AM 1392/9/13
|
سخنرانی مريم رجوی در جلسه يی در سنای بلژيک
|
سخنرانی رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران در جلسه يی در مجلس سنای بلژيک
سه شنبه، ۱۲ آذر ۱۳۹۲
آقای رئيس!
نمايندگان محترم!
خانمها و آقايان، دوستان عزيز!
از حضور مجدد در خانه دموکراسی بلژيک بسيار خوشحالم. من امروز آمدهام از ملت بلژيک و منتخبانش برای حمايت از مردم و مقاومت ايران در مبارزهشان برای دموکراسی و حقوق بشر ياری بخواهم.
بلژيک و ايران سابقه يی از يک روابط طولانی دارند. اما از سه دهه پيش، جريان تازهيی در اين روابط ايجاد شده که همبستگی پارلمان بلژيک و پارلمان مقاومت در تبعيد ايران، يعنی شورای ملی مقاومت، است.
حمايت شما از حقوق انسان دوستانه اعضای اين مقاومت در اشرف و ليبرتی در عراق، از ياد نرفتنی است.
در ديدار قبلی از اين مجلس، پاتريک موريو، نماينده فقيد مجلس بلژيک در کنار ما بود. به خاطره او که از مدافعان برجسته حقوق بشر و دموکراسی بود، درود ميفرستم.
واقعيت اين است که ما با دشمن مشترکی مواجهيم که ديکتاتوری بنيادگرای حاکم بر ايران است. اين رژيم با برنامه ساخت تسليحات اتمی، همه جهان را به خطر انداخته است. اين رژيم با حمايت و هدايت بنيادگرايی، جوامع مسلمان در تمام کشورهای اروپايی، از جمله بلژيک، را هدف قرار داده است. اين رژيم، خاورميانه را با جنگ و تروريسم، در هم ميکوبد. در داخل ايران نيز اين رژيم با نقض وحشيانه حقوق بشر در جنگ با مردم ايران است: با اعدامهای روزانه، و با دستگيريهای روزانه هزاران نفر، و از بين بردن آزاديها، از جمله فيلترينگ فعاليتهای اينترنتی.
با روی کار آمدن آخوند روحانی، اعدامها با افزايش قابل ملاحظه يی، به ميانگين روزی سه نفر رسيده است.
اکنون می خواهم به توافقنامه هسته يی ژنو بپردازم. برای ارزيابی اين توافقنامه لازم است به چند واقعيت توجه کنيم:
نخست اين که رژيم ملاها بايک نارضايتی حاد و تهاجمی در جامعه ايران محاصره شده است.
دوم اين که ملاها برای فرار از سرنگونی فعالانه در پی کسب بمب اتمی اند.
سوم آن که آنها استاد فريبکاريند و هر تعهدی را به سادگی زير پا می گذارند. در آستانه جنگ جهانی دوم، هيتلر نيز گفته بود: «من حاضرم زير هر قراردادی امضا بگذارم… چرا نبايد من، امروز با نيت خوب پای يک پيمان را امضا کنم و فردا، زير امضايم بزنم… ؟». از ۱۱ سال پيش، مقاومت ايران با تلاش هواداران خود در داخل ايران، بارها سايتهای اين رژيم را افشا کرده است، ولی ملاها سايتهای مخفی ديگری هم دارند.
در واقع، پذيرش بخشی از خواستهای جامعه بين المللی در مذاکرات ژنو، بر اساس تمايل ملاها نبوده، بلکه در زير فشار تحريمها و زير فشار اعتراضات شديد مردم ايران به برنامه اتمی، به اين توافقنامه تن داده اند. ما از همين ميزان عقب نشينی ملاها استقبال کرديم. اما تأکيد می کنيم که هيچ چيز جز نابودی تمام عيار برنامه هسته يی ملاها قابل قبول نيست. گروه ۵+۱ با تعليق نيروگاه آب سنگين اراک، يک گام در اين راه برداشته است. اما معنيش اين نيست که ملاها از بمب اتمی دل کندهاند. آنچه ملاها در توافقنامه متعهد شده اند، بازگشت پذير است. کليد بمب سازی هم چنان در دست آنهاست.
بنابراين تا وقتی که غنی سازی اورانيوم در ايران به طور کامل متوقف نشده و آخوندها پروتکل الحاقی را نپذيرفته اند و تا وقتی که آنها قطعنامههای شورای امنيت را به طور کامل به اجرا نگذاشتهاند، خطر بمب وجود دارد.
ملاها روی دو عنصر حساب می کنند: فريبکاری خودشان و همچنين سياست ضعيف غرب، به ويژه آمريکا. اين چيزی است که به آنها امکان بازی کردن با بمب اتمی را می دهد.
به عنوان مقاومتی که مهمترين افشاکننده برنامه اتمی رژيم و عامل اصلی مقابله با آن بوده، ما بر تحقق اين سه هدف تأکيد داريم:
۱ ـ واداشتن آخوندها به تن دادن به بازرسيهای سرزده،
۲ ـ منحل کردن تمام سايتهای اتمی و اکسيد کردن تمام ذخائر اورانيوم،
۳ ـ پرهيز از هر گونه کاهش تحريمهای بين المللی عليه رژيم ايران تا زمان پذيرش قطعنامههای شورای امنيت توسط اين رژيم.
خانمها و آقايان!
مايلم اکنون توجه شما را به فشارهای گسترده ديکتاتوری حاکم بر ايران برای نابودی جنبش مقاومت، جلب کنم. رژيم ايران برای پوشاندن ضعف داخلی خودش، سرکوب را افزايش داده و تلاش می کند قبل از هر چيز اپوزيسيون اصلی و آلترناتيو رژيم را نابود کند.
از سال ۲۰۰۹ که دولت عراق به اصطلاح حفاظت قرارگاه اشرف را از آمريکا تحويل گرفت، حملات دولت عراق به مجاهدين بر اساس خواست ملاها به طور مستمر ادامه داشته است. اين حملات تا کنون باعث شهادت ۱۱۲ عضو مقاومت و مجروح شدن ۱۲۰۰ نفر شده است. ۱۵ نفر نيز بر اثر محدوديتهای درمانی زجرکش شده و درگذشتند.
بنا به يک توافق خيانتکارانه بين سازمان ملل و دولت عراق، طی سال ۲۰۱۲ بيش از سه هزار عضو مقاومت از شهر اشرف در عراق که از ربع قرن پيش، آن را به دست خود ساخته و در آن ساکن بودند، به صورت اجباری به کمپ ليبرتی منتقل شدند. دولت آمريکا، اتحاديه اروپا و ملل متحد رسماً از اين بی خانمانسازی اجباری حمايت کردند. در عوض قول دادند که به تأمين امنيت و حفاظت اعضای مقاومت متعهد شوند.
اما در ۱۰ شهريور، نيروهای دولت عراق با حمله به کمپ اشرف ۵۲ تن از اعضای مقاومت را وحشيانه قتل عام کردند. آنها هفت تن شامل ۶ زن را نيز به گروگان گرفتند. به همين مناسبت صدها تن از اعضا و هواداران مقاومت در کمپ ليبرتی و چندين شهر جهان دست به اعتصاب غذا زده اند.
با اين همه، ايالات متحده و سازمان ملل سکوت کرده اند. آمريکا و ملل متحد به قول خود در مورد کمپ ليبرتی عمل نکردند. آنها گفته بودند که اين يک کمپ ترانزيت موقت خواهد بود. اما ليبرتی به زندان تبديل شد. ساکنان آن از حق تردد، حق ديدار با وکيل و اعضای خانواده ممنوعند و بسياری از خدمات پزشکی محرومند.
دو سال پس از انتقال به ليبرتی، فقط حدود ۱۰ درصد آنها به کشورهای ديگر انتقال يافتهاند. اکنون دولت دست نشانده ملاها در عراق صريحاً از صدور احکام دستگيری مجاهدان ليبرتی صحبت می کند. بنا به تجربه، اين تهديد زمينهسازی برای ايجاد يک فاجعه انسانی ديگر است.
به همين دليل، من از شما نمايندگان محترم می خواهم برای دفاع از حقوق و آزادی اعضای مقاومت در ليبرتی تلاش کنند. از دولت بلژيک می خواهم در سطح اتحاديه اروپا رهبری يک ابتکار مؤثر برای واداشتن دولت عراق به آزادی ۷ گروگان عضو مقاومت و تأمين امنيت ليبرتی انجام دهد.
همبستگی ميان کشورهای اروپا با مقاومت مردم ايران، هر روز ضروری تر می شود. همبستگی با يک مقاومت که خواهان يک جمهوری دموکراتيک و کثرتگرا بر اساس جدايی دين و دولت، برابری زن و مرد، لغو حکم اعدام و يک ايران غيراتمی و بر اساس همزيستی مسالمت آميز با همه کشورهاست.
بار ديگر از همه شما تشکر می کنم.
آقای رئيس!
نمايندگان محترم!
خانمها و آقايان، دوستان عزيز!
از حضور مجدد در خانه دموکراسی بلژيک بسيار خوشحالم. من امروز آمدهام از ملت بلژيک و منتخبانش برای حمايت از مردم و مقاومت ايران در مبارزهشان برای دموکراسی و حقوق بشر ياری بخواهم.
بلژيک و ايران سابقه يی از يک روابط طولانی دارند. اما از سه دهه پيش، جريان تازهيی در اين روابط ايجاد شده که همبستگی پارلمان بلژيک و پارلمان مقاومت در تبعيد ايران، يعنی شورای ملی مقاومت، است.
حمايت شما از حقوق انسان دوستانه اعضای اين مقاومت در اشرف و ليبرتی در عراق، از ياد نرفتنی است.
در ديدار قبلی از اين مجلس، پاتريک موريو، نماينده فقيد مجلس بلژيک در کنار ما بود. به خاطره او که از مدافعان برجسته حقوق بشر و دموکراسی بود، درود ميفرستم.
واقعيت اين است که ما با دشمن مشترکی مواجهيم که ديکتاتوری بنيادگرای حاکم بر ايران است. اين رژيم با برنامه ساخت تسليحات اتمی، همه جهان را به خطر انداخته است. اين رژيم با حمايت و هدايت بنيادگرايی، جوامع مسلمان در تمام کشورهای اروپايی، از جمله بلژيک، را هدف قرار داده است. اين رژيم، خاورميانه را با جنگ و تروريسم، در هم ميکوبد. در داخل ايران نيز اين رژيم با نقض وحشيانه حقوق بشر در جنگ با مردم ايران است: با اعدامهای روزانه، و با دستگيريهای روزانه هزاران نفر، و از بين بردن آزاديها، از جمله فيلترينگ فعاليتهای اينترنتی.
با روی کار آمدن آخوند روحانی، اعدامها با افزايش قابل ملاحظه يی، به ميانگين روزی سه نفر رسيده است.
اکنون می خواهم به توافقنامه هسته يی ژنو بپردازم. برای ارزيابی اين توافقنامه لازم است به چند واقعيت توجه کنيم:
نخست اين که رژيم ملاها بايک نارضايتی حاد و تهاجمی در جامعه ايران محاصره شده است.
دوم اين که ملاها برای فرار از سرنگونی فعالانه در پی کسب بمب اتمی اند.
سوم آن که آنها استاد فريبکاريند و هر تعهدی را به سادگی زير پا می گذارند. در آستانه جنگ جهانی دوم، هيتلر نيز گفته بود: «من حاضرم زير هر قراردادی امضا بگذارم… چرا نبايد من، امروز با نيت خوب پای يک پيمان را امضا کنم و فردا، زير امضايم بزنم… ؟». از ۱۱ سال پيش، مقاومت ايران با تلاش هواداران خود در داخل ايران، بارها سايتهای اين رژيم را افشا کرده است، ولی ملاها سايتهای مخفی ديگری هم دارند.
در واقع، پذيرش بخشی از خواستهای جامعه بين المللی در مذاکرات ژنو، بر اساس تمايل ملاها نبوده، بلکه در زير فشار تحريمها و زير فشار اعتراضات شديد مردم ايران به برنامه اتمی، به اين توافقنامه تن داده اند. ما از همين ميزان عقب نشينی ملاها استقبال کرديم. اما تأکيد می کنيم که هيچ چيز جز نابودی تمام عيار برنامه هسته يی ملاها قابل قبول نيست. گروه ۵+۱ با تعليق نيروگاه آب سنگين اراک، يک گام در اين راه برداشته است. اما معنيش اين نيست که ملاها از بمب اتمی دل کندهاند. آنچه ملاها در توافقنامه متعهد شده اند، بازگشت پذير است. کليد بمب سازی هم چنان در دست آنهاست.
بنابراين تا وقتی که غنی سازی اورانيوم در ايران به طور کامل متوقف نشده و آخوندها پروتکل الحاقی را نپذيرفته اند و تا وقتی که آنها قطعنامههای شورای امنيت را به طور کامل به اجرا نگذاشتهاند، خطر بمب وجود دارد.
ملاها روی دو عنصر حساب می کنند: فريبکاری خودشان و همچنين سياست ضعيف غرب، به ويژه آمريکا. اين چيزی است که به آنها امکان بازی کردن با بمب اتمی را می دهد.
به عنوان مقاومتی که مهمترين افشاکننده برنامه اتمی رژيم و عامل اصلی مقابله با آن بوده، ما بر تحقق اين سه هدف تأکيد داريم:
۱ ـ واداشتن آخوندها به تن دادن به بازرسيهای سرزده،
۲ ـ منحل کردن تمام سايتهای اتمی و اکسيد کردن تمام ذخائر اورانيوم،
۳ ـ پرهيز از هر گونه کاهش تحريمهای بين المللی عليه رژيم ايران تا زمان پذيرش قطعنامههای شورای امنيت توسط اين رژيم.
خانمها و آقايان!
مايلم اکنون توجه شما را به فشارهای گسترده ديکتاتوری حاکم بر ايران برای نابودی جنبش مقاومت، جلب کنم. رژيم ايران برای پوشاندن ضعف داخلی خودش، سرکوب را افزايش داده و تلاش می کند قبل از هر چيز اپوزيسيون اصلی و آلترناتيو رژيم را نابود کند.
از سال ۲۰۰۹ که دولت عراق به اصطلاح حفاظت قرارگاه اشرف را از آمريکا تحويل گرفت، حملات دولت عراق به مجاهدين بر اساس خواست ملاها به طور مستمر ادامه داشته است. اين حملات تا کنون باعث شهادت ۱۱۲ عضو مقاومت و مجروح شدن ۱۲۰۰ نفر شده است. ۱۵ نفر نيز بر اثر محدوديتهای درمانی زجرکش شده و درگذشتند.
بنا به يک توافق خيانتکارانه بين سازمان ملل و دولت عراق، طی سال ۲۰۱۲ بيش از سه هزار عضو مقاومت از شهر اشرف در عراق که از ربع قرن پيش، آن را به دست خود ساخته و در آن ساکن بودند، به صورت اجباری به کمپ ليبرتی منتقل شدند. دولت آمريکا، اتحاديه اروپا و ملل متحد رسماً از اين بی خانمانسازی اجباری حمايت کردند. در عوض قول دادند که به تأمين امنيت و حفاظت اعضای مقاومت متعهد شوند.
اما در ۱۰ شهريور، نيروهای دولت عراق با حمله به کمپ اشرف ۵۲ تن از اعضای مقاومت را وحشيانه قتل عام کردند. آنها هفت تن شامل ۶ زن را نيز به گروگان گرفتند. به همين مناسبت صدها تن از اعضا و هواداران مقاومت در کمپ ليبرتی و چندين شهر جهان دست به اعتصاب غذا زده اند.
با اين همه، ايالات متحده و سازمان ملل سکوت کرده اند. آمريکا و ملل متحد به قول خود در مورد کمپ ليبرتی عمل نکردند. آنها گفته بودند که اين يک کمپ ترانزيت موقت خواهد بود. اما ليبرتی به زندان تبديل شد. ساکنان آن از حق تردد، حق ديدار با وکيل و اعضای خانواده ممنوعند و بسياری از خدمات پزشکی محرومند.
دو سال پس از انتقال به ليبرتی، فقط حدود ۱۰ درصد آنها به کشورهای ديگر انتقال يافتهاند. اکنون دولت دست نشانده ملاها در عراق صريحاً از صدور احکام دستگيری مجاهدان ليبرتی صحبت می کند. بنا به تجربه، اين تهديد زمينهسازی برای ايجاد يک فاجعه انسانی ديگر است.
به همين دليل، من از شما نمايندگان محترم می خواهم برای دفاع از حقوق و آزادی اعضای مقاومت در ليبرتی تلاش کنند. از دولت بلژيک می خواهم در سطح اتحاديه اروپا رهبری يک ابتکار مؤثر برای واداشتن دولت عراق به آزادی ۷ گروگان عضو مقاومت و تأمين امنيت ليبرتی انجام دهد.
همبستگی ميان کشورهای اروپا با مقاومت مردم ايران، هر روز ضروری تر می شود. همبستگی با يک مقاومت که خواهان يک جمهوری دموکراتيک و کثرتگرا بر اساس جدايی دين و دولت، برابری زن و مرد، لغو حکم اعدام و يک ايران غيراتمی و بر اساس همزيستی مسالمت آميز با همه کشورهاست.
بار ديگر از همه شما تشکر می کنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر