بهر برکندن بنیاد ددان برخیزید
از م. شوق
«هر چه آتش بهسر قافلهٴ ما ریزند
باز از آتش نابودیشان نگریزند!
غرقه در ورطهٴ نابودی خود کوردلان
چنگ بر پیکره نسل فدا آویزند
لیک رسم است که این نسل وفا تا پایان
تا دم آخر ازین صدق نمیپرهیزند
بی زره، بیسپر و تیغ به میدان بروند
شورها در همه عالم ز فدا انگیزند
راهپویان خدایند و به خلقی دلبند
پایبندند و بر آن یکسره دستاویزند
گو به دژخیم که این فکر ندارد مرگی
خون عشاق چه بیهوده بسی میریزند
هان رسیده ست زمانی که همه خلق خدا
بهر برکندن بنیاد ددان برخیزند»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر