یکشنبه، دی ۰۱، ۱۳۹۲

2:55:47 PM 1392/10/1
دانشگاه علم وصنعت
دانشگاه علم وصنعت

عاليه، عاليه، جای آسام خاليه

دانشجويان علم و صنعت تهران با شعار «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد» تظاهرات کردند و خواستار برچيدن فضای امنيتی دانشگاه شدند. دانشجويان در تظاهرات خود عکسهای شهيد کيانوش آسا و فاطمه باقری را حمل می کردند تظاهر کنندگان شعار می دادند: «عاليه عاليه جای آسا خاليه»، «معاون فرهنگی بر کنار برکنار» «زندانی سياسی آزاد بايد گردد» و «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد»

ارتقای شعارهای دانشجويان به شعارهای سياسی و فراتر رفتن از شعارهای صنفی دانشجويی، نشانه ای از عمق و ارتقای سطح مطالبات آنان است. دانشجويان با سر دادن شعار زندانی سياسی آزاد بايد گردد، در واقع شعار نفی حاکميت رژيم ولايت فقيه را سر دادند. زيرا تا زمانی که اين رژيم سرکوب در ايران حاکم است، داغ و درفش و زندان و زندانی سياسی وجود دارد.
زمانی زندانيان سياسی د رايران آزاد می شوند که آزاديهای سياسی برای مردم ايران به رسميت شناخته شود. به رسميت شناخته شدن آزاديهای سياسی به هيچ وجه با ساختار نظام ولايت فقيه تناسبی ندارد و اساساً اين رژيم پا به گور با هيچ سنخی از آزادی سرسازگاری ندارد.

شعار «دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد» حکايت از عزم و اراده جوانانی دارد که تن دادن به خشونت، ارعاب، و سرکوبگری اين نظام وحشی را مرادف عار و ذلت می دانند که با شأن و هويت دانشجوی آگاه و مبارز ايرانی و آرمانهای آن مباينت دارد.
بنابراين تبديل خواسته های برحق صنفی و دانشجويی صرف، به شعار سياسی همه مردم ايران يعنی آزدايهای سياسی و آزد شدن زندانيان سياسی، پيشرفت مهم و يک گام کيفی در مبارزات دانشجويی در شرايط کنونی است.

شعار آزادی سياسی و ”زندانی سياسی آزاد بايد گردد“ از طرف ديگر نمايانگر اين است که سرکوب رژيم در مورد دانشجويان نتوانسته است کارآيی داشته باشد و به بيانی رژيم شگردهای سرکوب رژيم درسرکوب دانشجويان به بن بست رسيده است. می توان و بايد به طور مطلق رژيم را به بن بست کشاند و او را در برابر خواسته های برحق مردم ايران خصوصاً خواست مقدس آزادی وادار به عقب نشينی کرد، مشروط براين که خواسته ها سمت و سوی سرنگونی نظام با تمامی دسته بنديهای داخلی اش را داشته باشد.

می بايست خواستهای دانشجويی را با خواست نيروی سرنگون کننده رژيم پيوند داد و در راستای اهداف نيروی سرنگون کننده رژيم، به مبارزات دانشجويی عمق داد. البته خواست اساسی دانشجويان که آزادی است، با خواست هيچ نيروی ديگری جز نيرويی که خواستار نگونی رژيم ولايت فقيه است همسو نيست و تلاقی پيدا نمی کند. چرا که اساساً ريشه مشکلات مردم چه در زمينه اقتصادی و چه در زمينه اجتماعی ريشه در مشکلات سياسی دارد که ناشی از عملکرد قرون وسطايی ولايت فقيه و نظام سياسی حاکم بر ايران است. و مشکلات زمانی حل می شود که اين رژيم در تماميتش به زباله دان تاريخ بپيوندد.

دانشجويانی که شعار می دهند جای آسا خاليه، مبارزه خود را در تداوم راه شهيدان دانشجويان قيام سال 88 می دانند که در اعتراض به سرکوب مردم توسط نيروهای سرکوبگر رژيم به وظيفه انسانی و مردمی خود قيام کردند و جلوی نيروهای سرکوبگر رژيم سينه سپر کردند و قهرمانانه به شهادت رسيدند. دانشجويان شهيدی مانند شهيد کيانوش آسا و شهيد قهرمان مجاهد خلق نسترن عظيمی که شعار ”ما زن و مرد جنگيم به جنگ تا بجنگيم“ را به يکی از شعارهای اصلی قيام مردم ايران در سال 88 و به ويژه دانشجويان آگاه و مبارز کرد تبديل کرد، سمبلهای دانشجويان ايرانی هستند که با تکيه بر راه آنها می بايست از هر فرصت و هر زمان عليه رژيم آخوندی استفاده کنند ونگذارند اين رژيم جنايتکار نسل آگاه و مبارز ايرانی را به ورطه سقوط بی هويتی بکشاند.
هويت دانشجوی ايرانی ازقيام 16آذر دانشجويان در سال 32 تا کنون بر خواست آزادی مردم ايران متکی است و نيروی سرنگون کننده اين رژيم نيز از زمان روی کارآمدن رژيم خمينی دجال، بر اساس اصل مقدس آزادی برای مردم ايران بود که با اين رژيم و وابستگان به آن مرزبندی کرد و در مسير آزادی مردم ايران از کوران ابتلائات عبور کرد و بهای آزادی را به اتم وجه پرداخت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر