رودی
جوليانی شهردار پيشين نيويورک و اد رندل رئيس پيشين حزب دموکرات آمريکا دو
چهره برجسته از دو حزب جمهوريخواه و دموکرات در برنامه راديويی سراسری
آمريکا با ۱۳.۵ ميليون شنونده در هفته
آمريکا به تک تک اعضای مجاهدين خلق در اشرف تعهد کتبی داد که از آنها تحت قوانين کنوانسيون ژنو حفاظت کند
اکنون حيثيت ارتش آمريکا در حفاظت از آنها در خطر است
ما به آنها قول حفاظت داديم، ولی به قول خود عمل نکرديم
رژيم ايران آلترناتيوی دارد که متعهد به يک دولت دموکراتيک است
شهردار رودی جوليانی مهمان برنامه شان هنتی، مجری يکی از برنامه های
پرشنونده و سراسری راديويی در آمريکا، در روز 4ژوييه، (سالروز استقلال
آمريکا) بود. شهردار رودی جوليانی اد رندل رئيس پيشين حزب دموکرات آمريکا
را تلفنی روی خط آورد و آنها طی گفتگويی با دو چهره برجسته از دو حزب اصلی
آمريکا به معرفی سازمان مجاهدين و مقاومت ايران پرداختند و تعهدات آمريکا
نسبت به مجاهدان اشرف و ليبرتی را مورد بحث قرار دادند. اين برنامه در 500
راديو در سراسر آمريکا پخش شده و قريب به ۱۳.۵ميليون نفر در هفته شنونده
دارد.
شهردار (جوليانی) در ابتدای اين برنامه گفت:
يک خطر واقعی در ايران وجود دارد. رژيم ايران به سمت تبديل شدن به يک
قدرت اتمی حرکت می کند چيزی که پرزيدنت اوباما يا رئيس جمهور بعدی آمريکا
بايد با آن مواجه شود.
واقعيت اين است اگر رژيم ايران، دارای سلاح اتمی باشد، اين رژيم برای جهان بسيار خطرناک خواهد بود.
ما اينک فرماندار اد رندل را با خود داريم. او رئيس حزب دموکرات و دادستان منطقه يی از فيلادلفيا بود.
رندل: ۴ ژوئيه مبارک باشد.
جوليانی:
من می خواهم در مورد دو چيز صحبت کنم. اول اين که اگر بشود قدری نور روی
موضوع دوستان مجاهدين خلق بياندازيم، زيرا من و شما دائماً در مورد اين که
مردم آمريکا چقدر کم در مورد آنها می دانند و اين که اين موضوع مورد توجه
نيست، صحبت می کنيم. به نظرم شما در مورد اين که آنها چه فعاليتهايی دارند و
همين طور درباره امتيازی که آنها دارند به عنوان جايگزين رژيم ايران و
مشکلاتی که با آن مواجه هستند، توضيح بدهيد.
رندل:
خوب، اين داستان بسيار جالبی است و من می دانم که شنوندگان شما مشتاق
هستند که اگر می توانستند به مجاهدين خلق کمک کنند. سازمان مجاهدين خلق
تشکيل شد و جنگيد تا ملاها را از حاکميت کنار بزند. آنها خواستار دولتی بر
اساس جدايی دين از دولت هستند. نه يک رژيم مذهبی. آنها دولتی می خواهند که
به زنان اجازه بدهد آن چه را که می خواهند انجام دهند، به دنبال هر شغل و
مقامی که می خواهند بروند، به هر صورت که می خواهند لباس بپوشند و به دليل
آن که آنها دشمن ملاهای حاکم، يعنی دشمن شماره يک آمريکا هستند، آنها
بايستی دوست شماره يک ما محسوب شوند. آنها تنها گروه مقاومت قابل توجه
ايرانی در تبعيد هستند.
اما حدود ۳۶۰۰ نفر از آنها در يک کمپ در عراق
بودند وقتی که ما عراق را اشغال کرديم، آنها تا دندان مسلح بودند و در يک
کمپ به نام کمپ اشرف مستقر بودند. ارتش آمريکا از آنها درخواست کرد سلاحشان
را تحويل بدهند زيرا نمی خواست هيچ گونه درگيری بالقوه ای با آنها يا ديگر
جناحهای مختلف در عراق داشته باشد و تمامی ۳۶۰۰ نفر موافقت کردند سلاحشان
را تحويل بدهند. فرماندهان ارتش آمريکا در اقدامی غيرمعمول به تک تک ۳۶۰۰
نفر از اعضای سازمان مجاهدين خلق يک تعهد کتبی دادند که آمريکا از آنها تحت
قوانين کنوانسيون ژنو حفاظت می کند.
سازمان مجاهدين خلق بر روی اين تعهد آمريکا تکيه کرد و از سال ۲۰۰۳ وقتی که خلع سلاح شدند تا سال ۲۰۰۹ که در کمپ اشرف بودند.
در سال ۲۰۰۹ آمريکا کنترل عمليات نظامی و امنيتی را به عراق سپرد و دولت
مالکی هر چه بيشتر تحت نفوذ خامنه ای و رژيم ايران قرار گرفت. در حالی که
اين ۳۶۰۰ نفر در اشرف بودند از طرف پليس عراق با سلاحهايی که آمريکا به
آنها يعنی ارتش عراق داده بود دو حمله عليه مجاهدين انجام داد که در آن
حملات ۴۶ نفر يا بيشتر از ساکنان اشرف از جمله ۸ زن بی دفاع با شليک مستقيم
يا با زير خودرو رفتن کشته شدند. آنها همگی بی دفاع بودند. آنها سلاحهای
خود را به ما تحويل دادند و شرم آور برای ما اين که در حمله دوم در آوريل
۲۰۱۱ يک واحد آمريکا در حدود يک مايلی کمپ بود. آنها، نيروهای آمريکايی، دو
ساعت قبل از حمله در اشرف مستقر بودند و دستور گرفتند که تا پنج مايل عقب
نشينی کنند در نتيجه آنجا نبودند تا کمک کنند قتل عام را متوقف کنند. ما
هرگز قادر نبوديم بفهميم چه کسی اين دستور را داد و چرا اين دستور داده شد.
در هر صورت، بسياری از دوستان سازمان مجاهدين خلق، افرادی مانند شما
و من و جان بولتون و هوارد دين و گروهی شامل جمهوريخواهان و دمکراتها و
مهمتر از همه ژنرالها که در عراق خدمت کردند و مجاهدين خلق را می شناختند
ژنرالهايی نظير جيمز کانوی، هيو شلتون، ژنرال فيليپس، سرهنگ مارتين که
فرمانده حفاظت اشرف بود، ما همگی شروع به يک کارزار سياسی برای کمک به اين
افراد کرديم و وزارت خارجه ما را متقاعد ساخت و سازمان ملل آنها را از کمپ
اشرف به يک مکان به نام کمپ ليبرتی که در واقع چيزی بيشتر از يک زندان نبود
منتقل کرد.
جوليانی: اين برای فهم
مردم آمريکا کليدی است. دولت آمريکا در سال ۲۰۰۳ به آنها در ازای تحويل
دادن سلاحشان قول حفاظت داد، يک قول رسمی و جدی و وقتی که ما به جلسات
مجاهدين می رويم و اين جلسات را داريم فکر می کنم تکان دهنده ترين چيزی که
وجود دارد اين است که به اين ژنرالها و سرهنگها گوش کنيم که می گويند که
حيثيت ارتش آمريکا اين جا در حفاظت از اين افراد در خطر است. ما به آنها
قول حفاظت داديم. از ان زمان تا کنون تعدادی از آنها کشته شدند. ما ديگر به
آنها حفاظتی که قولش را داديم نمی دهيم، پس حداقل کاری که می توانيم بکنيم
اين است که چند هواپيما بفرستيم و آنها را به يک مکان امن از جمله آمريکا
برسانيم.
رندل: بله مطلقا. ما از طريق
هوايی افرادی را از کمپی در کنيا که در خطر بودند جا به جا کرديم و اين
کارها را کرديم بدون آن که به آنها قولی داده باشيم. اما به اين افراد،
ارتش آمريکا از طرف دولت آمريکا به آنها قول حفاظت داد. ما وظيفه اخلاقی
داريم و من باور دارم که وظيفه حقوقی داريم. ما همه چيز را امتحان کرديم.
ما با وزير کلينتون سعی کرديم. ما با وزير کری سعی کرديم تا اين نکته را
تثبيت کنيم.
جوليانی: وقتی شما به
اتفاقات مصر و سوريه نگاه می کنيد در اساس ما نمی دانيم از چه کسی پشتيبانی
کنيم زيرا نمی دانيم چه کسی در کدام گروه نفوذ کرده است.
ولی در
مورد ايران ما يک گروه جايگزين داريم که متعهد به يک دولت دموکراتيک
غيرمذهبی است. و رهبر آنها يک زن است که برای خاورميانه واقعاً عالی خواهد
بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر