مهرهها
و رسانههای باند رفسنجانی- روحانی برای حل و فصل سایر بحرانهای منطقهیی و
بینالمللی که نظام درگیر آن است و بهخصوص در زمینه بحران سوریه، برجام
را الگوی مناسبی میدانند.
حرف هم این است وقتی مسأله اتمی با آن پیچیدگی که مستقیم به رژیم ربط داشت از طریق مذاکره و به قول آخوند روحانی از طریق ”تعامل “ حل شده است، بنابراین با الگو قرار دادن آن میتوان در سایر زمینهها نیز با نرمش قهرمانانه (بخوانید نرمش ذلیلانه با عقبنشینی از مواضع قبلی) با طرفهای مقابل مسایل را حل وفصل کرد.
آخوند روحانی در همایش سفرا و رؤسای دفاتر و نمایندگیهای رژیم در خارج کشور ابراز امیدواری کرد، همچنان که رژیم توانست در زمینه هستهیی به تعامل با قدرتهای بزرگ برسد و با سند برجام این تعامل به سرانجام رسید، در زمینه سایر مشکلات نیز این تعامل ایجاد شود. روحانی در این زمینه میگوید: ”تجربه برجام که در آن طرفهای مذاکره بتوانند احساس توفیق در مذاکرات کنند، یک الگو برای حل مشکلات در جهان است. “.
واضح است که منظور آخوند روحانی از مشکلات جهان، بحرانهایی است که رژیم در آنها به دام افتاده است و منظور بحران سوریه و یمن است که رژیم در آنها دست و پا میزند. چنانچه روحانی بلافاصله در این میگوید ”شک نداریم مسائل سوریه، یمن و بحرین راهحل سیاسی دارد و رسیدن به این راهحل تنها با تعامل سازنده امکانپذیر است“.
الگو قرار دادن برجام برای حل وفصل مسایل منطقهای، قبل از این نیز توسط مقامات آمریکایی اعلام شده بود، و دیوید کامرون نخستوزیر انگلیس نیز گفته بود ”امیداوارم توافق هستهیی با ایران به راهحلی سیاسی برای بحران کنونی سوریه منجرشود“.
وقتی از الگوی برجام سخن به میان آید بحث بر سر این است آنچنان که نظام ولایت در زمینه مسأله هستهیی جام زهر را نوشید و از مواضع و شعارهای سابق کوتاه آمد، در زمینه سایر مسایل مورد اختلاف با قدرتهای جهانی و منطقهیی نیز کوتاه بیاید، و همچنان که در جریان مذاکرات هستهیی دیکتههای قدرتهای جهانی را در سند برجام پذیرفت، شروط آنان را در زمینه مسایل منطقهیی نیز را بپذیرد.
دلواپسان نظام از قدم نهادن دولت روحانی در این مسیر خفتبار با عنوان ”برشام“ نام میبرند و الگو قرار دادن برجام را چراغ سبزی به طرفهای بینالمللی و منطقهیی میدانند.
روزنامه دلواپس وطن امروز 27مهر مینویسد ” حسن روحانی پیش از این گفتو گوها و پس از سفر به سازمان ملل در اظهارنظری عجیب گفته بود حاضر است برای حل بحران سوریه با هر کسی گفتگو کند! “.
متقابلاً روزنامه آرمان از باند رفسنجانی-روحانی 29مهر 94 نیز سؤال میکند آیا الگوی برجام درسوریه تکرارپذیراست، و به دیدگاه مشترک طرفهای غربی، روسیه و رژیم در مورد سوریه اشاره میکند، اما از عربستان سعودی به فغان است که ”با جاهطلبیهای حریصانه ناشی از درآمدی فراتر از ظرفیت علمی، اخلاقی و عملی خود روبه توسعهطلبی ماجراجویانهای نهاده است“. که مانع چفت وجور شدن رژیم با طرفهای غربی و روسیه در سوریه میشود!
از نظر این روزنامه حکومتی ”زمان آن فرا رسیده که دولتهای ذینفع واقعی یعنی ایران، ترکیه، عراق و سوریه همراه با گروه 1+5 با عربستان یا بدون عربستان بر سر میز مذاکره صلح بنشینند“.
سفر ظریف و شرکت او در کنفرانس وین در مورد بحران سوریه نیز با الگوی برجام و بهدعوت آمریکا انجام گرفت، که البته این سفر نیز مانند مذاکرات اتمی با تأیید خامنهای بود، و اتفاقاً پس از برگشت ظریف ازکنفرانس وین، خامنهای دردیدار با سفرای رژیم با تعریف از ظریف هرآنچه را که او تا کنون انجام داده مهرتایید زد. درصورتیکه قبلاً گفته بود در زمینه مسایل منطقهیی هیچ مذاکرهای با آمریکا در کارنخواهد بود.!
با الگو گرفتن برجام یعنی نوشیدن جام زهر اتمی است که در زمینه داخلی نیز آخوند محمود علوی وزیر اطلاعات کابینه آخوند حسن روحانی، جام زهر دیگری را به نظام تعارف میکند و در زمینه بحران داخلی نظام میگوید: ”اگر ایجاد امنیت به بهای بهوجود آوردن استرس و اضطراب برای جامعه باشد، حالت خوبی نیست. در فضای بسته عدهیی تحریک میشوند تا آن فضا را بشکنند، ولی در شرایطی که فضای جامعه باز باشد، این اتفاق رخ نخواهد داد، هر چند باید به این موضوع نیز توجه کرد که خلاقیت توأم با آرامش ایجاد میشود و صنعت و اقتصاد در این شرایط میتوانند شکوفا شوند به تعبیری، فضای استرس خلاقیت کش است“.
ملاحظه میشود که با الگو قرار دادن برجام و به بیان روشنتر با الگو قرار دادن جام زهر اتمی، هرنوع جام زهری از جام زهر منطقهیی گرفته تاجام زهر اجتماعی (حقوقبشر) مجاز شناخته میشود.
طبعاً تحقق پیدرپی جام زهرهای مختلف بیانگر این واقعیت است که نظام آخوندی به ته خط رسیده خود رسیده است.
حرف هم این است وقتی مسأله اتمی با آن پیچیدگی که مستقیم به رژیم ربط داشت از طریق مذاکره و به قول آخوند روحانی از طریق ”تعامل “ حل شده است، بنابراین با الگو قرار دادن آن میتوان در سایر زمینهها نیز با نرمش قهرمانانه (بخوانید نرمش ذلیلانه با عقبنشینی از مواضع قبلی) با طرفهای مقابل مسایل را حل وفصل کرد.
آخوند روحانی در همایش سفرا و رؤسای دفاتر و نمایندگیهای رژیم در خارج کشور ابراز امیدواری کرد، همچنان که رژیم توانست در زمینه هستهیی به تعامل با قدرتهای بزرگ برسد و با سند برجام این تعامل به سرانجام رسید، در زمینه سایر مشکلات نیز این تعامل ایجاد شود. روحانی در این زمینه میگوید: ”تجربه برجام که در آن طرفهای مذاکره بتوانند احساس توفیق در مذاکرات کنند، یک الگو برای حل مشکلات در جهان است. “.
واضح است که منظور آخوند روحانی از مشکلات جهان، بحرانهایی است که رژیم در آنها به دام افتاده است و منظور بحران سوریه و یمن است که رژیم در آنها دست و پا میزند. چنانچه روحانی بلافاصله در این میگوید ”شک نداریم مسائل سوریه، یمن و بحرین راهحل سیاسی دارد و رسیدن به این راهحل تنها با تعامل سازنده امکانپذیر است“.
الگو قرار دادن برجام برای حل وفصل مسایل منطقهای، قبل از این نیز توسط مقامات آمریکایی اعلام شده بود، و دیوید کامرون نخستوزیر انگلیس نیز گفته بود ”امیداوارم توافق هستهیی با ایران به راهحلی سیاسی برای بحران کنونی سوریه منجرشود“.
وقتی از الگوی برجام سخن به میان آید بحث بر سر این است آنچنان که نظام ولایت در زمینه مسأله هستهیی جام زهر را نوشید و از مواضع و شعارهای سابق کوتاه آمد، در زمینه سایر مسایل مورد اختلاف با قدرتهای جهانی و منطقهیی نیز کوتاه بیاید، و همچنان که در جریان مذاکرات هستهیی دیکتههای قدرتهای جهانی را در سند برجام پذیرفت، شروط آنان را در زمینه مسایل منطقهیی نیز را بپذیرد.
دلواپسان نظام از قدم نهادن دولت روحانی در این مسیر خفتبار با عنوان ”برشام“ نام میبرند و الگو قرار دادن برجام را چراغ سبزی به طرفهای بینالمللی و منطقهیی میدانند.
روزنامه دلواپس وطن امروز 27مهر مینویسد ” حسن روحانی پیش از این گفتو گوها و پس از سفر به سازمان ملل در اظهارنظری عجیب گفته بود حاضر است برای حل بحران سوریه با هر کسی گفتگو کند! “.
متقابلاً روزنامه آرمان از باند رفسنجانی-روحانی 29مهر 94 نیز سؤال میکند آیا الگوی برجام درسوریه تکرارپذیراست، و به دیدگاه مشترک طرفهای غربی، روسیه و رژیم در مورد سوریه اشاره میکند، اما از عربستان سعودی به فغان است که ”با جاهطلبیهای حریصانه ناشی از درآمدی فراتر از ظرفیت علمی، اخلاقی و عملی خود روبه توسعهطلبی ماجراجویانهای نهاده است“. که مانع چفت وجور شدن رژیم با طرفهای غربی و روسیه در سوریه میشود!
از نظر این روزنامه حکومتی ”زمان آن فرا رسیده که دولتهای ذینفع واقعی یعنی ایران، ترکیه، عراق و سوریه همراه با گروه 1+5 با عربستان یا بدون عربستان بر سر میز مذاکره صلح بنشینند“.
سفر ظریف و شرکت او در کنفرانس وین در مورد بحران سوریه نیز با الگوی برجام و بهدعوت آمریکا انجام گرفت، که البته این سفر نیز مانند مذاکرات اتمی با تأیید خامنهای بود، و اتفاقاً پس از برگشت ظریف ازکنفرانس وین، خامنهای دردیدار با سفرای رژیم با تعریف از ظریف هرآنچه را که او تا کنون انجام داده مهرتایید زد. درصورتیکه قبلاً گفته بود در زمینه مسایل منطقهیی هیچ مذاکرهای با آمریکا در کارنخواهد بود.!
با الگو گرفتن برجام یعنی نوشیدن جام زهر اتمی است که در زمینه داخلی نیز آخوند محمود علوی وزیر اطلاعات کابینه آخوند حسن روحانی، جام زهر دیگری را به نظام تعارف میکند و در زمینه بحران داخلی نظام میگوید: ”اگر ایجاد امنیت به بهای بهوجود آوردن استرس و اضطراب برای جامعه باشد، حالت خوبی نیست. در فضای بسته عدهیی تحریک میشوند تا آن فضا را بشکنند، ولی در شرایطی که فضای جامعه باز باشد، این اتفاق رخ نخواهد داد، هر چند باید به این موضوع نیز توجه کرد که خلاقیت توأم با آرامش ایجاد میشود و صنعت و اقتصاد در این شرایط میتوانند شکوفا شوند به تعبیری، فضای استرس خلاقیت کش است“.
ملاحظه میشود که با الگو قرار دادن برجام و به بیان روشنتر با الگو قرار دادن جام زهر اتمی، هرنوع جام زهری از جام زهر منطقهیی گرفته تاجام زهر اجتماعی (حقوقبشر) مجاز شناخته میشود.
طبعاً تحقق پیدرپی جام زهرهای مختلف بیانگر این واقعیت است که نظام آخوندی به ته خط رسیده خود رسیده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر