اوباما و رژيم ملايان بدنبال خريدن وقت در مذاكرات هسته اي
هفتههاي تعيين كنندهيي در انتظار مذاكرات ميان ايران و گروه كشورهاي پنج بهعلاوه
يك در تلاش براي دستيابي به چارچوب يك توافق همهجانبه پيرامون پرونده اتمي تا پيش
از 24مارس و به جريان انداختن آن و سپس امضاي رسمي آن پيش از پايان ژوئيه آينده است.
اين هدف حتي به نظر دولت آمريكا كه بيشتر روي آن پافشاري ميكند، احتمال شكستش از پيروزياش
بيشتر است بطوري كه غرب ناچار ميشود به يك تمديد ديگر براي توافق مرحله اي بسنده كند.
ترديدي نيست كه رسيدن به يك توافق همه جانبه، برجستهترين محرك استراتژيك دولت
باراك اوباما در خاورميانه امروز بهمثابه يك دستاورد سياسي و براي بازداشتن از مسابقه
تسليحات اتمي در منطقه است. عليرغم دشواريهايش كاخ سفيد را بهكار بر روي شبكات مختلف
براي جلوگيري از يك ضربه پيشدستانه رانده است. عقبنشيني دموكراتها در مجلس سنا از
انجام پروژه تحريمها در كنگره و مهلت دادن به اوباما تا پايان مارس، بازتاب گرايش كاخ
سفيد به عدم انفجار گزينه ديپلوماتيك را بازتاب ميكند. حتي اگر هزينه آن رويارويي
در داخل حزب دموكرات و با نخستوزير اسراييل بنيامين نتانياهو باشد كه كنگره او را
براي سخنراني در سالروز انقلاب ايران در 11فوريه دعوت كرده بود و سپس آن را به ابتداي
مارس و دو هفته پيش از انتخابات اسراييل به عقب انداخت.
فضاي پايتخت آمريكا درباره موضوع توافق تيره و تار است و همه افراد ذيربط و كارشناسان
بر اين نظر هستند كه فرصتهاي رسيدن به آن تا پايان ماه آيندهاندك است و اين شكاف همچنان
بين طرفين گسترده است. بهعلاوه، چراغ سبز براي امضاي آن به وزيرخارجه ايران جواد ظريف
كه به نظر نميرسد امروز بتواند با همتاي خود جان كري در ژنو بدون برانگيختن توفاني
در پارلمان ايران قدم بزند نرسيده است. واشنگتن درك ميكند كه فرصتهاي هرگونه توافق
منوط به موافقت رهبر عالي علي خامنهاي است كه در پاييز گذشته شروط بازرسي و برطرف
شدن تدريجي و آرام تحريمها را نپذيرفت.
غرب بر مؤثر بودن فشار اقتصادي بر تهران و كاهش بهاي نفت بهعنوان يك كاتاليزور
كه آن را به پذيرش توافق و تغيير محاسبات رهبرانش ميراند تكيه كرده است. اما بندهاي
چنين توافقي از پاييز گذشته تاكنون تغيير نكرده است و نه تنها علائم منطقه اي يا بينالمللي
مبني بر اينكه سران ايران اشاره اي به پذيرش آن كرده باشند وجود ندارد بلكه رفتار
ايران در ميدان منطقه و تشديد تنش در چندين جبهه شاخص سفت و سخت بودن رژيم است و نه
گشايش آن. بنابراين سخنان آمريكا بيشتر و بيشتر به سمتبه جريان انداختن توافق مرحله
اي فعلي و گشودن احتمال تمديد آن در صورتيكه رسيدن به يك توافق همه جانبهعملي نشود
ميرود.
تمديد توافق مرحله اي در صورتيكه خامنهاي مجالي در برابر يك توافق همهجانبه
نگشايد، به نظر ميرسد كه كمتر براي دولت اوباما بد باشد. تمديد به همه طرفها سلاح
خريدن وقت ميدهد و زمينه يك رويارويي بيحاصل با كنگره توسط اوباما را فراهم ميكند
تا توپ را شش ماه به جلو پرت كند و هر تحريم جديد را كه كنگره پس از مهلت مورد انتظار
مارس ميگذراند نقض كند. تمديد ساختار فعلي تحريمها را حفظ ميكند و ايران را از غنيسازي
20 درصد اورانيوم باز ميدارد بدون اينكه ستونهاي انقلاب ايران و مصالحه با «شيطان
بزرگ» بلرزد.
خريدن وقت و حفظ تعادل فعلي مذاكرات اتمي، خودش را بهعنوان كارتي كه بيشترين واقعيت
را دارد تحميل ميكند مگر در حالتي كه يك غافلگيري در تهران رخ بدهد. نشستن پشت ميز
با واشنگتن بدون تغيير شعارهاي انقلاب يا قدم زدن با كري در ژنو، سقف ايران را در مذاكرات
مشخص ميكند. اين سقف آن دستاورد تاريخي را كه اوباما از روز اول آمدنش در كاخ سفيد
و در چهار نامه به خامنهاي در انتظار پاسخ ايران براي آن تلاش كرده است از او ميربايد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر