پنجشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۹۲


اعتراض ونگراني ساكنان در خراب كردن خانه هايشان توسط شهرداري

- روايت ساکنان حوالي اتوبان «امام‌علي» از اقدامات شهرداري-عبور اتوبان از خانه‌های اهالی«شبانه لودر انداختند پاي خانه‌ام. لابد 10، 15تايي بودند؛ ماموران شهرداري و چندتايي هم پليس. ديوار اصلي خانه، آشپزخانه، توالت و حمامم يک‌شبه با خاک يکسان شد و از بين رفت. حالا صبح به صبح همسر مريض فلج مغزي‌ام را مي‌برم مغازه‌اي نزديک اين خانه که ديگر چندان نمي‌توان نام خانه را بر آن گذاشت با کتري حمام مي‌کنم مبادا زخم بستر بگيرد.»
اين حکايت امروز زني است که خانه‌اش در حوالي اتوبان امام‌علي تخريب شده ولي به‌ناچار همچنان آنجا زندگي مي‌کند. روايت‌هايي از اين دست فراوان است. روايت دلالاني که خانه‌ها را مفت خريدند و يک‌شبه پولدار شدند. حکايت خانواده‌هاي زيادي که خانه چندطبقه مسکوني يا واحد تجاري‌شان را دادند و چند ماه بعد که پول ملکشان را گرفتند در گراني‌هاي سرسام‌آور بازار مسکن موفق شدند فقط يک آپارتمان نقلي بخرند و ديگر هيچ. اتوبان امام‌علي بعد از 40 سال جنوب و شمال تهران را به‌هم متصل کرده است؛ اتوباني 35کيلومتري که هفت‌هزار واحد مسکوني معارض داشت و هزارو200ميلياردتومان براي خريداري اين خانه‌ها هزينه شد اما حالا سوال اين است که چقدر اين پول منصفانه توزيع شد و اهالي منطقه چقدر از اين معامله راضي‌اند؟
خانم «ف» زن 60 ساله‌اي که همسر بيمارش را تيمار مي‌کند، مي‌گويد: «در روز 25 تير، بيش از 15 مامور شهرداري بر سر پسرم ريختند که مي‌خواست از تخريب بخشي از خانه پدري‌اش جلوگيري کند اما سهمش شد بازداشت و کلانتري.» او ادامه مي‌دهد: «در ابتداي شروع پروژه به ما گفتند اتوبان از خانه شما نمي‌گذرد و خانه شما معارض نيست. در ادامه يکي، دو دلال مراجعه کردند و به ما گفتند خانه شما معارض است و بفروشيد. ما زيربار فروختن خانه به دلال‌ها نرفتيم. بعد گفتند سه متر از خانه شما معارض است سپس گفتند 12 متر، بعد گفتند 24 متر و تا اينکه زمان حمله 40 متر از خانه ما را تخريب کردند. تمام مراجعاتم به شهرداري هم بي‌نتيجه مانده است. بعد از تمام اينها تازه از مجلس وقت ملاقات گرفته‌ام.»
بزرگراه امام‌علي از مناطق 7، 8، 13، 14، 15 و 20 تهران می‌گذرد. در ابتداي شروع پروژه، شهرداري با هفت‌هزار واحد مسکوني معارض روبه‌رو بود که بايد آنها را با توافق خريداري مي‌کرد.
در روند تملک املاک اتفاق‌هاي مختلفي افتاد. در دهه 70 شمسي، وقتي خبر ايجاد چنين بزرگراهي در شهر پيچيد، فرصت‌طلبان و انبوه‌سازان با شناسايي دقيق محل پروژه اقدام به خريد املاک اطراف آن با قيمت پايين کردند. برخي دلالان خانه‌هاي مشمول طرح را با قيمت پايين خريداري کردند و بعد با قيمت بسيار بالاتر به شهرداري فروختند.
سال‌ها از اين ماجرا گذشت تا اينکه شهرداري تصميم به نهايي کردن پروژه بزرگراهي گرفت و به کار تملک املاک سرعت بيشتري داد اما با همين سرعت شکايت‌ها هم بيشتر شد. حالا مسوولان معاونت عمراني شهرداري تهران در اين‌باره به  مي‌گويند: «کار تملک املاک از سوي شهرداري‌هاي مناطق انجام شد و تنها پوسته در اختيار ما قرار گرفت.»
نزديک ظهر است. راهي خاوران مي‌شوم؛ منطقه 15. يکي از مناطقي که خانه‌هاي زيادي از آن معارض اتوبان امام‌علي بوده است. کوچه‌ها تنگ و باريکند. ته خيابان‌هاي منتهي به اتوبان نخاله‌هاي ساختماني زيادي از عمليات عمراني باقي مانده است. خاک است و گرما. در کنار خيابان‌ها جمعيت دو، سه نفره معتادان با خيال راحت مشغول مصرف مواد هستند. آنقدر خيالشان راحت است که عبور عابري غريبه هم خاطرشان را مکدر نمي‌کند.
در يکي از کوچه‌هاي باريک منتهي به اتوبان امام‌علي، چند زن جوان دورهم حلقه زده و گرم صحبتند. جوي باريکي از کوچه مي‌گذرد. نزديک مي‌شوم. مي‌پرسم آيا اينجا کسي هست که خانه‌اش معارض اتوبان بوده باشد و شهرداري خانه‌اش را خريداري کرده باشد؟
مي‌گويند: «رفته‌اند از اينجا.»
مي‌پرسم: اينجا اتوبان براي شما مشکلاتي ايجاد نکرده است؟
زن جوان مي‌گويد: «فقط براي بالاشهري‌ها خوب شده است. خاک و خلش را ما خورديم کيفش را آنها مي‌برند. خروجي‌هايش همه بسته‌اند. امکان خروج نداريم بايد برويم سه‌راه افسريه دور بزنيم و وارد اتوبان امام‌علي شويم. هر دقيقه لوله‌هايمان مي‌ترکد. چندوقت پيش هم آب قطع شده بود.» به در خانه‌اي مي‌روم که مرز خيابان با اتوبان امام‌علي است. مرد صاحبخانه مي‌گويد: «مصيبت ما اين زيرگذرهاست. هنوز درست نظافت نکرده‌اند. سه سال است سروصدا و خاک و خل داريم. تازه کارشان تمام شده اما نخاله‌هايش را هنوز نبرده‌اند.»
می‌پرسم، اينجا کسي براي فروش ملکش به شهرداري مشکلي نداشت؟
مرد مي‌گويد: «خانه‌هاي اينجا را دو تا بنگاهي خريدند. يکسري راضي بودند، يکسري هم ترسيدند. من خياطم، 45 سال کار کردم و زحمت کشيدم تا اين خانه را خريدم. الان اين را شهرداري خراب کند مي‌توانم دوباره خانه‌اي بخرم؟ نه! فوقش بخرند صدميليون. من 45 سال زحمت کشيدم. شهرداري ارزان خريده است. مردم مي‌ترسند. شب و روز خواب ندارند. من خودم شب و روز خواب نداشتم که اگر شهرداري بخواهد خانه‌ام را بگيرد چکار کنم؟ زن و بچه‌ام را کجا ببرم؟ من 45 سال جان کندم در بازار، اين همه زحمت کشيدم خدا شاهد است من آدم‌هايي ديدم که اينجا از غم خانه‌شان سکته کردند و مردند. از ترسشان، به‌خاطر آبرويشان. برخي‌ها متري 300هزارتومان، بعضي هم 600هزارتومان فروختند. مردم سواد ندارند. مي‌ترسند. اين همه زحمت کشيده‌اند. همه مي‌لرزيدند وقتي مي‌خواستند بفروشند. نهايتا اين خانواده‌هاي عيالوار با آن پول يک 45متري در مجتمع خريدند. مصيبت زياد است خانم.»
مرد جواني در جوار اتوبان، تعميرگاه ماشين دارد. مي‌گويد: «همه را بدبخت کردند. ماها مستاجر بوديم. مستاجرها همه آواره شدند. اتاقي 2×2 را نشانم مي‌دهد و مي‌گويد: «اين مغازه است دست من است؟ اين مغازه مي‌شود؟ ماها آواره شديم؟ الان هم 24 ساعته مي‌آيند مي‌پرسند اتوبان امام‌علي از کدام طرف است؟ فرعي اينجا باز نکرده‌اند و بايد برويم از داخل بعثت  بياييم.»
مردي از يکي ديگر از خانه‌هاي مشرف به اتوبان بيرون مي‌آيد. موتورسوار است. در جواب سوالم که آيا شهرداري خانه‌ها را به قيمت خريداري کرده است؟ مي‌گويد: «خير، جبر مطلق بود. مال ما در طرح اتوبان نبود اما در طرح انبوه‌سازي‌اش بود. شهرداري مردم را در منگنه گذاشت. امکانات آب، برق، گاز و تلفن را قطع کردند. صاحب‌خانه مجبور مي‌شد به هر قيمتي تن دهد و سقف قيمت تا 600، 700 هزار تومان تعيين شد.»
سر ظهر شده است. چندتايي خانم ميانسال در حال برگشت از مسجد از حاشيه اتوبان هستند. مي‌پرسم: «آيا شما مشکلي با اتوبان نداريد؟»
زن مي‌گويد: «از آن‌موقع که راي‌گيري تمام شده است گذاشته‌اند رفته‌اند. آن سوي اتوبان را درست کردند حالا اين طرف مانده است. اينجا شده لانه موش‌ها. ما داريم با موش‌ها زندگي مي‌کنيم.» زن ميانسال ديگري مي‌گويد: «حالا موش هيچي، شب‌ها از سروصدا نمي‌خوابيم.»  مي‌پرسم: «آيا خانه شما هم معارض اتوبان بوده است؟» يکي از زنان مي‌گويد: «بله. خانه ما در اتوبان بود. چهارسال پيش سازمان نوسازي از ما گرفت. قرار شد دو واحد با متراژ 96 متر به ما بدهند به جاي خانه سه‌طبقه‌مان. موقع حسابرسي پارسال که در تنگنا مانده بوديم، وقتي حسابرسي شد فقط يک آپارتمان دادند که الان تلفن ندارد. موقعي که رفتيم گاز نداشت. تازه 12ميليون هم بايد بدهيم. سند نمي‌دهند تا زماني که اين پول را پرداخت کنيم. دو خانوار در خانه خودمان زندگي مي‌کرديم اما حالا فقط يک واحد آپارتمان داريم. پارسال همين‌موقع‌ها بود در گرماي پارسال ماه رمضان تلفن قطع بود و آب و گازمان را هم قطع کردند. در مضيقه بوديم نهايتا مجبور شديم قبول کنيم. جاي جديد هم گاز نداشت ما گفتيم اصلا نمي‌توانيم اينطوري زندگي کنيم. يک حمام نمي‌توانيم برويم. گفتند کپسول مي‌آوريم اما حتي کپسول هم نياوردند و گاز را بالاخره وصل کردند اما هنوز تلفن را نداده‌اند.»
خانم ديگري مي‌گويد: «ما خانه‌مان معارض نبود اما يک‌سال‌ونيم است که آب، برق، گاز و تلفنمان يکسره قطع مي‌شود. در ماه رمضان يک شب آب نداشتيم. يک‌دفعه هم يک هفته آب محله قطع بود، تانکر آوردند گذاشتند. تمام اينها مشکلات است. الان در حريم اتوبانيم و مي‌گويند زير اتابک به‌خاطر اتوبان امام‌علي خالي است. اگر خانه‌هاي ما فرو بريزد چکار کنيم؟»
همچنان کوچه‌پس‌کوچه‌هاي منتهي به اتوبان را زيرپا مي‌گذارم. آرايشگاه نقلي کوچک در حريم اتوبان قرار دارد. پرده را کنار مي‌زنم و وارد مي‌شوم. تصوير آرايشگاه با تمام آرايشگاه‌هاي زنانه‌اي که تاکنون ديده‌ام متفاوت است. اينجا خاوران حتي آرايشگاه، سوپرمارکت و فست‌فود‌هايش هم بازآفريني نقش‌هايي از فقر را دارند. زن آرايشگر مي‌گويد: «از وقتي کار اين اتوبان شروع شد معتادان و ولگردها و دزدها زياد شده‌اند و از لحاظ امنيت خيلي مشکل پيدا کرده‌ايم.»
مي‌پرسم: «خانه‌هايتان را شهرداري خوب خريده يا نه؟»
مي‌گويد: «خانه ما را که افتضاح خريده‌اند. متري يک‌ميليون‌وصدهزارتومان خريدند چهارماه بعد بقيه خانه‌ها را چهارميليون‌تومان خريدند. مغازه را از ما چهارميليون‌تومان خريدند اما چهارماه بعد متري 10ميليون تومان خريدند در حالي‌که به ما گفته بودند تا آخر طرح قيمت همين مقدار است اما کلک زياد زدند. بعد هم که تا دوماه شهرداري آمد چک را به ما بدهد آنقدر خانه گران شد که ما فقط توانستيم يک آپارتمان 70 متري در ازاي يک طبقه تجاري و دو طبقه مسکوني‌مان بخريم. من همه‌اش دعا مي‌کردم اين شهردار راي نياورد.»
چند ماه پيش «حمزه شکيب» رييس کميسيون عمران شوراي شهر تهران در بازديدي که از اين پروژه داشت، به‌شدت درباره شکايت‌هاي مردم به شهرداري هشدار داده و گفته بود: «در سال گذشته با توجه به شوک قيمت مسکن، در فاصله وعده‌هاي پرداخت اقساط شهرداري، تحولات اقتصادي رخ داد که در نتيجه آن بسياري از مردم نتوانستند ملک مناسبي را به‌عنوان جايگزين خانه خود خريداري کنند.» او گفته بود: «اگر اين شهروندان اکنون در شرايط مناسبي به‌سر نمي‌برند و در جريان تملک‌ها آسيب ديده‌اند، شهرداري بايد بازنگري کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر