
با
آن که چند روز بیشتر به پایان سال و آغاز سال جدید باقی نمانده، اما حداقل
دستمزد کارگران برای سال آینده، هنوز تعیین نشده است. بنا به روال معمول،
حداقل دستمزد کارگران در کمیتهیی مرکب از نماینده کارفرمایان، بهاصطلاح
نماینده کارگران و نماینده دولت تعیین میشود و به تصویب میرسد. امسال
دولت آخوند روحانی خیلی بیتعارف پایش را از این کمیته بیرون کشیده و گفته
نمایندگان کارفرمایان و نمایندگان کارگران خودشان بنشینند و توافق کنند، ما
کاری نداریم! معلوم است که در این میان آنچه عاید کارگران میشود فقر و
محرومیت و گرسنگی بیشتر است. چند شب پیش، تلویزیون رژیم برنامهای درباره
حداقل دستمزد کارگران در سال94، با شرکت نماینده کارفرماها و کسی که او را
بهعنوان نماینده کارگران معرفی میکرد، داشت که در آن نکات قابل توجهی
مطرح شد.
تلویزیون رژیم ـ 11اسفند 93: نماینده کارفرما: «… آنچه که در این سالها و همین سالی که در آن قرار داریم بر سر تولید آمده، بحث تولید را میکنم، تولید کالا و خدمات رو میگویم، این است که مطابق اعلام وزارت صنایع به هیأت دولت که من اینجا آمارش را دارم، از 80هزار واحد صنعتی کشور، تقریباً بیش از 50درصدشان یا تعطیلند یا زیر ظرفیتشون دارند کار میکنند».
مجری تلویزیون رژیم: ”مشکلات را همه اشراف دارند… آقای رازقی ”.
رازقی: ”من بحثم همین است اگر که اجازه بدهید من در همین چارچوب بحث میکنم“.
بهروشنی مشخص است که نقش مجری تلویزیون رژیم این است که مراقب باشد که شرکت کنندگان چیزی از وضعیت داغان اقتصاد و تولید کشور نگویند، اما با این همه یک چیز روشن میشود و آن اینکه وضعیت کارگران قبل از اینکه محصول استثمار کارفرماها باشد، که آن به جای خود، اما قبل از آن، ناشی از نابودی تولید است.
تلویزیون رژیم، نماینده کارفرما: ”از طرف دیگر قانونی که به صراحت، قانون هدفمندکردن یارانهها، بحث 30%تولید و حتی تأکید مقام معظم که این 30% بایستی پرداخت بشود که تا امروز یک ریالش هم پرداخت نشده، موجب آن شده است که واحدهای تولیدی در کشور بیش از 45هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار باشند. پیمانکارها در کشور بیش از 30هزار میلیارد تومان از دولت طلب دارند“.
میز جالبی برای مشروعیت دادن به ازهستی ساقط شدن کارگر چیده شده است. آنچه از وضعیت داغان تولید توسط دولت گفته میشود، البته درست است، اما معلوم نیست که چرا تاوان آن را باید کارگر بپردازد؟
مجری رژیم: ”شما عنایت فرمودید به بحث ایشان؟ میفرمایند که ما مشکل تولید داریم، هدفمندی به ما تعلق نگرفته اون میزانی که باید به تولید تعلق میگرفت، بدهی داریم، مطالبات داریم“.
نماینده کارگران: ”ما همه اینها را قبول داریم، من عرضم این است که آیا این گرفتاری که این عزیزان دارند، کارگران ما هم گرفتاری خودشان را دارند، به دست کارگران ما حل خواهد شد؟ یعنی دستمزد من کمتر پرداخت بشود، روحیه کاری نباشد، توان کاری نباشد، معیشت من تأمین نشد، همیشه با استرس و نگرانی دنبال کنم، 609هزار تومن حتی 10روز معیشت کارگران رو تأمین میکند که من بیایم… “
به راستی حداقل دستمزد کارگران چقدر باید باشد؟ دستمزد کارگران آن قدر ناچیز است که رسیدن آن به خط فقر آن قدر آرزویی محال جلوه میکند!
مجری: ”شما معتقدید که افزایش بر اساس نرخ تورم پاسخگوی معیشت کارگر نخواهد بود“.
عباسی: ”قطعاً نخواهد بود و در حال حاضر هم نیست، ما در همین جامعه داریم زندگی میکنیم“.
عباسی:” ببینید معیشت را ما بیاییم تعریف کنیم، سبد هزینه را تعریف کنیم، .. … فرض کن ما گزارش تهیه کردیم بالغ بر 2میلیون و 500هزار تومان شده است، این حداقل معیشت است دیگر ”
مجری: ”نرخی هم که بانک مرکزی اعلام کرده این است؟! “
عباسی: ”ما هم به همان رسیدیم. بالای دو و نیم هست! خب این کفه، خب این حداقل معیشت با حداقل مزد چقدر فاصله دارد؟ بیاییم این وسط را بگیریم، با همدیگر مشارکت کنیم“.
میز توطئهیی که اشاره کردیم، برای سر بریدن حقوق کارگران چیده شده، بهتدریج آشکار میشود، بهاصطلاح نماینده کارگران که در واقع نماینده رژیم ضدکارگری است، خیلی راحت و در گام اول، نیمی از حقوق حداقل کارگران را از جیب آنها میبخشد تا مصالحه صورت بگیرد، ببینیم نماینده کارفرما آیا رضایت میدهد؟
مجری: ”این جور که برداشت کردم از صحبتهای آقای عباسی این است که بخشی را کارفرماها قبول کردند که متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا بکند، درست است؟ “
کارفرما: ”ما همان را هم نداریم امسال پرداخت کنیم! “
مجری: ”یعنی آن را هم نمیپذیرید شما؟ ”
کارفرما: ”نداریم! بحث ما الآن این است که تا مطالباتمون تعیینتکلیف نشود ”.
مجری: ”شما اصلاً سود نمیدهید به بنگاهایتان؟ “
تلویزیون رژیم ـ 11اسفند 93: نماینده کارفرما: «… آنچه که در این سالها و همین سالی که در آن قرار داریم بر سر تولید آمده، بحث تولید را میکنم، تولید کالا و خدمات رو میگویم، این است که مطابق اعلام وزارت صنایع به هیأت دولت که من اینجا آمارش را دارم، از 80هزار واحد صنعتی کشور، تقریباً بیش از 50درصدشان یا تعطیلند یا زیر ظرفیتشون دارند کار میکنند».
مجری تلویزیون رژیم: ”مشکلات را همه اشراف دارند… آقای رازقی ”.
رازقی: ”من بحثم همین است اگر که اجازه بدهید من در همین چارچوب بحث میکنم“.
بهروشنی مشخص است که نقش مجری تلویزیون رژیم این است که مراقب باشد که شرکت کنندگان چیزی از وضعیت داغان اقتصاد و تولید کشور نگویند، اما با این همه یک چیز روشن میشود و آن اینکه وضعیت کارگران قبل از اینکه محصول استثمار کارفرماها باشد، که آن به جای خود، اما قبل از آن، ناشی از نابودی تولید است.
تلویزیون رژیم، نماینده کارفرما: ”از طرف دیگر قانونی که به صراحت، قانون هدفمندکردن یارانهها، بحث 30%تولید و حتی تأکید مقام معظم که این 30% بایستی پرداخت بشود که تا امروز یک ریالش هم پرداخت نشده، موجب آن شده است که واحدهای تولیدی در کشور بیش از 45هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار باشند. پیمانکارها در کشور بیش از 30هزار میلیارد تومان از دولت طلب دارند“.
میز جالبی برای مشروعیت دادن به ازهستی ساقط شدن کارگر چیده شده است. آنچه از وضعیت داغان تولید توسط دولت گفته میشود، البته درست است، اما معلوم نیست که چرا تاوان آن را باید کارگر بپردازد؟
مجری رژیم: ”شما عنایت فرمودید به بحث ایشان؟ میفرمایند که ما مشکل تولید داریم، هدفمندی به ما تعلق نگرفته اون میزانی که باید به تولید تعلق میگرفت، بدهی داریم، مطالبات داریم“.
نماینده کارگران: ”ما همه اینها را قبول داریم، من عرضم این است که آیا این گرفتاری که این عزیزان دارند، کارگران ما هم گرفتاری خودشان را دارند، به دست کارگران ما حل خواهد شد؟ یعنی دستمزد من کمتر پرداخت بشود، روحیه کاری نباشد، توان کاری نباشد، معیشت من تأمین نشد، همیشه با استرس و نگرانی دنبال کنم، 609هزار تومن حتی 10روز معیشت کارگران رو تأمین میکند که من بیایم… “
به راستی حداقل دستمزد کارگران چقدر باید باشد؟ دستمزد کارگران آن قدر ناچیز است که رسیدن آن به خط فقر آن قدر آرزویی محال جلوه میکند!
مجری: ”شما معتقدید که افزایش بر اساس نرخ تورم پاسخگوی معیشت کارگر نخواهد بود“.
عباسی: ”قطعاً نخواهد بود و در حال حاضر هم نیست، ما در همین جامعه داریم زندگی میکنیم“.
عباسی:” ببینید معیشت را ما بیاییم تعریف کنیم، سبد هزینه را تعریف کنیم، .. … فرض کن ما گزارش تهیه کردیم بالغ بر 2میلیون و 500هزار تومان شده است، این حداقل معیشت است دیگر ”
مجری: ”نرخی هم که بانک مرکزی اعلام کرده این است؟! “
عباسی: ”ما هم به همان رسیدیم. بالای دو و نیم هست! خب این کفه، خب این حداقل معیشت با حداقل مزد چقدر فاصله دارد؟ بیاییم این وسط را بگیریم، با همدیگر مشارکت کنیم“.
میز توطئهیی که اشاره کردیم، برای سر بریدن حقوق کارگران چیده شده، بهتدریج آشکار میشود، بهاصطلاح نماینده کارگران که در واقع نماینده رژیم ضدکارگری است، خیلی راحت و در گام اول، نیمی از حقوق حداقل کارگران را از جیب آنها میبخشد تا مصالحه صورت بگیرد، ببینیم نماینده کارفرما آیا رضایت میدهد؟
مجری: ”این جور که برداشت کردم از صحبتهای آقای عباسی این است که بخشی را کارفرماها قبول کردند که متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا بکند، درست است؟ “
کارفرما: ”ما همان را هم نداریم امسال پرداخت کنیم! “
مجری: ”یعنی آن را هم نمیپذیرید شما؟ ”
کارفرما: ”نداریم! بحث ما الآن این است که تا مطالباتمون تعیینتکلیف نشود ”.
مجری: ”شما اصلاً سود نمیدهید به بنگاهایتان؟ “
کارفرما: ”اگر سود میدادم که 50% واحدها تعطیل نبودند که! و مابقی هم در حال رکود! “
آری، در قبال آن بخشش از جیب کارگر، نماینده کارفرماها حتی میخواهد زیر بار افزایش در حد نرخ تورم کاذبی که دولت روحانی اعلام کرده هم نرود. وقتی دیوار کارگر کوتاهتر از همه است، باید همه تاوان را هم او بپردازد!
آری، در قبال آن بخشش از جیب کارگر، نماینده کارفرماها حتی میخواهد زیر بار افزایش در حد نرخ تورم کاذبی که دولت روحانی اعلام کرده هم نرود. وقتی دیوار کارگر کوتاهتر از همه است، باید همه تاوان را هم او بپردازد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر