یکشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۹۳

سخنان مريم رجوي در ديدار با حاميان فرانسوي در مقر شوراي ملي مقاومت

تاریخ ایجاد در 18 آبان 1393
حضار محترم!
از اينجا به همة هموطنانم، به آنها كه در مقابل جنايت اسيد‌پاشي توسط لباس شخصيهاي خامنه‌اي عليه زنان اصفهان و ساير شهرها و به خاطر واقعة دردناك اعدام ظالمانة ريحانه جباري برانگيخته شدند، اشك ريختند، به خشم آمدند و براي سرنگوني رژيم حاكم، عزم جزم كردند، درود مي‌فرستم.
بگذاريد براي زنان و مرداني كه با شركت در اعتراضات و تظاهرات شجاعانه در اصفهان و تهران و همچنين دانشگاههاي تهران و شهرستانها، و در مراسم گراميداشت ياد شهيد قهرمان ستار بهشتي، دركنار مادر دليرش، فرياد اعتراض سر دادند و در برابر بربريت وسركوب آخوندها قد علم كردند، همه با هم يك دقيقه كف بزنيم.

آنچه در سه هفتة اخير بر مردم ما گذشت، البته شوكه‌كننده و بسيار رنج آور بود. چه كسي ممكن است صورت مجروح و سوختة دختران اصفهان را ببيند و قلبش جريحه‌دار نشود؟ چه كسي ممكن است چهرة مظلوم اما مصمم ريحانه را ببيند، يا فرياد تظلم‌خواهي مادر او را بشنود و منقلب نشود؟
با اين همه، در پس اين وقايع، نيرو و پيامي وجود دارد كه به جاي حزن و اندوه و ترس و نااميدي، همبستگي اجتماعي را افزايش مي‌دهد و اعتراض و مخالفت عليه آخوندها را دامن مي‌زند؛ و آن مقاومت مردم ايران و به خصوص مقاومت زنان ايران است.
به وصيتنامة ريحانه گوش كنيد كه چگونه سراپاي رژيم ولايت فقيه و قوانين ظالمانة آن‌ را به محاكمه مي‌كشد؛
او مي‌گويد: «با آغوش باز از مرگ استقبال مي‌كنم؛ چرا كه در دادگاهٍ خداوند، متهم مي‌كنم مأمورين آگاهي را، متهم مي‌كنم بازپرس را، متهم مي‌كنم قاضي ديوانعالي كشور را، كساني كه بي‌دريغ كتكم زدند... و من در دادگاه خالق هستي، متهم مي‌كنم همة آنها را ... ».
خامنه‌اي، سردژخيم رژيم، اين دختر شجاع را بالاي دار فرستاد؛ اما ايستادگي و بي‌باكي و شورشگري زن ايراني عليه ارتجاع و ستم آخوندي، از بين رفتني نيست، بلكه بيشتر و خروشانتر مي‌شود تا روزي كه بساط اين رژيم را جمع، و اين رژيم را سرنگون كند.
فرياد مادر ريحانه در تاريخ ايران خواهد ماند كه: دختر من شرف داشت. ما با او همصدا مي‌شويم و به شكيبايي و استقامت اين مادر و همة مادران، درود مي‌فرستيم.
توحش اسيد پاشي و اعدامهاي فزايندة خامنه‌اي، اولاً به همه نشان داد كه رژيم ولايت فقيه، چه در تفكر ماوراء ارتجاعي و چه در بربريت و دشمني با بشر به ويژه با زنان، پدرخواندة داعش و صدبار بدتر از داعش است.
ثانياً بحران‌زدگي عميق رژيم حاكم را برجسته كرد كه براي حفظ تعادل دروني و بيروني خود، به سيم آخر زده است.
در نوروز امسال، خامنه‌اي سال 93 را سال اقتصاد و فرهنگ با عزم جهادي ناميد. كلمة فرهنگ، اشاره‌يي به نياز رژيم به تشديد اختناق است كه سركوب زنان به بهانة مقابله با بدحجابي، محور آن است. پس از آن، موجي از زمينه‌چيني‌هاي رواني و تبليغاتي و ايجاد فضا، از جمله نصب بنر در خيابانها براي كارزار زن‌ستيزانه، صورت گرفت كه شعار  اصلي آن «امر به معروف و نهي از منكر» بود.
در شانزدهم تير ماه، خامنه‌اي به سران رژيمش گفت: »امربه‌معروف و نهی ‌از منکر، اعتدال است. معنای اعتدال این نیست که ما از کارها و احساس وظیفه‌يی که فرد مؤمن، جریان مؤمن، مجموعة مؤمن انجام می‌دهد، جلوگیری کنیم».
باندها و مزدبگيران رژيم در تجمعات فرمايشي، با اشاره به سخنان خامنه‌اي فرياد مي‌زدند كه فرهنگ ما حجاب است و مي‌گفتند كه «امنيت اخلاقي، اقدام انقلابي» و «محارب بي‌حيا اعدام بايد گردد».
از تابستان گذشته، تصويب قانون ارتجاعي و جنايت‌آميز جديدي در دستور كار مجلس آخوندها قرار گرفت؛ با عنوان «حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منكر». محور عمليات ارعاب، مبارزه با بدحجابي است. اين نهاد هرگاه ضروري باشد، بايد ظرف سه روز عوامل رژيم را براي سركوب به خيابانها بكشاند و هر شخص يا هر نهادي در درون رژيم را كه مانع اين سركوبيها شود، كنار مي‌زند و مجازات مي‌كند، مردمي را كه در برابر كنترلهاي خياباني تحت عنوان نهي از منكر ايستادگي كنند، سركوب و مجازات مي‌كند، و عوامل سركوب‌كننده را از نظر قانوني و مالي، از حمايت قاطعي برخوردار مي‌كند.
رو آوردن خامنه‌اي به اسيد پاشي به زنان، نتيجة درماندگي تماميت رژيم در انواع شكستها و بحرانها است. مي‌خواهد با اين روشهاي ضدبشري، براي خودش راه نجاتي ييدا كند. اما به عكس، شكنندگي خود را تشديد مي‌كند تا روزي كه به دست مردم ايران و ارتش آزادي، بساطش از سراسر ايران برچيده شود.
دوستان عزيز!
در بحران بزرگي كه سراسر منطقه را فرا گرفته، رژيم ملاها به جنگ بود و نبود  رو آورده است: از يك طرف، در يك رويارويي حاد بين‌المللي،بر سر برنامة اتمي خود درگير است كه در آن هر تصميمي كه بگيرد، عواقب سنگيني براي موجوديت اين رژيم در پي خواهد داشت. از طرف ديگر، در حال جنگ براي حفظ موقعيت خود در عراق و همچنين جلوگيري از سقوط ديكتاتوري سوريه است و از اين جنگ نيز سالم بيرون نخواهد آمد.
اما مهم‌ترين جبهة رودرروي اين رژيم، مردم‌ ايرانند كه خواهان سرنگوني تماميت رژيم ديكتاتوري مذهبي حاكم بر ايران هستند. آنها از هر فرصتي براي اعتراض و قيام عليه استبداد مذهبي استفاده مي‌كنند و اين چيزي است كه منبع بي‌ثباتي دائمي حكومت ملاها شده است.
ارادة مردم ايران براي برقراري آزادي و دموكراسي در مجاهدان ليبرتي كه پيشتازان مبارزه مردم ايران هستند، متبلور شده است؛ كساني كه در سخت‌ترين و بغرنج‌ترين اوضاع، در مقابل هيولاي بنيادگرايي، ايستادگي كرده‌اند، كساني كه زير سنگين‌ترين تهاجمها، از جمله 27 حمله در هشت سال گذشته شامل شش قتل عام، پرچم سرنگوني استبداد مذهبي را محكم در دستهاي خود فشرده‌اند و الهامبخش مبارزة مردم ايران شده‌اند، كساني كه با دفاع از يك اسلام دموكراتيك و بردبار، آنتي‌تز مؤثري در برابر بنيادگرايي ارائه كرده‌اند و افراطي‌گري تحت نام اسلام را از نظر عقيدتي به بن‌بست كشانده‌اند و كساني كه با معرفي و انتخاب شوراي مركزي مجاهدين، مركب از هزار زن قهرمان، الگوي زنان دلير ميهنمان در مبارزه با رژيم زن‌ستيز ولايت فقيه هستند.
بنابراين حمايت از مجاهدان ليبرتي، فراتر از جنبة انساني آن، حمايت از چشم‌انداز پيروزي بر هيولاي بنيادگرايي است كه نه تنها بر سرنوشت مردم ايران، كه بر سرنوشت مردم منطقه نيز مسلط شده است. و اين كارزاري است كه از ابتدا شما درصف مقدم آن بوده ايد. همراهي و حمايت شما از اين جنبش آزاديخواه و دموكراسي طلب، در تاريخ ايران ثبت شده است و به نسلهاي آينده منتقل خواهد شد.
از همة شما سپاسگزارم و همة دوستان و ياران مقاومت در سراسر جهان را به گسترش حمايتهاي خود از مجاهدين و مقاومت ايران فرا مي‌خوانم. اين مبارزه‌يي است براي آزادي مردم ايران و مردم منطقه و مبارزه‌يي است براي حمايت از صلح و امنيت در تمام جهان. از همه شما متشكرم.
مريم رجوي ديدار با حاميان فرانسوي در مقر شوراي ملي مقاومت
11آبان93 ـ 2نوامبر2014
حضار محترم!
از اينجا به همة هموطنانم، به آنها كه در مقابل جنايت اسيد‌پاشي توسط لباس شخصيهاي خامنه‌اي عليه زنان اصفهان و ساير شهرها و به خاطر واقعة دردناك اعدام ظالمانة ريحانه جباري برانگيخته شدند، اشك ريختند، به خشم آمدند و براي سرنگوني رژيم حاكم، عزم جزم كردند، درود مي‌فرستم.
بگذاريد براي زنان و مرداني كه با شركت در اعتراضات و تظاهرات شجاعانه در اصفهان و تهران و همچنين دانشگاههاي تهران و شهرستانها، و در مراسم گراميداشت ياد شهيد قهرمان ستار بهشتي، دركنار مادر دليرش، فرياد اعتراض سر دادند و در برابر بربريت وسركوب آخوندها قد علم كردند، همه با هم يك دقيقه كف بزنيم.

آنچه در سه هفتة اخير بر مردم ما گذشت، البته شوكه‌كننده و بسيار رنج آور بود. چه كسي ممكن است صورت مجروح و سوختة دختران اصفهان را ببيند و قلبش جريحه‌دار نشود؟ چه كسي ممكن است چهرة مظلوم اما مصمم ريحانه را ببيند، يا فرياد تظلم‌خواهي مادر او را بشنود و منقلب نشود؟
با اين همه، در پس اين وقايع، نيرو و پيامي وجود دارد كه به جاي حزن و اندوه و ترس و نااميدي، همبستگي اجتماعي را افزايش مي‌دهد و اعتراض و مخالفت عليه آخوندها را دامن مي‌زند؛ و آن مقاومت مردم ايران و به خصوص مقاومت زنان ايران است.
به وصيتنامة ريحانه گوش كنيد كه چگونه سراپاي رژيم ولايت فقيه و قوانين ظالمانة آن‌ را به محاكمه مي‌كشد؛
او مي‌گويد: «با آغوش باز از مرگ استقبال مي‌كنم؛ چرا كه در دادگاهٍ خداوند، متهم مي‌كنم مأمورين آگاهي را، متهم مي‌كنم بازپرس را، متهم مي‌كنم قاضي ديوانعالي كشور را، كساني كه بي‌دريغ كتكم زدند... و من در دادگاه خالق هستي، متهم مي‌كنم همة آنها را ... ».
خامنه‌اي، سردژخيم رژيم، اين دختر شجاع را بالاي دار فرستاد؛ اما ايستادگي و بي‌باكي و شورشگري زن ايراني عليه ارتجاع و ستم آخوندي، از بين رفتني نيست، بلكه بيشتر و خروشانتر مي‌شود تا روزي كه بساط اين رژيم را جمع، و اين رژيم را سرنگون كند.
فرياد مادر ريحانه در تاريخ ايران خواهد ماند كه: دختر من شرف داشت. ما با او همصدا مي‌شويم و به شكيبايي و استقامت اين مادر و همة مادران، درود مي‌فرستيم.
توحش اسيد پاشي و اعدامهاي فزايندة خامنه‌اي، اولاً به همه نشان داد كه رژيم ولايت فقيه، چه در تفكر ماوراء ارتجاعي و چه در بربريت و دشمني با بشر به ويژه با زنان، پدرخواندة داعش و صدبار بدتر از داعش است.
ثانياً بحران‌زدگي عميق رژيم حاكم را برجسته كرد كه براي حفظ تعادل دروني و بيروني خود، به سيم آخر زده است.
در نوروز امسال، خامنه‌اي سال 93 را سال اقتصاد و فرهنگ با عزم جهادي ناميد. كلمة فرهنگ، اشاره‌يي به نياز رژيم به تشديد اختناق است كه سركوب زنان به بهانة مقابله با بدحجابي، محور آن است. پس از آن، موجي از زمينه‌چيني‌هاي رواني و تبليغاتي و ايجاد فضا، از جمله نصب بنر در خيابانها براي كارزار زن‌ستيزانه، صورت گرفت كه شعار  اصلي آن «امر به معروف و نهي از منكر» بود.
در شانزدهم تير ماه، خامنه‌اي به سران رژيمش گفت: »امربه‌معروف و نهی ‌از منکر، اعتدال است. معنای اعتدال این نیست که ما از کارها و احساس وظیفه‌يی که فرد مؤمن، جریان مؤمن، مجموعة مؤمن انجام می‌دهد، جلوگیری کنیم».
باندها و مزدبگيران رژيم در تجمعات فرمايشي، با اشاره به سخنان خامنه‌اي فرياد مي‌زدند كه فرهنگ ما حجاب است و مي‌گفتند كه «امنيت اخلاقي، اقدام انقلابي» و «محارب بي‌حيا اعدام بايد گردد».
از تابستان گذشته، تصويب قانون ارتجاعي و جنايت‌آميز جديدي در دستور كار مجلس آخوندها قرار گرفت؛ با عنوان «حمايت از آمران به معروف و ناهيان از منكر». محور عمليات ارعاب، مبارزه با بدحجابي است. اين نهاد هرگاه ضروري باشد، بايد ظرف سه روز عوامل رژيم را براي سركوب به خيابانها بكشاند و هر شخص يا هر نهادي در درون رژيم را كه مانع اين سركوبيها شود، كنار مي‌زند و مجازات مي‌كند، مردمي را كه در برابر كنترلهاي خياباني تحت عنوان نهي از منكر ايستادگي كنند، سركوب و مجازات مي‌كند، و عوامل سركوب‌كننده را از نظر قانوني و مالي، از حمايت قاطعي برخوردار مي‌كند.
رو آوردن خامنه‌اي به اسيد پاشي به زنان، نتيجة درماندگي تماميت رژيم در انواع شكستها و بحرانها است. مي‌خواهد با اين روشهاي ضدبشري، براي خودش راه نجاتي ييدا كند. اما به عكس، شكنندگي خود را تشديد مي‌كند تا روزي كه به دست مردم ايران و ارتش آزادي، بساطش از سراسر ايران برچيده شود.
دوستان عزيز!
در بحران بزرگي كه سراسر منطقه را فرا گرفته، رژيم ملاها به جنگ بود و نبود  رو آورده است: از يك طرف، در يك رويارويي حاد بين‌المللي، بر سر برنامة اتمي خود درگير است كه در آن هر تصميمي كه بگيرد، عواقب سنگيني براي موجوديت اين رژيم در پي خواهد داشت. از طرف ديگر، در حال جنگ براي حفظ موقعيت خود در عراق و همچنين جلوگيري از سقوط ديكتاتوري سوريه است و از اين جنگ نيز سالم بيرون نخواهد آمد.
اما مهم‌ترين جبهة رودرروي اين رژيم، مردم‌ ايرانند كه خواهان سرنگوني تماميت رژيم ديكتاتوري مذهبي حاكم بر ايران هستند. آنها از هر فرصتي براي اعتراض و قيام عليه استبداد مذهبي استفاده مي‌كنند و اين چيزي است كه منبع بي‌ثباتي دائمي حكومت ملاها شده است.
ارادة مردم ايران براي برقراري آزادي و دموكراسي در مجاهدان ليبرتي كه پيشتازان مبارزه مردم ايران هستند، متبلور شده است؛ كساني كه در سخت‌ترين و بغرنج‌ترين اوضاع، در مقابل هيولاي بنيادگرايي، ايستادگي كرده‌اند، كساني كه زير سنگين‌ترين تهاجمها، از جمله 27 حمله در هشت سال گذشته شامل شش قتل عام، پرچم سرنگوني استبداد مذهبي را محكم در دستهاي خود فشرده‌اند و الهامبخش مبارزة مردم ايران شده‌اند، كساني كه با دفاع از يك اسلام دموكراتيك و بردبار، آنتي‌تز مؤثري در برابر بنيادگرايي ارائه كرده‌اند و افراطي‌گري تحت نام اسلام را از نظر عقيدتي به بن‌بست كشانده‌اند و كساني كه با معرفي و انتخاب شوراي مركزي مجاهدين، مركب از هزار زن قهرمان، الگوي زنان دلير ميهنمان در مبارزه با رژيم زن‌ستيز ولايت فقيه هستند.
بنابراين حمايت از مجاهدان ليبرتي، فراتر از جنبة انساني آن، حمايت از چشم‌انداز پيروزي بر هيولاي بنيادگرايي است كه نه تنها بر سرنوشت مردم ايران، كه بر سرنوشت مردم منطقه نيز مسلط شده است. و اين كارزاري است كه از ابتدا شما درصف مقدم آن بوده ايد. همراهي و حمايت شما از اين جنبش آزاديخواه و دموكراسي طلب، در تاريخ ايران ثبت شده است و به نسلهاي آينده منتقل خواهد شد.
از همة شما سپاسگزارم و همة دوستان و ياران مقاومت در سراسر جهان را به گسترش حمايتهاي خود از مجاهدين و مقاومت ايران فرا مي‌خوانم. اين مبارزه‌يي است براي آزادي مردم ايران و مردم منطقه و مبارزه‌يي است براي حمايت از صلح و امنيت در تمام جهان. از همه شما متشكرم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر