سه‌شنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۹۴

#ایران#iran# نامه اعتراضی 40 زندانی سباسی به مرگ شاهرخ زمانی

شاهرخ زماني2 e9ed3

نامه چهل تن از زندانيان سياسي زندانهاي مركزي كرج، رجايي شهر(گوهردشت) و اوين در اعتراض به مرگ مشكوك زنداني سياسي مقاوم فعال كارگري آقاي شاهرخ زماني، خطاب به ملت ايران؛
هم ميهنان عزيز و همه وجدانهاي بيدار:
باز هم فقدان يكي ديگر از ياران هم بندمان را درحسرت و ناباوري به سوگ نشسته ايم...... گزاره هايي ماند"مرگ براثر سكته قلبي"..." مرگ بر اثر سكته مغزي" و مرگ بر اثر....به گزاره هاي عادي و رسمي تبديل شده... و هيچگاه پاسخي براي چرايي آنها داده نميشود....چرا كه كسي مسئول و پاسخگو نيست ...!!!
درشرايطي كه انبوه انسانها را در فضائي محدود و ﻣﺤﻴﻂﻲ كاملا بسته نگهداري ميكنند، كه بارها خونشان هم به چند برابر بودن تعداد زندانيان نسبت به فضاي زندان اذعان كرده اند....درشرايطي كه زندانيان سياسي -عقيدتي را بطور خاص و ويژه حتي از امكان تماس تلفني با خانواده هايشان محروم كرده و كمترين امكان ارتباطي عاطفي را هم از آنها سلب كرده اند، بطوريكه درمورد زنده ياد شاهرخ زماني حتي در فوت مادر محترمه آش اجازه يك تسليت تلفني به خانواده را هم ندادند و يا در جشن ازدواج دختر جگر گوشه اش اجازه يك تبريك تلفني را هم به او ندادند.... و علاوه براينها .... درشرايطي كه امكانات بهداشتي وپزشكي درچند قرص مسكّن وخواب آورخلاصه ميشوند و براي يك " اعزام اورژانس " به بيمارستان .... درصدها نمونه انبوه تحقيرها ، ﺗﺒﻌﻴﺾ ﻫﺎ, مانع تراشي ها و كارشكني ها صورت مي گيرد كه يا اعزام صورت نمي گيرد و يا زنداني بيمارخودش مجبور به صرفنظر ميشود.... علت مرگ باز هم سكته مغزي و قلبي...... است ؟؟؟ وَ يا خود اين سكته ها معلول چيز ديگرند...؟؟!! و در شرايطي كه زندانيان سياسي نه فقط هواخوري متعارف و معمولي را ندارند بلكه پنجره سلولهاي آنها را هم باصفحات آهني پلمب كرده اند تا هيچ هواي سالمي براي استنشاق وارد بند نشود وانبوه زندانيان مبتلا به انواع بيماريهاي تنفسي، قلبي، عروقي ....تنها هواي بازدم يكديگر را تنفس مي كنند... وأين موارد تهديد و خطر بارها وبارها گزارش شده و به خاطر آن اعتصابها و اعتراضهاﻳﻲ صورت گرفته ... راستي زنده ماندن امري تصادفي است يا مردن ؟؟؟!! و باز علت مرگ سكته است ؟؟
مگر عدم تهويه درست ﻫﻮا حتي در معماري ومهندسي جرم نيست ؟؟ بخاطر نماي ساختمان است يا حياتي بودن آن براي ساكنان ...؟؟؟ از تغذيه و دارو و بهداشت نمي گوييم ...ولي وقتي همه اينها ﺿﺮﻳﺐ بزرگ محكوميت دادگاههاي انقلاب را هم ميخورد كه به قول إستاد ممتاز حقوق زنده ياد ناصر كاتوزيان اساس غير قانوني بود و از ابتدا احكامش غير قانوني بوده چون هيچ امكان دادرسي منصفانه وحتي داشتن وكيل (در همين مورد مشخص زنده يادشاهرخ زماني) وجود ندارد و حتي برابر همين قانون اساسي بجز چهار جرم عادي ، سياسي ، مطبوعاتي وخاص نظامي جرم ديگري به اسم " امنيتي" وجود ندارد كه بتوان اينهمه محدوديت برايش توليد كرد .... و هيچ فرياد اعتراض و اغتصاب ....هم هيچ گوش شنوايي ندارد ...وهر حقوق دان شريف و آزاده ايي همه اين محدوديتها را مجرﻣﺎﻧﻪ ومستوجب مجازات ميداند... و هر چند هم كه خبري ازاين همه بيعدالتي به بيرون درز ميكنند ،حفاظ هاي آهني ﺿﺨﻴﻢ تر و دستگاهاي پارازيت بيشتر و قويتر و چند قفل بزرگتر به همراه دارد و َيا قطع و كاهش ملاقاتها و
انفرادي و همه هم " مامورند و معذور"، از بالا دستور داده اند...!!! بااين همه فشارهاي روحي -رواني و بعد فقدان فاحش حداقلهاي بهداشتي و درماني ....و فقدان هرگونه مرجع تظلم خواهش ...چه سرنوشتي درانتظار زندانيان و
به ويژه زندانيان سياسي ...عقيدتي است . به ياد زنداني فديه آزادي شاهرخ زماني كه اينهمه شجاعانه و پيوسته
فرياد ميكرد.روحش شاد و يادش گرامي باد.
امضا كنندگان :
محمد سيف زاده
سعيد شيرزاد
عبدالرضا قنبري
علي اكبر باغاني
زانيار مرادي
لقمان مرادي
رمضان احمد
ابوالقاسم فولادوند
حمزه سواري
خالد حرداني
سهيل باوه ي
امير اميرقلي
سعيد ماسوري
صالح كهندل
پيروز منصوري
رضا اكبري منفرد
شاهين ذوقي تبار
ماشاله حائري
اصغر قطان
جمشيد صادق الحسيني
وحيد اصغري
حسن آشتياني
علي معزي
ميثاق يزدان نژاد
هوشنگ رضايي
حسن طفاح
لطيف حسني
امير قاضياني
فريد آزموده
بهنام ابراهيم زاده
اميد علي شناس
عليرضا فراهاني
ايرج حاتمي
حجت حاتمي
بهزاد ترحمي
آيت اله سيد حسين كاظميني بروجردي
محمد جراحي
آيت مهرعلي بيگلو
رسول حرداني
مهدي فرحي شانديز.
دوشنبه ۲۳ شهريورماه ۱۳۹۴
دوشنبه 23 شهريور 94 ( 14 سپتامبر 15 )

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر