شیب، بام
«چرا در شمال ایران بام خانهها را شیبدار میسازند؟» و «چرا جنگل سرمایه ملی است؟» ماجرای ترک تحصیل یک دانشآموز ایرانی از این دو سوال آغاز شد.
کودکی معصوم مقابل تخته سیاه ایستاده و معلمی که ما فقط صدایش را میشنویم از او میپرسد «چرا در شمال ایران بام بسیاری از خانهها را شیبدار میسازند؟» معلم در حال فیلمبرداری از این امتحان شفاهی است.
دانشآموز تحت شرایطی نتوانست به این پرسش آموزگار، به خوبی پاسخ دهد و این شد سوژه خنده بسیاری از کاربران ایرانی در شبکههای اجتماعی، غافل از اینکه این تمسخر و خنده شاید بازیکردن با سرنوشت یک کودک باشد.
مجله «نیمکت» با دانش آموز فیلم موبایلی معروف «بام، شیب» و معلمی که از او فیلم گرفته گفتوگو کرده است، این دانشآموز که از قضا گویا شاگرد خوبی هم بود پس از انتشار گشترده این ویدیو ترک تحصیل کرد. و شاید همهی ما، مایی که به این کودک خندیدیم در این ترک تحصیل نقش داشته باشیم.
گوشیهای موبایل در کنار شبکههای اجتماعی، قدرت شهروندان عادی را در یک دهه اخیر به شدت افزایش داده است و قدرت اگر همراه با احساس مسئولیت نباشد میتواند به فاجعه منتهی شود.
چند نفر از ما ویدئوی این دانشآموز را دست به دست چرخاندیم؟ چند نفر از ما به این دانشآموز خندیدم؟
تک تک ما وقتی میخواهیم فیلم، عکس یا مطلبی را در شبکههای اجتماعی منتشر کنیم باید چند لحظه به پیامدهای آن هم فکر کنیم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر