رئیس جمهور شدن روحانی و تأثیر آن بر سیاست های آمریکا /حسن داعی
***
بدنبال پیروزی حسن روحانی در نمایش انتخابات ریاست جمهوری در
ایران، برخی براین باورند که سیاست آمریکا در رابطه با رژیم بطور محسوسی
تغییر خواهد کرد، دست محافل طرفدار مماشات بازتر میشود و در اولین گام، از
تصویب تحریم های جدید جلوگیری شده و در گامهای بعد، با ادامه مذاکرات هسته
ای و توافقات مرحله ای، این تحریم ها گام به گام لغو خواهند شد.
بهمین ترتیب، مخالفان رژیم ایران نیز از تکرار سناریوی ۱۶ سال پیش خاتمی و تغییر سیاست آمریکا در رابطه با رژیم بشدت نگران اند.
در گزارش کوتاه زیر، با نگاهی به موضعگیریها و تصمیمات اخیر
در واشنگتن، آثار پیروزی روحانی را مورد بازبینی قرار داده و چشم انداز
روابط ایران و آمریکا در کوتاه مدت و میان مدت بررسی میشوند. با توجه به
پرونده هسته ای، شرائط ویژه بهار عربی، تحولات سوریه، تداوم تحریم های
اقتصادی، ورشکستگی اقتصادی و شرائط انفجاری در کشور، میتوان گفت که ماه عسل
روحانی از آنچه تصور میشد بسیار کوتاه تر و فوائد پیروزی وی برای رژیم و
جناح های وابسته به آن بسیار کمتر از انتظار عمومی است.
فاکتور تعیین کننده
در روزهای اخیر، صادق زیبا کلام تحلیلگر وابسته به جناح
رفسنجانی دو سخنرانی و مصاحبه بسیار مهم داشته و به واقعیتی اشاره کرده است
که بسیاری برآن واقفند اما از بیان آن بیم دارند. وی در مصاحبه ای با سایت
خبری فرارو گفت:
“پس از انتخاب روحانی یک موج شور و نشاط و امید در جامعه
ایجاد شده است، اما مشکل اساسی که دولت یازدهم باید به شدت نگران آن باشد
این است که چند ماه بعد از تشکیل دولت یازدهم اگر یکسری از مطالبات و
خواسته ها تحقق پیدا نکند آن وقت تمام این شور و نشاط و امید تبدیل به عکس
آن می شود. این احساس سرخوردگی نه تنها علیه دولت یازدهم خواهد بود؛ بلکه
متاسفانه علیه نظام هم می تواند باشد.”
زیبا کلام در راستای همین مصاحبه، یک سخنرانی نیز در مشهد و در جمع ستادهای حامی روحانی داشت و گفت:
“بنده معتقدم اگر ایشان در مسئله هسته ای موفق نشود تحریم ها
همچنان باقی خواهد ماند و این امر در حالی است که تا همین جا هم تحریم ها
اقتصاد کشور را فلج کرده و عملا دارد آخرین تنفس های اقتصادی ما را هم می
گیرد بنابراین اگر روحانی نتواند ظرف هفته های آینده گام مثبتی در جهت
مسئله هسته ای بردارد معتقدم همه تلاش هایی که انجام گرفته راه به جایی
نخواهد برد.”
از اظهارات زیبا کلام و بسیاری دیگر از تحلیل گران داخلی و
خارجی میتوان نتیجه گرفت که اگر پرونده هسته ای و تخاصمات با آمریکا حل
نشوند، حماسه سیاسی انتخابات بسیار زودتر از آنچه تصور میرود با بن بست
مواجه خواهد شد و فضای اجتماعی که اکنون آرامتر شده است، با عمیق تر شدن
بحران های اقتصادی، دوباره فعال گردیده و این بار رادیکال تر از گذشته علیه
تمامیت نظام عمل خواهد کرد.
بهمین ترتیب، اکثر کارشناسان آمریکائی براین باورند که فاکتور
تعیین کننده در سیاست آمریکا مسئله هسته ای است. بدون حل این مسئله، نه
تنها تحریم ها لغو نخواهند شد بلکه بر آن افزوده شده و ادامه تخاصمات بین
دو کشور میتواند زمینه ساز درگیری های نظامی نیز باشد.
فضای کنونی در آمریکا
از اواخر سال ۲۰۱۲، یک کارزار وسیع از طرف همه محافل طرفدار
مماشات و موسسات تحقیقی و رسانه های وابسته به آنان در آمریکا براه افتاد
تا از سخت تر شدن سیاست کاخ سفید در رابطه با رژیم و نصویب تحریم های جدید
علیه ایران جلوگیری کنند.
علیرغم این فشارها، کنگره آمریکا در آخرین روزهای سال ۲۰۱۲،
بعنوان متممی بر بودجه دفاعی آمریکا، تحریم های جدیدی علیه ایران تصویب، و
برای اجرای آن شش ماه مدت تعیین شد.
بدنبال این واقعه، فعالیت های لابی مماشات افزایش یافت.
بعنوان مثال، در اوائل ماه آوریل گزارشی با امضای ۳۵ نفر از دیپلمات های
ارشد و مسئولان سابق آمریکا و روسای چند بنیاد و موسسه مهم آمریکا منتشر شد
که در آن به دولت اوباما توصیه شده بود تا از تصویب تحریم های جدید علیه
ایران خودداری کرده و با اعطای امتیازات بیشتر و ارائه تضمین های امنیتی به
جمهوری اسلامی، در مسیر سازش هسته ای و همکاری منطقه ای با رژیم ایران گام
بردارد.
طی شش ماه اول سال ۲۰۱۳، جلسات سخنرانی متعددی از طرف محافل
طرفدار مماشات برگزار شد، دهها گزارش منتشر گردید و کارزار رسانه ای وسیعی
در همین راستا براه افتاد. استدلال اصلی این محافل این بود که به انتخابات
ریاست جمهوری ایران نزدیک میشویم و تحریم و فشار علیه ایران باعث میشود تا
جناح های تند رو در داخل رژیم تقویت گردند و بخش های میانه رو تر که خواهان
حل مسئله هسته ای و کاهش تخاصم با آمریکا هستند تضعیف شوند.
بعنوان مثال، در ماه مارس، سازمان نایاک و بیژن خواجه پور،
دلال نفتی رژیم گزارشی تهیه کرد که موسسه آتلانتیک در یک برنامه ویژه آنرا
معرفی نمود و در این گزارش، که از آثار منفی تحریم ها صحبت شده و نتیجه
گیری شده بود که ادامه تحریم ها باعث تقویت جناح های تندرو در ایران شده و
گفتمان مقاومت در برابر آمریکا و سازش ناپذیری در پرونده هسته ای محبوب تر
میشوند.
بهمین ترتیب، موسسه لابی USA*Engage که کمپانی های بزرگ
آمریکا را نمایندگی میکند، در یک بیانیه رسمی از کنگره خواست تا از تحریم
های جدید خودداری کند. دراین بیانیه وعده داده شده بود که پس از انتخابات
ریاست جمهوری، علی خامنه ای انعطاف بیشتری برای سازش با آمریکا خواهد داشت.
با همه این فشارهای سیاسی و لابی در کنگره، روز سوم ژوئن
یعنی ده روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، پرزیدنت اوباما دستور
اجرائی جدیدی را امضاء کرد و صنایع خودرو سازی و پول رسمی ایران یعنی ریال
را مورد تحریم قرار داد. این دستور اجرائی و تحریم هائی که شش ماه قبل
تصویب شده بود، مجموعا از اول ژوئیه ۲۰۱۳ به مورد اجراء درآمدند.
تحریم های جدید از طرف کنگره و همچنین دستور اجرائی اوباما
نشان داد که نه تنها شرائط کنونی با ۱۶ سال پیش که خاتمی رئیس جمهور شد
بطور بنیادین متفاوت است، بلکه با چهار سال پیش که اوباما دست دوستی به
رژیم ایران دراز کرد و بخاطر مذاکرات هسته ای به جنبش مردمی در ایران نیز
بی اعتنائی نمود بطور کلی فرق میکند. تحریم های فوق همچنین نشان داد که
نفوذ لابی مماشات نسبت به گذشته بسیار کمتر شده و قادر به جلوگیری از تحریم
های جدید نیست.
گذشته از تحریم های موجود، در حال حاضر، مجلس نمایندگان و سنا
بطور مستقل مشغول نهائی کردن لوایح جدید تحریم هستند که جلوگیری کامل فروش
نفت ایران را مد نظر قرار میدهند. این لوایح در چند ماه آینده تصویب خواهد
شد و پس از مذاکرات هسته ای ماه سپتامبر یا اکتبر با ایران، در صورت شکست
این مذاکرات، برای امضاء به کاخ سفید ارسال میشوند.
چند روز پیش، ۴۷ نفر از نمایندگان کنگره که عضو کمیته روابط
خارجی هستند (کل تعداد نمایندگان این کمتیه ۴۸ نفر است) در نامه ای به
اوباما خواهان افزایش فشار و تحریم علیه ایران شدند. این نامه بازتابی از
فضای حاکم بر کنگره آمریکا علیه ایران است.
مجموعه فاکت های فوق نشان میدهد که پیروزی روحانی تأثیری بر
عزم کنگره برای افزایش تحریم ها نداشته و سیاست های کنونی آمریکا و تعادل
قوای سیاسی در واشنگتن را تغییر نداده است. از همین رو، عباس ملکی معاون
وزیر خارجه در زمان رفسنجانی که بمدت شش سال در آمریکا تحت عنوان پژوهشگر
در هاروارد و ام آی تی بود و به تازگی به ایران بازگشته، در مصاحبه چند روز
پیش گفت:
” آنچه از لحن، گفتار و کردار مقامات آمریکایی و اروپایی به
نظر میرسد، آنها مایل نیستند تحریمها علیه ایران را کم، متوقف یا حتی
اضافه شدن آن را فراموش کنند.”
هم عباس ملکی و هم مصاحبه کننده، از اینکه حماسه سیاسی
انتخابات فایده زیادی برای رژیم نداشته و فضای مناسبی که پس از اعلام
پیروزی روحانی ایجاد شد در حال هدر رفتن است، آه و ناله سر میکنند:
“عباس ملکی: به نظر من زمان بسیار مهم است. نباید اجازه دهیم
این زمان بههمین سادگی تلف شود. باید از انرژی و اینرسی رای مردم در
انتخابات ریاستجمهوری و این اتفاق بزرگی که در ایران افتاد، استفاده کنیم
که اتفاقا با اقبال و استقبال بینالمللی قابل توجهی هم روبهرو شد و باید
از این فضا و فرصتی که ایجاد شده همانطور که منتخب مردم اعلام کردند، بهره
ببریم.
مصاحبه کننده: به نظر میرسد بهترین فرصت برای بهرهگیری از موقعیت از دست رفته است.”
چشم انداز مذاکرات هسته ای
پرونده هسته ای ایران یازده سال پیش در تابستان ۲۰۰۲ افشاء
شد. این پرونده در سال ۲۰۰۷ در اختبار شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت و
از آنزمان تاکنون، تحریم های بین المللی علیه ایران گام به گام افزایش
یافته اند، مذاکرات بیهوده بین ایران با کشورهای پنج باضافه یک ادامه داشته
اند و به موازات آن، این سوال همواره مطرح بوده که آیا رژیم ایران تمایلی
به حل مسئله هسته ای دارد یا خیر. برخی از هموطنان نیز بدنبال هر تحولی که
در این زمینه مشاهده میشود، با نگرانی اعلام میکنند که رژیم ایران در حال
سازش با غرب است و با گرفتن امتیاز، به عمر حکومت اش اضافه میکند.
پاسخ به این سوال که آیا رژیم ایران در شرائط کنونی در جهت
سازش هسته ای حرکت میکند یا خیر و اینکه آیا ریاست جمهوری روحانی گامی در
این جهت است، نیازی به بحث و بررسی زیادی ندارد و برای روشن شدن مسئله باید
به این چند سوال ساده پاسخ داد:
· چرا رژیم ایران در سالهای گذشته که بهترین فرصت ها
برای حل مسئله هسته ای فراهم بوده استفاده نکرده و در عوض، تحریم های
کمرشکن که موجودیت رژیم را به خطر میاندازد را پذیرفته است؟
· اگر رژیم بدنبال سازش هسته ای است چرا منتظر ریاست
جمهوری روحانی مانده است؟ مگر مسئول اصلی پرونده هسته ای خامنه ای نیست، پس
رئیس جمهور شدن روحانی چه ربطی به تصمیم رهبر برای سازش هسته ای دارد؟
· برخی براین باورند که برنامه هسته ای ایران نظامی
نیست، و شفاف سازی میتواند پرونده هسته ای را حل کرده و باعث لغو تحریم ها
گردد. در اینصورت، چرا رژیم سالهاست به جای شفاف سازی، به بازی موش و گربه
با آژانس هسته ای ادامه میدهد، و بعنوان مثال برای بازدید از سایت پارچین
یکسال وقت تلف میکند تا زمینه را برای تحریم های جدید آماده کند؟
· اگر برنامه هسته ای ایران نظامی و در جهت ساخت بمب
اتم نیست، رژیم چه سرمایه قابل توجهی در کادر برنامه هسته ای صلح آمیز دارد
که حاضر به از دست دادن آن نیست و بخاطر آن حاضر به پذیرش تحریم ها و
انزوا و ورشکستگی شده است؟ اگر اهداف نظامی را کنار بگذاریم، رژیم ایران پس
از بیست سال که از برنامه هسته ای اش میگذرد، صاحب ۱۷ هزار سانتریفوژ برای
غنی سازی است، (برای یک نیروگاه هسته ای ۶۴ هزار سانتریفوژ لازم است).
رژیم چند هزار کیلو اورانیوم غنی شده دارد و تعداد زیادی تاسیسات زیرزمینی
ساخته است. در عوض، حتی یک نیروگاه برای استفاده از این اورانیوم غنی شده و
تبدیل آن به برق ندارد. سوخت نیروگاه بوشهر توسط روسیه تأمین میشود و تنها
نیروگاهی که رژیم در حال ساخت آن است در اراک قرار دارد که رآکتور آن با
آب سنگین کار میکند و اصولا نیازی به اورانیوم غنی شده ندارد. ساخت ۲۰
نیروگاه هسته ای مورد ادعای رژیم نیز دهها سال طول میکشد.
· بنابراین، همه سرمایه کنونی رژیم در کادر برنامه
هسته ای صلح آمیز، و نتیجه دهها میلیارد سرمایه گذاری و قبول تحریم های
کمرشکن و نابودی اقتصاد کشور، ۱۷هزار سانتریفوژ و اروانیوم غنی شده ای است
که هیچ مصرف غیر نظامی در ایران ندارد. پس آن الماس گرانبها که رژیم حاضر
به از دست دادنش نیست کجاست و چیست؟ با توجه به عملکرد رژیم در سی سال
گذشته و بی توجهی کامل به منافع ملی و ندادن کمترین بها به اقتصاد و صنعت
کشور، به آسانی میتوان نتیجه گرفت که دلیل پافشاری رژیم برای ادامه برنامه
هسته ای، چند هزار کیلو گرم اورانیوم غنی شده برای مصرف در نیروگاهی که
قرار است ده سال دیگر ساخته شود نیست. رژیم ایران در جهت دستیابی به سلاح
هسته ای کار میکند و این منطق ابتدائی را جامعه بین المللی بخوبی میداند.
این گزارش ویدئوئی کوتاه برای درک بهتر برنامه هسته ای رژیم و ماهیت نظامی
آن تهیه شده است.
بنابراین، اگر آنطور که جامعه بین المللی فکر میکند و شواهد
موجود نیز تأیید کننده آن است، برنامه هسته ای ایران نظامی است، پس باید
یقین داشت که در کنار ۱۷۰۰۰ سانتریفوژ، حتما و الزاما مراکز مخفی و مرتبط
با برنامه نظامی هسته ای وجود دارند و همین هاست که الماس گرانبهای رژیم و
دلیل اصلی مقاومت در برابر جامعه بین المللی و فرار از شفاف سازی کامل است.
از اینرو، تا زمانیکه رژیم ایران درب همه پادگانها و تاسیسات مخفی را بروی
بازرسان باز نکند و غرب، بطور کامل از توقف برنامه نظامی و برچیدن آن
اطمینان حاصل نکند، سازش هسته ای و درنتیجه لغو تحریم ها،امکان پذیر
نخواهد بود. از اینرو، تنها راه نجات رژیم از این مهلکه، تسلیم هسته است و
نه توافق هسته ای. معنای دیگر تسلیم هسته ای همان سرکشیدن جام زهر هسته ای
است.
تا زمانیکه تسلیم کامل هسته ای انجام نگردد، تحریم های کنگره
به هیچ عنوان لغو نخواهند شد و حتی اوباما نیز قادر به متوقف کردن آن نیست.
ترکیب کنگره در حال حاضر و چشم انداز آن در سالهای آتی، نشان میدهد که
مادامیکه برنامه هسته ای رژیم بطور کامل تعطیل نگردد و دخالت های رژیم در
منطقه متوقف نشود، لغو تحریم ها در دستور کار نخواهد بود.
اما، مصاحبه چند روز پیش عباس ملکی که یکی از مطلع ترین
دیپلمات های رژیم به زیر و بم برنامه هسته ای و روابط با غرب است، به روشن
ترین شکل نشان میدهد که رژیم ایران هیچ برنامه ای در جهت متوقف کردن برنامه
هسته ای بمنظور لغو تحریم ها ندارد و در عوض، بدنبال پیدا کردن راههای
جدید برای مقابله با تحریم ها یا دور زدن آنهاست.
به نظر میرسد بهترین فرصت برای بهرهگیری از موقعیت از دست
رفته است. دولت جدید پس از استقرار تا زمان آغاز روند گفتوگوها برای رفع
تحریمها چه اقدامی میتواند انجام دهد؟
به نظر من دولت باید به فکر راههای جایگزین باشد. آنچه از لحن، گفتار و کردار مقامات آمریکایی و اروپایی به نظر میرسد، آنها مایل نیستند تحریمها علیه ایران را کم، متوقف یا حتی اضافه شدن آن را فراموش کنند. ما در عین اینکه باید گفتوگو و دیالوگ جدید با آنها داشته باشیم باید راههای بدیل و آلترناتیو تحریمها را هم مدنظر داشته باشیم.
به نظر من دولت باید به فکر راههای جایگزین باشد. آنچه از لحن، گفتار و کردار مقامات آمریکایی و اروپایی به نظر میرسد، آنها مایل نیستند تحریمها علیه ایران را کم، متوقف یا حتی اضافه شدن آن را فراموش کنند. ما در عین اینکه باید گفتوگو و دیالوگ جدید با آنها داشته باشیم باید راههای بدیل و آلترناتیو تحریمها را هم مدنظر داشته باشیم.
دیپلماسی نفتی ایران باید فعال شود و مذاکراتی با کشورهای
مصرفکننده اصلی نفت مثل هند، چین، کرهجنوبی، برزیل و… داشته باشیم و
تبعات تحریم نفت ایران را به آنها گوشزد کنیم و از طریق اعمال فشار
مصرفکنندگان اصلی نفت زمینه توقف تحریمهای انرژی ایران را فراهم کنیم.
این راههای آلترناتیو چیست که میتواند مدنظر قرار گیرد؟
مثلا تحریمهایی که در حوزه نفت اعمال میشود. با وجود همه هیاهویی که غرب به راه انداخته است نفت ایران نمیتواند جایگزینی داشته باشد. غربیها مدعیاند که نفت ایران میتواند از بازار خارج شود بدون آنکه قیمت نفت افزایش پیدا کند. با این حال در واقعیت نه ظرفیت اضافی عربستان و نه تولید عراق در مجموع نمیتواند نفتی که از جانب ایران در بازارهای بینالمللی کم شده را جایگزین کند. بنابراین اگر این روند ادامه پیدا کند بازار نفت همانطور که هماکنون حساسیتهای به کمبود نشان داده است حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد و منجر به افزایش سرعت روند صعودی قیمت خواهد شد. در این صورت دیپلماسی نفتی ایران باید فعال شود و مذاکراتی با کشورهای مصرفکننده اصلی نفت مثل هند، چین، کرهجنوبی، برزیل و… داشته باشیم و تبعات تحریم نفت ایران را به آنها گوشزد کنیم و از طریق اعمال فشار مصرفکنندگان اصلی نفت زمینه توقف تحریمهای انرژی ایران را فراهم کنیم.
مثلا تحریمهایی که در حوزه نفت اعمال میشود. با وجود همه هیاهویی که غرب به راه انداخته است نفت ایران نمیتواند جایگزینی داشته باشد. غربیها مدعیاند که نفت ایران میتواند از بازار خارج شود بدون آنکه قیمت نفت افزایش پیدا کند. با این حال در واقعیت نه ظرفیت اضافی عربستان و نه تولید عراق در مجموع نمیتواند نفتی که از جانب ایران در بازارهای بینالمللی کم شده را جایگزین کند. بنابراین اگر این روند ادامه پیدا کند بازار نفت همانطور که هماکنون حساسیتهای به کمبود نشان داده است حساسیت بیشتری از خود نشان میدهد و منجر به افزایش سرعت روند صعودی قیمت خواهد شد. در این صورت دیپلماسی نفتی ایران باید فعال شود و مذاکراتی با کشورهای مصرفکننده اصلی نفت مثل هند، چین، کرهجنوبی، برزیل و… داشته باشیم و تبعات تحریم نفت ایران را به آنها گوشزد کنیم و از طریق اعمال فشار مصرفکنندگان اصلی نفت زمینه توقف تحریمهای انرژی ایران را فراهم کنیم.
از جمله راهکارهایی که برای توقف تحریمها و برهم زننده
اتحاد بینالمللی علیه جمهوریاسلامی ایران مطرح است، نزدیکی دوباره تهران
به اروپا و ایجاد شکاف در روابط اروپا و آمریکاست. در دوره جدید این راهکار
تا چه اندازه میتواند موثر باشد و اتحاد بینالمللی علیه ایران را برهم
بزند؟
به جای استفاده از اختلافات میان آمریکا و اروپا بهتر است بیاییم به همان منطقهگرایی بپردازیم. ظرفیتهای عظیمی در منطقه وجود دارد هم برای کار اقتصادی هم برای فروش نفت، گاز و صادرات این فرآوردهها و هم برای صادرات بقیه کالاهای ایران. بازارهای وسیعی در اطراف ایران است که ما از آنها کمتر استفاده کردیم. از آن طرف این کشورها هم میتوانند پاسخگوی نیازهای متنوع ایران باشند. بنابراین پیشنهادم این است که به جای دنبال کردن سیاست ترانس آتلانتیکی منفی میان اروپا و آمریکا، نقطه ثقل دیپلماسی ما میتواند منطقه باشد و در منطقه هم گرایش به سمت آسیا و شرق. هرچند معتقدم که باید در مسیر بهبود روابط با اروپا و آمریکا هم تلاش کرد و با آنها نیز وارد مذاکره شد.
به جای استفاده از اختلافات میان آمریکا و اروپا بهتر است بیاییم به همان منطقهگرایی بپردازیم. ظرفیتهای عظیمی در منطقه وجود دارد هم برای کار اقتصادی هم برای فروش نفت، گاز و صادرات این فرآوردهها و هم برای صادرات بقیه کالاهای ایران. بازارهای وسیعی در اطراف ایران است که ما از آنها کمتر استفاده کردیم. از آن طرف این کشورها هم میتوانند پاسخگوی نیازهای متنوع ایران باشند. بنابراین پیشنهادم این است که به جای دنبال کردن سیاست ترانس آتلانتیکی منفی میان اروپا و آمریکا، نقطه ثقل دیپلماسی ما میتواند منطقه باشد و در منطقه هم گرایش به سمت آسیا و شرق. هرچند معتقدم که باید در مسیر بهبود روابط با اروپا و آمریکا هم تلاش کرد و با آنها نیز وارد مذاکره شد.
اصولا اگر رژیم بدنبال سازش هسته ای بود، آیا تحلیل گری مثل
زیبا کلام که به هاشمی نزدیک است، در مصاحبه و سخنرانی نسبت به عواقب وخیم
شکست هسته ای هشدار میداد؟ مهمتر از همه، یادداشت اخیری است که زیبا کلام
در وبلاگ شخصی اش با عنوان “ضروروت رفع ممنوعیت اظهار نظر درباره برنامه
هسته ای” نوشته و بشدت از سیاست سانسور و اختناق در زمینه هسته ای شکایت
کرده است. این نوشته بسیار مهم که خواندن آن به هموطنان توصیه میشود، نشان
میدهد که بخش مهمی از حاکمیت، نسبت به ادامه سیاست های کنونی هسته ای آگاهی
داشته و با نگرانی از روند کنونی این برنامه، خواهان مقابله علنی با آن
هستند. در صورتیکه رژیم بدنیال سازش هسته ای بود، زیبا کلام و بسیاری دیگر،
نیازی به هشدار دادن های پیاپی نمی دیدند.
چشم انداز تحولات
با توجه به فاکتورهای بالا، میتوان نتیجه گرفت که در چشم
انداز کوتاه مدت، تحریم های کنونی و انزوای بین المللی رژیم در همین میزان
کنونی باقی خواهند ماند و نباید روی کاهش تحریم ها حساب باز کرد. از طرف
دیگر، اضافه بر برنامه هسته ای، موضوع دیگری که تخاصم بین جمهوری اسلامی و
غرب را بطور جدی افزایش داده و به نقطه کیفی رسانده است، دخالت رژیم و حزب
الله لبنان در سوریه است.
مارتین ایندیک معاون وزیر خارجه آمریکا در زمان بیل کلینتون و
از آرشیتکت های سیاست مماشات با جمهوری اسلامی که در حال حاضر معاون موسسه
فکری بانفوذ بروکینگز در واشنگتن است، در سخنرانی اخیر خود گفت که “آمریکا
و رژیم ایران بر سر مسئله سوریه به نقطه عطف رسیده اند.” تضاد منافع رژیم
با آمریکا در منطقه هر روز عمیق تر میشوند و در کنار پرونده هسته ای، زمینه
های لازم برای افزایش فشار و تحریم علیه رژیم را فراهم میکند.
نحوه برخورد رژیم با مسئله سوریه و سرمایه گذاری تمام عیار
برای حفظ بشار اسد به تنهائی نشان میدهد که رژیم ایران در مسیر سازش با
جامعه بین المللی نیست.
به اعتقاد نگارنده، خامنه ای برای کاستن فشار های موجود، حسن
روحانی را به دیگر کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ترجیح داد اما هدف وی،
تغییر سیاست های کلان منطقه ای، هسته ای و داخلی نیست. از اینرو، تا آنجا
که به سیاست های آمریکا بر میگردد، میتوان گفت که پیروزی روحانی، اثر بسیار
محدود و ناچیزی در واشنگتن داشته است.

حسن داعی
فوروم ایرانیان، ۴ جولای2013
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر