2:55:47 PM 1392/10/1
![]()
خامنه ای و روحانی
|
روحانی در بن بست
چكيده: تضعيف
و طلسم شكستگی بارز ولی فقيه به معنی قدرتمند شدن روحاني و دولت او نيست،
كما اين كه در بن بست بودن ولی فقيه و خط او هم به معنی گشايش در كار
روحانی و پيشرفت خط باند رفسنجانی ـ روحانی نيست. رژيم آخوندی در تماميتش
فلج و درهم شكسته است و تمام باندهای آن در بن بست قرار دارند
روزنامه مردم سالاری (30آذر) در سرمقاله خود با عنوان: «خودمانيم، بگو اين همه ترديد چرا؟» به حسن روحانی ايراد گرفته است که چرا در انجام وعده های انتخاباتی خود قدمی برنداشته است؟
مردم سالاری از روزنامه های حکومتی وابسته به باند رفسنجانی ـ روحانی است و گلايه اش از روحانی، نارضايتی اين باند از عملکرد روحانی را به معرض نمايش می گذارد. اين روزنامه تنها به يک مورد از خلف وعده های روحانی اشاره کرده و می نويسد: «روحاني… بعد از انتخاب شدن و استقرار دولت به معاونت حقوقی رياست جمهوری دستور داد که لايحه حقوق شهروندی را تنظيم و برای تصويب به مجلس شورای اسلامی تقديم نمايد… در اوايل آذر ماه، معاونت حقوقی به جای لايحه، منشور حقوق شهروندی را تدوين و… منتشر کرد».
مردم سالاری با اشاره به اين که تمام موارد اين منشور «در فصول حقوق مردم در قانون اساسی آمده… و همه اينها می توانست در چند جمله که تعهد و تلاش به اجرای مواد مغفول مانده قانون اساسی است، خلاصه شود» خاطرنشان می کند که منشور کذايی، انسان را ياد صدور منشورهای متعدد قرون 12، 13ميلادی در اروپا می اندازد که همه از حقوق شهروندان سخن می راندند… «چون از مجلس و پارلمان خبری نبود، امروز که قانون اساسی اين موارد را به عنوان حقوق قطعی مردم در خود جای داده است، چه نيازي… به منشور جداگانه است». خلاصه آن که مشکل در بيان و انتشار اين حرفها نيست، «مشکل اصلی امروز، چگونگی اجرای اين موارد است… و اين که دولت روحانی «چرا در اجرايی شدن مواد مغفول مانده قانون اساسی ترديد می کند؟».
البته روشن است که حقوق شهروندی و اين مقولات در نظام قرون وسطايی ولايت فقيه که هر روز ده ده و بيست بيست اعدام می کند، حرف مفتی بيش نيست و نه دل آخوند روحانی و نه دل اين روزنامه حکومتی هيچ کدام برای «حقوق شهروندی» نمی تپد، اين تنها می توانست ابزاری باشد در دست روحانی برای تحت فشار قرار دادن باند مقابل و گرفتن امتياز سياسی از آن، اما وقتی او جربزه و ارادهٴ به کار گرفتن همين ابزار را هم ندارد، اين جاست که سر و صدای هم بانديهايش هم در می آيد.
اين اولين بار نيست که هم بانديهای روحانی از وادادگی او در برابر ولی فقيه شکوه و شکايت می کنند، چند روز پيش از اين هم روزنامه جمهوری (24آذر) که به عنوان بلندگوی رفسنجانی شناخته می شود در سرمقاله خود نوشت که روحانی «در بعضی موارد از چارچوب اعتدال خارج می شود و در مسير ترسيم شده حرکت نمی کند» در ادامه همان سرمقاله آمده بود: «در بخش خروج از چارچوب اعتدال، می توان از کوتاهی های دولت يازدهم در زمينه روشن ساختن تکليف بعضی استانها و حتی مسئوليتهای کليدی بعضی وزارتخانه ها نمونه های زيادی آورد. اکنون چهار ماه ونيم از استقرار دولت و 4ماه تمام از تشکيل کابينه دولت يازدهم می گذرد و هنوز دو استان حساس و مهم خراسان رضوی و قم از نظر استاندار بلاتکليف هستند».
البته بعد از اين مقاله، تکليف يک استان از دو استان ياد شده، يعنی استان قم روشن شد، اما به اين صورت که يکی از مهره های شناخته شده باند خامنه ای، آخوندی به نام صالحی منش از معاونان سابق وزارت اطلاعات و فرمانده تيپ حفاظت خامنه ای به اين سمت گمارده شد. يعنی اين مورد با تمکين روحانی و سپردن استانداری قم به يک مهرهٴ مورد نظر ولی فقيه حل و فصل گرديد!
نمونه ها گويای اين واقعيت است، که تضعيف و طلسم شکستگی بارز ولی فقيه به معنی قدرتمند شدن روحانی و دولت او نيست، کما اين که در بن بست بودن ولی فقيه و خط او هم به معنی گشايش در کار روحانی و پيشرفت خط باند رفسنجانی ـ روحانی نيست. رژيم آخوندی در تماميتش فلج و درهم شکسته است و تمام باندهای آن در بن بست قرار دارند و اين واقعيت يک بار ديگر و هر روز بيش از پيش بارز می شود که رژيم گورزاد ولايت فقيه از درون خود هيچ راه حل و آلترناتيوی ندارد و محکوم به زوال است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر