دوشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۲

صادرات ماشین سرکوب نظام

صادرات ماشین سرکوب جمهوری اسلامی برای پی‌ریزی حکومت‌های وحشت در خاورمیانه

عضو مجلس : «۱۵۰ هزار سوری را به ایران آوردیم و به آن‌ها آموزش نظامی دادیم و ۱۵۰ هزار را همان‌جا آموزش داده و ۵۰ هزار نیروی حزب الله را به آن‌جا فرستادیم.» ماشین سرکوب نظام برای ساختن حکومت‌های وحشت در منطقه فعال است.

محمود نبویان عضو مجلس و جبهه‌ی پایداری می‌گوید: «۱۵۰ هزار سوری را به ایران آوردیم و به آن‌ها آموزش نظامی دادیم و ۱۵۰ هزار را همان‌جا آموزش داده و ۵۰ هزار نیروی حزب‌الله را به آن‌جا فرستادیم.» (فارس ۱۳ بهمن ۱۳۹۲)
او که در این اظهار نظر تعداد نیروهای اعزامی سپاه قدس به سوریه را اعلام نمی‌کند از نقش جمهوری اسلامی در شکل دادن به سازمانی شبیه به بسیج در سوریه پرده بر می‌دارد.
سوریه دارای یک ارتش مجهز بوده و نیازی به آموزش نظامی برای ارتش خود ندارد. جمهوری اسلامی هم‌چنین تجربه‌ی قابل توجهی در جنگ داخلی نیز ندارد. بدین ترتیب، آن چه سوریه در سه سال اخیر بدان نیاز داشت آموزش سرکوب نیروهای مخالف بود که جمهوری اسلامی در قالب بسیج در آن خبره است. نیروهای حزب الله لبنان نیز به صورت نیروی میلیشیا و بسیجی عمل می‌کنند و آموزش نظامی آن‌ها همانند آموزش نیروهای بسیجی است (غیر از تعداد اندکی از آن‌ها که آموزش جنگ الکترونیک یا موشکی می‌بینند).
شبیحه و توسعه‌ی آن
شبیحه یک سازمان متشکل از لباس شخصی‌های مسلح است که برای حزب بعث در سوریه کار می‌کند و خانواده‌ی اسد آن را هدایت می‌کند. اعضای شبیحه در دو سال گذشته به تظاهر کنندگان خیابانی حمله کرده و برخی از آن‌ها را کشته‌اند. این اعضا از فرقه‌ی علوی هستند، فرقه‌ای که حاکمان سوریه بدان تعلق دارند. البته گروه‌های شبیحه مزدورانی نیز از میان سنی‌ها در دو سال اخیر استخدام کرده‌اند.
پس از اوج گیری جنگ در سوریه سپاه پاسداران که سازمان بسیج را تحت نظر خود دارد تلاش کرد تجربه‌ی نیروهای بسیجی و نوع آموزش بسیجی‌ها برای جنگ خیابانی و شهری را به شبیحه انتقال دهد: «در سوریه نیز اگر ارتش و مردم این کشور موفق شده است به دلیل مدل‌سازی از بسیج است.» (معاون فرهنگی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، قانون، ۱۴ مهر ۱۳۹۲) اعضای شبیحه به عنوان باندهای مافیایی مصونیت قانونی دارند و از منافع ناشی از قاچاق در کشور برخوردار هستند (درست مانند سپاه پاسداران در ایران که ده‌ها اسکله برای واردات و صادرات کالا خارج از چارچوب گمرک کشور در اختیار دارد).
به گفته‌ی خانواده‌های مقتولان و شاهدان عینی، دو کشتار دسته جمعی در القبیر و هولا که به قتل صدها نفر منجر شد (ده‌ها کودک) توسط اعضای شبیحه انجام شده‌اند. بنا به گزارش‌های متعدد از سوی تعداد زیادی از رسانه‌های بین‌المللی، اعضای شبیحه در مقام سرکوب به تجاوز، آتش زدن مزارع و غارت خانه‌های مردم و تیراندازی بدون هدف و تک تیراندازی در کنار ارتش اقدام کرده‌اند. بسیج و قزاق نیز چنین ظرفیت‌هایی را در اعضای خود با پراکندن نفرت ایجاد می‌کنند. بسیج در سال ۱۳۸۸ از بالای بام مساجد به جمعیت معترض تیراندازی کرد.
هنگامی که شبیحه نتوانست به تنهایی مخالفان را چنان که انتظار می‌رفت سرکوب کند دولت بشار در سال ۲۰۱۲ نیروهای جیش الشعبی (سپاه خلق) را تشکیل داد که توسط حزب الله و جمهوری اسلامی آموزش داده می‌شده‌اند. تعداد اعضای این سپاه حدود ۵۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود.
جیش المختار
نمونه‌ی عراقی حزب الله لبنان که به ادعای رهبرش ۲۳ هزار نیروی استشهادی در اختیار دارد یک سازمان شبه نظامی است که در عراق برای مقابله با حرکات سیاسی اهل سنت، کردها و نیروهای سکولار با حمایت جمهوری اسلامی شکل گرفته است. کارهایی که این سپاه حتی در مناطق شیعه نشین انجام می‌دهد بسیار شبیه به حزب الله ایران است یعنی اجرای احکام اسلامی با تمسک به زور در عرصه‌ی عمومی، سرکوب مخالفان دولت حتی کسانی که شیعه هستند و در تظاهرات مخالف دولت شرکت می‌کنند و حمله به اردوگاه‌های مجاهدین خلق در عراق. این سپاه در عرصه‌ی خارجی ادعا دارد که می‌خواد عربستان سعودی را فتح یا بنادر کویت را بمباران کند.

بسیج و لباس شخصی‌ها
در مقایسه با شبیحه و جیش المختار، بسیج در جمهوری اسلامی باز‌ترین دست را در اقدامات خود داشته است. شرایط انقلاب و جنگ چنین امکانی را برای بسیج فراهم آورد. اقدامات بسیج و لباس شخصی‌ها در ۳۴ سال گذشته از شماره بیرون است و تنوع اقدامات آن‌ها از تصور فراتر؛ هر کاری را که تصور کنید این گروه‌ها انجام داده‌اند از حمله به سینما و دفتر نشر، آتش زدن کتاب‌فروشی و بمب گذاری در دفتر روزنامه تا هجوم به خانه‌ها برای جمع آوری ویدیوی کاست و دیش ماهواره و مشروبات الکلی، از ایجاد مزاحمت خیابانی برای اتومبیل‌ها و گشتن داشبورد آن‌ها برای کاست و سی دی موسیقی و دی وی دی و ویدیو کاست تا حمله به سیاست‌مداران در نماز جمعه، از مزاحمت برای زوج‌های جوان و کوهنوردان تا چاقو کشی برای روزنامه نگاران و موتورسواری جمعی برای ارعاب در خیابان‌ها، از کتک زدن جوانان در خیابان تا بازداشت دختران در خیابان برای پوشیدن مانتوی کوتاه و آرایش، از پرتاب افراد از روی پل تا تیراندازی از بام مسجد به مردم کوچه و خیابان، از پرتاب سنگ به دانشجویان و سیاست‌مداران تا پرتاب مُهر نماز به رییس مجلس وفادار به ولی فقیه.
فهرست موارد اقدامات آن‌ها را می‌توان تا ده‌ها هزار صفحه ادامه داد. این نیروها مورد پشتیبانی خاص خامنه‌ای هستند و هیچ‌گاه در هیچ موردی مورد محاکمه قرار نگرفته‌اند، بجز مورد سعید عسگر که مشاور رییس دولت را ترور کرد و پس از اندکی از زندان آزاد شد و سعید تاجیک که به دختر رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام حمله کرد و هتاک و هتک شده به تساوی به زندان رفتند و در یک روز آزاد شدند.

احیای قزاق‌ها
موازی با اقدامات جمهوری اسلامی دولت پوتین نیز به همین الگو روی کرده است. حکومت پوتین در سال‌های اخیر در پی رشد و گسترش رسته‌های قزاق در روسیه بوده است. قزاق‌ها که به دوران ماقبل کمونیستی روسیه تعلق داشتند به عنوان اعضای سازمانی شبه نظامی ارتباط عمیقی با کلیسای ارتدکس داشته‌اند (مثل رابطه‌ی اعضای بسیج با روحانیت شیعه). سازمان قزاق همانند دیگر سازمان‌های شبه نظامی دولتی متمرکز بوده است بر به کارگیری نوجوانان ۱۱ تا ۱۷ ساله برای شستشوی مغزی در سنین شکل گیری شخصیت با استفاده از عناصر سنتی (میراث پدران) که در فرهنگ روسی وجود دارد.
آموزش نظامی به این نوجوانان و جوانان (عمدتا از اقشار کم درآمد و زیر متوسط) معطوف است به قدرت بخشی به بخش کوچکی از نوجوانان روسیه که آمادگی هم‌کاری با حکومت و احتمالا سرکوب مخالفان را در کنار ایجاد امنیت محله‌ها و سرکوب باندهای متخلف در آن‌ها دارند. این رسته‌های شبه نظامی مشروعیت خود را از ناکارکرد بودن پلیس و نهادهای مدنی در حوزه‌ی نظم و قانون می‌گیرند تا برای وظیفه‌ای دیگر یعنی ارعاب و سرکوب هم‌راه با روانداری و عدم تساهل آماده باشند. نهادهای دینی سازمان یافته و رسمی از این جهت کاملا با حکومت‌ها هم هدف هستند.
ضد تکثر
تاسیس یا حمایت شدید دولت‌های اقتدارگرا و حکومت‌های وحشت از این گروه‌ها نمایان‌گر نیاز حکومت استبدادی به داشتن سازمانی بدون مسوولیت رسمی و افرادی عمدتا بدون خانواده و مسوولیت اجتماعی جهت روز مباداست. به همین علت است که این سازمان‌ها بیشتر از میان افراد نوجوان و جوان استخدام می‌کنند. ادعای تامین امنیت عمومی و استفاده از این امر برای سازمان دهی و کسب منابع از تاکتیک‌های این گونه سازمان‌های شبه نظامی در همه‌ی کشورهای استبدادی است.
وجه غالب این گونه سازمان‌ها در حیات اجتماعی ضد تکثر بودن آن‌هاست. این سازمان‌ها اصولا اعضایی از میان مهاجران یا دگرباشان و دگراندیشان بر نمی‌گزینند. انسجام درونی این سازمان‌ها با نژاد پرستی یا ایدئولوژی محوری تامین می‌شود.
مافیا در مافیا
حکومت‌های مافیایی به گروه‌های مافیایی برای کنترل همیشگی جامعه نیاز دارند و سازمان‌هایی مثل قزاق، حزب الله، جیش المختار، بسیج و شبیحه چنین کارکردی دارند. اعضای این سازمان‌ها به هیچ وجه در مدار محدودیت‌های جاری دیوان‌سالاری قرار نمی‌گیرند. آن‌ها هرکاری بخواهند می‌توانند انجام دهند و تحت حمایت نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی حکومت هستند. در درون نیز ساختار آن‌ها مافیایی است به این معنا که از یک سازماندهی گل و گشاد برخوردارند در حالی که از رهبر گروه فرمان‌برداری دارند و رهبر گروه در مقابل، دست آن‌ها را برای هر گونه فساد و جنایت با منافع شخصی باز می‌گذارد. مافیای حکومتی در بدنه‌ی جامعه نیز مافیاهای کوچکی را برای بقا در شرایط بحرانی و ارعاب در شرایط عادی نیاز دارد.

همه عضوند
در تبلیغات رسمی دولتی گفته می‌شود که هر روسی یک قزاق است همان طور که حکومت ایران ادعا می‌کند هر ایرانی یک بسیجی است یا باید باشد و آن‌ها که نیستند غیر خودی محسوب می‌شوند. رهبر جیش المختار نیز ادعا دارد که یک میلیون عضو گروه وی هستند. شبیحه‌ی سوریه، بسیج جمهوری اسلامی و جیش المختار عراق اصولا برای شکار مخالفان و ناهم‌رنگ‌ها آموزش دیده است، درست همان هدفی که قزاق‌ها برای آن تربیت می‌شوند. احیای سازمان قزاق در روسیه پاسخی است به احتمال حرکت‌های مدنی علیه حکومت همان‌طور که بسیج و شبیحه و جیش المختار اصولا برای سرکوب مخالفان تاسیس شدند اما در بسته بندی عامه‌گرا و مردمی به جامعه معرفی می‌شوند.

اجتماعی یا سیاسی/امنیتی
قزاق، بسیج، شبیحه و جیش المختار ماهیتا با گروه‌هایی مثل گاوچران‌ها در آمریکا یا سامورایی‌ها در ژاپن تفاوت دارند. گروه‌های اخیر عمدتا نقش و کارکرد اجتماعی داشته و دارند و ابزار حکومت برای سرکوب قرار نگرفته‌اند. افراد با عضویت در گروه‌های گاوچران یا سامورایی هویت تازه‌ای پیدا می‌کنند و به سنت‌های گذشته باز می‌گردند و پیوستن به گروه برای کسب حمایت از اعضا در برابر دیگر گروه‌های اجتماعی است اما در سازمان‌هایی مثل بسیج، قزاق، جیش المختار یا شبیحه آموزش و تربیت و هدایت متوجه است به ایجاد امنیت برای حاکمان و سرکوب مخالفان بر اساس نیازهای مقطعی یا دراز مدت حکومت.
برخی از گروه‌های اجتماعی ممکن است متساهل نباشند اما ارتباط سازمانی با دولت ندارند. اما عمل‌کرد قزاق‌ها، اعضای جیش المختار و شبیحه و بسیجیان و لباس شخصی‌های جمهوری اسلامی بیشتر شبیه جوانان فاشیست دوران موسولینی و اعضای شاخه‌ی جوانان احزاب نازی و کمونیستی است.

بسط الگوی سرکوب بسیج
همان طور که نظام‌های لیبرال دمکرات یا سوسیال دمکرات در دراز مدت بسیار شبیه به هم می‌شوند (از حیث نهادها، روال‌ها، سیاست‌ها و فرایندهای اداری و حقوقی) نظام‌های دیکتاتوری و اقتدارگرا نیز در دنیای امروز به سمت شباهت هرچه بیشتر به یکدیگر حرکت می‌کنند. همان طور که توضیح داده شد روند شکل گیری و رشد سازمان‌های شبه نظامی در نظام‌های اقتدارگرا که یکی از مهم‌ترین ابزارهای سرکوب و تضعیف و نابودی تکثرگرایی هستند با بررسی این سازمان‌ها در چهار حکومت بشار اسد، خامنه‌ای، پوتین و نوری المالکی قابل تبیین است. غیر از قزاق‌ها، سه سازمان دیگر کاملا در چارچوب ایده‌های مقامات جمهوری اسلامی شکل گرفته و بسط یافته‌اند. البته این چهار حکومت کاملا به صورت متحد عمل می‌کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر