امروز ۹ آگست برابر با ۱۸ مرداد ماه به برنامه پیام مادران صلح دادخواه
موضوعات:
حامیان مادران پارک لاله ندا مستقیمی و حکیمه شکری
خاوران, پروانه سلطانی
................................
ندا مستقیمى از حامیان مادران پارک لاله، پیش از ظهر دوشنبه ١۴ اردیبهشت، در محل کارش توسط نیروهاى امنیتى بازداشت شده بود
ندا مستقیمى در آذرماه ١٣٨٩ در جریان
بزرگداشت سالروز تولد امیر ارشد تاجمیر در بهشت زهرا بازداشت و به اتهام
اجتماع و تبانى به قصد اقدام علیه امنیت ملى به سه سال حبس محکوم و با
وثیقه صد میلیونى تا زمان اجراى حکم آزاد شد.
حکیمه شکری یکی دیگر از حامیان مادران پارک لاله هستند. ایشان بعد از آزادی توسط خانم شرین قاضی مصاحبه ای انجام دادند .
الان وضعیت پرونده تان به چه صورتی است؟ اصلا چرا شما را بازداشت کردند؟
رونده من مربوط به سال ۸۹ بود، و در رابطه
با تولد امیرارشد تاجمیر که سالروز تولدش ما سر خاک او رفته بودیم. آمدند و
ما را دستگیر کردند. چون بهشت زهرا جزو حوزه شهرری محسوب می شود، ما را
ابتدا به اطلاعات شهرری بردند. حدود ۱۵ نفر بودیم که بازجویی سرپایی کردند
اما از همان ابتدا ۳ نفر را از بقیه جدا و به اوین منتقل کردند که من، ندا
مستقیمی و پدر رامین رمضانی بودیم. بقیه را آزاد کردند. بعد سعی کردند
اتهامات زیادی مطرح کنند، مثل شعارنویسی و
تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروههای معاند و توهین به مقامات و.. که
خوشبختانه توانستیم از همه آنها رفع اتهام شویم ولی چیزی که توانستند ما را
به آن متهم کنند اجتماع و تبانی بود؛ آن هم صرفا به خاطر حضور در سرخاک
امیرارشد.
من در دفاعیاتم هیچ گاه سعی نکردم اینکه با
مادران هستم را انکار کنم حتی به بازجویم هم گفتم برای اینکه خیالتان را
راحت کنم می گویم که من در همه تجمعات و برنامه هایی که برای همدردی و
همراهی با مادران و بزرگداشت شهدای شان بود شرکت کرده و اگر هم شرکت نکرده
ام به این معنی نبوده که نخواسته ام شرکت کنم بلکه نتوانسته ام. به هرحال
توانستند اجتماع و تبانی را در پرونده من بگذارند؛ تنها اتهام
من هم همین بود که ۳ سال حکم دادند.
الان که بعد از ۳ سال آزاد شده اید چه نگاهی به این ۳ سال دارید و می خواهید چه بکنید؟
۵ سال زندگی، از همان ۲۰۹ تا الان. من می
توانم بگویم که به هرحال اینها هزینه ای است که همه مردم ایران دارند می
دهند و ما هم دادیم. باید می دادیم، مجبور شدیم بدهیم صرفا به این دلیل که
به حقوق خودمان آشنا بودیم و حقوق خودمان را مطالبه می کردیم. هیچ چیز
دیگری نبود، هیچ خواسته نابجایی نبوده ما فقط حق شهروندی خودمان را خواستیم
و اگر برای حقوق شهروندی مان مجبور هستیم که تاوان بدهیم اشکالی ندارد می
دهیم. تا روزی که حاکمان ما یاد بگیرند و بپذیرند که صحبت های مخالف و
منتقد را بشنوند و خود را اصلاح کنند. ما می رفتیم پارک لاله بدون هیچ
شعاری و فقط عکس بچه هایی که کشته شده بودند را دست می گرفتیم و دور آب نما
قدم می زدیم اما از همان روزها دستگیری مادران و ضرب و شتم با باتوم شروع
شد. بعد مادران برای اینکه آسیب را کم کنند تصمیم گرفتند بروند سرخاک ها یا
خانه ها همدردی کنند. و همین کار را کردند، می رفتند به دیدن آسیب دیده ها
و خانواده های کشته شده ها و زندانیان سیاسی اما همین هم تحمل نمی شد از
سوی آقایان. حرکت کاملا مسالمت آمیز و آرام بود. خواسته ها کاملا مدنی بود
فقط می پرسیدیم به چه جرمی بچه ها زندانی می شوند؟ به چه جرمی کشته می
شوند؟ ما سوال می کنیم، هنوز هم سوال میکنیم و به خشونت اعتراض داریم. ما
می خواهیم جلوی این رفتارها گرفته شود. دیگر تکرار نشود. من تاکید می کنم
که حرکت مادران حرکتی غیرسیاسی و خودجوش و از طیف های مختلف زنان و مادران
در کشور است، صرفا مادرانه بوده بدون وابستگی به هیچ جریان فکری خاص که به
زیرپا گذاشتن حقوق شهروندی و قانون اعتراض داشته و دارد.
http://www.mpliran.org/2015/08/blog-post.html
خاوران پروانه سلطانی در فیس بوک خود چنین می نویسند:
پروسه قتل عامها از روز شنبه ۸ مرداد سال ۶۷
در ۹ صبح در گوهر دشت آغاز شد. در تابستان ١٣۶۷،حدود ۵۰۰۰ زندانی سیاسی را
در کمتر از دو ماه (مرداد و شهریور)، در زندانهای سراسر کشور قتل عام
کردند.
زندانیان سیاسی که در دستههای چند نفره به
دار آویخته شده و یا تیرباران شدند، عموما در گورهای جمعی بینام و نشان و
با لباس به خاک سپرده شده و محل دفن اکثر آنان پس از گذشت ۲۳ سال کماکان
برای خانوادهها مجهول مانده است.
مهنازباقری
رادیوفرهنگ

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر