پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew):
جنگل ابر که مابین دو استان سمنان و گلستان واقع شده است به دلیل ویژگی های خاص ازجمله زیبایی خیره کننده به دلیل حضور ابرها در ارتفاع پایین، گونه های نادر جانوری و گیاهی از جمله درخت سرخدار، ظرفیت های بالای گردشگری و غیره همواره مورد توجه افراد سودجو و طبیعت ستیز بوده است تا بتوانند به شیوه های گوناگون منابع طبیعی و ملی این منطقه منحصربفرد را به نفع منافع شخصی و گروهی خود به تاراج ببرند...
..............................
……………………………………………بیل مکانیکی در قلب جنگل
تخریب جنگلهای بکر منطقه
عضو شورای مرکزی ستاد مردمی حفاظت از طبیعت شاهرود درباره اثرات مخرب ادامه این طرح گفت: «طرح انتقال آب از چشمههای قطری که نزدیک به یک دهه است آغاز شده و از اساس مخرب محیط زیست و پوشش گیاهی و جانوری منطقه است اکنون به مرحلهای رسیده که انبوهترین و بکرترین قسمتهای جنگل ابر را مورد تخریب جدی قرار می دهد. این در حالی است که بر اساس طرحهای مطالعاتی پروژه فوق، پیمانکار ملزم شده بود که به هیچ عنوان از ماشینآلات سنگین برای این پروژه استفاده نکند و در صورت لزوم، کانال را با استفاده از نیروی انسانی حفر کنند که متاسفانه آن را نقض کردهاند.»
…………تخریب بافت خاک و تخریب درختان تنومند و قدیمی در مسیر عبور بیل
مکانیکی در جنگل ابر
حنیف رضا گلزار در ادامه گفت: «یک گزینه پیشنهادی دیگر این بود که انتقال و نصب لولهها به صورت هوایی انجام شود تا به درختان و خاک منطقه آسیبی وارد نکند که اکنون در عمل اتفاق دیگری در شرف وقوع بوده و ما شاهد استقرار یک دستگاه بیل مکانیکی و بیل بکهو در منطقه و آغاز تخریب پوشش گیاهی هستیم.»
این فعال محیط زیست هشدار داد که این پروژه علاوه بر قطع درخت، باعث شوری آب رودخانه زرینگل شده و پوشش گیاهی اطراف این رودخانه از جمله ذخیرهگاه سرخداری گلستان را مورد تهدید جدی قرار می دهد.
گلزار که کارشناس ارشد خاکشناسی است همچنین تاکید کرد: «فرسایش خاک حاصلخیز جنگلی یکی دیگر از تهدیدهای جدی این طرح است، به گونهای که عملیات جاده سازی میتواند باعث از دست رفتن ۲۰ هزار تن خاک در هر کیلومتر جاده جنگلی بشود.»
…………….درختان قطع و یا ریشه کن شده توسط بیل مکانیکی در محدوده
وجود دستهای پنهان با قدرت لابی بالا در تصویب و اجرای این طرح
کافی است کلمه «وضعیت آب گلستان» را در موتور جستوجوی گوگل سرچ کنید تا سیاههای از هشدارها و آمارهای تکاندهنده کم آبی، تنش آبی و خشکسالی روی صفحه رایانهتان ظاهر شود. همین چندی پیش مدیرعامل شرکت آبمنطقهای گلستان در جمع خبرنگاران گفت که استان گلستان هماکنون چهارمین استان دارای تنش آبی پس از فارس، بوشهر و هرمزگان است.
این خشکسالی مربوط به امسال یا دو سه سال گذشته نبوده و بیش از یک دهه است که آغاز شده است. به گونهای که امروز جیرهبندی آب در شهرهای گلستان و حتی مرکز استان به یک شیوه معمول برای شهروندان تبدیل شده است. با این همه اجرای این طرح و اصرار بر تکمیل آن عجیب به نظر می رسد و نشانگر وجود دستهای پنهان با قدرت لابی بالا در تصویب و اجرای این طرح دارد.
یک عضو هیات علمی دانشگاه درباره آسیب این پروژه گفت: «فلسفه طرحهای انتقال آب برای حل مشکلات مناطق کم آبتر، انتقال آب از یک منطقه پرآب است که با وضعیت کنونی گلستان که ۱۰ سال است با خشکسالی دست به گریبان است عجیب و غیرمنطقی است و حتی توجیه اقتصادی نیز ندارد؛ ضمن اینکه بر اساس آمارها، دبی چشمهها و حجم آب حوزههای هیدرولوژیک منطقه مبدا در گلستان، نسبت به سالهای گذشته افت جدی داشته است.»
ایجاد تنشهای سیاسی – امنیتی برای دو استان
مزدک دربیکی تاکید کرد: «نکته دیگری که باید به آن توجه شود این است که مطالعات اولیه این پروژه در سال ۱۳۸۱ انجام شده که قطعا حجم آب آنجا نسبت به امروز تغییرات جدی داشته است. به نظر می رسد اصرار بر ادامه این پروژه می تواند خطرناکتر از هدر رفتن بودجه آن تا امروز باشد، چرا که با وضعیت کنونی بحران آب استان گلستان، اثرات اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی – سیاسی بسیار جدی خواهد داشت و تنشهای سیاسی – امنیتی را برای دو استان، مخصوصا گلستان ایجاد خواهد کرد و اگر می خواهیم تا ۵ سال آینده این تنشها را در دو استان نداشته باشیم باید طرح فوق را متوقف کنیم.»
او گفت: «اینکه بودجهای را تا اینجا هزینه کرده ایم دلیلی برای ادامه دادن یک طرح مخرب نیست، چراکه باز ناگزیریم مانند دریاچه ارومیه در آیندهای نزدیک میلیاردها تومان برای حل بحرانهای پیشآمده در اثر اجرای آن طرح هزینه کرد و تازه بحران نیز حل نخواهد شد.»
این پژوهشگر محیط زیست هشدار داد: «ما در اینگونه طرحها با یک اثر محلی و برگشتپذیر مواجه نیستیم؛ بلکه اثرات اینها بلندمدت، استراتژیک و برگشتناپذیر است که می تواند جغرافیای طبیعی و انسانی منطقه را تحت تاثیر قرار داده و آثار مهمی بر پوشش گیاهی و زندگی جانوری منطقه بگذارد.»
دربیکی گفت: «پیامدهای انسانی این طرح بسیار بیشتر از آسیبهای آن در حوزه منابع طبیعی است و چنین طرحهایی نه از نظر اقتصادی توجیه دارند، نه به لحاظ فنی، نه محیط زیستی و نه اجتماعی و تاثیر آنها بر ساختار جوامع انسانی بسیار جدی و مخرب است.»
او گفت: «از نظر حقوقی نیز طرح فوق دارای چالش جدی است، چرا که مشاور طرح، در صفحات متعددی بر مخرب بودن آن تاکید کرده و در نهایت آن را تایید نکرده است و من متعجبم که این طرح چرا و چگونه اجرایی شده است؟»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر