دانشجو آنلاين
مرداد 13|11:17
ﻣﺎﺩﺭ ابوالفضل عابديني ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ که هفته ي گذشته به زندان کارون اهواز تبعيد شده ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻭﯼ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮐﺎﺭﻭﻥ ﺍﻫﻮﺍﺯ در گفت
و گو با کلمه، ﺍﺯ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ ﺟﺴﻤﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ در پي اعتصاب غذا ﺧﺒﺮ مي دهد.
روز شنبه ابوالفضل عابديني که در مدت حضور ستار بهشتي در بند ۳۵۰ زندان اوين شاهد علائم شکنجه هاي روي بدن وي بود و نزد شهرياري بازپرس تحقيق علت مرگ ستار بهشتي شهادت داده بود، به زندان اهواز تبعيد شد. وي بدليل اعتراض به تبعيد غيرقانوني به هنگام خروج از زندان اوين اعلام اعتصاب غذا نامحدود کرده و گفته تا زمان بازگشت به زندان اوين اعتصاب غذاي خود را ادامه خواهد داد.
اين فعال کارگري و روزنامه نگار ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻫﻮﺍﺯ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺭﺯﮔﺎﻩ ۸ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮐﺎﺭﻭﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﻏﯿﺮﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ ﻣﺤﯿﻂ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ و هواي گرم و نامساعد شهر اهواز ﺑﯿﻢ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺟﺴﻤﯽ ﻭﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻭﺧﺎﻣﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ برﻭﺩ.
ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﻋﺎﺑﺪﯾﻨﯽ از ملاقات خود با فرزندش مي گويد: ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺍﻭ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻢ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﻢ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﮑﺴﺖ.
ساره عيوضي مادر اين فعال کارگري دربند تاکيد مي کند: ابوالفضل بشدت لاغر شده و وضعيت خوبي نداشت. من و برادرانش نگرانش هستيم. نميدانيم بايد به کي و کجا پناه ببريم و مشکلمان را به چه کسي بگوييم تا حلش کنند. قرار بود به ابوالفضل مرخصي بدهند. به او مرخصي ندادند. حتي سال هاست که ملاقات حضوري هم ندادهاند. من يک مادرم. چه گناهي کردم که نبايد بچهام و عزيز دلم را در آغوش بگيرم.
مادر اين فعال حقوق بشر در بند با شرح دوران سختي که گذراندهاند ميگويد: زماني که ميخواستند بازداشتش کنند يک لشکر مامور به خانه ما حمله کردند. حرمت خانه و زندگي مرا نگه نداشتند. فرزندم را جلوي چشمان من کتک زدند و با خود بردند. بعدا هم ابوالفضل ميگفت که در بازداشتگاه بشدت کتکش زده بودند؛ بچه ي من چه گناهي کرده است که با کابل تنش را کبود کرده بودند؟
ابوالفضل عابديني روز گذشته در نامه اي به رييس قوه قضاييه در همين رابطه نوشته بود: وقتي ضربات کابل بر کف پاهاي نحيف من وارد ميآمد و زير ضربات مشت و لگد به خود ميپيچيدم، بار ديگر مفاد حقوق شهروندي و حقوق متهم در برابر چشمان و ذهن، تن به رقص ميآمد که چگونه ضابط هاي که خود را ماموران دستگاه عدليه ميدانستند، آن همه را به سخره گرفته بودند.
ساره عيوضي مادر اين زنداني جنبش سبز در ادامه با گله از تبعيدهاي غيرقانوني و برخورد مسئولان، مي گويد: تا حالا چند بار ابوالفضل را تبعيد کردهاند، هر دفعه هم با يک بهانهاي جديد او را تبعيد ميکنند، چرا مسولان به اين ظلمي که در حق فرزند من ميشود توجه نميکنند، آيا آنها بچه ندارد تا درد ما را بفهمند؟
اين زنداني سياسي که نزديک به چهار سال در بند ۳۵۰ زندان اوين روزگار خود را گذرانده و اينک به زندان اهواز تبعيد شده در نامه ي خود به رييس قوه قضا نوشته بود: ذکر مصائب بازداشت و دوران تحقيق در محضر دادگاهي که اجازه ملاقات با وکيل را هم برايم قائل نبود موثر نيفتاد و اثري هر چند اندک بر “ميزان” هک شده بر پيشاني ميز قاضي نگذاشت. ۱۲ سال حبس به پاس سالها فعاليت در چارچوب منافع کشورم، ستيز با هر گرنه انديشه و عمل جدايي خواهي، دفاع از حقوق کارگران به عنوان مجازات تعيين شد و ضربه چکش قاضي بر ميز عدالت هوشيارترم کرد که گويي دادرسي پايان يافته است. من در ۲۷ سالگي گرفتار حبس شدم و قرار است هنگامي که صفحات تقويم زندگي من ورق ميخورد صفحه ۴۰ را نشان دهد.
وي در ادامه مي گويد: گيريم که پايان آن همه مجاهدت در راه مليت و کشورم تاوانش ۱۲ سال اسارت باشد، چرا حال که تنفس در فضاي ايران عزيز ولو پشت ميلههاي زندان به هر گزينه ديگري ترجيح دادم، بايد شاهد فشارها و رنجها و تداوم اعمال آن از سوي ضابطان باشم. چرا خانوادهام همچنان تهديد به بازداشت ميشوند و چرا در طول دوران حبس همچنان احکام جديد براي من صادر ميشود، چرا حال که تن به اين ظلم سترگ داده و در زندان به تحصيل مشغولم قريب به يک سال است با تهديد آشکار و نهان امنيت روانيام را در زندان به يغما بردهاند و چرا به يک باره به حکمي غيرقانوني مجازان بنده را خارج از محکمه تشديد کرده و به تبعيد روانه شدهام. اکنون سرگشته از اين ناداوري و درمانده از اينکه شکايت اين بيداد به کدامين دادگاه مرجع برم تا از نقد جان و سلامت رو به زوال خويش مايه گذاشته و دست به اعتصاب غذا زدهام تا شايد گوش حق طلبي و ديدگان روشن بيني گوشه چشمي به اين سرگذشت داشته باشد تا “انجام” اين پرونده آزموني باشد بر صداقت آنچه که حقوق بشر اسلامي خوانده و فرياد ميشود.
گزارش هاي پرونده ي ستار بهشتي، وبلاگ نويس منتقدي که در بازداشتگاه پليس و تحت شکنجه جان خود را از دست داد به همراه عملکرد سيستم قضايي با افرادي که پيگير اين پرونده بوده و يا شاهد رفتار و اعمال غير قانوني و غير انساني دستگاه قضايي بوده اند، حاکي از آن است که عزمي براي اصلاح اين روند و پيگيري عادلانه ي اين پرونده وجود ندارد و در حالي که مجرمان اين پرونده بي هراس به کار خود ادامه مي دهند، افرادي چون ابوالفضل عابديني که متعهدانه به آنچه ديده بود شهادت داد به زندان اهواز تبعيد مي شود تا صداي هر معترضي در نطفه خفه شود.
روز شنبه ابوالفضل عابديني که در مدت حضور ستار بهشتي در بند ۳۵۰ زندان اوين شاهد علائم شکنجه هاي روي بدن وي بود و نزد شهرياري بازپرس تحقيق علت مرگ ستار بهشتي شهادت داده بود، به زندان اهواز تبعيد شد. وي بدليل اعتراض به تبعيد غيرقانوني به هنگام خروج از زندان اوين اعلام اعتصاب غذا نامحدود کرده و گفته تا زمان بازگشت به زندان اوين اعتصاب غذاي خود را ادامه خواهد داد.
اين فعال کارگري و روزنامه نگار ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻫﻮﺍﺯ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺭﺯﮔﺎﻩ ۸ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮐﺎﺭﻭﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﻏﯿﺮﺑﻬﺪﺍﺷﺘﯽ ﻣﺤﯿﻂ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ و هواي گرم و نامساعد شهر اهواز ﺑﯿﻢ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺟﺴﻤﯽ ﻭﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻭﺧﺎﻣﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ برﻭﺩ.
ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﻋﺎﺑﺪﯾﻨﯽ از ملاقات خود با فرزندش مي گويد: ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻡ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺍﻭ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻢ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﻢ ﺍﻋﺘﺼﺎﺏ ﻏﺬﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﮑﺴﺖ.
ساره عيوضي مادر اين فعال کارگري دربند تاکيد مي کند: ابوالفضل بشدت لاغر شده و وضعيت خوبي نداشت. من و برادرانش نگرانش هستيم. نميدانيم بايد به کي و کجا پناه ببريم و مشکلمان را به چه کسي بگوييم تا حلش کنند. قرار بود به ابوالفضل مرخصي بدهند. به او مرخصي ندادند. حتي سال هاست که ملاقات حضوري هم ندادهاند. من يک مادرم. چه گناهي کردم که نبايد بچهام و عزيز دلم را در آغوش بگيرم.
مادر اين فعال حقوق بشر در بند با شرح دوران سختي که گذراندهاند ميگويد: زماني که ميخواستند بازداشتش کنند يک لشکر مامور به خانه ما حمله کردند. حرمت خانه و زندگي مرا نگه نداشتند. فرزندم را جلوي چشمان من کتک زدند و با خود بردند. بعدا هم ابوالفضل ميگفت که در بازداشتگاه بشدت کتکش زده بودند؛ بچه ي من چه گناهي کرده است که با کابل تنش را کبود کرده بودند؟
ابوالفضل عابديني روز گذشته در نامه اي به رييس قوه قضاييه در همين رابطه نوشته بود: وقتي ضربات کابل بر کف پاهاي نحيف من وارد ميآمد و زير ضربات مشت و لگد به خود ميپيچيدم، بار ديگر مفاد حقوق شهروندي و حقوق متهم در برابر چشمان و ذهن، تن به رقص ميآمد که چگونه ضابط هاي که خود را ماموران دستگاه عدليه ميدانستند، آن همه را به سخره گرفته بودند.
ساره عيوضي مادر اين زنداني جنبش سبز در ادامه با گله از تبعيدهاي غيرقانوني و برخورد مسئولان، مي گويد: تا حالا چند بار ابوالفضل را تبعيد کردهاند، هر دفعه هم با يک بهانهاي جديد او را تبعيد ميکنند، چرا مسولان به اين ظلمي که در حق فرزند من ميشود توجه نميکنند، آيا آنها بچه ندارد تا درد ما را بفهمند؟
اين زنداني سياسي که نزديک به چهار سال در بند ۳۵۰ زندان اوين روزگار خود را گذرانده و اينک به زندان اهواز تبعيد شده در نامه ي خود به رييس قوه قضا نوشته بود: ذکر مصائب بازداشت و دوران تحقيق در محضر دادگاهي که اجازه ملاقات با وکيل را هم برايم قائل نبود موثر نيفتاد و اثري هر چند اندک بر “ميزان” هک شده بر پيشاني ميز قاضي نگذاشت. ۱۲ سال حبس به پاس سالها فعاليت در چارچوب منافع کشورم، ستيز با هر گرنه انديشه و عمل جدايي خواهي، دفاع از حقوق کارگران به عنوان مجازات تعيين شد و ضربه چکش قاضي بر ميز عدالت هوشيارترم کرد که گويي دادرسي پايان يافته است. من در ۲۷ سالگي گرفتار حبس شدم و قرار است هنگامي که صفحات تقويم زندگي من ورق ميخورد صفحه ۴۰ را نشان دهد.
وي در ادامه مي گويد: گيريم که پايان آن همه مجاهدت در راه مليت و کشورم تاوانش ۱۲ سال اسارت باشد، چرا حال که تنفس در فضاي ايران عزيز ولو پشت ميلههاي زندان به هر گزينه ديگري ترجيح دادم، بايد شاهد فشارها و رنجها و تداوم اعمال آن از سوي ضابطان باشم. چرا خانوادهام همچنان تهديد به بازداشت ميشوند و چرا در طول دوران حبس همچنان احکام جديد براي من صادر ميشود، چرا حال که تن به اين ظلم سترگ داده و در زندان به تحصيل مشغولم قريب به يک سال است با تهديد آشکار و نهان امنيت روانيام را در زندان به يغما بردهاند و چرا به يک باره به حکمي غيرقانوني مجازان بنده را خارج از محکمه تشديد کرده و به تبعيد روانه شدهام. اکنون سرگشته از اين ناداوري و درمانده از اينکه شکايت اين بيداد به کدامين دادگاه مرجع برم تا از نقد جان و سلامت رو به زوال خويش مايه گذاشته و دست به اعتصاب غذا زدهام تا شايد گوش حق طلبي و ديدگان روشن بيني گوشه چشمي به اين سرگذشت داشته باشد تا “انجام” اين پرونده آزموني باشد بر صداقت آنچه که حقوق بشر اسلامي خوانده و فرياد ميشود.
گزارش هاي پرونده ي ستار بهشتي، وبلاگ نويس منتقدي که در بازداشتگاه پليس و تحت شکنجه جان خود را از دست داد به همراه عملکرد سيستم قضايي با افرادي که پيگير اين پرونده بوده و يا شاهد رفتار و اعمال غير قانوني و غير انساني دستگاه قضايي بوده اند، حاکي از آن است که عزمي براي اصلاح اين روند و پيگيري عادلانه ي اين پرونده وجود ندارد و در حالي که مجرمان اين پرونده بي هراس به کار خود ادامه مي دهند، افرادي چون ابوالفضل عابديني که متعهدانه به آنچه ديده بود شهادت داد به زندان اهواز تبعيد مي شود تا صداي هر معترضي در نطفه خفه شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر