روایت زیر، تجربه یک قربانی سوء استفاده جنسی است:
"یک
دختربچه ۸ ساله بودم، کتاب دوست داشتم. یک کتاب فروشی آن طرف خیابان بود
که من اجازه داشتم تنهایی بروم چون خیلی نزدیک بود و من ثابت کرده بودم
بلدم تنهایی از خیابان رد شوم. در این کتابفروشی من آن روی سکه روزهای
آرام کودکی را دیدم.یکبار که وارد این کتابفروشی شدم یکی از فروشندههای این کتابفروشی به سرعت در سکوت به من نزدیک شد، ترسیده بودم رفتم ردیفهای عقبی را نگاه کنم بلکه دور شوم و دنبالم نیاید، آمد. در نزدیکترین وضعیت نسبت به من ایستاد، طوری که با دستانش بدن مرا لمس کند. من متعجب بودم، حس بدی داشتم، با دهان باز نگاه می کردم. نمی دانستم چه اتفاقی دارد میافتد اما میدانستم که باید ساکت بمانم.
به خانه که برگشتم هم ساکت ماندم. توی لاک خودم فرو رفتم ولی ساکت ماندم. یک بار دیگر هم به همان کتابفروشی مراجعه کردم. تلاش کردم زمان دیگری را انتخاب کنم که فروشنده مذکور نباشد، اما بود. همان اتفاقات دوباره همان طور و شاید شدیدتر تکرار شد. من دیگر هرگز به آن کتابفروشی نرفتم. اما هرگز دربارهاش حرف هم نزدم."
اینها را زن سی سالهای می گوید که ماجرای هشتگ WhenIWas# را در توییتر و فیس بوک دنبال کرده است.
می گوید: "اینها را چطور میتوان در ۱۴۰ کاراکتر خلاصه کرد، بهخصوص وقتی قبلا نگفته باشی و برای بار اول بخواهی مطرحش کنی؟"
تجربیات تلخ
این هشتگ حدود یک هفته پیش در شبکه های اجتماعی به ویژه توییتر داغ شد و استفاده از آن هنوز هم کمابیش ادامه دارد. زنها از این هشتگ برای تعریف کردن تجربیاتشان از آزار جنسی استفاده می کردند.این ماجرا به توییتر انگلیسی محدود نماند؛ فارسی زبانان هم از این قافله عقب نماندند. بیشتر این تجربیات و البته نه همه آنها به کودکی زنها مربوط می شد. در روز ۱۱ اردیبهشت (۳۰ آوریل) توییتر فارسی برای ساعاتی تلخترین فضای خود را تجربه کرد. زنها میگفتند و مردها همراهی می کردند.
مردها هم با استفاده از این هشتگ از خاطرات تلخ کودکی خود درباره آزار جنسی می گفتند. برخی کاربران تاکید داشتند که عادت داشتهاند در این مورد سکوت کنند و اینکه وقتی تجربه خودشان را تعریف میکنند برایشان آسان نیست.
برخی میگفتند حالا هم علاقهای به تعریف تجربههای تلخشان ندارند. بعضی از مردهای توییتر نوشتند کامشان تلخ شده و با این تجربیاتی که خواندهاند فهمیدهاند که باید تغییراتی در شخصیتشان اعمال کنند.
از سوی دیگر، عده معدودی این تجربیات را به باد تمسخر گرفتند. اما کاربران دیگر نسبت به این برخوردها واکنش نشان دانند و گفتند نمیدانند چطور عده ای میتوانند یا چنین موضوعی شوخی کنند.
حدود شش ماه پیش هم، زنان برزیلی تجارب خود را از آزار جنسی در دوران کودکی در ابعاد وسیع بر روی شبکه اینترنت منتشر کرده بودند.
تفاوتها و شباهتها
نگاهی به محتوای توییتها نشان میداد که نگاه کاربران به لحاظ فرهنگی با هم متفاوت است. ممکن است کسانی اظهارنظر یک معلم را درباره لباسی که در کودکی پوشیده بودند را آزار جنسی بدانند، اما عده دیگر هنوز هم در بیان مسایل شدیدتر مشکل دارند و با خودشان کنار نیامدهاند که اصلا می خواهند تجربیاتشان را مطرح کنند یا خیر.اما همین فاصلهها هم بهنظر میآید در حال کمتر شدن است. این کمتر شدن نتیجه آگاهی رسانی، جریان اطلاعات و افزایش میزان تقاضا برای اطلاعات است. اینترنت و شبکههای اجتماعی خود از ابزار و لوازم همین جابجایی اطلاعات است اما بهخودیخود تبدیل به یکی از گونههای جدی و مهم کودکآزاری شده است.
این در حالی است که برای اینگونه کودکآزاری در ایران ابهام و خلاء قانونی وجود دارد. در محتوای فارسی مربوط به هشتگ WhenIWas# هم، این بخش کمترین سهم را به خود اختصاص داده است.
با توجه به اینکه آمار معلوم مشخصی درباره کودکآزاری در ایران وجود ندارد، شاید جامعهشناسان و کارشناسان این عرصه بتوانند از این محتواهای تولیدی به نتایجی برسند.
3 مهٔ 2016 - 14 اردیبهشت1395




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر