كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها 28 آبان 93: 28 آبانماه سالروز پركشيدن عليرضا صبوري
از شهداي قيام 88 است. علیرضا صبوری میاندهی، جوان بیست و دو سالهای که
بعد از ظهر ۲۵ خرداد ۸۸، مقابل پایگاه بسیج ۱۱۷ گردان عاشورا تک تیرانداز
بسیج، به سر او گلوله اي شليك كرد ,گلوله در سرش منفجر شد و تکه ای از آن
از کنار ابرو بیرون آمد و مرمی آن در سرش ماند و چهار ترکش در قسمت چپ سر
باقی ماند که آن مرمی را طی عمل جراحی سخت و سنگین دوم در آوردند. اما ترکش
ها باقی ماند.
خانواده عليرضا بعد از اين حادثه از او خبري نداشتند, آنها هر روز مقابل اوین، بیمارستان تهران و پزشکی
قانونی کهریزک ميرفتند تا شايد عليرضا را بين كشته شده ها, زخمي ها يا زنداني ها پيدا كنند .خانواده عليرضا بعد از اين حادثه از او خبري نداشتند, آنها هر روز مقابل اوین، بیمارستان تهران و پزشکی
ناز آفرین صبوری خواهر علیرضا صبوری در شرح آن روزها چنین میگوید:
علیرضا وقتی که گلوله خورد یک ماه گم شده بود، در بیمارستان در کما بود.
دچار فراموشی و فلج شده بود، آن دکتری که نجاتش داده بود او را در بخش
نوزان بستری کرده بود که او را پيدا نکنند.
مادر علیرضا صبوری ميگويد: «هر چه دکترها آمدند معاینهاش کردند گفتند یک کلام حرف بزن، نمیتوانست حرف بزند. لال شده بود، بعد کاغذ آوردند و به او گفتند نوشتن بلدی، با سر به آنها گفت بله، سرش را تکان داد و گفت آره، یک چند تا شماره پشت سر هم نوشت داد به آنها. دکترها شمارهها را ردیف کردند دیدند شماره خواهرش در آمد. بعد زنگ زدند به خواهرش به من گفت مامان علیرضا توی بیمارستان است....»
خانواده علیرضا صبوری میاندهی در این باره می گوید: « ما علی را از ایران خارج و به سازمان ملل معرفی کردیم و بارها به آنها گفتیم او باید در آلمان پیش بستگانش باشد تا از او مراقبت کنند اما سازمان ملل طبق معمول هیچ اهمیتی به حرف ما نداد و او را به آمریکا فرستاد. »
نزدیکان این جوان در ادامه می گویند: « در حق علیرضا چه در ایران و چه در خارج ظلم شد. چون ما نتوانستیم به هیچ ارگانی شکایت کنیم و علی در سکوت و تنهایی و غربت از دنیا رفت...همه می دانند علیرضا مانند هزاران جوان دیگر که روز ۲۵ خرداد در خیابان بودند بی گناه بود خیلی بیگناه و این حقش نبود. »
حكومت ايران حتی از پیکر بی جان علیرضاي ۲۳ ساله ترس داشت و مجوز ورود آن صادر نشد. بعد از سه ماه تلاش بستگان و دوستان علیرضا در آلمان، پیکر علیرضا به برلین منتقل شد و علیرضا در آرامشی ابدی در شهر برلین آلمان به خاک سپرده شد.
سرانجام عليرضا پس از تحمل دو سال بیماری و دربه دری، در بوستون آمریکا بر اثر عفونت ناشی از ترکش های گلوله شلیک شده به سرش، جان خود را از دست داد.
مادر علیرضا صبوری ميگويد: «هر چه دکترها آمدند معاینهاش کردند گفتند یک کلام حرف بزن، نمیتوانست حرف بزند. لال شده بود، بعد کاغذ آوردند و به او گفتند نوشتن بلدی، با سر به آنها گفت بله، سرش را تکان داد و گفت آره، یک چند تا شماره پشت سر هم نوشت داد به آنها. دکترها شمارهها را ردیف کردند دیدند شماره خواهرش در آمد. بعد زنگ زدند به خواهرش به من گفت مامان علیرضا توی بیمارستان است....»
خانواده علیرضا صبوری میاندهی در این باره می گوید: « ما علی را از ایران خارج و به سازمان ملل معرفی کردیم و بارها به آنها گفتیم او باید در آلمان پیش بستگانش باشد تا از او مراقبت کنند اما سازمان ملل طبق معمول هیچ اهمیتی به حرف ما نداد و او را به آمریکا فرستاد. »
نزدیکان این جوان در ادامه می گویند: « در حق علیرضا چه در ایران و چه در خارج ظلم شد. چون ما نتوانستیم به هیچ ارگانی شکایت کنیم و علی در سکوت و تنهایی و غربت از دنیا رفت...همه می دانند علیرضا مانند هزاران جوان دیگر که روز ۲۵ خرداد در خیابان بودند بی گناه بود خیلی بیگناه و این حقش نبود. »
حكومت ايران حتی از پیکر بی جان علیرضاي ۲۳ ساله ترس داشت و مجوز ورود آن صادر نشد. بعد از سه ماه تلاش بستگان و دوستان علیرضا در آلمان، پیکر علیرضا به برلین منتقل شد و علیرضا در آرامشی ابدی در شهر برلین آلمان به خاک سپرده شد.
سرانجام عليرضا پس از تحمل دو سال بیماری و دربه دری، در بوستون آمریکا بر اثر عفونت ناشی از ترکش های گلوله شلیک شده به سرش، جان خود را از دست داد.








هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر