شنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۹۲


مهرداد هرسيني: قتل عام اشرفيان بهاي بي عملي و مماشات با خامنه اي جنايتکار است



يک شب آتش در نيستاني فتاد
سوخت چون اشکي که برجاني فتاد
شعله تا سرگرم کار خويش شد
هر نيي شمع مزار خويش شد

خبر کوتاه بود، در قرن بيست و يکم، قرن عدالت، قرن صلح، دمکراسي و حقوق بشر، اشرف را قتل عام کردند، آنهم زير چشمان ملل متحد و ايالات متحده در عراق. قتل عامي ناجوانمردانه و زبونانه که تنها از رژيمي ضد بشري به مانند خامنه اي طلسم شکسته و در سراشيب سقوط و همچنين حکومت دست نشانده ئي مثل مالکي بر مي آيد. نه يک جمله کم و نه بيش.
پنجمين قتل عام در اشرف بدستور خامنه اي و با مشارکت آخوند روحاني در حالي صورت ميگيرد که ساکنان ديار قهرمانان اشرفي بيش از سه هفته در محاصره کامل غذائي و داروئي و همچنين  قطع آب و برق قرار داشتند.
از هفته ها قبل بکرات مجاهدين خلق و وکلاي ساکنان اشرفيان و زندان ليبرتي، نمايندگان آزاده از کشورهاي مختلف، وجدان هاي بيدار بشري و مدافعان و فعالان حقوق پناهندگان، هشدار پشت هشدار داده بودند. قطع آب و برق و مواد غذائي و داروئي، آنهم به مدت سه هفته، بهترين علامت و بيّنه بر هجوم قريب الوقوع بود. مدافعان حقوق بشر نوين از سراسر دنيا نوشتند و اعتراض کردند و هشدار دادند، اما بواقع کو چشم بينا و گوش شنوا!! بر تمامي اين هشدارها چشمان و گوش ها را عامدانه بستند و آگاهانه راه را  با بي عملي و سکوت خود براي کشتار دستجمعي ساکنان اشرف هموار نمودند. اينهم آن روي ديگر سکه ي خيانت به حقوق بشر نوين در اين روزگار است. 
بامداد يکشنبه، اول سپتامبر نيروهاي جنايتکارمالکي وابسته به تيپ سوات، همان تيپ خبره و آموزش ديده از سوي ايالات متحده که پس از انتقال قدرت در اختيار مالکي قرارگرفت، در يک اقدام جنايتکارانه با ورود به کمپ اشرف، دست به قتل عام ساکنان بيدفاع و بي سلاح زدند. در اين عمل تروريستي ضد انساني تا کنون 52 تن از دلاور زنان و مردان اشرفي به طرز سبعانه ئي به شهادت رسيده و هفت تن ديگر به گروگان گرفته شده اند. تصاوير و صحنه هاي منتشره از اين جنايت وحشتناک عليه بشريت تماما حاکي از آن دارند که نيروهاي مالکي جنايتکار دست در دست نيروي تروريستي قدس، با نقشه از پيش طراحي شده، و با نيت کشتار تمامي ساکنان، در نيمه هاي شب، به داخل اشرف نفوذ کرده بودند. صحنه هاي شهادت رزمندگان آزادي که بسياري از آنان مظلومانه و با دستهاي بسته و زدن تير خلاص به سر و صورت، انجام گرفته است، آن روي ديگر سکه ي دنائت و سبعيت و بربريت پاسداران جاني و گرگ هاي وابسته به خامنه اي جلادو بويژه ترس و هراس آنان از، مجاهدين بي سلاح، را به نمايش ميگذارد.
جنايت عليه بشريت در اشرف در حالي صورت ميگيرد که ياران و شيران بي سپر ما در ديار آزادي خواهان و يلان مقاومت در اشرف پايدار، تحت حمايت کنوانسيون چهارم ژنو قرار داشتند. قتل عام شير زنان و کوه مردان اشرفي در حالي صورت گرفت که ”ارباب بي مردت دنيا“ با تک تک آنان پس از خلع سلاح در سال 2003، قرارداد ”حفاظت و امنيت“ به امضاء رسانده بود. شرم  بر اين نامردمي و شرم و نفرين بر چنين قراردادهاي کاذبي که دستان متوليان و سياست گذاران آن، اکنون بخون زنان و مردان بي دفاع و بي گناه مردم ايران آغشته است.
سخن از متوليان آن سياست کثيفي است که بهاي آن را مردم و مقاومت ايران با خون و رنج و شکنج خود ساليان سال است، پرداخت مي کنند. مجري چنين سياستي در رابطه با کمپ اشرف و زندان ليبرتي همان کوبلر، نماينده اسبق يونامي در عراق بود. همان ”تسهيل کننده“ و يار غار خامنه اي و نوري مالکي،  مزدور دست نشانده او درعراق، که سرانجام در ماه ژوئن گذشته مجبور به ترک پست خود از رياست يونامي در عراق گرديد. نماينده ئي از به اصطلاح ملل متحد که قريب دوسال با  پيش بردن سياست هاي بغايت ضد انساني در چهارچوب مطامع صرفاً اقتصادي و تجاري، باعث و باني و جاده صاف کن، پنج کشتارخونين در دو کمپ اشرف و ليبرتي گرديد. اين نام و اين سياست را ما ايرانيان در حافظه تاريخي خود حفظ خواهيم کرد، آن را به چالش بين المللي خواهيم کشيد و يقينناً به نسل هاي بعدي منتقل خواهيم نمود. 
متولي اين سياست کثيف و ضد انساني در حالي عراق را ترک کرد که  يونامي، تحت مسئوليت او در هردو ماموريت خود شکست خورده بود. نخست در زمينه حل و فصل مسائل ساکنان اشرف و نقل و انتقال آنها به کمپ جديدي بنام ليبرتي و دوم رسيدگي به مسائل حقوق انساني در عراق. انتظار بر اين بود که ملل متحد بر ادامه اين سياست ضد انساني خط پاياني کشيده و روح تازه ئي بر کالبد مجروح و خونين آن بدمد. اما با کمال تاسف تا به امروز هيچ چرخش و يا علامتي دال بر احتمال تغيير اين سياست ديده نشده است.
اين همان سياستي است که بغايت هماهنگ شده اشرفيان را از خانه و کاشانه 26 ساله خود به برهوتي بنام ”ليبرتي“ کشاند. همان سياستي است که عامداً درهاي هردو کمپ اشرف و زندان ليبرتي را بروي ناظران بيطرف، نمايندگان حقوق بشري و وکلاي آنان بسته است. همان سياستي که در سايه ي آن ولي فقيه طلسم شکسته و مالکي مزدور بخود اجازه ميدهند، از بام تا شام هردو محل اسکان پناهندگان بيدفاع را موشک باران کرده و در يک همکاري آشکار دست به قتل عام آنان بزنند. همان سياستي که راه به تحريم هاي گسترده غذائي، داروئي، لجستکي و خدماتي برده است. کشتار ياران بيدفاع و بي سلاح ما در اشرف قهرمان برآيند همان سياستي است که گوش و چشم خود را بر واقعيات يعني نبود زيربناهاي لجستيک، ايمني و حفاظت در هردو کمپ اشرف و زندان ليبرتي بسته است. سياستي که هرگز بر تعهد ها و قول و قرارهاي خود عمل نکرد. در پي چهار کشتار هنوز به انتظار نتايج تحقيقات هستيم. يقين داريم که پرونده ها و پروسه هاي تحقيقات اکنون در بايگاني مشغول خاک خوردن هستند تا شايد بعد از 60 سال ”دوباره بازگشائي“ شوند. اين است خاک پاشيدن بر جنايت و اين است نتايج آن شعار و آن سياست نوين در رابطه با دمکراسي و حقوق بشر!!
سياستي که بخوبي بر مجموعه مناسبات و توطئه هاي رژيم آخوندي عليه مجاهدان آزادي در عراق اشراف دارد، اما همچنان بربيعملي خود ادامه مي دهد. سياستي که ”عامدانه و آگاهانه“ دست در دست جرّار ترين حاکم روي زمين، يعني خامنه اي و همچنين دولت دست نشانده نوري مالکي، عراق را جولانگاه نيروي تروريستي قدس کرده است. سياستي که  تمامي راه ها براي پيش شرط ها و راه حل هاي مسالمت آميز در رابطه با اشرف و زندان ليبرتي را به بن بست کشانده است. در ليبرتي با راه اندازي و ايجاد پاسگاه هاي پليس و سيستم شنود و در همکاري مستمر با دستگاه هاي سرکوب در عراق و وزارت بد نام اطلاعات آخوندي و سپاه قدس براي از بين بردن مجاهدين و تسليم آنان به ديکتاتوري خون آشام مذهبي حاکم بر ايران فعاليت ميکند. شرم بر چنين سياستي و ارباب آن باد.
بشر معاصر چنين سياستي از سوي هر شخص و يا هر جرياني که باشد را به چالش جدي مي کشد.
جنايت عليه بشريت در اشرف مصداق بارز جنايت جنگي و مستحق پيگيري بين الملل براي شناسائي و مجازات آمران و متوليان آن يعني مالکي و خامنه اي است. کشاندن اين جنايتکاران به ديوان عدالت يقيننا درسي فراموش ناشدني به تمامي ديکتاتورهاي معاصر در جاي جاي اين گيتي مي دهد. اين خواسته ي بحق ايرانيان، خانواده هاي اشرفيان و قربانيان و تمامي وجدانهاي بيدار بشري است. حمايت از خواسته ي بحق خانم مريم رجوي، مبني براستقرار نيروهاي کلاه آبي ملل متحد و تشکيل يک کميته ي حقيقت ياب اکنون تنها راه اصولي براي شناسائي ،عاملان و آمران اين جنايت ضد بشري و بويژه تنها تضمين براي جلوگيري از کشتار هاي بعدي و يا بکارگيري از سلاح شيميائي عليه کمپ اشرف و زندان ليبرتي است. ايذا افشاء، طرد و محکوم نمودن سياست مماشات با ديکتاتور خونريز مذهبي حاکم بر ايران  نيز بخشي از کارزار بشر نوين است.
متحدا براي تحقق اين خواسته هاي فرياد بزنيم و بحق بپا خيزيم
درود به روان پاک شهداي اشرف قهرمان
12 شهريور 1392
- See more at: http://hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=44051&catid=11&Itemid=333#sthash.ZrRyC3iL.dpuf

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر