شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۲

10:13:32 PM 1392/7/26
کنفرانس در بروکسل به ریاست استرون استیونسون و با حضور دکتر طارق الهاشمی
کنفرانس در بروکسل به رياست استرون استيونسون و با حضور دکتر طارق الهاشمی
کنفرانس در بروکسل به رياست استرون استيونسون و با حضور دکتر طارق الهاشمی - وضعيت در عراق: ديکتاتوری، بحرانها و دخالتهای رژيم ايران
استرون استيونسون، رئيس هيأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا
 
عصر به خير خانم ها و آقايان. با تشکر که امروز به اين هتل آمديد. برای من باعث افتخار بزرگی است که به نايب رئيس جمهور عراق طارق الهاشمی در بروکسل خوش آمد بگويم. عاليجناب الهاشمی از سرشناس ترين سياستمداران عراق است. او به خاطر اصولی که در مورد آزادی و دموکراسی از آن پيروی می کند شناخته شده است و به خاطر کاری که در جهت برقراری آزادی برای مردم محاصره شده آن کشور انجام می دهد، معروف است. برادر او توسط رژيم ايران به قتل رسيد و اين موضوع باعث شد تا آقای هاشمی همواره از نفوذ روزافزون رژيم ايران در عراق ناراحت باشد. وی به يک منتقد سرسخت دخالتهای رژيم ايران در کشورش تبديل شد و اين به همراه اين حقيقت که وی برجسته ترين سياستمدار سنی در سياستمداران ارشد دولت بود منجر به وضعيت شرم آوری شد که در دسامبر 2011 اتفاق افتاد، وقتی که 13تن از محافظان ايشان دستگير شدند. يکی از آنها که 33سال سن داشت زير شکنجه های عوامل نوری مالکی به قتل رسيد. ديدبان حقوق بشر گفت که وقتی جسدش به خانواده اش برگردانده شد، شدت جراحات آن قدر بود که آنها نمی توانستند پسرشان را تشخيص دهند. شقاوت در شکنجه های اعمال شده عليه تا بدين حد بود. اما بر اساس اعترافهای که در زير شکنجه از او تحت اجبار گرفته شده بود، يعنی چيزهای غيرواقعی که در زير شکنجه گرفته بودند، تمامی 12 محافظ باقيمانده عاليجناب هاشمی در نوامبر سال گذشته به مرگ محکوم شدند. آنها اکنون در انتظار اجرای حکم اعدامشان هستند. اين است آن بی عدالتی وحشتناکی که عليه يکی از دموکراتهای برجسته انجام شده است. کسی که از تمامی ارزشهايی که ما در اروپا به عنوان اصول دموکراتيک برای آزادی و دموکراسی و حقوق بشر به آن ارج می گذاريم، حمايت می کند. اين است آن بی عدالتی که در آن کشور به وقوع پيوسته است. در 7ماه گذشته بيش از 5000نفر بر اثر بمب گذاری، حملات تروريستی و ترور کشته شدند، اين وضع کشوری است که دوباره به سمت جنگ داخلی دارد پيش می رود، جايی که بيکاری به شدت رو به افزايش است، جايی که تنها 4ساعت در طول روز برق وجود دارد، جايی که بسياری از شهرواندان به آب آشاميدنی تازه دسترسی ندارند، جايی که سيستم فاضلاب و زيرساختهای کشور کاملاً از بين رفته. اما ثروت ناشی از پول نفت، که ميزان آن به سطح دوران صدام حسين بازگشته، ميلياردها دلار روزانه به آن کشور سرازير می کند ولی بدون هيچ ردی ناپديد می شود و از شهروندان عراق ربوده می شود و برای مقاصد فاسد توسط نخست وزير و دولتش استفاده می شود. اين، يک بی حرمتی به همه چيزهايی است که ما در اروپا و در غرب از آن دفاع می کنيم. زمان آن رسيده که اين وضعيت فضاحت بار افشا شود. به همين خاطر است که از عاليجناب طارق الهاشمی دعوت شد تا امروز عصر به اين جا بيايد، با وجود خطرات شخصی که ايشان پذيرفته اند. ايشان شخصيتی شجاع در بالاترين سطوح هستند. برای همين خوشحالم که امروز رشته سخن را به نايب رئيس جمهور عراق بدهم. بسيار متشکرم.

دکتر طارق الهاشمی، نايب رئيس جمهور عراق
 
با تشکر فراوان دوست عزيز من آقای استيونسون. من فکر می کنم تحليل کوتاه او در مورد وضعيت فعلی در عراق می تواند جای سخنرانی طولانی من در مورد عراق را بگيرد. اما واقعاً تحت تأثير قرار گرفتم و بسيار تشويق شده ام که پارلمان اروپا، در ظرفيت کميته روابط خارجی و ظرفيت آقای استيونسون و ديگران که نسبت به وضعيت فاجعه بار در کشور من هنوز هوشيار هستند، و اميدوارم اين مسير حمايت جهانی از مردم عراق برای از بين بردن يک نوع جديدی از ديکتاتوری را هموار کند و روح تازه يی در کشور من بدمد و آن را در مسير درست ساختن دموکراسی واقعی قرار بدهد.
دوستان عزيز، با تشکر فراوان از حضور شما در اين جا.
خانمها و آقايان، اجازه بدهيد نخست قدردانی عميق خود را از همگی شما ابراز کنم، برای نگرانی که نسبت به وضعيت کشور من داريد. دعوت از من برای سخنرانی در ميان شما، واقع بينی شما برای يافتن شواهد و شنيدن همه طرفهای درگير در اين بحران را اثبات می کند، و نه اين که فقط به ديدگاه رسمی دولت گوش کنيد که در حال حاضر حاکميت و رسانه ها در عراق را در دست گرفته است.
من امروز در ميان شما هستم تا بگويم در واقعيت امر چه وقايعی در کشور من صورت می گيرد. من می خواهم با شما از برخی واقعيتهای اسفناک بگويم که نمی توانيد آنها را در روزنامه ها يا کانالهای رسانه يی يافت کنيد. اکنون دارد در نوع ديگری از ديکتاتوری غرق می شود. اما اين بار، متأسفانه همراه با حمايت برخی از اعضای جامعه بين المللی، که توسط رژيم حاکم فعلی فريب خورده و گمراه شده بودند. اين ديگر يک موضوع سری نيست که عراق اکنون توسط نخست وزير فعلی و حزب حاکم او گروگان گرفته شده است. تجربه ما با اين دولت تمامی اميدها را، که عراق تبديل به يک دموکراسی کاملاً کارآمد بر اساس حاکميت قانون تبديل شود، از بين برده است.
همان طور که همه شما به خوبی می دانيد، تروريسمی که در بسياری از نقاط جهان وجود دارد، چرا اکنون در عراق در حال افزايش است، آن هم با وجود بودجه عظيمی که به امنيت تعلق گرفته است؟ تروريسم در جايی رشد می کند که عناصری وجود دارد مانند فقر، فساد، بی عدالتی و تبعيض فرقه ای. به شما نشان خواهم داد که مالکی چگونه تروريسم را در کشور من می پراکند. من مبالغه نمی کنم وقتی که می گويم در تاريخ مدرن عراق هرگز شاهد دولتی به بدی دولت فعلی نبوده ايم. بعد از هشت سال که از دولت نوری مالکی می گذرد، در عراق اين زمينه ها رو به افول است: خدمات عمومی، عدالت اجتماعی، انتقال دموکراتيک، توسعه، قضاييه، صلح ملی، امنيت، و دست آخر سياست خارجی. مالکی نه تنها يک تهديد برای آينده عراق بلکه يک خطر برای وحدت اين کشور و ثبات در منطقه است.
خانم ها و آقايان، به دليل ضيق وقت، من به اختصار بيان می کنم و باعث خشنودی من است که بعداً به شما اطلاعات جزئی تر بدهم يا به هر سؤالی که داشته باشيد پاسخ دهم. من الآن فقط می توانم چند نکته در مورد حقوق بشر، امنيت، دولت و سياست خارجی مطرح کنم. با حقوق بشر شروع می کنم. من مطمئن هستم که شما اخبار وضعيت حقوق بشر در عراق را که توسط سازمانهای بين المللی مانند ديدبان حقوق بشر و عفو بين الملل مطرح شده است دنبال می کنيد و نگرانی خودتان را ابراز می داريد. وضعيت به طور واقعی خيلی بدتر است. گزارشها کوتاه هستند و وضعيت را در همه زندانها و مراکز بازداشت مخفی در منطقه سبز و پايگاههای نظامی در بر نمی گيرند. چند روز پيش، دولت 42نفر را به اتهام تروريسم اعدام کرد. چيزی که باعث تعجب می شود اين است که برخی از زندانيان تبرئه شده بودند، مقامات قضايی در حال تلاش برای آزادی آنها بودند. خانواده هايشان منتظر بودند که هر لحظه به خانه برسند. ولی متأسفانه جسد های آنها بود که به خانه رسيد. من نسخه هايی از اين تراژدی را دارم. آيا اين به پايان دادن به تروريسم در کشور من کمک می کند؟
تا الان، اين دولت 132نفر را اعدام کرده است، و سال گذشته نيز 129نفر را اعدام کرده است. وزارت دادگستری عراق تأييد کرد که هزاران تن در انتظار اعدام هستند. آيا شما می توانيد علت اين همه حکم اعدام عليه يک فرقه يا قوم را به من توضيح دهيد؟
چرا خبری از اعدام شيعيان نيست، يا جوخه های مرگ، يا شبه نظامی ها؟ خيلی ساده، چونکه آنها از همان فرقه نخست وزير هستند. ما بايد اعتراف کنيم که يک شکاف قومی و مذهبی در کشور من هست. من تنها نفری نيستم که اين ادعا را می کنم. رئيس حقوق بشر سازمان ملل، ناوی پيلای، اخيراً سيستم قضاييه جنايتکار عراق را مورد انتقاد قرار داد و آنها را متهم کرد که بسياری احکام را بر اساس اعترافهای به دست آمده در زير شکنجه صادر کرده اند. سيستم قضاييه و پرسدورهای دادگاه ضعيف و زير استاندارد های بين المللی هستند. بيش از 100تن از کادرهای دفتر من هنوز در بازداشت و زير شکنجه هستند. بعضی از آنها در زير شکنجه کشته شده اند. تعداد ديگری به مرگ محکوم شده اند. افسران امنيتی از خانواده های آنها باجگيری می کنند تا ما به ازای آزادی فرزندانشان دهها هزار دلار پول بپردازند. با وجود اين که تمام سازمانهای بين المللی اين دادگاههای نمايشی را محکوم کرده اند و خواهان توقف اين روند های جانبدارانه شده اند، مقامات دولتی بی تفاوت هستند و مصمم هستند تا آنها را به زودی بکشند. ما به حمايت جامعه بين المللی نياز داريم تا اين فاجعه را متوقف کنيم.
خانم ها و آقايان، پشت پرونده من انگيزه های سياسی خوابيده است و اتهامات ساختگی هستند. ولی با اين وجود من اعلام آمادگی می کنم تا به بغداد بازگردم و با تمام اتهاماتی که عليه من يا کادرهای من وجود دارد روبه رو شوم، در صورتی که اروپا يک محاکمه منصفانه را تضمين کند. من به بی گناهی خودم و افراد حفاظتم اطمينان دارم و اين اتهامات تماماً ساختگی هستند. برای ثبت، همان طور که آقای استيونسون گفت، در 2006، من سه تن از خواهران و برادرانم، 2 برادر و يک خواهر را در عملهای تروريستی مختلف از دست دادم. خودرو بمب گذاری شده نبود. آنها را به طور مشخص و به طور انفرادی هدف قرار دادند. سه تن از آنها در عرض 6ماه در سال 2006. من به عنوان نايب رئيس جمهور خواهان انتقام نشدم و حتی وقتی دولت نوری مالکی موفق به دستگيری قاتلان نشد، از آنها نپرسيدم چرا. من فقط سکوت کردم. رفتار من بدينگونه بود. پس چطور است که الآن من متهم به تروريسم هستم؟ من اولين مقام بلندپايه بودم که قفل زندانهای مخفی را در سال 2008 شکستم و من انواع شکنجه ها عليه افراد بی گناه را فاش کردم. چيزی که الآن با آن روبه رو هستم نتيجه تهديد دولت عليه من است به خاطر اين که دو سال گذشته از حقوق بشر و عدالت در کشور حمايت کردم.
از طرف ديگر، آزادی بيان در عراق به يک موضوع بحرانی تبديل شده است. 100 خبرنگار نه تنها هدف گروه های تروريستی قرار گرفته اند، بلکه هدف تروريسم دولت هم هستند. کانال تلويزيونی البغداديه اخيراً به زور بسته شده و دولت تمامی تجهيزات آن را ضبط کرده است، تنها به اين دليل که اين کانال به طور موفقيت آميز تمام اسناد فساد دولتی را در معرض عموم قرار می داد.
قسمت دوم سخنرانی من در مورد امنيت است. در دو سال اخير، امنيت به طور فزاينده يی در کشور و به طور خاص در پايتخت، بغداد، رو به وخامت است. سازمان ملل گزارش کرد که در حملات خشونت بار امسال بيش از 5000تن کشته شدند و دهها هزار تن زخمی شدند. وقتی که می خواهيم حول مسئولان اين فروپاشی امنيتی تحقيق کنيم، نخست وزير می گويد که نمی تواند مورد حسابرسی قرار گيرد، در صورتی که او علاوه بر موقعيتش به عنوان نخست وزير، فرماندهی کل قوا، کفالت وزارت دفاع، وزارت کشور، وزارت امنيت ملی و رياست اطلاعات را هم به طور همزمان به عهده دارد و او به طور انحصاری پرونده های امنيتی را در دست دارد و هيچ اشتراک قدرتی در کار نيست. به هيچ کس اجازه نمی دهد در مديريت پرونده های امنيتی دخالت کند يا شرکت کند يا مشورت دهد يا انتقاد کند. وضعيت امنيتی روبه افول است، در حالی که نيروهای امنيتی مستمراً افزايش پيدا می کنند و به بيش از يک و نيم ميليون رسيده اند. هم چنين، بودجه سالانه امنيتی بيش از 25 درصد از بودجه سالانه است، که معمولاً بيش از 100ميليارد دلار آمريکايی است. پنج روز پيش، در يک مصاحبه تلويزيونی، نخست وزير اعلام کرد که پسر بيست ساله اش نيروهای مسلح را به عهده گرفت و به افراد يک تاجر در منطقه سبز حمله کرد چونکه 100 ميليون دلار آمريکايی اختلاس کرده بود و صدها سلاح و صداخفه کن در خانه اش مخفی کرده است و دهها ساختمان در پايتخت را به طور غيرقانونی اشغال کرده است. تا الان، هنوز نمی دانيم که پسر او چه مقام رسمی را در کشور دارد که چنين قدرتی به او تعلق گرفته است. بايد اعتراف کنم که نيروهای امنيتی دولت موفق بودند ولی فقط در يک ماموريت: در حمله به کمپ اشرف. در محدود کردن تظاهر کنندگان مسالمت آميز معترض به دولت. آخرين نمونه آن در شهر حويجه در کرکوک است که در 23آوريل 2013 رخ داد، که در آن 100 تظاهر کننده به قتل رسيدند و مجروح شدند.
قسمت سوم سخنرانی من شامل حکومت و فساد می شود. در مورد حکومت و فساد، نياز به ساعتها وقت است که اين موضوع را توضيح دهم. سرمايه گذاران محلی و خارجی و تاجران معمولاً می گويند که اصلی ترين مانع برای آمدن به عراق عملکرد ضعيف دولت است، که با فساد و دخالت سياسی مديريت می شود. آنها حکومت ضعيف را از فقدان امنيت هم خطرناک تر می دانند. از بعد از 2003، عراق بيش از 630ميليارد دلار آمريکايی را علاوه بر 30ميليارد دلار کمک هزينه های کشورها دريافت کرده است ولی بيش از 30 درصد از جمعيت هنوز در زير خط فقر زندگی می کند. ميليونها نفر هستند که هنوز شب ها را به خاطر قطعی برق در تاريکی می گذرانند. هزاران تن از دانش آموزان بر روی کف زمين در مدارس کاهگلی درس می خوانند. ميليونها تن در اکثر استانها دسترسی به آب آشاميدنی ندارند. در بين 182 کشوری که بررسی شده اند، عراق الآن در رتبه 175 به لحاظ فساد قرار دارد. بر اساس گزارش «شفافيت بين المللی»، بغداد برای پنجمين سال به عنوان خطرناک ترين و بدترين مکان در جهان برای زندگی شناخته شده است. برنامه توسعه سازمان ملل اخيراً گفت که يک عراقی متوسط بايد 4 رشوه در سال بپردازد. شما حتماً در مورد رسوايی های فساد دستيارهای ارشد نخست وزير شنيده ايد. وزير بازرگانی سابق، فلاح السودانی که يک عضو ارشد حزب سياسی نخست وزير است به طور رسمی متهم به فساد و مجرم شناخته شد. او الآن آزاد است و به طور راحت در لندن زندگی می کند. وزير کشور حاضر نشد از اينترپل بخواهد که او را دستگير کنند. فساد اين دولت همچنين باعث مرگ هزاران عراقی در رسوايی خريد دستگاههای بی خاصيت رديابی بمب از يک شرکت انگليسی شد. 40هزار دلار آمريکايی هزينه آن دستگاه بود در حالی که به طور واقعی 20 دلار بيشتر قيمت آن نبود و به کشورهای جهان سوم به قيمت 7 دلار آمريکايی فروخته می شد. دولت مالکی 40هزار دلار پرداخت. سازنده در انگليس در زندان است و 10سال حبس گرفته است. 10سال حبس، در حالی که آدمهای فاسد در کشور من هنوز آزاد هستند. و اين دستگاه فاجعه بار هنوز در سيطره ها استفاده می شود و به خودروهای بمب گذاری شده اجازه عبور بدون مشکل را می دهد، و مردم بی گناه من کشته می شوند. شما اين تراژدی را تصور کنيد. فقط اين تراژدی را تصور کنيد.
عراق به طور کامل تحت سيطره رژيم ايران قرار گرفته است. يک نمونه خيلی روشن دولت عراق برخوردی بود که با افراد غيرمسلح، قانونپذير، يعنی ايرانيان تبعيدی، مجاهدين خلق، داشت. قرار بود آنها بر اساس قانون بين المللی حفاظت شوند. آنها چندين حمله از جانب نيروهای امنيتی عراقی متحمل شدند. بيش از صد تن کشته شدند و بسياری مجروح شدند و اين با نقض قانون بين المللی صورت گرفت. کشور من، عراق، هيچ منافعی در کمپ اشرف ندارد، هيچ منفعتی در کشتار افراد بی گناه ندارد. اتفاقی که افتاد فقط در خدمت يک برنامه رژيم ايران بود. همين.
کشور من عراق هيچ منفعتی در حمله به کمپ اشرف ندارد. هيچ منفعتی در کشتار انسانهای بيگناه ندارد. آنچه که اتفاق افتاد صرفاً در خدمت يک طرح رژيم ايران بود که به اعتبار کشورم ضربه زد. من واقعاً نسبت به درد و رنجهای آن افراد و سازمانشان احساس همدردی می کنم ولی همچنين خيلی نسبت به اعتبار کشورم نگران هستم. آنها در کشور ما مهمان و تحت قوانين بين المللی هستند. آنها می بايد حفاظت شوند تا توسط نوری مالکی کشته نشوند.
يک مثال ديگر از نفوذ رژيم ايران و کنترل بر روی عراق تصميم به بازکردن آسمان عراق و در اختيار گذاشتن هواپيمايی مدنی جهت تأمين تسليحات، مهمات، تجهيزات خصمانه برای رژيم ديکتاتوری سوريه است تا هرچه بيشتر مردمش را سرکوب کند. عراق يک تونل هوايی برای کمکهای نظامی رژيم ايران به دولت اسد شده است. لازم بذکر است که دولت عراق از رژيم ايران تبعيت می کند نه به خاطر قدرت سياسی يا نظامی رژيم ايران، بلکه صرفاً به خاطر پيوندها و سرسپردگی به نام مذهب. مقامات اين دولت به سرکردگی نخست وزير می گويند اين وظيفه دينی آنها است که از دستورات آخوند علی خامنه ای در ايران تبعيت بکنند.
خانمها و آقايان،
خشونت و تروريسم در کشور من به طور عمده ساخته و پرداخته خود حکومت عراق است و کمتر از خارج از عراق وارد می شود. آنها نتيجه بی عدالتی، تبعيض فرقه يی، سياستهای متکبر و شکست خورده نخست وزير فعلی هستند. او دروغ گفت وقتی مدعی شد که قيام عليه ديکتاتوری در سوريه شعله خشونت در عراق را بيشتر می کند. اين ديدگاه کاملاً فرقه گرايانه و با انگيزه های سياسی است. تمامی فرماندهان ارتش می گويند که بر مرز عراق و سوريه کنترل کامل دارند. امروز من اين جا هستم تا از شما بخواهم، به نام اصول و ارزشهايی که به آن اعتقاد داريد، اصول حقوق بشر، حقوق زنان، دموکراسی، حاکميت سالم، شفافيت، حقوق اقليتها، از شما بخواهم که از اين اصول و ارزشها در کشور من حفاظت کنيد.
تاريخ قطعاً در مورد تلاشهای شريف و شجاع شما در کمک به مردم عراق خواهد نوشت. ما نمی خواهيم فرزندانمان آن چه ما رنج کشيده ايم را تجربه کنند. در پايان، عراق اکنون به طور واقع در يک مقطع بسيار حساس است و سياستهای مالکی دارند کشور من را به يک جنگ فرقه ای داخلی فرو می برند. من از شما درخواست می کنم، قبل از اين که بيش از حد دير شده باشد، دخالت کنيد و به ما کمک کنيد. روند سياسی در بن بست است و مؤسسات دموکراتيک فلج شده اند. تمامی تلاشهای ملی برای بازگرداندن اطمينان به ميان سياستمداران شکست خورده اند. اغلب سياستمداران در عراق اکنون معتقدند که اقدام فوری توسط دخالت جدی از جانب جامعه بين المللی لازم است. راه حل پايه يی برای پايان دادن به اين بحران انجام اقدامات زير است:
1. استعفای دولت مالکی
2. تشکيل يک دولت موقت تکنوکرات
3. برگزاری يک کنفرانس ملی تحت نظر جامعه بين المللی که در آن تمامی طرفهای کليدی عراقی بايستی روند سياسی حداقل 10سال گذشته را بررسی کنند، چالشها و شکافها را شناسايی کنند، و سپس پيرامون نقشه مسير مشترک برای ايجاد اصلاحات و تغيير در کشور توافق کنند.
من همچنين می خواهم از کشورها درخواست کنم، به طور خاص از ايالات متحده، که هنوز به صورت کور از نخست وزير فعلی حمايت می کند، که مدام با ارائه گزارشهای دروغ در مورد وضعيت در کشور من به فريب جامعه بين المللی ادامه می دهد و هرگز به وعده های خود پايبند نيست، من از آنها می خواهم در مورد موضع خود بازنگری کنند و به ايجاد يک دموکراسی واقعی و پايدار در عراق کمک کنند.
من می دانم که اتحاديه اروپا عميقاً در مشکلات اقتصادی خود درگير است. اما، فقط برای يادآوری شما می گويم که جهان مديون عراق است چون روزی گهواره تمدن بود.
با تشکر از شما خانمها و آقايان

لرد مگينس عضو مجلس اعيان انگلستان
 
با تشکر از آقای رئيس، به طور خاص اين افتخار من است که امروز به اين جا دعوت شده ام، تا در پنلی قرار گيرم که ميهمانان برجسته بسياری حضور دارند، اما به طور خاص می خواهم به عاليجناب نايب رئيس جمهور عراق دکتر الهاشمی اشاره کنم. اين مايه افتخار من است که در چنين پنلی قرار گيرم. فرد ديگری که می خواهم اين جا اسم ببرم طاهر بومدرا است.
اين دو تن، نخست دکتر الهاشمی، فکر کردن به فداکاری خود او، و فکر کردن به اين واقعيت که او دو برادر و خواهر خود را از دست داده خود غيرقابل تحمل است. حضور در اين جلسه همراه با طاهر بومدرا، يعنی فردی که در اوج سابقه کاری خود در نمايندگی ملل متحد اين شجاعت را داشت تا بگويد ديگر بس است و من از فريبکاری افرادی مانند مارتين کوبلر حمايت نمی کنم، و در اين مورد است که می خواهم صحبت کنم. من می خواهم متأسفانه در مورد شکست دولت من (انگلستان)، دولت ايالات متحده و ملل متحد صحبت کنم. هر کدام از اين طرفها به ياد دارند که فريب می خورند، يا چشمان خود را به واقعيتی که در ايران و عراق در حال وقوع است، بسته اند. در صحبتهای خود اجازه بدهيد از پناهندگان ايرانی که امروز عصر اين جا حضور دارند ياد کنم. آنها همچنين قهرمانان بسياری هستند، و اگر اجازه هست، من گروهی شامل 500 نماينده پارلمان در انگلستان را نمايندگی می کنم که عميقاً نگران هستند. گروهی از ما تلاش می کنند به طور مستقيم حمايت کنند، اما حدود 500تن از همکاران ما و اعضای پارلمان هستند که از سازمان مجاهدين خلق ايران حمايت می کنند و خواهان عدالت برای آنها هستند.
ما همگی می دانيم که نوری المالکی، بدون نياز به اقناع زيادی، تحت تأثير ملايان ايران قرار دارد. ما می دانيم که از سال 2009 پناهندگان ايرانی در عراق که به مدت 25سال در آن کشور حضور داشته اند، اکنون که خلع سلاح شده اند، مورد پنج حمله ظالمانه قرار گرفته اند که بسياری طی آن کشته شده اند، يعنی جمعاً 100نفر، حداقل 100نفر، و 52نفر در اول سپتامبر دست بند زده شده، مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. اين تعداد افراد به دستور نوری المالکی به قتل رسيدند. مطلقاً اشتباه نکنيد، اين تيم نيروی ويژه او بود. نه کسی ديگر، اين تيم نيروی ويژه او بود که تحت ترغيب ملايان عمل می کردند، که اين حمله اسفناک را انجام دادند. آنها حتی وارد شدند تا مطمئن شوند افرادی که به طور مرگبار مجروح شده بودند و به دنبال رسيدگی پزشکی بودند، در حالی که از پا افتاده بودند به آنها تير خلاص زدند. نبايد فراموش کنيم که 7نفر ديگر هستند که گروگان هستند. شش زن و يک مرد. ما می دانيم که آنها گروگان هستند، ما می دانيم در بغداد هستند، ما می دانيم که مالکی می داند آنها کجا هستند، ما می دانيم که آمريکاييها می دانند آنها کجا هستند. من دليل دارم که معتقدم ملل متحد از موقعيت آنها مطلع است، و خيلی ساده ما (دولت ما) به اندازه کافی برای آزادی آنها تلاش نمی کنيم.
تصور اين برايم بسيار سخت است. من با يک برنامه بسيار مشهود در بی.بی.سی تماس گرفته ام، يک برنامه شبانه که ديروقت پخش می شود، من با يکی از ارائه کنندگان آنها که سالها با او دوست بوده صحبت کردم. او خارج از کشور بود و حتی در مورد قتل عام 52 پناهنده نشنيده بود. اجازه دهيد اين سؤال را بکنم؟ دولت ما چه مرگش است؟ يک وزير در دولت که کمکهايی به من کرده، آلستر برت، او تلاش کرده مشکلات پناهندگان در کمپ اشرف را برجسته کند. خانمها و آقايان، شما می دانيد که باورش سخت است اما در تغييرات دولت اخير، او از سمت خود در وزارت خارجه برداشته شد، نه به خاطر اين که منصب ديگری به او داده شود، بلکه او کاملاً حذف شد. اين جا چه خبر است؟ من اميدوارم افراد در اتحاديه اروپا که اين جا حضور دارند اين سؤال را از دولت من بکنند، و همچنين در مورد دولت شما و با همه دولتهای به اصطلاح غربی که بايد نگران باشند، بکنند. اگر دولتها نگران شوند، به عقيده من مطبوعات هم نگران خواهد شد. اما دوست من در آن برنامه به من زنگ زد و به مدت نيم ساعت با من صحبت کرد. او تلاش خود را کرد اما قدرتهای حاکم در بی.بی.سی يک برنامه در اين رابطه پخش نخواهند کرد. من داوطلب شدم تا در اين برنامه حاضر شده و وقايع را توضيح دهم.
بنابراين اين چيزی است که ما با آن روبه رو هستيم. اگر ما، و مطمئنم که اين کار را می کنيم، اگر ما از پناهندگان ايرانی حمايت می کنيم، اگر می خواهيم شاهد آن باشيم که مالکی به صورت سياسی تحت کنترل قرار گيرد، فکر نکنم ممکن باشد اما اگر بخواهيم به آن سمت حرکت کنيم، سپس ما بايد تضمين کنيم که مطبوعات غربی در مورد قربانيان در عراق و ايران پشتکار بسيار بيشتری داشته باشند.
در ايران شما حتماً می دانيد که تنها در اين سال بيش از 400تن اعدام شده اند. عاليجناب دکتر هاشمی به اعدامها در عراق اشاره کرد. در ايران، 470 مورد اعدام در امسال صورت گرفته است، و 231 مورد بعد از روی کارآمدن روحانی به اصطلاح مدره (پناه بر خدا!) صورت گرفته است. من داشتم امروز به اخبار گوش می دادم و دولت ما دارد در مورد فرصتی که وجود خواهد داشت صحبت می کند. روحانی احمق نيست. او مدت زيادی است که سر کار است و در سرکوب مردم خود دست داشته است. اما او از غرب می خواهد که در مورد مسائلی که باعث مشکلات اقتصادی برای رژيم ايران می شوند، فشار را کم کند.
اين من را وحشت زده می کند که وزير خارجه من، ويليام هيگ، و جان کری در آمريکا و ديگران مانند آنها به اين اشاره می کنند که ممکن است به صورتی ما با رژيم ايران وارد معامله شويم. آنهايی که از ما به دموکراسی و آزادی معتقدند بايستی اين را بسيار روشن کنند که با ديکتاتورهايی که مردمان خود را سرکوب می کنند نمی توان و نبايد معامله کرد.
اين من را بسيار متعجب می کند که دولت من و دولت آمريکا از نوری المالکی می خواهند يک تحقيقات در مورد قتل عام کمپ اشرف انجام دهد. اين بسيار مسخره است و مانند اين است که روباه را به مرغدانی بفرستيد تا مرغها را بشمارد.
روحانی تغيير نکرده است. قبل از اين که رئيس جمهور شود فکر کنم حدود 60 الی 65 متخصص هسته يی در توسعه انرژی دست داشتند. الآن اما 97 متخصص هسته يی دخالت دارند. اين يک افزايش 50 درصدی است و او می خواهد غرب باور کند – و ظاهراً غرب باور کرده است – که او نيت سالمی دارد. قبل از اين که بنشينم اجازه بدهيد يک موضوع ديگر را بيان کنم. موضوعات بسياری است که می خواهم به آن بپردازم اما يک موضوع که بايد بگويم اين است که آزادی گروگانها بايد اولويت کوتاه مدت ما باشند.

واقعيت اين است که، و من کسی هستم که سابقه يی در سياستهای ايرلند دارم و يکی از مذاکره کنندگان در توافقنامه بلفاست بودم، چيزی که من از آن وحشت دارم اعتصاب غذا است، و ما مسئوليتهايی در واکنش به يک اعتصاب غذا داريم که در ميان بسياری از ايرانيان گسترش يافته است. اين موضوعی است که من را نگران می کند. 47روز است که فکر کنم ادامه داشته، و همين الآن من دوست دارم ببنيم که دولتها يک وعده محسوسی بدهند. همچنين اين را با فروتنی تمام بيان می کنم، من مايلم آنهايی در اعتصاب غذا هستند بتوانند تضمينی از جانب کشورهای اتحاديه اروپای ما بپذيرند که آنها را قادر به پايان دادن به اعتصاب غذای خود کند.
خانمها و آقايان، آقای رئيس، ميهمانان محترم، با اجازه شما می گويم که ما بايد تشويق کنيم، به هر نحوی، ما بايد مشوق عمل باشيم. کلمات در اين لحظه، ما همه اين جا بوده ايم، قبلاً هم بيان کرده ايم، کلمات کافی نيستند. ما بايد شاهد عمل از جانب دولتهای خود باشيم. اين به معنی آن است که اگر لازم باشد در خانه نخست وزير را از جا بکنم، بايد آماده اين کار باشم. بنابراين، بياييد با عزمی جديد از اين جا خارج شويم تا مطبوعات و سياستمداران خود را قانع کنيم به صورت يک فکر، يک آرمان حق و محترم را دنبال کنند، و در نمونه هايی مانند عاليجناب هاشمی و طاهر بومدرا، ما نمونه های عالی در اين رابطه داريم.
با تشکر

نخست وزير سيد احمد غزالي
 
تشکر می کنم آقای رئيس. من در ابتدا احساس افتخار می کنم که در کنار چنين افراد و شخصيتهای خاصی هستم. ما امروز همراه خودمان نايب رياست جمهوری عراق را داريم. اين يک افتخار بزرگ است که در کنار او باشيم. ولی پس از شنيدن سخنرانی او و نکاتش، بايد گفت که متأسفانه در غرب در رابطه با واقعيت عراق در غفلت هستند. من از اين وضعيت خيلی ناراحت و آشفته شدم با اين که از قبل در جريان وقايع عراق بودم.
برادرم طارق الهاشمی، نمی خواهم بگويم نايب رياست جمهور، به اين جا نيامده که از شخص خودش دفاع کند. به دليل اين که اگر می خواست از شخص خودش دفاع کند، موقعيت لازم را در عراق داشت و می توانست از آن استفاده کند و خانواده اش به اين شکل از بين نمی رفت و دارای يک ثروت زياد می شد و مانند بسياری موارد می شد که متأسفانه شاهد آنها هستيم. او يک شخصيت خيلی بالای دنيای سياست در عراق است با يک شجاعت خارق العاده. او با فروتنی بسيار درباره وقايعی که برای شخص خودش اتفاق افتاده صحبت کرد. و اين که به اين جا آمده است نه برای دفاع از شخص خودش، بلکه برای هشدار به افکار عمومی در رابطه با اتفاقاتی که در اين منطقه می افتد. عراق و ايران. و چيزی که او، مردم عراق و تراژدی که او، يعنی شخص طارق هاشمی تجربه کرده، نشان می دهد که چقدر اين دو خلق، مردم ايران و مردم عراق رنج می کشند. آنها از بی تفاوتی برخی قدرتهای جهان و سازمان ملل متحد زجر می کشند.
ولی اين دو خلق نه فقط برای نفت، درست است آنها نفت بسيار دارند، آنها گاز بسيار دارند، ولی آنها آفتاب و آب زياد نيز دارند، آنها زمين دارند و به خصوص يک تاريخ دارند. تاريخ چند هزاره. و ما نمی توانيم در برابر وقايع آنجا بی تفاوت بمانيم. به دليل اين که ما از مثبت و منفی آنجا بهره می بريم و ما هم زجر می کشيم. و اين فقط در منقطه خاورميانه نيست.
اين فاجعه می بايست از يک زاويه ديگر مورد بررسی قرار گيرد. آن چيزی که در حال حاضر در عراق اتفاق می افتد، نتيجه جنگ 2003 است و آن اين بود که اين کشور بزرگ را در دستان يک رژيم قرار دهد که رژيم ايران است. و يک تناقض اين جا وجود دارد، و آن اين که سياست آمريکا همه چيز را به سمت شرايط فاجعه باری هدايت می کند.
موضوع ديگر مواضع شجاعانه نايب رئيس جمهور طارق الهاشمی است. اين فقط مربوط به مسائل صرف عراق نيست. اين همچنين مربوط می شود به کارهايی که اين دولت مرتکب می شود. او يادآوری می کند و می گويد کسی هست که همزمان رئيس دولت و وزير کشور است، وزير دفاع، وزير اطلاعات و فرمانده قوای مسلح است. آيا اين دموکراسی است؟ اين يک رژيم دموکراتيک است؟ اين رژيم دقيقاً همان بربريت، همان سبعيت را عليه شهروندان عراقی به کار می برد که عليه برادران و شهروندان اشرف به کار می برد. آخرين جنايت اين بود که ارتش عراق که مسئوليت دفاع و حفاظت اين شهروندان را داشت، خودش وارد شد و آنها را با خونسردی تمام به قتل رساند، اسلحه نشانه روی شده مستقيم و با دستان بسته و با هدف کشتار همه. و آنها با اين خيال رفتند که همه ساکنان اشرف را به قتل رسانده اند و به خاطر همين است که فقط 7نفر را گروگان گرفتند.
پس سرنوشت مردم ايران و سرنوشت مردم عراق به هم گره خورده است. و نمی توان انتظار کوچکترين بهبود و خوب شدن را داشت تا زمانيکه در رأس اين کشورها رژيمهای ديکتاتوری وجود دارند يعنی رژيم ايران و رژيم عراق.
و به همين خاطر است که از صميم قلب و خالصانه، برادر عزيز، آقای نايب رئيس جمهور، ما اين جا جمع شده ايم تا به شما بگوييم که ما با شما هستيم و شما را به خوبی درک می کنيم. ما هم از رنجهای مردم عراق رنج می کشيم ولی بايد بدانيد که در برابر اين دسيسه سکوت نخواهيم کرد، هزاران سياستمدار هستند که اين جا نمايندگی شدند، در بين پارلمانترها اروپايی، و بين پارلمانترهای دنيا به طور عام که به شرايط اشراف دارند و عاشقان دموکراسی هستند و آنها بهترين متحدان شما هستند آقا نايب رئيس جمهور.
يکبار ديگر می گويم که خدا شما را حفظ کند برای بهبود وضعيت در کشورتان و مطمئن باشيد که ما با تمام وجود با شما هستيم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر