مصداقی " از آن به بعد " سایت خود را " به مرکز تولید کیفر خواست برای رزمندگان آزادی در زندان لیبرتی تبدیل کرده است . دادگاهای عراقی اگرچه که در رابطه با مجاهدین بی آهنگ هم میرقصند . اما نشخوار فضولات وزارت اطلاعات توسط عدهای وا مانده و ثبت آنها در سایت وزارت نشان پژواک مصداقی توجیهی است برای آنان تا فشار خود را بر روی ساکنان لیبرتی بالا ببرند .
" مصداقی " خود نیز هر از چند گاهی بصورت مجرم آنلاین علیه این مقاومت عقده گشایی میکند .همگان به چشم دیدند که او در نامه ا ی که به خانم مریم رجوی نوشت با جابجائی عامدانه ی تاریخ تولد یک مجاهد خلق نشان داد که تا کجا حاضر است برای اطلاعات آخوندی خط پیش ببرد .
این اوج رذالت مصداقی و خالی کردن کینهای بود که از اولین روز دستگیریش از مجاهدین در دل پنهان کرده بود.این همان بغض و کینی بود که از اولین روزهای ورودش به خارج کشور با آن هواداران را ابتدا مساله دار و بعد خانه نشین و منفعل میکرد.این همان جان مایهای بود که استعداد مزدور شدن و انجام ماموریت را به او داده و میدهد .
بی جهت نیست که هر گاه که اخوی گر ا مش از زیارت آخوندها بر میگردد ، او کفش و کلاه میکند و به آمریکا میرود تا هم پیامهای شفاهی و هم ملات های کتبی ارسالیاز ایران را دریافت کند . مبادا فکر کنید که برادر این مزدور سیاسی نیست،اصلا چنین نیست ،هر گاه که ما اینجا ایرج را افشا میکنیم بردارش بهمن در آمریکا یقه هواداران را میگیرد ..
بد نیست بدانید که انعکاس این خوش خد متی رذیلانه در درون خودشان به حد ی نفرت انگیز بود که حتی کسانی که سالها او را باد کرده و با مصاحبه های طولانی و دائمی حلوا حلوا یش کرده بودند از دور و بر او پراکنده شدند و چنین ننگی را بر خود روا ندیدند.
" مصداقی " که اینک مصاحبه کنندگان قبلیاش به ضدّ خودش تبدیل شده و علیه او موضع میگیرند در یک واکنش هیستریک به انتخاب "خانم مریم رجوی به عنوان زن برگزیده ی سال ۲۰۱۳ " . اینبار با عنوان پرسش عدهای , شروع به لاطائلاتی میکند که سوز و گداز وزارت اطلاعات را به بهترین وجهی بازتاب میدهد .
جا دارد همین جابه همه آنهایی که در رابطه با مجاهدین از مصداقی که به خون مجاهدین تشنه است سوال میپرسند از آیت الله بی بی سی تا صدای آمریکا تا کسانی که دور و بر او هستند و به قول شاملو شرافت در وجودشان ندرتی بهت انگیز است بگویم,
شیخی را پرسیدند از خود بی حیا تر ، دریده تر و جنایتکارتر کسی را دیدهای گفت : آری گفتند کیست ؟ گفت : آنانکه مرا میشناسند ، با اینهمه هر گاه که من را میبینند میگویند : التماس دعا !
" تواب شرمگین جنایتکار " درخوش رقصی آخرش در مطلبی که آن را ۱۸۰ درجه معکوس به خورد خواننده میدهد ، مدعی شده که سایت آفتابکاران به " بزرگنمأیی " انعکاس خبر حمله به زندانیان بند ۳۵۰ در سایت کلمه اعتراض کرده است . به " مصداقی باید گفت : که تو حقیر تر و درمانده تر از آن هستی که در این مورد به خواهی از " ما آتو " بگیری یا در باره زندان و زندانی نظری بدهی. برای معدود فریب خوردگانی که با حیلههای " مصداقی " آشنایی ندارند ، باید گفت : به حجم انعکاس این خبر در این دو سایت یعنی آفتابکاران و پژواک مصداقی نگاه کنید ، تا دریدگی و بی شرمی " مصداقی " را باز یابید .
" مصداقی " خود میداند که دیگر دم زدن او از زندان و زندانی جز لوث کردن موضوع هیچ چیز دیگری در بر ندارد . اما مضحکترین قسمت داستان آن است که او عامدانه و با نیتی شوم " سایت آفتابکاران " را ارکان اصلی مجاهدین مینامد . این در حالیست که " سایت آفتابکاران " در سال ۲۰۰۴ توسط نویسنده ی این سطور و چند نفر از دوستانم پایه گذاری شد . مدیریت این سایت را سالها نویسنده و شاعرر مبارز و دوست گرامیم آقای جمشید پیمان به عهده داشت . چند سالی است که به علت کسالت ایشان و گرفتاریهای دیگر مدیریت سایت را خود به عهده گرفتهام .
اگر چه که تذکری از طرف مجاهدین و یا هر انسان مسئولی ,قرین افتخار و مایه ی مباهات من است . اما سایت مستقل توسط من و چند تن از همبندان سابقم اداره میشود . همین نمونه به خوبی نشان میدهد که چگونه مصداقی بخاطر دشمنی هیستریک با مجاهدین و با عجله در اجرای ماموریت ، از هول حلیم مچ گیری از یک هوادار مجاهدین آن هم به حساب سازمان مجاهدین با سر در فاضلاب گشتابوی آخوندی غوطه ور شده است .
بگذارید همین جا اشاره کنم بر عکس همه ی اون شارلاتان بازی هاتی که دغلکاران دروغ گوی براه انداخته بودند که آی مجاهدین میخواهند مصداقی را بکشند . من به شخصه برای چنین عنصر پلیدی آرزوی طول عمر دارم . من بسیار امیدوارم که در فردای آزادی ایران " مصداقی "را به خاطر خیانت به خون شهدا و رنج اسرا در دادگاهی که قاضی و وکیلش و هیئت منصفه اش و تماشاچیانش همه از زندانیان دهه ۶۰ میباشند به محاکمه بکشانم . وصیت کرده ام اگر عمر من چنین فرصتی را نداد . هر زندانی که به آن خونهای پاک وفادا ر است این کار را انجام دهد . کیفر خواست " مصداقی را در کتابی با عنوان گزارش ۹۲ پروژه وزارتی "سلطانی /مصداقی " که به زودی در دسترس همگان قرار خواهد گرفت ، نوشتهام تا فرصت مطالعه و دفاع از خود را داشته باشد . در " همان کتاب " جواب مزخرفات همسر آخوند نشانش و دوستان پاسدار نشانش را هم دادهام .
پس بگذارید به " مصداقی " بگویم : تا همین جا در ملأ عام تمام سوز شدهای و تمام رشته هائی که برای خود بافته بودی " بر با د رفت " . اینک بعد از یک سال به دور وبر ت نگاه کن چه به دست آوردهای بجز دل ملا، و عنوان هایی چون " بره لاجوردی " , " تواب خائن " , " تواب نامزد کش " , " پلشتترین زندانی دهه شصت " و " خائن به خون شهدا " .
اما آنچه که امروز در زندان اوین و سایر زندانها میگذرد هیچ نیست الا استمرار سرکوب و تداوم مقاومت،.
از تصادم این دو همیشه جرقه بر میخیزد همان جرقهای که امروز به جامعه کشیده شده.زندان همیشه مرکز سرکوب از یکطرف و نماد مقاومت از طرف دیگر بوده است.دیکتاتور مناسب با ضربهای که در بیرون از مردم میخورد به زندانی فشار وارد میکند.دیکتاتور زندان را مناسبترین محل برای قدرت نمائی میبیند،.
زندانی اما حیاتش به مقاومت گره خورده است ،هر گاه از مقاومت دست بکشد آلت دست دیکتاتور میشود. برای دیکتاتور سرکوب در تاریکی ،در خفا و دور از انظار سود آور است. سرکوب افشا شده پایههای دیکتاتوری را لق میکند.بنا بر این سرکوب امروز زندانهای ایران واکنش دیکتاتور به مقاومت همه کسانی است که او را در صحنه داخلی و جهانی رسوا کردهاند.
باید بصورت مصداقی و همه کسانی که دیکتاتوری را تثبیت شده و مقاومت را به تمسخر میگیرند تًف کرد ،و تمام قد به یاری زندانیان دلاوری بر خا ست که تنها سلاح شان گوشت و پوست و استخوانشان است در برابر دژخیمانی تا بن دندان مسلح.
محمد حسین توتونچیان
محمد حسین توتونچیان
بیانیه ی ۳۱۰ زندانی سیاسی علیه یاوه گوئیهای ایرج مصداقی "هم سیلی محکمی بود بر بناگوش مصداقی " که خود را در خواب و خیال صدای زندانیان میدید و هم " مشت محکمی بود بر فرق وزارت بد نام " که از طریق "مصداقی " قصد تست زندانیان سیاسی و فعال کردن آنان علیه مقاومت مردمی را در سر میپروراند . واقعیت این است که به علت تنفر عمومی زندانیان از " ایرج مصداقی " به خاطر تمامی کارهای ضدّ انقلابیش در گذشته ، جمع آوری این مقدار امضا کار مشکلی نبود . بخصوص که من نه دستگاه و نه تشکیلاتی داشتم و نه امکانات آنچنانی . اگر روزی فرصت کنم تمامی پیامهایی که گاها چند خط میشد و همراه امضا برای من فرستاده میشد در جایی به چاپ برسانم آن وقت همگان خواهند فهمید که پلشتی " اعمال مصداقی " تا کجا روح و جان زندانیان را آزرده کرده بود .
بعد از آن بیانیه رژیم عوامل خود را در صدای آمریکا فعال کرد تا به این " اسب مرده جانی دوباره ببخشد " . اما هیهات که آب رفته بجوی هرگز باز نخواهد گشت . "مصداقی " از آن به بعد " سایت خود را " به مرکز تولید کیفر خواست برای رزمندگان آزادی در زندان لیبرتی تبدیل کرده است . دادگاهای عراقی اگرچه که در رابطه با مجاهدین بی آهنگ هم میرقصند . اما نشخوار فضولات وزارت اطلاعات توسط عدهای وا مانده و ثبت آنها در سایت وزارت نشان پژواک مصداقی توجیهی است برای آنان تا فشار خود را بر روی ساکنان لیبرتی بالا ببرند .
" مصداقی " خود نیز هر از چند گاهی بصورت مجرم آنلاین علیه این مقاومت عقده گشایی میکند .همگان به چشم دیدند که او در نامه ا ی که به خانم مریم رجوی نوشت با جابجائی عامدانه ی تاریخ تولد یک مجاهد خلق نشان داد که تا کجا حاضر است برای اطلاعات آخوندی خط پیش ببرد .
این اوج رذالت مصداقی و خالی کردن کینهای بود که از اولین روز دستگیریش از مجاهدین در دل پنهان کرده بود.این همان بغض و کینی بود که از اولین روزهای ورودش به خارج کشور با آن هواداران را ابتدا مساله دار و بعد خانه نشین و منفعل میکرد.این همان جان مایهای بود که استعداد مزدور شدن و انجام ماموریت را به او داده و میدهد .
بی جهت نیست که هر گاه که اخوی گر ا مش از زیارت آخوندها بر میگردد ، او کفش و کلاه میکند و به آمریکا میرود تا هم پیامهای شفاهی و هم ملات های کتبی ارسالیاز ایران را دریافت کند . مبادا فکر کنید که برادر این مزدور سیاسی نیست،اصلا چنین نیست ،هر گاه که ما اینجا ایرج را افشا میکنیم بردارش بهمن در آمریکا یقه هواداران را میگیرد ..
بد نیست بدانید که انعکاس این خوش خد متی رذیلانه در درون خودشان به حد ی نفرت انگیز بود که حتی کسانی که سالها او را باد کرده و با مصاحبه های طولانی و دائمی حلوا حلوا یش کرده بودند از دور و بر او پراکنده شدند و چنین ننگی را بر خود روا ندیدند.
" مصداقی " که اینک مصاحبه کنندگان قبلیاش به ضدّ خودش تبدیل شده و علیه او موضع میگیرند در یک واکنش هیستریک به انتخاب "خانم مریم رجوی به عنوان زن برگزیده ی سال ۲۰۱۳ " . اینبار با عنوان پرسش عدهای , شروع به لاطائلاتی میکند که سوز و گداز وزارت اطلاعات را به بهترین وجهی بازتاب میدهد .
جا دارد همین جابه همه آنهایی که در رابطه با مجاهدین از مصداقی که به خون مجاهدین تشنه است سوال میپرسند از آیت الله بی بی سی تا صدای آمریکا تا کسانی که دور و بر او هستند و به قول شاملو شرافت در وجودشان ندرتی بهت انگیز است بگویم,
شیخی را پرسیدند از خود بی حیا تر ، دریده تر و جنایتکارتر کسی را دیدهای گفت : آری گفتند کیست ؟ گفت : آنانکه مرا میشناسند ، با اینهمه هر گاه که من را میبینند میگویند : التماس دعا !
" تواب شرمگین جنایتکار " درخوش رقصی آخرش در مطلبی که آن را ۱۸۰ درجه معکوس به خورد خواننده میدهد ، مدعی شده که سایت آفتابکاران به " بزرگنمأیی " انعکاس خبر حمله به زندانیان بند ۳۵۰ در سایت کلمه اعتراض کرده است . به " مصداقی باید گفت : که تو حقیر تر و درمانده تر از آن هستی که در این مورد به خواهی از " ما آتو " بگیری یا در باره زندان و زندانی نظری بدهی. برای معدود فریب خوردگانی که با حیلههای " مصداقی " آشنایی ندارند ، باید گفت : به حجم انعکاس این خبر در این دو سایت یعنی آفتابکاران و پژواک مصداقی نگاه کنید ، تا دریدگی و بی شرمی " مصداقی " را باز یابید .
" مصداقی " خود میداند که دیگر دم زدن او از زندان و زندانی جز لوث کردن موضوع هیچ چیز دیگری در بر ندارد . اما مضحکترین قسمت داستان آن است که او عامدانه و با نیتی شوم " سایت آفتابکاران " را ارکان اصلی مجاهدین مینامد . این در حالیست که " سایت آفتابکاران " در سال ۲۰۰۴ توسط نویسنده ی این سطور و چند نفر از دوستانم پایه گذاری شد . مدیریت این سایت را سالها نویسنده و شاعرر مبارز و دوست گرامیم آقای جمشید پیمان به عهده داشت . چند سالی است که به علت کسالت ایشان و گرفتاریهای دیگر مدیریت سایت را خود به عهده گرفتهام .
اگر چه که تذکری از طرف مجاهدین و یا هر انسان مسئولی ,قرین افتخار و مایه ی مباهات من است . اما سایت مستقل توسط من و چند تن از همبندان سابقم اداره میشود . همین نمونه به خوبی نشان میدهد که چگونه مصداقی بخاطر دشمنی هیستریک با مجاهدین و با عجله در اجرای ماموریت ، از هول حلیم مچ گیری از یک هوادار مجاهدین آن هم به حساب سازمان مجاهدین با سر در فاضلاب گشتابوی آخوندی غوطه ور شده است .
بگذارید همین جا اشاره کنم بر عکس همه ی اون شارلاتان بازی هاتی که دغلکاران دروغ گوی براه انداخته بودند که آی مجاهدین میخواهند مصداقی را بکشند . من به شخصه برای چنین عنصر پلیدی آرزوی طول عمر دارم . من بسیار امیدوارم که در فردای آزادی ایران " مصداقی "را به خاطر خیانت به خون شهدا و رنج اسرا در دادگاهی که قاضی و وکیلش و هیئت منصفه اش و تماشاچیانش همه از زندانیان دهه ۶۰ میباشند به محاکمه بکشانم . وصیت کرده ام اگر عمر من چنین فرصتی را نداد . هر زندانی که به آن خونهای پاک وفادا ر است این کار را انجام دهد . کیفر خواست " مصداقی را در کتابی با عنوان گزارش ۹۲ پروژه وزارتی "سلطانی /مصداقی " که به زودی در دسترس همگان قرار خواهد گرفت ، نوشتهام تا فرصت مطالعه و دفاع از خود را داشته باشد . در " همان کتاب " جواب مزخرفات همسر آخوند نشانش و دوستان پاسدار نشانش را هم دادهام .
پس بگذارید به " مصداقی " بگویم : تا همین جا در ملأ عام تمام سوز شدهای و تمام رشته هائی که برای خود بافته بودی " بر با د رفت " . اینک بعد از یک سال به دور وبر ت نگاه کن چه به دست آوردهای بجز دل ملا، و عنوان هایی چون " بره لاجوردی " , " تواب خائن " , " تواب نامزد کش " , " پلشتترین زندانی دهه شصت " و " خائن به خون شهدا " .
اما آنچه که امروز در زندان اوین و سایر زندانها میگذرد هیچ نیست الا استمرار سرکوب و تداوم مقاومت،.
از تصادم این دو همیشه جرقه بر میخیزد همان جرقهای که امروز به جامعه کشیده شده.زندان همیشه مرکز سرکوب از یکطرف و نماد مقاومت از طرف دیگر بوده است.دیکتاتور مناسب با ضربهای که در بیرون از مردم میخورد به زندانی فشار وارد میکند.دیکتاتور زندان را مناسبترین محل برای قدرت نمائی میبیند،.
زندانی اما حیاتش به مقاومت گره خورده است ،هر گاه از مقاومت دست بکشد آلت دست دیکتاتور میشود. برای دیکتاتور سرکوب در تاریکی ،در خفا و دور از انظار سود آور است. سرکوب افشا شده پایههای دیکتاتوری را لق میکند.بنا بر این سرکوب امروز زندانهای ایران واکنش دیکتاتور به مقاومت همه کسانی است که او را در صحنه داخلی و جهانی رسوا کردهاند.
باید بصورت مصداقی و همه کسانی که دیکتاتوری را تثبیت شده و مقاومت را به تمسخر میگیرند تًف کرد ،و تمام قد به یاری زندانیان دلاوری بر خا ست که تنها سلاح شان گوشت و پوست و استخوانشان است در برابر دژخیمانی تا بن دندان مسلح.
محمد حسین توتونچیان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر