پنجشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۹۲

 
9:40:16 PM 1392/5/2
زوزه های وحشت رژيم، در سالگردهای فروغ جاويدان
 
 
 
 
 
 
عمليات کبير فروغ جاويدان آن چنان لرزهٴ سرنگونی بر ارکان ديکتاتوری ولايت فقيه افکند، که طی 25سالی که از آن می گذرد، آخوندها در هر سالگرد از ياد آن شرايط به خود می لرزند و به گوشه هايی از آن عمليات بزرگ اعتراف می کنند.

سرکرده لباس شخصيهای خامنه ای پاسدار سعيد قاسمی-13آبان91
صحبتهای قاسمی در راديو نصيحت

حال و روز اين روزها بوی روزهای جنگ را ميده، يادتان هست که آن پيرفرزانه تا ده پانزده روز قبل از پذيرش قطعنامه پذيرفت که امروز ايران کربلاست و اگر دشمنان ما بخواهند در مقابل دين ما بايستند در مقابل همه دنيای آنها خواهيم ايستاد، يادتان هست فتنه های پشت جبهه را به رغم گذشت پنج شش سال از داستانهای بنی صدر و مجاهدين خلق و ترورهای در داخل که هر کدامش به تنهايی می توانست انقلاب اسلامی را بزمين بزند،
... يادتان هست جبهه ها خالی شده بود به دليل همين تحليلها و اتفاقاتی که همه عقب تحليل می کردند دانشجوها می گفتند که بمانيم اينها که نمی خواهند عمليات کنند تلويزيون هاشمی خائن نشان می داد که جبهه پر است.
... دشمن ضعف خط ما را شناسايی کرده بود ماههای آخر جنگ تقريباً هر دو هفته يکبار همين طور که صبح می آمدی سر کار می گفتند آقا خبر داری؟ سومار؟ فاو سقوط کرد؟ آقا خبر داری؟! چی شد؟ مهران! عمليات چلچراغ منافقين آمدند گرفتند. ! اه مگر ميشه آقا؟ رفتند گفتند امام کف گير ته ديگ خورده ديگر نمی شود. به راستی امام بايد چه کار می کرد؟
واسه اين است که وقتی که پذيرفت گفت که اين جام زهر را نوشيدم و شد آنچه که شد.
تا آنجايی که يادم است با شيخ عيسی، حاج عيسی همان آبدارچی آقا روح الله را می گويم، می گفت دو روز پس از پذيرش قطعنامه هيچی نخورد، روز اول يا روز دوم چايی براش بردم گذاشتم جلوش گفتم آقا جون هيچی نخوردی يکدفعه بغضش ترکيد قريب يکساعتی مرا در بغل گرفت و خودش را خالی کرد گفت حاج عيسی شهدا رفتند به مقامی که می خواستند رسيدند جانبازها هم اجرشان را می گيرند اسرا هم برمی گردند من چه کار کنم حاج عيسی؟ من چه کار کنم؟
پذيرفتيم پسرم، سلاحها زمين، حتی برای دفاع مشروع... ... . مع الوصف نامردها پس فطرتها قبول کرديم قطعنامه بين المللی کثيف شما را 598 که چه بشود؟ آقا آتش بس سلاح را گذاشتيم زمين و دستها بالا. آقا روح الله هم گفته بود اين تاکتيکی نيست واقعاً پذيرفتيم اما آماده ايم ببينيم که دشمن چه شد آقا آقا چه شد؟ پذيرفتيم مثل همين روزها که فشار مياورند که 20 درصد و... فشار می گذارند که بپذيريم که آقا دلار شد 4000 تومان 10هزار تومان 20هزار توفان آقا دفاع مشروع نمی کنيم تجربه تاريخی چی شد؟
حمله کردند! کجا؟ عزيزی فرمود غرب مرصاد... فقط
سرپل ذهاب سقوط کرد. کرند غرب: سقوط کرد. تنگه ای داريم به نام تنگه پاتاق، که اگر نبردهای آريوبرزنی اتفاق بيافتی کسی برود در تنگه پاتاق اين گلدان پلاستيکی را ول بده تو سر دشمن، دشمن نمی تواند از اين تنگه عبور بکند، سقوط کرد! اسلام آباد: سقوط کرد. نبرد رسيد به سی کيلومتری کرمانشاه در نقطه ای به نام تنگه چهارزبر که اسمش را گذاشتيم تنگه مرصاد، سقوط کرد! تاريخ نوشت پسرم ظرف گذشت اين سه روز بعد از قطعنامه و دو روز بعد از آن، به يک اعتبار از شما بيش از 12هزار نفر و به يک روايتی ديگر بيش از 22هزار، دشمن از شما اسير از شما گرفت. وقت نمی کردند سازمان مجاهدين خلق غنيمتهای شما را جمع کنند.
فرمود آقای هاشمی که بايد بعقب برگرديم جواب می دهيم آقا بکدام عقب برگرديم بعقب زمان شما؟ چرا برگرديم به زمان شما آقا جان برمی گرديم به قبل از شما بخواهيم برگرديم برمی گرديم به زمان ممد علی ميرزا و ممد شاه و شاه رضا و رضا شاه دلار هفت تومان حالش را می کنيم.

تلويزيون رژيم 29تير1391
احمد خاتمی:

روز پنجم مرداد روز عمليات پيروزمندانه مرصاد هم هست در سال 67، منافقين نوکر اجانب به تحريک صدام در خواب و خيال می خواستند بيايند کرمانشاه و از کرمانشاه هم بيايند بيايند تهران و نظام را ساقط کنند، تا 34 کيلومتری کرمانشاه هم آمدند، رزمندگان کفر ستيزمان شجاعانه، قهرمانانه وارد شدند، و اين جا ياد می کنم از شهيد بزرگوار صياد شيرازی که قهرمان مرصاد بود و اونها انتقام کينه توزانه شان را با شهادت اين شهيد گرفتند.

تلويزيون رژيم ـ ۶/۵/۹۰
گزارشگر: در بررسی و تجزيه و تحليل سلسله عملياتی دوران دفاع مقدس به عمليات ويژه و منحصربه فرد مرصاد برمی خوريم که از ابعاد مختلف و گوناگونی قابل توجه است.
سردار ناصح، فرمانده وقت لشکر نبی اکرم (ص) : ما قطعنامه رو پذيرفتيم و بيست و هفتم رسماً اعلام شد از راديو تلويزيون ما، رسماً قطعنامه اعلام شد. روز بيست وهشتم منافقين اعلام آماده باش دادند. خيلی نکات تو بحث تاريخها نکات مهميه، عمليات شون کی شروع شد؟ سوم مرداد. يعنی شما زمان اعلام آماده باش تا زمان عمليات يک هفته وقت بوده،
کارشناس مسايل سياسی [نفر اول] : خب اينها با اين هدف حرکت کردند، نيرو جمع کردند، يعنی نيروهايی که در اروپا پخش بودند در آمريکا بودند، در خود عراق اينها رو جمع آوری کردند، سازماندهی کردند، دختر و پسر، و با تجهيزات بسيار مفصلی که صدام در اختيار اونها قرار داده بود از توپ و تانک و نفر بر و خودرو و سلاح و سلاح پيشرفته اينها حرکت کردند، خب ابتدا هم فکر می کردند که يعنی بعد از اين که در سرپل ذهاب و کرند غرب عبور کردند فکر کردند ديگه مسير رو به راحتی می تونن تا کرمانشاه برن و از اونجا هم به قول خودشون بيان تا تهران و به قول اون زمان آقای رجوی که در سخنرانيش برای منافقين گفته بود جمعبندی عمليات رو در تهران خواهند داشت فردای اون روز. و حرکت کردند و آمدند، آمدند تا به اصطلاح چند کيلومتری کرمانشاه آمدند
ناصح: يک بسيج همگانی در سرتاسر دنيا می کنه، از همه جای دنيا آدمهاشو جمع می کنه، کل ستادش رو رسونده بود به پنجاه نفر، اين پنجاه نفر رو در بيست و سه تا تيپ، تيپهای 152 تا 200نفره، يعنی 152نفره، 180نفره، 200نفره اينها رو سازماندهی می کنه و [نامفهوم] سازمانشو متحول می کنه تو ظرف همين يک هفته، حدود 100 تانک و نفربر و حدود 1000 تا خودرو، من فکر می کنم 5000 تا آدم 1000 تا خودرو فقط. بعد حدود 100 تا فرض کنيد پدافند. 300 تا انواع خمپاره ها رو داشتند، و توپهای سيار رو، بعد انواع موشکهای به اصطلاح ضدهليکوپتر، سهند و نمی دونم اينها رو تجهيز شده بودند، بعد تجهيز شدند واگذار کردند تو يک هفته از قبل تو بخش زيادی آموزش داده بودند و بخشی هم که جديد آمده بودند که ما تو درگيريها هم اينو ديديم.
سرهنگ رخسی: سازمان منافقين که ساعت 4 بعدازظهر همون روز با عبور از گردنه پاتاق حرکت خودشون را به سمت شهر کرند غرب ادامه دادند.

آخوند سعيدی ـ نماز جمعه قم ـ 1مرداد90
منافقين اقدام به حمله به ايران کردند حدود 5هزار نفر منافق با تجهيزات کامل وارد خاک ايران شدند. نيروهای اسلام هم برای دفع شر اين متجاوزين جسور وارد عمل شدند

تلويزيون رژيم 7مرداد ـ89:
ساعت ۳.۳۰ عصر 4 تا 5هزارنفر از منافقين به صورت ستونی به سمت شهر کرند حرکت کردند.
ساعت2 ده دقيقه کم بود که من رفتم جايی که بايد ملاقات صورت می گرفت آقای هاشمی آمده بود، قبل از اين که برم وارد اون سالن بشم و اون جلسه يکدفعه تلفن توی سالن به من صدا زدند که فلانی تلفن فوری داری. من مجدداً رفتم ديدم که فرمانده سپاه کرند ماست. گفت فلانی وعده ما به قيامت عراقيها حمله کردند و الآن اول شهر کرند درگيريه من اسلحه و مهمات را گفته ام از شهر ببرند. خداحافظ
مجری: سه ساعت بعد منافقين به کرند رسيده بودند. بعد بلافاصله به سمت اسلام آباد حرکت کردند و ساعت ۹.۳۰ شب اسلام آباد را هم گرفتند.
ـ رفتيم جلوتر حالا نگو اينها که دارند ميان منافقينند. من دستم رو به آهن نفربرشان هم گرفتم که سوار شم فکر کردن که اينها خودی اند به يک باره ديديم که نه اصلاً آرايش نفراتی که روی ماشين اند، دختر و پسر و اينها اصلاً شرايط عادی نيست. من آمدم به آقای هاشمی گفتم آقای هاشمی اينها منافقينند. عراق نيست.

تلويزيون رژيم ـ 5مرداد1386
ـ وضعيتی که اين جا داشتيم اين نوع بود: امام بزرگوار اين جا پيامی رو در چند خط به حاج سيد احمد آقا دادند ايشون پشت بی سيم خوندند. عجيب واقعاً قدرت و صلابت مرجعيت در جايگاه فرماندهی کل قوا اين جاست. امام فرموده بودند به سپاهيها که اين جا نقطه شکست يا پيروزی اسلام يا کفر است. بايد متر به متر بجنگيد.

تلويزيون رژيم ـ 6مرداد87:
سازمان منافقين آرام آرام سازماندهی نظامی را درست کردند که اونها هم ابتدا از عملياتی محدود بعد وسعت عمليات اضافه شد آرام آرام ديديم که وسعت عمليات در واقع و دامنه اش گسترش پيدا کرد. در جبهه ميانی در واقع در جبهه جنوبی، و حتی در فکر می کنم خرداد ماه 67 بود که حتی شهرمهران را هم توانستند تصرف بکنند اين عمليات عملياتی بود با نام فروغ جاويدان که بعداً در جمهوری اسلامی به نام عمليات مرصاد معروف شد البته فروغ جاويدان اسمی بود که منافقين بر روی اين عمليات گذاشته بودند. و هدف آنها هم در واقع سقوط تهران؛ تصرف تهران؛ و سرنگونی حکومت بود.

تلويزيون رژيم 5مرداد86:
ـ مرصاد يکی از بزرگترين دستاوردها ی حفظ ارزشهای اسلامی است. عمليات مرصاد را به لحاظ اهميت جغرافيايی ـ زمانی و مکانی می توان درحد عمليات آزادسازی و فتح خرمشهر و يا همان عمليات بيت المقدس و حتی مهمتر از آن دانست چرا که شکست ما در خرمشهر می توانست تنها خوزستان را از ا يران جدا کند اما رسيدن پای منافقين به کرمانشاه به معنای تهديد جدی مجموعه نظام اسلامی بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر