9:28:16 PM 1392/5/25
|
محمد محدثين
|
هيل (سايت کنگره آمريکا) :
محمد محدثين: چشم اندازها پس از انتخابات رياست جمهوری ايران
آنچه در روز 14ژوئن در ايران صورت گرفت، بر اساس عمل پذيرفته شده در جامعه دموکراتيک، يک انتخابات آزاد و مشروع نبود.
رقابت بين هشت نامزد که اعتقاد همهٴ جانبه و عملی آنها به «ولايت فقيه» به دقت توسط شورای نگهبان، نهاد حفاظت از منافع مورد قبول رهبر، تأييد شده بود، نمی تواند اراده مردم ايران را منعکس کند.
حسن روحانی يکی از چهره های کليدی در نظام است که در 34سال گذشته همواره پستهای مهم در درون رژيم، به خصوص پستهای امنيت ملی، اطلاعاتی و نظامی داشته است.
روحانی دبير شورای عالی امنيت ملی رژيم به مدت 16سال بود و در حال حاضر نمايندهٴ شخصی علی خامنه ای در شورای عالی امنيت ملی، بالاترين نهاد تصميم گيری رژيم در مورد تمام امور مربوط به سياست خارجی و امنيت ملی است.
او يکی از بنيانگذاران يک سازمان روحانيت وابسته به خامنه ای، عضو مجمع تشخيص مصلحت، يک نماينده مجلس خبرگان و رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک آخوندهاست. او مذاکره کننده ارشد هسته يی کشور به مدت دو سال (2005-2003) بود. در اين مواضع، او آشکارا به حمايت از توسعه سريع و مخفی برنامه هسته يی مخفی و سرکوب تظاهرات دانشجويی و قيامهای مردمی در سالهای 2009-1999 پرداخت.
حالا سؤال اين است که آيا او می تواند پاسخ به نارضايتی عميق و فزاينده مردم و خواست آنها برای آزادی باشد. مردمی که بر اساس اظهارات روحانی در تاريخ 15ژوئيه، با بالاترين نرخ تورم در منطقه يا شايد در جهان روبه رو هستند و از بيکاری مزمن رنج می برند. آيا او می تواند عامل چنين تغيير و اصلاحات واقعی باشد؟
سابقه روحانی هيچ جايی برای اين توهم باقی نمی گذارد که او را به عنوان يک مدره به تصوير بکشد. به هر حال، همان طور که مريم رجوی، رئيس جمهور منتخب مقاومت ايران، در سخنرانی خود در گردهمايی پاريس در 22ژوئن گفت، اعتدال واقعی بر پنج نشانه خاص بر اساس ضرورتهای واقعی جامعه اتکا دارد: آزادی بيان، آزادی همه زندانيان سياسی، آزادی تشکيل احزاب سياسی، پايان دادن به سياستهای متخاصم رژيم در سوريه و عراق، و پايان دادن به تلاش رژيم برای دستيابی به سلاحهای هسته يی.
اگر روحانی قادر است و در پی برداشتن گامهايی به سوی اين شاخص است، ما به شدت از آن حمايت خواهيم کرد.
با اين حال، واقعيت سخت اين است که حتی اگر روحانی به دنبال اين اقدامات باشد، اين اهرمها - پرونده هسته يی، عراق و سوريه، موضوع آزاديهای سياسی - تحت اختيارات او نيستند. آنها تحت اختيار خامنه ای هستند.
برای محقق کردن چنين تغييراتی، حتی اگر او به دنبال چنين اقداماتی باشد، روحانی بايد به اندازه کافی قدرتمند برای تغيير ساختار رژيم باشد و رسماً يا عملاً اقتدار رهبر عالی را محدود کند، که به خودی خود عليه قانون اساسی رژيم است. حتی اگر روحانی چنين قدرتی داشت، کاهش اقتدار رهبر به سرعت منجر به فروپاشی و سرنگونی کل رژيم، از جمله رئيس جمهور آن می شد.
مواضع روحانی پس از انتخابات در اين رابطه گوياست. در روز 15ژوئن او به روزنامه عرب زبان الشرق الأوسط گفت:
«سوريه تنها کشوری در منطقه است که در برابر سياستهای توسعه طلبانه اسراييل و اقدامات در منطقه ايستاده است. درگيری بين برادران ما در سوريه توسط کشورهای مختلف خارج از منطقه تحريک می شود».
روحانی در اولين کنفرانس مطبوعاتی خود در تاريخ 17ژوئن، ايده تعليق غنی سازی هسته يی را رد کرد و تصريح کرد: «آن دوران مدتها پيش از بين رفته است» و به توصيف ديکتاتوری بشار اسد به عنوان نمايندهٴ مردم سوريه پرداخت. در تاريخ 15 ژوئيه او يک بار ديگر به وضوح بر حمايت خود از اسد و حزب الله تأکيد کرد.
در نوامبر 2003، زمانی که روحانی به طور مستقيم مسئول پرونده هسته يی و مذاکره کننده اصلی هسته يی با غرب بود، او با سخنرانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی، روشی که او به صراحت غرب را فريب داده، توضيح داد.
در طول مصاحبه های مبارزات انتخاباتی، روحانی، در يک مصاحبه تلويزيونی پخش شده سراسری در 28ماه مه، بسيار به وضوح به عملکرد و نقش خود در دنبال کردن برنامه هسته يی رژيم و به طور خاص فريب غرب اشاره کرد و از آن به عنوان يکی از دستاوردهای خودش نام برد.
خامنه ای به طور کامل روحانی را کنترل می کند، و برای حفظ نظام روحانی به عنوان تسهيل کننده و به دنبال کردن خواست خامنه ای به ويژه در مورد مسأله هسته يی عمل می کند.
به ناچار، اين کار به رويارويی با جامعه بين المللی منجر می شود. در چنين شرايطی، اتخاذ سياست تغيير رژيم توسط جامعه جهانی در مورد رژيم ملاها و تهديدات منطقه يی و بين المللی اش ـ همان طور که مقاومت ايران برای سالهای بسياری تأکيد کرده است - اجتناب ناپذير خواهد بود.
محدثين، رئيس کميته امور خارجه شورای ملی مقاومت ايران، فرزند يک آيت الله است. او در اوايل سالهای 1970 به صفوف سازمان مجاهدين خلق ايران پيوست و توسط رژيم شاه برای سالها زندانی شد. او مقاومت ايران را در بسياری از سازمانها و مذاکرات بين المللی نمايندگی کرده است.
محمد محدثين، رئيس کميسيون خارجی شورای ملی مقاومت ايران
24مرداد92
رقابت بين هشت نامزد که اعتقاد همهٴ جانبه و عملی آنها به «ولايت فقيه» به دقت توسط شورای نگهبان، نهاد حفاظت از منافع مورد قبول رهبر، تأييد شده بود، نمی تواند اراده مردم ايران را منعکس کند.
حسن روحانی يکی از چهره های کليدی در نظام است که در 34سال گذشته همواره پستهای مهم در درون رژيم، به خصوص پستهای امنيت ملی، اطلاعاتی و نظامی داشته است.
روحانی دبير شورای عالی امنيت ملی رژيم به مدت 16سال بود و در حال حاضر نمايندهٴ شخصی علی خامنه ای در شورای عالی امنيت ملی، بالاترين نهاد تصميم گيری رژيم در مورد تمام امور مربوط به سياست خارجی و امنيت ملی است.
او يکی از بنيانگذاران يک سازمان روحانيت وابسته به خامنه ای، عضو مجمع تشخيص مصلحت، يک نماينده مجلس خبرگان و رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک آخوندهاست. او مذاکره کننده ارشد هسته يی کشور به مدت دو سال (2005-2003) بود. در اين مواضع، او آشکارا به حمايت از توسعه سريع و مخفی برنامه هسته يی مخفی و سرکوب تظاهرات دانشجويی و قيامهای مردمی در سالهای 2009-1999 پرداخت.
حالا سؤال اين است که آيا او می تواند پاسخ به نارضايتی عميق و فزاينده مردم و خواست آنها برای آزادی باشد. مردمی که بر اساس اظهارات روحانی در تاريخ 15ژوئيه، با بالاترين نرخ تورم در منطقه يا شايد در جهان روبه رو هستند و از بيکاری مزمن رنج می برند. آيا او می تواند عامل چنين تغيير و اصلاحات واقعی باشد؟
سابقه روحانی هيچ جايی برای اين توهم باقی نمی گذارد که او را به عنوان يک مدره به تصوير بکشد. به هر حال، همان طور که مريم رجوی، رئيس جمهور منتخب مقاومت ايران، در سخنرانی خود در گردهمايی پاريس در 22ژوئن گفت، اعتدال واقعی بر پنج نشانه خاص بر اساس ضرورتهای واقعی جامعه اتکا دارد: آزادی بيان، آزادی همه زندانيان سياسی، آزادی تشکيل احزاب سياسی، پايان دادن به سياستهای متخاصم رژيم در سوريه و عراق، و پايان دادن به تلاش رژيم برای دستيابی به سلاحهای هسته يی.
اگر روحانی قادر است و در پی برداشتن گامهايی به سوی اين شاخص است، ما به شدت از آن حمايت خواهيم کرد.
با اين حال، واقعيت سخت اين است که حتی اگر روحانی به دنبال اين اقدامات باشد، اين اهرمها - پرونده هسته يی، عراق و سوريه، موضوع آزاديهای سياسی - تحت اختيارات او نيستند. آنها تحت اختيار خامنه ای هستند.
برای محقق کردن چنين تغييراتی، حتی اگر او به دنبال چنين اقداماتی باشد، روحانی بايد به اندازه کافی قدرتمند برای تغيير ساختار رژيم باشد و رسماً يا عملاً اقتدار رهبر عالی را محدود کند، که به خودی خود عليه قانون اساسی رژيم است. حتی اگر روحانی چنين قدرتی داشت، کاهش اقتدار رهبر به سرعت منجر به فروپاشی و سرنگونی کل رژيم، از جمله رئيس جمهور آن می شد.
مواضع روحانی پس از انتخابات در اين رابطه گوياست. در روز 15ژوئن او به روزنامه عرب زبان الشرق الأوسط گفت:
«سوريه تنها کشوری در منطقه است که در برابر سياستهای توسعه طلبانه اسراييل و اقدامات در منطقه ايستاده است. درگيری بين برادران ما در سوريه توسط کشورهای مختلف خارج از منطقه تحريک می شود».
روحانی در اولين کنفرانس مطبوعاتی خود در تاريخ 17ژوئن، ايده تعليق غنی سازی هسته يی را رد کرد و تصريح کرد: «آن دوران مدتها پيش از بين رفته است» و به توصيف ديکتاتوری بشار اسد به عنوان نمايندهٴ مردم سوريه پرداخت. در تاريخ 15 ژوئيه او يک بار ديگر به وضوح بر حمايت خود از اسد و حزب الله تأکيد کرد.
در نوامبر 2003، زمانی که روحانی به طور مستقيم مسئول پرونده هسته يی و مذاکره کننده اصلی هسته يی با غرب بود، او با سخنرانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی، روشی که او به صراحت غرب را فريب داده، توضيح داد.
در طول مصاحبه های مبارزات انتخاباتی، روحانی، در يک مصاحبه تلويزيونی پخش شده سراسری در 28ماه مه، بسيار به وضوح به عملکرد و نقش خود در دنبال کردن برنامه هسته يی رژيم و به طور خاص فريب غرب اشاره کرد و از آن به عنوان يکی از دستاوردهای خودش نام برد.
خامنه ای به طور کامل روحانی را کنترل می کند، و برای حفظ نظام روحانی به عنوان تسهيل کننده و به دنبال کردن خواست خامنه ای به ويژه در مورد مسأله هسته يی عمل می کند.
به ناچار، اين کار به رويارويی با جامعه بين المللی منجر می شود. در چنين شرايطی، اتخاذ سياست تغيير رژيم توسط جامعه جهانی در مورد رژيم ملاها و تهديدات منطقه يی و بين المللی اش ـ همان طور که مقاومت ايران برای سالهای بسياری تأکيد کرده است - اجتناب ناپذير خواهد بود.
محدثين، رئيس کميته امور خارجه شورای ملی مقاومت ايران، فرزند يک آيت الله است. او در اوايل سالهای 1970 به صفوف سازمان مجاهدين خلق ايران پيوست و توسط رژيم شاه برای سالها زندانی شد. او مقاومت ايران را در بسياری از سازمانها و مذاکرات بين المللی نمايندگی کرده است.
محمد محدثين، رئيس کميسيون خارجی شورای ملی مقاومت ايران
24مرداد92
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر