3:21:42 PM 1392/10/18
![]()
گرسنگان آواره در خيابانها تحت حاکميت آخوندها
|
هشدار در مورد قيام نظام بر کن ارتش گرسنگان
روزنامه
رسالت ارگان باند فاشيستی مؤتلفه در يک مقاله ترس باند ولی فقيه را از
قيام گرسنگان ابراز می کند و به دو باند رژيم هشدار می دهد آماده امواجی از
قيام گرسنگان در آيندهٴ نزديک باشند. مقاله نويس ضمن هشدار خود به باندهای
رژيم پيش بينی می کند امواج آينده خشم مردم، تر و خشک رژيم را می سوزاند و
اين امواج تمامی کرانه های اين نظام را در می نوردد.
اين روزنامه به ثروت باد آورده بخش کوچکی از جامعه که همانا دانه درشتهای نظام و نورچشميهای آن باشند اشاره می کند و بخش اعظم جامعه را جامانده می داند که اينها هستند که در آينده نزديک ”پتانسيل های آتی نارضايتی های ويرانگر اجتماعی خواهند بود“.
اين روزنامه به ثروت باد آورده بخش کوچکی از جامعه که همانا دانه درشتهای نظام و نورچشميهای آن باشند اشاره می کند و بخش اعظم جامعه را جامانده می داند که اينها هستند که در آينده نزديک ”پتانسيل های آتی نارضايتی های ويرانگر اجتماعی خواهند بود“.
نويسنده، قيام آتی گرسنگان را به بحران بزرگ سال 2008 که اروپا و آمريکا و بخشهای وسيعی از جهان را نورديد تشبيه می کند، و حتميت آن را به باندهای رژيم گوشزد می کند که صرف نظر از اين که مقصر انفجار خشم فقرا چه کسی است؛ اين خشم دامنگير کل نظام ولايت خواهدشد.
روزنامه رسالت باند روحانی - رفسنجانی را پند می دهد که همه قصورهارا گردن دولت احمدی نژاد نيندازند و شانه خودشان را از زير بار تقصير اين وضعيت خالی نکنند.
مقاله نويس رسالت سپس به وضعيت ناهنجار ارتش فقر در نظام ولايت اشاره می کند که در ميان چرخ دنده های نظام گرفتار شده اند و روز به روز فقيرترمی شوند که عاقبت خشم اين توده انبوه، گريبانگير همه خواهد شد و اضافه می کند: ”مباد، اگر دگرگونی های ناگهانی و ويرانگر اقتصادی، از آن نوع که از سال 1390 تا کنون شاهدش بوديم، گريبان آنان را بگيرد. آنها هستند که ضربات اصلی را دريافت می کنند و بر نخبگان اين جامعه است که فکری به حال آنان بکنند“.
اين روزنامه حکومتی به خانه خرابی روزافزون مردم فقير و خرد شدن استخوانهايشان اعتراف می کند و می نويسد: ”بعد از نوسانات شديد ارزی و سقوط ارزش پول، اندک ريالی که در پس انداز فقرا بود و نبود، بخش قابل ملاحظه ای از ارزش خود را از دست داد، و طی اين دو سال، به کمتر از نصف ارزش قبلی خود سقوط کرد. نيز، توان کم چانه زنی آنها، ارزش دريافتی های قليل آنها را به کمتر از نصف کاهش داده است، و صدای خرد شدن استخوانهايشان به وضوح شنيده می شود. قدرت خريد آنان هم نزول کرده، سوء تغذيه و بيماری هم گريبان فقرا را گرفته است“.
در ادامه مقاله، رسالت به شکاف و فاصله نجومی طبقاتی در نظام آخوندی اشاره می کند و مقصر اين وضع را بی کفايتی دولتهای رژيم آخوندی می داند و حکومت آخوندی را ناتوان تر از آن می داند که توان برآمدن از پس اين مشکل را داشته باشد و می نويسد: ”شاکله اين وضع و حال، نشانگر تعميق عظيم شکاف اجتماعی در اين جامعه است
نکته وخيم تر قابل توجه اين که دولت ما، رو به کوچک شدن است، و اين دولت کوچک شده، توان برقراری تأمين اجتماعی لازم جهت تضمين سطح اقل زيست فقرا را ندارد، و گاه و بی گاه از زير بار آن شانه خالی می کند“.
اعترافهای مورد اشاره اعترافهای رسانه يی است که متعلق به يکی از هار ترين باندهای نظام و جزو سينه چاک ترين مدافعان ولايت فقيه است.
طبعاً نوشته های او بر اساس خيرخواهی برای همين نظام جهنمی و شخص ولی فقيه آن است.
گفته های فوق تحليل تحليلگران خارجی و نقطه نظرهای اپوزيسيون نيست و تازه موضوعاتی که در مقاله اين روزنامه حکومتی به آن اعتراف شده است، اعتراف به بخشی از واقعيتهايی است که اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران روزانه با آن دست و پنجه نرم می کنند.
اگر چه نويسنده اين مقاله تا حدودی به علت اين وضعيت اسف انگيز اشاره کرده و يک جايی هم به طور تلويحی تاحدودی دولتهای مختلف نظام را مقصر اين وضعيت دانسته، روی اصل قضيه نتوانسته و نخواسته انگشت بگذارد که مقصر تحريمهايی که نويسنده هم به آن اذعان می کند که تسمه از گرده مردم کشيده است کيست؟
مگر ولی فقيه جنايتکار نبود که با ريختن ثروتهای مردم ايران در چاه ويل اتمی باعث تحميل تحريمهای کمرشکن و فقر روزافزون مردم شد؟
مگر دولت تحت حمايت خامنه ای و رئيس آن احمدی نژاد نبود که با خالی بنديهای لمپن پاسداری قطعنامه ها و تحريمها را ورق پاره می دانست؟
مگر مقامات و نورچشميهای اين نظام نيستند که با دزديها و اختلاصهای هزاران ميليارد تومانی و ميلياردها دلاری از جيب و اموال همين مردم کيسه های گشاد خود را پرکرده اند وعنقريب است که لقمه نان باقيمانده درسفره همين مردم را ازنيز از سفره آنها بربايند. ؟
نويسنده بايد دو صد لعنت به اين نظام می فرستاد که وضعيت معيشت مردم را به حدی رسانده و تسمه از گرده مردم را آن چنان کشيده که اين حال روز امروزی اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران است. البته نبايد انتظار داشت که يک کارشناس و کارگزار حکومتی به اصل قضيه که همانا نظام فاسد ولايت فقيه است نزديک شود، چون به هرحال خودش وابسته به اين نظام است و به قول معروف چاقو دسته اش را نمی برد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر