- نگرانی پاسدار علی لاریجانی از تهدید دشمن
- اعتراف خامنهای به شکست استراتژیک زیر بنای ارتجاعی نظام ولایت
خامنهای
در سخنرانی اخیر خود در جمع فرماندهان سپاه جهل و جنایت، روی تدوام ارتجاع
آخوندی تحت عنوان ”انقلاب اسلامی“ تاکید داشت و به گفته خودش به تبدیل آن
به ”جمهوری اسلامی“ بهمعنایی که ”دیگران فکر میکنند“ حمله کرد.
طبعا منظور باند خامنهای و شخص خامنهای از ” انقلاب اسلامی“ ادامه همان خط سرکوب در داخل و صدور انقلاب، تروریسم به خارج است که از خمینی به ارث بردهاند.
با همین قصد و نیت است که خامنهای بهدنبال ”تداوم انقلاب اسلامی“ است و از نفوذ دشمن برای تضعیف و ”پایان یافتن انقلاب “ در هراس است، و توصیه به ”تقویت و استحکام روحیه انقلایی و حرکت مستمر به سمت تحقق آرمانها“ میکند.
خامنهای در جای دیگر از سخنانش با پاسداران از تداوم انقلاب و زنده بودن انقلاب میگوید: ”اگر انقلاب آنچنان که ادعا میکنند بعضی، یا آرزو میکنند بعضی انقلاب مرده بود، پاسدار لازم نداشت، مرده که پاسدار نمیخواهد. پس انقلاب حضور دارد“.
طبعا منظور باند خامنهای و شخص خامنهای از ” انقلاب اسلامی“ ادامه همان خط سرکوب در داخل و صدور انقلاب، تروریسم به خارج است که از خمینی به ارث بردهاند.
با همین قصد و نیت است که خامنهای بهدنبال ”تداوم انقلاب اسلامی“ است و از نفوذ دشمن برای تضعیف و ”پایان یافتن انقلاب “ در هراس است، و توصیه به ”تقویت و استحکام روحیه انقلایی و حرکت مستمر به سمت تحقق آرمانها“ میکند.
خامنهای در جای دیگر از سخنانش با پاسداران از تداوم انقلاب و زنده بودن انقلاب میگوید: ”اگر انقلاب آنچنان که ادعا میکنند بعضی، یا آرزو میکنند بعضی انقلاب مرده بود، پاسدار لازم نداشت، مرده که پاسدار نمیخواهد. پس انقلاب حضور دارد“.
بنابراین
از نظر ولیفقیه نظام، ارتجاع آخوندی تحت عنوان انقلاب اسلامی، تداوم
همان ارتجاعی است که تحت عنوان ” انقلاب“ خمینی آن را بنیان گذاشت و غالب
کرد.
چنین ارتجاعی است که خامنهای از آن بهعنوان بهاصطلاح ”حقیقتی ماندگار و دائم“ و ”صیرورت و تحولی عمیق و پایان ناپذیر“ یاد میکند و میگوید ”برخلاف تصورات و القائات اتاق فکرهای بیگانه که در داخل هم عدهیی آنها را تکرار میکنند، انقلاب تمام شدنی نیست و تبدیل آن به جمهوری اسلامی بهمعنایی که آنها فکر میکنند امکانپذیر نخواهد بود“.
چنین ارتجاعی است که خامنهای از آن بهعنوان بهاصطلاح ”حقیقتی ماندگار و دائم“ و ”صیرورت و تحولی عمیق و پایان ناپذیر“ یاد میکند و میگوید ”برخلاف تصورات و القائات اتاق فکرهای بیگانه که در داخل هم عدهیی آنها را تکرار میکنند، انقلاب تمام شدنی نیست و تبدیل آن به جمهوری اسلامی بهمعنایی که آنها فکر میکنند امکانپذیر نخواهد بود“.
این
سخنان خلیفه ارتجاع دقیقاً بیان کننده دو برداشت و دو نظرگاه متفاوت در
نظام است، یکی برداشتی که سردمدار آن خامنهای است که بهطور مشخص به
دیدگاه او و باندش در بالا اشاره شد. نظرگاه دیگر نظرگاه رفسنجانی است که
تبدیل انقلاب به جمهوری اسلامی است یعنی اینکه اکنون که ”جمهوری اسلامی“
تحقق یافته، باید از همان ”صیرورت و انقلاب مستمری“ که خامنهای مدعی آن
است دست برداشت، و ”جمهوری اسلامی“ را با مقتضیات زمان وفق داد، و حتی اگر
لازم است با زدن لگدهای مستمر به قبر خمینی، از ادعاهای پیشین و بهخصوص
ادعاهای خمینی در زمینه حمایت ازمستعضعفین و... دست کشید، معقول شد و
سیاستهای نظام را با سیاستهای جهانی گره زد.
آنجایی که خامنهای به مسلمانانی اشاره میکند که ”اشداء علی الکفار“ نیستند منظور رفسنجانی و باند مقابل در نظام است.
خامنهای در این زمینه میگوید ”غرب در تبلیغاتی که در داخل هم به نوعی تکرار میشود برای تضعیف تدریجی تنفر ملت از استکبار میگوید لازم نیست هر کسی به خدا ایمان دارد به طاغوت کافر باشد“.
آنجایی که خامنهای به مسلمانانی اشاره میکند که ”اشداء علی الکفار“ نیستند منظور رفسنجانی و باند مقابل در نظام است.
خامنهای در این زمینه میگوید ”غرب در تبلیغاتی که در داخل هم به نوعی تکرار میشود برای تضعیف تدریجی تنفر ملت از استکبار میگوید لازم نیست هر کسی به خدا ایمان دارد به طاغوت کافر باشد“.
واضح
است منظور از ”تبلیغاتی که در داخل هم به نوعی تکرار میشود“ همان تبلیغ
خط آویختن به غرب باند رفسنجانی -روحانی است که ”جمهوری اسلامی“ را نافی
ارزشهای غربی و حتی برقراری رابطه بین این ”جمهوری“ و ”شیطان بزرگی“ که
خمینی دجالگرانه نان بهاصطلاح ضدیت با آن را میخورد نمیداند، و حتی اگر
لازم باشد میتوان از مواضع امام دجالان نیز عقبنشینی وغلط کردم گویی کرد،
تا ”جمهوری اسلامی“ را به دهکده جهانی وصل نمود.
منظور خامنهای از ”ایدئولوژی زدایی از دیپلوماسی و سیاست داخلی“ و... نیز دیپلوماسی و سیاست باند رفسنجانی - روحانی است که تناقضی در برقراری رابطه تمامعیار بین ”جمهوری اسلامی ”با آمریکا و غرب نمیبینند.
منظور خامنهای از ”ایدئولوژی زدایی از دیپلوماسی و سیاست داخلی“ و... نیز دیپلوماسی و سیاست باند رفسنجانی - روحانی است که تناقضی در برقراری رابطه تمامعیار بین ”جمهوری اسلامی ”با آمریکا و غرب نمیبینند.
خامنهای
در سخنان خود به تقابل این دو نظرگاه اشاره میکند: ”دوتا گزاره را
مخالفان ما، دشمنان ما میگویند، عدهیی هم در داخل همانها را تکرار
میکنند که اینها با هم متناقضند در واقع، منتهی به تناقض آنها توجه
نمیشود. مکرر یک گزاره این است، مکرر تکرار میکنند که شما کشور قدرتمندی
هستید، شما کشور بانفوذ و اثرگذاری هستید، این را زیاد در دنیا ما
میشنویم. حالا یک عدهیی میخواهند، آدمهای ضعیف و کوتهبین در داخل همین
را هم حاضر نیستند قبول کنند. گزاره دوم این است که میگند آقا شما این کلمه
انقلاب، مسأله انقلاب و روحیه انقلابی را اینقدر دنبال نکنید“.
رو در روریی عملی و نظری خامنهای با آخوند حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی
در مورد پایهایترین مسائل نظری نظام ولایت و مقولههایی نظیر ” انقلاب
اسلامی“ و ”جمهوری اسلامی“ و... بازتاب شکست استراتژیک نظام در مبانی نظام
ولایت است که مردم ایران و مقاومت این مردم هم در زمینه داخلی، هم در زمینه
سیاست منطقهیی و بینالمللی نصیب این رژیم کردهاند، و آن را با بنبستی
مواجه کردهاندکه به قول رسانهها و مهرههای هر دو باند رژیم، به دو قطبی
شدن نظام ولایت راه برده، بهنحوی که هر قطب نظام درصدد دفع قطب دیگر است،
سخنان خلیفه ارتجاع نیز بهروشنی مؤید همین وضعیت است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر