درس و مدرسه در ولايت غارتگران
|
||
تاریخ درج خبر -1392:04:14
|
||
طبق آمارهای رژيم 12 ميليون دانش آموز کشور بايد تحصيل را شروع کنند. اما سال تحصيلی در چه شرايطی شروع می شود؟ ۳ ميليون کودک کار، به جای تحصيل علم، در کوره پز خانه، خيابان، کارگاه، مزرعه، خانه های مردم و مانند کودکان سنندجی در پنجرگيريی مشغول کارند. وضعيت کودکان کار مشخص است اما آن بخش از کودکان که به مدرسه می روند در اماکن غيراستاندارد آموزشی، در ساختمانهای نيمه مخروبه و حتی در فضای باز و بدون سرپناه مشغول به تحصيل هستند. اعتبارات عمرانی آموزش وپرورش به شدت ناکافی و فضای آموزشی در خيلی از نقاط کشور غيرقابل تحمل برای کودکان و دانش آموزان است. در زمينه کمبود اعتبارات عمرانی وفضای نامساعد آموزشی رئيس نوسازی مدارس در تاريخ ۴/۲/۹۲ اعتراف کرد که اعتبارات عمرانی آموزش و پرورش در سال جاری 16 درصد کاهش يافته و اين کاهش اعتبار در حالی رخ داده که 50هزار کلاس درس در کشور خشتی و گلی و فاقد هر گونه استاندارد و ايمنی هستند. او افزوده: در حال حاضر 150هزار کلاس درس و فضای آموزشی در کشور وجود دارد که سيستم های گرمايشی آنها فاصله زيادی با استانداردهای تعريف شده دارد. مدير نوسازی مدارس آذربايجان غربی در30/ارديبهشت92 گفت: 41 درصد کلاس های درس اين استان دارای استاندارد لازم نيستند. و نزديک به 12 درصد کلاس های موجود تخريبی و 29 درصد نيازمند مقاوم سازی اند. فاقد استاندارد ايمنی بودن کلاس، يعنی اين که فرزندان مردم می توانند در مدارس به کام فاجعه ای هم چون فاجعه شين آباد بيفتند. اين همه کمبود مدرسه و کلاس، و نبود امکانات برای مدارس و کاهش اعتبار در حاليست که رژيم در هشت ساله اخير، 780ميليارد دلار از استخراج نفت ايران درآمد داشته است. درآمدی که به کيسه غارتگران ريخته شده و يا صرف مخارج تروريسم و ساخت بمب اتمی، ايجاد پايگاههای نفوذ در کشورهای ديگر از طريق ساخت و ساز شهرها و بناها و از جمله ساخت مدارس در کشورهايی هم چون ونزوئلا و لبنان و عراق شده است. سال گذشته حادثه دردناک مدرسه شين آباد پيرانشهر وجه ديگری از عدم رسيدگی به مدارس و مخروبه بودن بناهای مدارس و کمبود امکانات سرمايشی و گرمايشی را نشان داد. اين مقوله به روستاهای کشور محدود نيست. بلکه در تهران و شهرهای بزرگ نيز مشکلات فراوانی برای مدارس هست. تلويزيون رژيم در۶/۴/۹۲گزارشی در اين زمينه پخش کرد: يک مرد می گويد: ديروز به ما اطلاع دادند که مدرسه بچه مونو دارن خراب می کنند. خانمی می گويد: ما ثبت نام کرديم روپوش بچه مونم گرفتيم که امروز به ما خبر دادند که اين جا رو تخريب می کنند و هيچ فضايی برای بچه های ما ديگه نمی مونه». بچه ها فرياد می زنند: ما مدرسه مونو می خوايم. خانم ديگری می گويد: مدرسه ديگه هست اونام پر شده. ، مگه غيرانتفاعی. مرد ديگری می گويد: من از آموزش و پرورش گله دارم که چرا تا حالا هيچ کاری نکردين. اين قضيه ديروز و امروز نيستش حداقل يه چهارپنج سالی هستش که اين قضيه کش و قوس داره و... . گفتگوی فوق در اين رابطه است که دستگاه قضايی رژيم به بهانه غيراستاندارد بودن مدرسه حکم تخريب مدرسه را داده است و مردم در اين زمينه ناراضی هستند. در اين نمونه می بينيم که درست در نزديکی سال جديد تحصيلی، نهاد قضايی رژيم حکمی برای تخريب مدرسه می دهد. اين اقدام البته هدفمند است تا رژيم بتواند مردم را عليه همديگر بکار بگيرد. و صاحبان زمينها را مقصر جلوه بدهد. در حالی که اين پرسش وجود دارد که چرا آموزش و پرورش مشکل چنين مدارسی را سالها پشت گوش می اندازد. و چرا با ميلياردها ماليات و ذخاير دولتی، مدارس ديگری به جای اين مدارس که مورد ادعای مالکان است ايجاد نمی کند. چرا در بازار تبليغاتی مسکن مهر جايی برای مدرسه سازی وجود ندارد؟ حقيقت اين است که به جای ساخت و ساز مدارس و تأمين نيازهای دانش آموزان ايران، اين حاکميت، آموزش وپرورش را به يک منبع چپاول و غارت به انواع و اقسام روشها و عناوين، تبديل کرده. و مبالغ هنگفت از مردم اخاذی می شود.. در حالی که سی و چهار سال از انقلاب ربوده شده مردم می گذرد و در قانون اساسی همين رژيم تحصيل رايگان تصويب شده است. شهريه يکی از اين اخاذيهاست. رژيم با عناوين و بهانه های مختلف در مدارس دولتی از مردم پول می گيرد، 'طبق گزارشی از يکی از کتابفروشيهای منطقه 5 تهران به تاريخ دهم تير، اکثر اولياء دانش آموزان از اخاذی تحت عنوان کمک اولياء به مدارس به کتابفروشيها شکايت می کنند. از جمله خانمی که 400هزارتومان از او بابت ثبت نام فرزندش گرفته بودند می گفت کل حقوق ما در ماه 400هزار تومان است چگونه آن را برای فرزندم بدهم. مادر يکی از دانش آموزان در دبيرستان دولتی صالحی شفا در منطقه 4 گفت، به نام کلاسهای تابستانی از ما درخواست 500هزار تومان کرده اند و گفته اند که اجباری است. اين موضوع اعتراض خيلی از خانواده ها و تماس آنها را با بازرسی در پی داشته». علاوه بر اين اخاذيها، رژيم با پايين آوردن کيفيت آموزش در مدارس دولتی مردم را به سمت مدارس غيردولتی سوق می دهد و شهريه های کلان و افزايش يابنده از مردم می گيرد. روزنامه حکومتی جام جم 28خرداد درباره ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺩﺍﻍ ﺩﺭﻳﺎﻓت ﭘوﻝ ﺍﺟﺒﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺩﺍﻧشﺁﻣوﺯﺍﻥ نوشت: مدارس همزمان با شروع ثبت نامها از اوليا تقاضای وجه نقد کرده اند. و حتی از «ترفندهای قديمی مثل گرو نگه داشتن کارنامه ها نيز استفاده می کنندرژيم ولايت فقيه نه تنها بودجه مدارس را تأمين نمی کند بلکه مدارس را به مراکز سودآوری و چاپيدن خانواده های دانش آموزان تبديل کرده. طبق يک گزارش از تهران به تاريخ شنبه 1تير 92 ـ دبيرستان غيرانتفاعی شهدای فکه در منطقه 13 پول شهريه را از 4 ميليون تومان به 6 ميليون تومان افزايش داده است دولت هم نظارتی روی اين موضوع ندارد». روزنامه حکومتی جام جم مورخ 28خرداد، با تأکيد بر اين که «در بيشتر مدارس دولتی مشابه اين است»، از قول معاون يکی از مدارس منطقه سه تهران نوشته است: «هزينه ماهانه آب و برق آن بيش از ۳۰۰ هزار تومان و هزينه کاغذ و تکثير ماهانه دست کم دو ميليون تومان است. اگر قرار باشد مسئولان مدرسه منتظر بودجه از سوی آموزش و پرورش بمانند و از اوليا کمک نگيرند خيلی وقت پيش بايد فاتحه مدارس خوانده می شد». شرح مشکلات مدارس کشور و مصائب فرزندان ميهن ما درتحصيل، در اين حاکميت غارتگر فصلهای گوناگونی دارد که بيان آن در حوصله اين نوشته نيست. غارتگريها از اولياء مدارس و ابعاد رو به افزايش کودکان کار و خارج شده از چرخه تحصيل، البته هيزم خشم مردم ايران عليه رژيم چپاولگر و ديکتاتور آخوندی را باز هم افزوده می کند. |
||
| A |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر