آيا جهان از فريبكاري هاي اتمي رژيم ايران آموخته است ؟
بياند بريكس : 20 اوت 2015
عليرضا جعفرزاده نماينده شوراي ملي مقاومت در آمريكا
14 اوت دقيقا 13 سال بعد از آن روزي است كه من به
اتاق كنفرانس هتل بين المللي ويلارد در واشنگتن دي سي جهت افشاگري درمورد وجود
سايتهاي اتمي نطنز و اراك در ايران براي اولين بار پاي گذاشتم . اين افشاگري ماشه
يك پاسخ بين المللي را كه هنوز تا امروز ادامه دارد را كشيد .
جامعه جهاني يك بدهكاري عظيم به حركت اصلي
اوپوزيسيون ، مجاهدين خلق براي تلاش و پشتكار مداوم آن در افشاي برنامه تسليحات
اتمي تهران دارد . بدون آن ، ملاها تا به حال صاحب بمب شده بودند .
مدتها قبل از اين كه حسن روحاني به رياست جمهوري
برسد ، وي داراي مسئوليتي در پرونده هسته اي رژيم بود . او در 3 نوامبر 2003 شوراي
عالي انقلاب فرهنگي رژيم را بنا نهاد و هدف از آن اجتناب از اعتراف ويا افشاگري بيشتر فعاليتهاي تسليحاتي اتمي بود
.
در خاطرات خود ، روحاني همچنين نقش اوپوزيسيون
ايران را تاييد ميكند و ميگويد ” داستان پشت پرده كشف سايت نطنز اين بود كه
مجاهدين خلق به كشف آن كمك كردند . آنها منابع مختلفي را داشتند ......... آنها
مواردي را درباره رفت و آمدها در منطقه نطنز يافتند ...... آنها حتي از فاصله
نزديك از سايت عكس گرفتند و به جمع آوري اطلاعات پرداختند .”
موجي از افشاگري اضافي بعد از آن پديدار شد ، كه
رژيم را در تماميت آن در موضع دفاعي برد و تقلا كرد تا از تدقيق بيشتر بين المللي
جلوگيري كند.
در فوريه 2003 ، مجاهدين خلق شركت كالا الكتريك
را به عنوان يك پوشش جهت غني سازي اورانيوم افشاء كردند . و همچنين از فعاليتهاي
غني سازي با ليزر در سايت لشكر آباد و
لويزان شيان نيز پرده برداشتند ، جايي كه
بعد تبديل به شواهد و مداركي شد براي اثبات اين كه ايران فعاليتهاي تسليحاتي اتمي
انجام داده است .
بعد از همكاري اوليه كه با بي ميلي صورت گرفت ،
رويكرد تهران فريب كاري ، ندادن اجازه دسترسي ، از بين بردن شواهد و مانع انداختن
در مسير تحقيقات صورت گرفته بوسيله آژانس
انرژي اتمي ملل متحد بود .
تهران كماكان مانع از دسترسي به سايت نظامي
پارچين شده است ، سايتي كه براي طيفي از فعاليتها شامل آزمايش انفجاري با چاشني
هاي اتمي استفاده شده است .
مجاهدين خلق دراصل افشا كننده سايت غني سازي به
خوبي حفاظت شده فردو كه در سال 2005 درحال ساختمان بود ، هستند ، ولي اين تا سال 2009 كه نهايتا تهران
اجازه دسترسي را داد مشخص نشد . نزديك به دهها سايت اتمي ديگر و همين طور
دانشمندان اتمي ، متخصصان و اسناد كليدي خارج از دسترسي آژانس انرژي اتمي ملل متحد
هستند .
برخلاف اين زمينه كه شرح آن داده شد ، دليل كمي
وجود دارد كه باورشود كه طرح عملي جامع مشترك ( برجام ) كه توافقي فراگير درباره
برنامه اتمي ايران است كه بين ايران و پنج عضو دائمي شوراي امنيت ملل متحد به
اضافه آلمان و اتحاديه اروپا در ماه جولاي مورد مذاكره ودرباره آن توافق صورت گرفته است ، منجر به نتايج مادي
مثبتي شود .
اين توافق به تهران اين اجازه را ميدهد كه حداقل
24 روز قبل از هر بازرسي، موضوع بازرسي و
مكان به آن گفته شودو اين فرصت به او داده شده است كه شواهد را دستكاري كند و ساختمانها را تخريب كند
و مكان را پاكسازي و تجهيزات را حذف كند و از تدقيق موضوع كه بارها قبلا آن را انجام
داده است فرار كند .
نمونه هاي اين موضوع بسيار است . براساس گفته
آژانس انرژي اتمي ، تهران درسال 2003 به مدت چند ماه مانع از دسترسي به سايت كالاي
الكترونيك شد كه از اين زمان جهت پاكسازي سالن اصلي غني سازي اورانيوم استفاده
كرد. ايران همچنين مانع از دسترسي به سايت لويزان شيان شد كه اقدام به ويران كردن
ساختمانها و خاك برداري سطحي قبل از بازرسي آژانس در ژوئن 2004 كرد .
و الان ، تصاوير ماهواره اي كه بوسيله آژانسهاي
اطلاعاتي ايالات متحده بدست آمده است ، نشان ميدهد كه ايران عليرغم درخواست آژانس
انرژي اتمي به دسترسي ، اقدام به پاكسازي
سايت پارچين نموده است . توضيحات تهران درباره پاكسازي پارچين بعد از توافق اتمي مسخره است و فراهم آورنده يك نگاه اجمالي به
شيوه هاي مورداستفاده آن در آينده ميباشد .
سيزده سال بعد از نطنز ، من از اين ترس دارم كه
طرح عملي جامع مشترك فقط به اين موضوع خدمت كند كه تهران را قادر سازد بيشتر از آن
چه كه در گذشته انجام داده است را انجام دهد . اين فرض كه ميگويد ملاهاي حيله گر
ناگهان قلبشان تغيير كرده است اشتباه است . جان كري وزير خارجه ايالات متحده در
ماه اوت از حسن روحاني و وزير خارجه او جواد ظريف به خاطر به رسميت شناختن
فوائدهمكاري ستايش كرد .
ولي بسيار دور تراز تغيير قلب ، رهبر عالي ايران
از اين درهراس بود كه تحريمها منجر به نارضايتي سياسي نظير قيام 2009 شود . ايران
فقط با يك هدف به مذاكرات نزديك شد : كاهش
تحريمها درحالي كه تماميت ساختارهاي اتمي آن دست نخورده باقي بماند .
يك سياست ” واقعي جهاني ” درباره ايران سابقه
تهران و نيت حقيقي آن را فهم ميكند . و اين موضوع به معناي اين است كه واشنگتن
نيازمند اين است كه فشار را روي ايران تا
زماني كه رژيم سايتهاي اتمي و نظامي خودرا بازكند ، حفظ كند .
طرح عملي جامع مشترك ممكن است كه در كوتاه مدت
دست هاي آخوندها را از تسليحات اتمي دور كند ، ولي درطولاني مدت ، راه حل بحران
اتمي ايران به مرگ رژيم مذهبي ايران گره خورده است و هرچيزي كمتر از اين يك خيال
ورويا است .
مردم ايران اين موضوع را درك ميكنند . بعد از اين
كه توافق اعلام شد ، خيابانهاي تهران آكنده از فريادهاي مردم براي آزادي بود .
مردم ايران به اين رژيم اعتماد ندارند و ايالات متحده نيز نبايد اعتماد داشته باشد
.
يك سياست معقول و استراتژيك مردم را تقويت ميكند
كه به جاي يك حكومت مذهبي بي رحم يك جمهوري سكولار و دمكراتيك و غير اتمي را
جايگزين كنند .
13 سال قبل ، ايران چند صد سانتريفيوژ داشت.
امروز بعد از سالها مذاكره ، اين عدد به 19000 رسيده است و اين بدون آنهايي است كه
براساس معامله نابود شده اند . اين قابل اعتماد نيست ، ولي فقط يك سياست محتاطانه
مستحكم و متناسب با درجه اي از دورويي تهران ، اين مسير نگران كننده را تغيير
ميدهد 
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر