علی خامنهای
روز چهارشنبه گذشته برای گروهی از کارگزاران رژیم در دانشگاهها سخنرانی
کرد که قسمتی از حرفهایش مربوط به دانشگاهها بود. خلیفة ارتجاع در
سخنرانیاش با توسل به شیوههای دجالگرانه دستور تشدید اختناق و سرکوب در
دانشگاهها را صادر کرد؛ خطی که تلویزیون رژیم هم بلافاصله اقدام به پیگیری
آن کرد. خامنهای از علم و دانش دم زد و با شیادی ادعا کردکه گویا سرعت رشد
علم در ایران 13برابر متوسط دنیا بوده و از کم شدن این سرعت ابراز تأسف
کرد و خواست که این کاهش سرعت رشد جبران شود. اما کارگزاران رژیم در
دانشگاهها که تلویزیون رژیم همان شب با آنها مصاحبه کرد، حرف دیگری
میزدند. فراهانی معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت رژیم گفت:
«ما بر اساس ظرفیتهای بالقوه خودمان شروع کردیم بهکار علمی و بر اساس تعداد مقالاتی که در پایگاههای استنادی ثبت شده، رتبه ما به سرعت افزایش پیدا کرد، یعنی مثلاً اگر سال گذشته 2000 مقاله ثبت شد، نسبت به آن یک دفعه 5رتبه افزایش پیدا کردیم و رسیدیم به رتبههای 17و 18. ولی الآن کار دیگر مثل ابتدای قضیه نیست که مثلاً رتبه 50 بودیم با ثبت 2000 مقاله اضافهتر 10رتبه افزایش پیدا کنیم. اگر ما بخواهیم یک رتبه دیگر افزایش پیدا کنیم، باید در سال جاری 11هزار مقاله نسبت به سال قبل بیشتر تولید کنیم، یعنی سرعتی که در گذشته داشتیم و مقیاسش تعداد رتبههایی بوده که افزایش پیدا میکرده، مثل گذشته نخواهد بود» (تلویزیون رژیم- 20آبان).
مفهومی که این کارگزار رژیم بهخاطر دست بستگی در افشای حقهبازی ولیفقیه میخواهد برساند، با یک مثال ساده قابل درک است. خودرویی با سرعت 20کیلومتر، اگر سرعت خود را 20کیلومتر افزایش دهد و به 40کیلومتر برساند، سرعت این خودرو نسبت به قبل 100درصد افزایش پیدا کرده است. اما در همان جاده، خودروهایی حرکت میکنند که مثلاً سرعتشان 100 است، اگر آنها سرعت خود را به 120کیلومتر برسانند، سرعت آنها نسبت به قبل تنها 20درصد افزایش پیدا کرده است. گفتن اینکه رشد سرعت حرکت خودرو اول 5برابر رشد سرعت حرکت بقیه خودروهاست، اگرچه درست است، ولی گمراهکننده و گول زننده است. این، سفسطهیی است که رژیم و دولت روحانی در مورد رشد اقتصادی و سایر آمارهای اقتصادی پیوسته به آن دست میزنند.
اما حقهبازی و رذالت اصلی خلیفة ارتجاع در زمینه سیاسی است. در حالی که علی خامنهای در صحبتهایش میگوید: «برخی کار فرهنگی را با کنسرت و اردوهای مختلط اشتباه گرفتهاند و برای توجیه کار غلط خود میگویند، دانشجویان باید شاد باشند! شاد بودن برای هر محیطی خوب است، اما به چه قیمتی؟» کارگزار رژیم در مصاحبه تلویزیونی خود میگوید: «من بهجرأت به شما میگویم که در دانشگاههای علوم پزشکی در دو سال گذشته کنسرت یا اردوهای مختلط برگزار نشده است».
آنچه را که این کارگزار رژیم نمیتواند بگوید این است که کنسرت و اردوی مختلط که از بیخ دروغ است، دستاویز قرار دادن آن، مثل همیشه بهانه اختناق و سرکوب است. این همان واقعیتی است که نهایتاً خامنهای مجبور میشود بهطور آشکارتری به آن اشاره کند و دستور سرکوب بدهد:
«شما وقتی که میبینید یک نفر میگوید: ”انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است“، فرد معتقد به نظام چه باید بکند؟ … کاری کنید فضا بیفتد دست جوان مؤمن انقلابی خوشروحیه باانگیزه دارای احساس عزّتبهنفس و متدیّن. یکی از بزرگترین مسئولیّتهای شما این است: کاری کنید که این مجموعههای مؤمن و سرشار از ایمان به انقلاب و به اسلام حرف اوّل را بزنند؛ فضای غالب دست اینها باشد؛ این جزو وظایف شما است».
حرف خامنهای این است که بسیجیها و عوامل سرکوبگر رژیم در دانشگاهها مطرودند و فضای دانشگاهها دست آنها نیست، بلکه بر عکس، فضا در دست دانشجویان مبارز و آزادیخواه است؛ اما باز همان کارگزار رژیم میگوید: «بسیاری از مدیران دانشگاهی یا عناصری که در دانشگاهها به نوعی ذینفوذ هستند، فضای دانشگاهها را محدود میکنند و فرصتی برای کنشگری سیاسی و فرهنگی در دانشگاهها وجود ندارد؛ بنابراین طبیعی است که فعالیتهای سیاسی و فرهنگی در دانشگاهها کاهش پیدا میکند که ریشهاش این است که ما حساسیت خیلی زیادی نسبت به کنش سیاسی در دانشگاهها ایجاد کردهایم… من فکر میکنم برای اینکه این مشکل حل شود، عناصری که از خارج از دانشگاهها هستند باید دخالتشون را در دانشگاهها کم کنند و کمتر دخالت کنند».
آری، آش اختناق و سرکوب در دانشگاهها چنان شور است که این کارگزار رژیم در دانشگاه نیز ناگزیر به آن اعتراف میکند و راهحل را آن میداند که عناصر خارج از دانشگاه، یعنی ارگانهای متعدد سرکوب از وزارت اطلاعات و سپاه و بسیج تا امام جمعهها و غیره… «دخالت خود را کم کنند».
اما آنچه که خلیفة ارتجاع بهخاطر آن به صحنه میآید تا دستور بگیر و ببند بیشتر صادر کند این است که بهرغم اینکه دانشگاهها بهلحاظ اختناق به حد اشباع رسیده، اما باز هم فضای دانشگاه به دست عوامل سرکوبگر رژیم نیست و دیکتاتور همچنان از دانشگاه احساس خطر میکند. آری دانشگاه، این سنگر آگاهی و آزادی هرگز مرکب رام دیکتاتور نخواهد شد!
«ما بر اساس ظرفیتهای بالقوه خودمان شروع کردیم بهکار علمی و بر اساس تعداد مقالاتی که در پایگاههای استنادی ثبت شده، رتبه ما به سرعت افزایش پیدا کرد، یعنی مثلاً اگر سال گذشته 2000 مقاله ثبت شد، نسبت به آن یک دفعه 5رتبه افزایش پیدا کردیم و رسیدیم به رتبههای 17و 18. ولی الآن کار دیگر مثل ابتدای قضیه نیست که مثلاً رتبه 50 بودیم با ثبت 2000 مقاله اضافهتر 10رتبه افزایش پیدا کنیم. اگر ما بخواهیم یک رتبه دیگر افزایش پیدا کنیم، باید در سال جاری 11هزار مقاله نسبت به سال قبل بیشتر تولید کنیم، یعنی سرعتی که در گذشته داشتیم و مقیاسش تعداد رتبههایی بوده که افزایش پیدا میکرده، مثل گذشته نخواهد بود» (تلویزیون رژیم- 20آبان).
مفهومی که این کارگزار رژیم بهخاطر دست بستگی در افشای حقهبازی ولیفقیه میخواهد برساند، با یک مثال ساده قابل درک است. خودرویی با سرعت 20کیلومتر، اگر سرعت خود را 20کیلومتر افزایش دهد و به 40کیلومتر برساند، سرعت این خودرو نسبت به قبل 100درصد افزایش پیدا کرده است. اما در همان جاده، خودروهایی حرکت میکنند که مثلاً سرعتشان 100 است، اگر آنها سرعت خود را به 120کیلومتر برسانند، سرعت آنها نسبت به قبل تنها 20درصد افزایش پیدا کرده است. گفتن اینکه رشد سرعت حرکت خودرو اول 5برابر رشد سرعت حرکت بقیه خودروهاست، اگرچه درست است، ولی گمراهکننده و گول زننده است. این، سفسطهیی است که رژیم و دولت روحانی در مورد رشد اقتصادی و سایر آمارهای اقتصادی پیوسته به آن دست میزنند.
اما حقهبازی و رذالت اصلی خلیفة ارتجاع در زمینه سیاسی است. در حالی که علی خامنهای در صحبتهایش میگوید: «برخی کار فرهنگی را با کنسرت و اردوهای مختلط اشتباه گرفتهاند و برای توجیه کار غلط خود میگویند، دانشجویان باید شاد باشند! شاد بودن برای هر محیطی خوب است، اما به چه قیمتی؟» کارگزار رژیم در مصاحبه تلویزیونی خود میگوید: «من بهجرأت به شما میگویم که در دانشگاههای علوم پزشکی در دو سال گذشته کنسرت یا اردوهای مختلط برگزار نشده است».
آنچه را که این کارگزار رژیم نمیتواند بگوید این است که کنسرت و اردوی مختلط که از بیخ دروغ است، دستاویز قرار دادن آن، مثل همیشه بهانه اختناق و سرکوب است. این همان واقعیتی است که نهایتاً خامنهای مجبور میشود بهطور آشکارتری به آن اشاره کند و دستور سرکوب بدهد:
«شما وقتی که میبینید یک نفر میگوید: ”انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است“، فرد معتقد به نظام چه باید بکند؟ … کاری کنید فضا بیفتد دست جوان مؤمن انقلابی خوشروحیه باانگیزه دارای احساس عزّتبهنفس و متدیّن. یکی از بزرگترین مسئولیّتهای شما این است: کاری کنید که این مجموعههای مؤمن و سرشار از ایمان به انقلاب و به اسلام حرف اوّل را بزنند؛ فضای غالب دست اینها باشد؛ این جزو وظایف شما است».
حرف خامنهای این است که بسیجیها و عوامل سرکوبگر رژیم در دانشگاهها مطرودند و فضای دانشگاهها دست آنها نیست، بلکه بر عکس، فضا در دست دانشجویان مبارز و آزادیخواه است؛ اما باز همان کارگزار رژیم میگوید: «بسیاری از مدیران دانشگاهی یا عناصری که در دانشگاهها به نوعی ذینفوذ هستند، فضای دانشگاهها را محدود میکنند و فرصتی برای کنشگری سیاسی و فرهنگی در دانشگاهها وجود ندارد؛ بنابراین طبیعی است که فعالیتهای سیاسی و فرهنگی در دانشگاهها کاهش پیدا میکند که ریشهاش این است که ما حساسیت خیلی زیادی نسبت به کنش سیاسی در دانشگاهها ایجاد کردهایم… من فکر میکنم برای اینکه این مشکل حل شود، عناصری که از خارج از دانشگاهها هستند باید دخالتشون را در دانشگاهها کم کنند و کمتر دخالت کنند».
آری، آش اختناق و سرکوب در دانشگاهها چنان شور است که این کارگزار رژیم در دانشگاه نیز ناگزیر به آن اعتراف میکند و راهحل را آن میداند که عناصر خارج از دانشگاه، یعنی ارگانهای متعدد سرکوب از وزارت اطلاعات و سپاه و بسیج تا امام جمعهها و غیره… «دخالت خود را کم کنند».
اما آنچه که خلیفة ارتجاع بهخاطر آن به صحنه میآید تا دستور بگیر و ببند بیشتر صادر کند این است که بهرغم اینکه دانشگاهها بهلحاظ اختناق به حد اشباع رسیده، اما باز هم فضای دانشگاه به دست عوامل سرکوبگر رژیم نیست و دیکتاتور همچنان از دانشگاه احساس خطر میکند. آری دانشگاه، این سنگر آگاهی و آزادی هرگز مرکب رام دیکتاتور نخواهد شد!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر