مسلم اسکندر فیلابی: هموطن بپا خیز و از مبارزين آزاديخواه حمايت كن
از بدو انقلاب ضد سلطنتى و
پسازآنکه انقلاب توسط دزد بزرگ قرن خمينى دزدیده شد همواره در خلوت خودم
در این فكر بودم که چه شد و چه اتفاقى افتاد كه مملكت ما به اين بدبختى
دچار شد. با شناختى كه از آخوند جماعت داشتم فكر میکردم كه اين تنبلها به
علت اينكه هیچگاه در زندگیشان كار توليدى نکردهاند و يا مديريت اقتصادى
حتی در حد اداره يك مغازه بقالى و يا ساندویچفروشی هم نداشتهاند و يا
کار بدنی كشاورزى و كارگرى انجام ندادهاند مديريت دولتى و اقتصادی مملكتی
در حد ایران حتی به فكرشان هم خطور نخواهد کرد بخصوص كه خمينى در پاريس
میگفت من يك طلبه هستم و به قم و دنبال كار طلبگى خواهم رفت.
امّا ديديم خمینی چگونه از
پاريس تا تهران ١٨٠درجه تغيير شخصيت و عقیده و ادعا داد و همه عرصههای
تولیدی و اقتصادی را زیر مهمیز خودش و با استخدام چماق داران و لاتها و
اوباش شهرهاى مختلف دست به كشتار و شكنجه وإعدام دگر انديشان زِد و جنایاتی
آفرید كه هنوز هم ادامه دارد.
همواره فكر میکردم چه شد و چه كشور يا سازمان و يا دولتى با حمايت از خمينى باعث اینهمه عقبافتادگی و بدبختى ملك و ملت ايران شد. قبل از آمدن خمينى سريال طنز ”دائى جان ناپلئون“ دخالت استعمارگران در كشور را به تمسخر گرفته بود ولی بیشتر شوخى به نظر میرسید تا افشای يك حيله جدى استعمارى. بعد هم ساواک ترس از نفوذ كمونيسم به كشورهاى پاكستان و ايران و تركيه و نهایتاً تغيير جغرافیای منطقه و رسيدن شوروى به خلیجفارس را دامن میزد كه داستانى طولانى دارد.
شاه همچنان در آرزوی ژاندارمی منطقه اوامر اربابانش را اجرا میکرد، اما دستآخر حامیانش و به خصوص آمریکا از اینکه شاه بتواند تمام خواستههای آنها را برآورده كند ناامید شدند و وقتیکه دیگر تداوم حکومتش و ادامه تأمین منافع آنها ناممکن شده بود عطایش را به لقایش بخشیدند و ”اعلیحضرت همایونی“ را از ایران اخراج کردند.
از دو هفته قبل به اینطرف میبینیم و میشنویم که ساواکیها و مزدوران آخوندها در یک کر مشترک و هماهنگ در برنامههای پرگار بیبیسی و افق صداى آمريكا یکبار دیگر در اجرای همان مطامع ضد ایرانی میزگرد میگذارند.
مرتضی موسوی از رؤسای ادارات عملیاتی ساواک میگوید ”شاهنشاه آريامهر، بزرگ ارتش داران“ با ریاست ”تيمسار مقدم“ در ساواك مخالف بود ولى ساليوان به ”اعلیحضرت“ دستور داد كه مقدم رئیس ساواك شود و مقدم جايگزين نفر قبلى شد و بعد از انقلاب به خاطر افشا نشدن اسرار، مقدم را درحالیکه فرمان عفو در جيبش بود اعدام كردند. روشن است که سری اعدامهای عجولانه و بدون دادگاه بسیاری از مقامات بالای ساواک و رژیم سلطنتی در اول انقلاب به این دلیل بود که اسرار روابط پنهانی آخوندها با آنها و زد وبند ها و واسطهگریشان با استعمارگران هویدا نشود.
از آن زمان تا الآن خمينى دهها هزار جوان و نوجوان ايرانى را به شهادت رسانده اما هیچکدام از كشورهاى بهاصطلاح متمدن کوچکترین اعتراض جدی علیه این جنایات نکردند و هیچ فشاری را به اين رژيم جنايتكار وارد نياوردند تا از قتلعام مردم به گروگان گرفتهشده ايران جلوگيرى كند. آدم نباید حتماً فيلسوف و یا متخصص سياسى باشد تا تشخيص دهد چرا مجاهدين خلق و شوراى ملى مقاومت ايران را بدون کمترین دلیل حقوقی و منطقی در لیستهای كذائى سیاه قراردادند و چرا وقتى١٢٠ هزار نفر از آنها را اعدام كردند هیچیک از اين کشورها از مظلوميت اين آزاديخواهان دفاع نكردند. حالا آنهاییکه اين رژيم را آوردند و حمايتش كردند و به مردم ايران تحميل كردند باید پاسخ فجايعی که در ايران و كشورهاى همجوار و كل خاورميانه تحت نام اسلام بنيادگرا به وجود آمد را به مردم خودشان و به خلقهای این منطقه بدهند.
دكتر محمد ملكى اين انسان شجاع و مبارز آزاديخواه و اولين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب ضد سلطنتى، مقالات ارزشمند و معتبرى درباره پدرخواندگی رژیم جمهوري اسلامى به رهبرى خمينى و حالا خامنهای بر جریانات بنيادگرایی که ظهور کردهاند نوشته است.
داعش و حزبالله و حوثیها و بقيه جریاناتی که به نام اسلام آدم میکشند تماماً بعد از به قدرت رسیدن خمينى به وجود آمدهاند. رژیم آخوندی از روز اول از تمام گروهها و يا اشخاصى كه توان و ماهيت تروريستى داشتند پشتیبانی مالی و تسلیحاتی و آموزشی کرده تا بتواند از آنها علیه حکومت كشورهایی که دوستش نیستند و يا سازمانها و گروهاى مخالف حکومتهای دوستش استفاده كند. در اين راستا به اعتقادات آنها و مرام و مذهبشان هم کاری ندارد و حتى از فاشیستهای طرفدار هيتلر هم در جلسات و برنامههایی که به همین منظور برگزار میکند دعوت كرده است. اين حكومت با چنين ساختار و ماهیت تروريستى نه بافرهنگ و نه با علائق مردم ايران همخوانى ندارد و طى ٣٦ سال گذشته سیاست مماشات و امدادهاى غيبى اين جنايتكاران را به بلائى براى تمام مردم خاورميانه تبديل كرده است.
اما در شرایط جدید و بعد از زهرخوری خامنهای و برای کمک به آخوندها که از فرود آمدن تیغ حقوق بشر روی گردنشان و رسیدن دوران پاسخگویی به جنایاتشان روز و شب ندارند بلندگوهای استعماری که میبینند سالها شيطان سازى و كشتار و بمباران و دستگيرى و زندان رهبران نتوانست اين مقاومت را از بين ببرد ظاهراً به این دلبستهاند که شايد با استفاده از خائنینی كه روزگاری در کنار اين مقاومت بودهاند آبی گرم شود. غافل از اينكه اين افراد خودفروشان سياسى بیمرزی بيش نيستند که رسواى محافل سياسى جدى هستند و به نتیجه نمیرسند. از این جمله است توابی كه علاوه بر سرسپردگی و مزدوری مجسمه خودمحور بينى هم هست و در اكثر گفتار و نوشتارهایش به جای ظالم و قاتل كه آدم میکشد مقتول بايد پاسخگو باشد كه چرا کشتهشده است و یک وظیفه و مأموریت بیشتر ندارد که بگوید مقاومت فایده ندارد. هم بلندگوهای استعماری و هم این مزدوران دوریالی غافل از ایناند که امروز مردم در دنياى اطلاعات بهخوبی سره را از ناسره و بد را از خوب تشخيص میدهند و در اين ميان لهجه سياسى هركسی را بهخوبی تشخيص میدهند. مردم ايران از خود میپرسند چرا بیبیسی و صداى آمريكا و يا بعضى از تلویزیونهای ايرانى اینقدر با مبارزان آزاديخواهی كه تمام جوانى و عمرشان را در مسیر غمخوارى مردم میهنشان گذاشتهاند دشمنی میورزند. برای آنها که ایران را دوست دارند این سنگ محكی برای شناخت افراد و سازمانهای سياسى و سیاستهای دولتهاست و کار سختی هم نيست.
بخش فارسی بیبیسی و افق صداى آمريكا دست بهسوی مهرههای سوخته و بزدل و ضعیفالنفسی مثل مصداقى وهمپالگى هايش و عرفان قانعى فر پژوهشگر شکنجه گران شاه و شیخ دراز کردهاند كه با آخوندها و سیاستهای ضد مردمى آنها كارى ندارند و با پز مخالفتی بیرنگوبو با رژيم، سعى در شيطان سازى آزاديخواهان و استقلالطلبان دارند. البته بر کسی هم پوشیده نیست که این نمایشها نمیتواند مستقل از سياست خارجی اين كشورها و منافع سرمایهدارانشان باشد.
واضح است اگر كسى و سازمانى و يا گروهى مستقل و مخالف رژيم ددمنش آخوندى باشد و از هيچ استعمارگرى هم فرمان نبرد در پى تضعيف مبارزانى كه با آخوندهای ضد ایران و ایرانی سرشاخ و چنگ در چنگاند است نخواهد بود. ايرانيان آزاده و مبارز آگاهاند كه اين افراد مزدورانى هستند كه هم از سفره حرام آخوندها وهم از توبره ننگین استعمارگران و دشمنان تاریخی ملت ایران میخورند و بهعبث میکوشند با ضربه زدن به مقاومت آزاديخواهان هم به آخوندها مدد برسانند و هم به استعمارگران که بتوانند همچنان به غارت سرمایههای این ملت ادامه دهند.
امروز باوجود مقاومتی که ۳۶ سال است با تمام قوا نقشههای ارتجاع و استعمار را نقش بر آب کرده است، دیگر اين آرزوى بربادرفته ايست.
همواره فكر میکردم چه شد و چه كشور يا سازمان و يا دولتى با حمايت از خمينى باعث اینهمه عقبافتادگی و بدبختى ملك و ملت ايران شد. قبل از آمدن خمينى سريال طنز ”دائى جان ناپلئون“ دخالت استعمارگران در كشور را به تمسخر گرفته بود ولی بیشتر شوخى به نظر میرسید تا افشای يك حيله جدى استعمارى. بعد هم ساواک ترس از نفوذ كمونيسم به كشورهاى پاكستان و ايران و تركيه و نهایتاً تغيير جغرافیای منطقه و رسيدن شوروى به خلیجفارس را دامن میزد كه داستانى طولانى دارد.
شاه همچنان در آرزوی ژاندارمی منطقه اوامر اربابانش را اجرا میکرد، اما دستآخر حامیانش و به خصوص آمریکا از اینکه شاه بتواند تمام خواستههای آنها را برآورده كند ناامید شدند و وقتیکه دیگر تداوم حکومتش و ادامه تأمین منافع آنها ناممکن شده بود عطایش را به لقایش بخشیدند و ”اعلیحضرت همایونی“ را از ایران اخراج کردند.
از دو هفته قبل به اینطرف میبینیم و میشنویم که ساواکیها و مزدوران آخوندها در یک کر مشترک و هماهنگ در برنامههای پرگار بیبیسی و افق صداى آمريكا یکبار دیگر در اجرای همان مطامع ضد ایرانی میزگرد میگذارند.
مرتضی موسوی از رؤسای ادارات عملیاتی ساواک میگوید ”شاهنشاه آريامهر، بزرگ ارتش داران“ با ریاست ”تيمسار مقدم“ در ساواك مخالف بود ولى ساليوان به ”اعلیحضرت“ دستور داد كه مقدم رئیس ساواك شود و مقدم جايگزين نفر قبلى شد و بعد از انقلاب به خاطر افشا نشدن اسرار، مقدم را درحالیکه فرمان عفو در جيبش بود اعدام كردند. روشن است که سری اعدامهای عجولانه و بدون دادگاه بسیاری از مقامات بالای ساواک و رژیم سلطنتی در اول انقلاب به این دلیل بود که اسرار روابط پنهانی آخوندها با آنها و زد وبند ها و واسطهگریشان با استعمارگران هویدا نشود.
از آن زمان تا الآن خمينى دهها هزار جوان و نوجوان ايرانى را به شهادت رسانده اما هیچکدام از كشورهاى بهاصطلاح متمدن کوچکترین اعتراض جدی علیه این جنایات نکردند و هیچ فشاری را به اين رژيم جنايتكار وارد نياوردند تا از قتلعام مردم به گروگان گرفتهشده ايران جلوگيرى كند. آدم نباید حتماً فيلسوف و یا متخصص سياسى باشد تا تشخيص دهد چرا مجاهدين خلق و شوراى ملى مقاومت ايران را بدون کمترین دلیل حقوقی و منطقی در لیستهای كذائى سیاه قراردادند و چرا وقتى١٢٠ هزار نفر از آنها را اعدام كردند هیچیک از اين کشورها از مظلوميت اين آزاديخواهان دفاع نكردند. حالا آنهاییکه اين رژيم را آوردند و حمايتش كردند و به مردم ايران تحميل كردند باید پاسخ فجايعی که در ايران و كشورهاى همجوار و كل خاورميانه تحت نام اسلام بنيادگرا به وجود آمد را به مردم خودشان و به خلقهای این منطقه بدهند.
دكتر محمد ملكى اين انسان شجاع و مبارز آزاديخواه و اولين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب ضد سلطنتى، مقالات ارزشمند و معتبرى درباره پدرخواندگی رژیم جمهوري اسلامى به رهبرى خمينى و حالا خامنهای بر جریانات بنيادگرایی که ظهور کردهاند نوشته است.
داعش و حزبالله و حوثیها و بقيه جریاناتی که به نام اسلام آدم میکشند تماماً بعد از به قدرت رسیدن خمينى به وجود آمدهاند. رژیم آخوندی از روز اول از تمام گروهها و يا اشخاصى كه توان و ماهيت تروريستى داشتند پشتیبانی مالی و تسلیحاتی و آموزشی کرده تا بتواند از آنها علیه حکومت كشورهایی که دوستش نیستند و يا سازمانها و گروهاى مخالف حکومتهای دوستش استفاده كند. در اين راستا به اعتقادات آنها و مرام و مذهبشان هم کاری ندارد و حتى از فاشیستهای طرفدار هيتلر هم در جلسات و برنامههایی که به همین منظور برگزار میکند دعوت كرده است. اين حكومت با چنين ساختار و ماهیت تروريستى نه بافرهنگ و نه با علائق مردم ايران همخوانى ندارد و طى ٣٦ سال گذشته سیاست مماشات و امدادهاى غيبى اين جنايتكاران را به بلائى براى تمام مردم خاورميانه تبديل كرده است.
اما در شرایط جدید و بعد از زهرخوری خامنهای و برای کمک به آخوندها که از فرود آمدن تیغ حقوق بشر روی گردنشان و رسیدن دوران پاسخگویی به جنایاتشان روز و شب ندارند بلندگوهای استعماری که میبینند سالها شيطان سازى و كشتار و بمباران و دستگيرى و زندان رهبران نتوانست اين مقاومت را از بين ببرد ظاهراً به این دلبستهاند که شايد با استفاده از خائنینی كه روزگاری در کنار اين مقاومت بودهاند آبی گرم شود. غافل از اينكه اين افراد خودفروشان سياسى بیمرزی بيش نيستند که رسواى محافل سياسى جدى هستند و به نتیجه نمیرسند. از این جمله است توابی كه علاوه بر سرسپردگی و مزدوری مجسمه خودمحور بينى هم هست و در اكثر گفتار و نوشتارهایش به جای ظالم و قاتل كه آدم میکشد مقتول بايد پاسخگو باشد كه چرا کشتهشده است و یک وظیفه و مأموریت بیشتر ندارد که بگوید مقاومت فایده ندارد. هم بلندگوهای استعماری و هم این مزدوران دوریالی غافل از ایناند که امروز مردم در دنياى اطلاعات بهخوبی سره را از ناسره و بد را از خوب تشخيص میدهند و در اين ميان لهجه سياسى هركسی را بهخوبی تشخيص میدهند. مردم ايران از خود میپرسند چرا بیبیسی و صداى آمريكا و يا بعضى از تلویزیونهای ايرانى اینقدر با مبارزان آزاديخواهی كه تمام جوانى و عمرشان را در مسیر غمخوارى مردم میهنشان گذاشتهاند دشمنی میورزند. برای آنها که ایران را دوست دارند این سنگ محكی برای شناخت افراد و سازمانهای سياسى و سیاستهای دولتهاست و کار سختی هم نيست.
بخش فارسی بیبیسی و افق صداى آمريكا دست بهسوی مهرههای سوخته و بزدل و ضعیفالنفسی مثل مصداقى وهمپالگى هايش و عرفان قانعى فر پژوهشگر شکنجه گران شاه و شیخ دراز کردهاند كه با آخوندها و سیاستهای ضد مردمى آنها كارى ندارند و با پز مخالفتی بیرنگوبو با رژيم، سعى در شيطان سازى آزاديخواهان و استقلالطلبان دارند. البته بر کسی هم پوشیده نیست که این نمایشها نمیتواند مستقل از سياست خارجی اين كشورها و منافع سرمایهدارانشان باشد.
واضح است اگر كسى و سازمانى و يا گروهى مستقل و مخالف رژيم ددمنش آخوندى باشد و از هيچ استعمارگرى هم فرمان نبرد در پى تضعيف مبارزانى كه با آخوندهای ضد ایران و ایرانی سرشاخ و چنگ در چنگاند است نخواهد بود. ايرانيان آزاده و مبارز آگاهاند كه اين افراد مزدورانى هستند كه هم از سفره حرام آخوندها وهم از توبره ننگین استعمارگران و دشمنان تاریخی ملت ایران میخورند و بهعبث میکوشند با ضربه زدن به مقاومت آزاديخواهان هم به آخوندها مدد برسانند و هم به استعمارگران که بتوانند همچنان به غارت سرمایههای این ملت ادامه دهند.
امروز باوجود مقاومتی که ۳۶ سال است با تمام قوا نقشههای ارتجاع و استعمار را نقش بر آب کرده است، دیگر اين آرزوى بربادرفته ايست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر