4:51:21 PM 1392/7/12
![]()
آخوند صديقی
|
هزينهٴ تنفس؟
حرفهای
امروز امام جمعهٴ نمره موقت خامنه ای در تهران، نسبت به فضای رسانه های
باندهای وابسته به ولايت که از شنبهٴ گذشته تا حالا با لنگه کفش و تيغ کشی
مطبوعاتی حسن روحانی را هدف حملات شديد قرار داده اند، متفاوت بود.او به عنوان نمايندهٴ خامنه ای از اين که «اسلام دين صلح است» دم زد و مدعی شد که «تعبير زيبای نرمش قهرمانانه» نشان دهندهٴ «فرهنگ، منطق و عقلانيت» نظام است و اين که از نظر ولايت فقيه «همهٴ خلق عائله خدا» هستند و بالاخره اين که «همه اميد آن دارند که با سر پنجه تدبير بشود تحريمهای ظالمانه برداشته شود و فضای تنفس جديدی» برای رژيم فراهم شود.
واضحتر و صريحتر از اين را پيش از او، سخنران پيش از خطبه ها گفت و او کسی نبود جز پاسدار صفار هرندی وزير سابق دولت احمدی نژاد که در حال حاضر مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران می باشد، وی گفت:
«برخی القائاتی را به جامعه وارد می کنند که رفتن ما به سراغ آمريکا برای سخن گفتن به گونه ديگر، از منظر احتياج داشتن ما به آمريکاست. من واقع بينانه عرض می کنم که بله ما نيز به تعامل کردن با دنيا احتياج داريم و اين که بگوييم ما هيچ احتياجی نداريم غيرمعقول است… ما نيازمند اين تعامل هستيم».
تا کنون کسی از باند خامنه ای که پايی هم در سپاه پاسداران دارد، به اين وضوح، از ناچاری و ”احتياج“ رژيم به برقراری رابطه با آمريکا سخن نگفته بود. به خصوص که او تأکيد و تکرار کرد که اين سياست جديد، توسط خود خامنه ای صورت می گيرد.
البته اين چرخش از روز پنجشنبه در سرمقاله برخی روزنامه های باند خامنه ای هم ديده شد. مثلاً رسالت ارگان باند مؤتلفه گرچه از يک طرف به دستجات وابسته به باندهای رفسنجانی از جمله «احزاب 31گانه و 511نفری که تحت عنوان اصلاح طلب» «به اوباما نامه نوشتند» حمله کرد که چرا «عنان اختيار را از کف دادند»، اما تيغ کشهای باند خامنه ای را هم مذمت کرد و نوشت: «ظاهرانديشانی که تنها شيوه مقابله با استکبار جهانی را رويارويی مستقيم و قهر و ترشرويی می پندارند به عمق معنای واژه های حکمت و مصلحت و نرمش قهرمانانه، پی نبرده اند».
از اين چرخش در تبليغات و حملات باند خامنه ای که تلاش می کنند به نرمی ظاهر شود، به روشنی می توان نتيجه گرفت که نياز به «فضای تنفس جديد» برای رژيمی که در محاصره بحرانهای گلوگير در حال خفه شدن است، امر حياتی است که خامنه ای به رغم همهٴ تبليغات و سر و صداهای عوامل باندش نمی تواند از آن بگذرد. اين فضای تنفسی آن چنان که نماينده اش در نمايش جمعهٴ تهران گفت مستلزم «برداشته شدن» يا حداقل «کاهش» تحريمهاست و به همين دليل است که آخوند صديقی در جمعه بازار 12مهر، از موضع نمايندهٴ ولی فقيه ارتجاع از حسن روحانی تعريف و تمجيد هم کرد.
همين نتيجه را می توان از اظهارات خود حسن روحانی هم دريافت آنجا که در ميانهٴ همهٴ حملات و خط و نشان کشيدنهای مطبوعاتی و حتی فيزيکی باندهای رقيب، می گويد: آن چه عملی شد تنها «قدم کوچکی» بود، منتظر «قدمهای بلندتر» باشيد.
حالا سؤال اين است که اگر آن «قدم کوچک» چنين و لوله يی در سراپای نظام افکند و خامنه ای را وادار به پرتاب «لنگه کفش» به رئيس جمهور خودش کرد، «قدمهای بلندتر» ی که حسن روحانی مدعی آن است چه رعشه هايی در نظام ايجاد خواهد کرد. قدم کوچک اول فقط به اندازه يک تماس تلفنی 15دقيقه يی، تازه با پرداخت هزينه از جيب طرف مقابل بود، اگر قرار باشد در قدمهای بلندتری که رفسنجانی و روحانی برای آويختن به غرب در نظر دارند، معامله يی صورت گيرد و جام زهری يا جرعه يی از جام زهر به کام ولی فقيه ريخته شود، آن وقت در نظام ولايت شاهد چه جنگی ميان گرگها خواهيم بود. آيا خامنه ای توان و جرأت پذيرش يک جرعه زهر از دست رفسنجانی را دارد؟ آيا می تواند قيمت نفس کشيدن نظامش را که نهايتاً چون تيشه يی به ريشهٴ نظامش خواهد بود، بپردازد؟ بايد منتظر بود تا خودش به صحنه بيايد و تصميم نهايی اش را به صورت علنی اعلام کند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر