كانون حمايت از خانواده جان باختگان و
بازداشتي ها 16 آذر 93: متن حاضر نوشته ای از خالد حردانی زندانی امنیتی
محکوم به حبس ابد مي باشد كه برای برادرش رسول که در اعتصاب غذا می باشد نگاشته است:
”تقدیم به رسول حردانی که در اعتصاب غذا است!
شنیده ام غذا نمی خوری؛
شنیده ام جسم رنجور تو را شکنجه می کنند؛
شنیده ام لبخند دیگر؛ بر گونه هایت نمی نشیند؛
گفتم؛ چه دنیای عجیبی است.
باران عاشقانه می بارید؛ و من؛ در هواخوري زندان؛. قدم می زدم؛ و در خلوت و سکوتم؛ با خود نجوا می کردم......
حتی قبل از تولد نور ستاره ها؛ آمده ایم؛
در این دنیا؛ رنج بکشبم؛ برای عشق؛ برای عدالت؛ و برای آزادی؛
ما اینک برای توازن دنیا؛
در این ساعت های سرد و تاریک؛
سرزمینمان؛
تپش قلب هايمان را؛
به شاپرک ها؛می سپاریم. ......
و سکوت؛
و قدم هایی آرام؛ در هوا خوری زندان؛
همه چیز در اختیار توست؛ قلبم؛ شانه هایم؛ و گونه های خیس خورده ام؛
تو اینک؛ مالك قلب سرزمینم هستی؛
پس هم آغوش ام؛ نفس بکش؛ تا سپید ه صبح؛
زیرا اینک؛ زمان بیداری؛
شاپرک ها فرا رسیده است.”

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر