پنجشنبه، 16 بهمن ماه 1393 = 05-02 2015
امیر یکی از دوستان حسین خجسته نیا است.حالش خوش نیست و درباره دوستش چند کلمه بیشتر نگفته که صدایش میلرزد و هق هقاش از آنطرف خط به گوش میرسد. او لا به لای گریههایش میگوید: «من میدانستم که حسین چقدر اینطرف و آنطرف رفته بود. یادم میآید برای استخدام در یکی از وزارتخانهها به او گفتهبودند، نمره و معدل و مدرک را کنار بگذار فقط بگو پارتیات چه کسی است؟ اما حسین پارتی نداشت.»***
دو روز است که دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سوگوارند. خیلیهایشان مشکی پوشند حرفشان، علت مرگ حسین است. حسین خجسته نیا دانشجوی دکترای روابط بینالملل که روز دوشنبه مقابل دفتر رئیس دانشکده علوم سیاسی و حقوق با خوردن سیانور خودکشی و همدانشگاهیهایش را شوکه کرد.
خبر خودکشی حسین خجسته نیا را دوشنبه شب بسیاری از سایتهای داخلی ایران منتشر کردند. خبری که با کامنتهای دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، هم دورهای ها و رفقای حسین خجسته نیا تائید شد. بسیاری از همدورهای های این دانشجو، فقر، مشکلات اقتصادی و بی توجهی اساتید را نسبت به سرنوشت دانشجویان به عنوان دلایل خودکشی حسین خجسته نیا عنوان کردهاند.
یکی از دانشجویان این دانشکده در کامنت زیر خبر نوشته است: «آقای خجسته نیا از مدرسین بسیار خوب و ایثارگر دفتر شاهد دانشکده بود. با اینکه بارها به صورت داوطلبانه برای بچه های شاهد تدریس کرده بود اما به اصرار کارشناس دفتر گاهی با ایشان قرارداد رسمی برای تشکیل کلاس می بستیم. یادم است به دلیل نیاز به مبلغ تنها صدهزار تومان مبلغ حق التدریس این شش ماه آخری دو بار از من سئوال کرد ولی متاسفانه چک ایشان آماده نبود.»
دیگری نوشته او لياقت عضويت در هيات علمي دانشگاه تهران را داشته ولي با وجود تلاش و پيگيري فراوان هيچ دريچه اميدي جهت جذب در هيچ دانشگاه و يا پژوهشكده اي، فراروي خود ندیده است.
این اولین بار نیست که یک دانشجوی مقطع دکترا به خاطر فقر و موقعیت بد اقتصادی در دانشگاه اقدام به خودکشی میکند. شهروز کشاورز دانشجوی دکترای شیمی دانشگاه شهید بهشتی فروردین ۸۷ در دانشگاه دست به خودکشی زد. سایت تابناک همانوقت گزارش داد او وقتی از عدم توانایی مالیاش برای تهیه رساله دکترایش صحبت میکند، مورد تحقیر و تمسخر یکی از اساتید قرار میگیرد. این برخورد منجر به درگیری لفظی میان او و یکی از اساتید علوم پایه میشود. شهروز کشاورز هم به سرعت با ترکیب اولیه سیانور دست به خودکشی میزند.
چندی بعد خبرنامه امیر کبیر نوشت بعد از شکایت خانواده کشاورز به مراجع قضایی و اعلام آمادگی همکلاسیهای او برای شهادت در دادگاه در رابطه با اتفاق رخ داده، حراست دانشگاه بهشتی از طریق تماس با دانشجویانی که حاضر به شهادت شدهاند و انواع تهدیدها از جمله پرونده سازی ، محرومیت از تحصیل و اخراج از دانشجویان خواسته در قبال این پرونده سکوت کنند. امیر یکی از دوستان حسین خجسته نیا است.حالش خوش نیست و درباره دوستش چند کلمه بیشتر نگفته که صدایش میلرزد و هق هقاش از آنطرف خط به گوش میرسد. او لا به لای گریههایش میگوید: «من میدانستم که حسین چقدر اینطرف و آنطرف رفته بود. یادم میآید برای استخدام در یکی از وزارتخانهها به او گفتهبودند، نمره و معدل و مدرک را کنار بگذار فقط بگو پارتیات چه کسی است؟ اما حسین پارتی نداشت.»
ایران پرس نیوز

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر