غارت و استثمار ما کارگران بس شان نیست. گرسنگی خانواده هایمان خوی ضد انسانی شان را ارضا نمیکند. عدم پرداخت مزدمان جیبهای کشادشان را پر نمی کند. کاخها و بهشت برینی که از دسترنج ما کارگران فراهم آورده اند کم شان است. غارت هزاران میلیاردی اندوخته های دوران پیری مان در صندوق سازمان تامین اجتماعی کفاف شان نمیدهد. بردگی ما در قانون ضد کارگری موجود، احساس برده دار بودنشان را فرو نمی نشاند. فروش کلیه و دیگر اعضای بدن مان برای لقمه نانی احساس ضد انسانی شان را تکافو نمیدهد. ناقص العضو شدن و آمار کشته های تاکنونی مان در محیطهای کار برای درنده خوئی شان کم است. غم و اندوه، و آه و فغان همسر و فرزندانمان وقتی که به ناگاه خبر مرگ مان را در محل کار می شنوند برای اینان تکاندهنده نیست. هر درجه ای از ضد انسانی بودن را که میشود در مخیله جنایت کارترین جنایتکارها تصور کرد باز هم برای سود و سود آوری سرمایه کم است. این جنایتها و آدمکشی ها، و استثمار و غارت و چپاول، و گرسنگی میلیاردها انسان در جای جای جهان، و آه و فغان همسران و فرزندان کارگران در نظام ضد انسانی سرمایه داری هیچ ایست گاهی ندارد. این حقیقت انکارناپذیر را قبل از هر انسان دیگری ما کارگران باید باور کنیم و باور کنیم که تنها ایست گاه سرمایه و توحش و جنایت هایش، خشم زیر و رو کننده و متحدانه ما کارگران برای پی افکندن دنیائی بهتر است .
جعفر عظیم زاده (رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر