پنجشنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۹۴

#ایران#iran# سند شرم تاریخی ما






نگاه این کودک چند روزی است مرا آشفته کرده... نگاهش کن! این دختر معصوم به چشمان من و تو زل زده. اینجا شهرک دوما در غوطه شرقی دمشق است. این عکس همین چند روز پیش گرفته شده (۲۲ آگوست ۲۰۱۵). در شهری که هیچ خبری از داعش نیست. این‌ها مردم سوریه هستند. نه آدم‌خوارند و نه تروریست. این‌ها مردمان شهری هستند که مسالمت‌آمیز‌ترین انقلاب را علیه بشار اسد آغاز کردند. این شهر مدت‌ها است در محاصره نیروهای ارتش اسد قرار دارد و هیچ‌کس راه فراری ندارد. ارتش بر در و دیوار شهر نوشته است: «یا گرسنگی بکشید، یا زانو بزنید!»
تاکنون در این شهرک ۲۱۹ نفر در اثر گرسنگی جان داده‌اند و ۱۷۸ نفر از آن‌ها کودک بوده‌اند.

به چشمان کودک نگاه کن... از من و تو می‌پرسد، «سرداران صلح» شما، کمک‌های مالی و تسلیحاتی حکومت شما، و مشاوره نظامی نظامیان شما ما را به این روز انداخته‌اند؛ چرا شما سکوت کرده‌اید؟ آیا من به اندازه کودکان شما حق زیستن در «صلح» را ندارم؟

کودکان جان به‌ در برده‌ی سوری روزی بزرگ می‌شوند و داستان‌شان را برای فرزندان ما بازگو می‌کنند. آن روز فرزندان‌مان از ما می‌پرسند، وقتی حکومت ایران برای حفظ جلاد سوریه میلیون‌ها دلار هزینه کرد و سرداران شما ارتش سوریه را فرماندهی می‌کردند، شما چه می‌کردید؟ آیا صدای اعتراضی از شما بلند شد؟ آیا شما به حکومت‌تان گفتید «بس کنید»؟

به چشمان معصوم و درمانده‌ی این کودک سوری نگاه کنید؛ این سند شرم تاریخی ماست...

عمار ملکی
 
27.8.2015

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر