8:09:57 PM 1393/3/20
![]()
خامنه ای و رفسنجانی
|
پس
از این که تضادهای درونی رژیم به مدار بالاتری از اتهام، تخریب و تهمت
نسبت به یکدیگر ارتقا یافت، جنگ و جدال باندهای درونی رژیم به خیابانها
کشیده شد و شبنامه هایی توسط باند خامنه ای علیه آخوند روحانی و سیاست
داخلی و خارجی او پخش شد.
به دنبال این ماجرا سران نظام (رفسنجانی و خامنه ای) نیز وارد صحنه شدند و با موضع گیریهایشان آتش تخاصمات درونی نظام را شعله ورتر ساختند.
به طور معمول در زمان دولت احمدی نژاد، وقتی جنگ باندها اوج می گرفت و همین اواخر در دولت آخوند حسن روحانی نیز وقتی تضاد باندهای درونی رژیم حاد می شد، خامنه ای سعی می کرد به عنوان وزنه تعادل، با یکی به میخ ویکی به نعل زدن، تضادها را حتی المقدور کنترل و مهار کند.
اما اکنون که برخلاف روال معمول، کشاکش درونی علنی شده و حتی به خیابانها کشیده است، تا آنجا که یکی از سرباندهای خامنه ای در حوزه قم (مصباح یزدی) روحانی را عمامه به سرخطاب می کند و... ، در چنین شرایطی رفسنجانی و خامنه ای نیز به عنوان یکی از طرف حسابهای این درگیریها (و نه فراز آنها) وارد معرکه جنگ باندها شده اند.
بعد از گذشت یک روز که رفسنجانی باند خامنه ای را شدیداً مورد بی سابقه ترین حملات قرارداد و از جمله برخورد باند خامنه ای با قصاص و حدود آخوندی را ”برداشت اسرائیلیات“ دانست، خامنه ای د ر سخنانش با جماعت موسوم به ”محققان جهاد دانشگاهی“ در مقام پاسخگویی به حملات روزهای گذشته رفسنجانی و دعوای «بهشت و جهنم» روحانی با ائمه نمایشات جمعه رژیم برآمد.
وقتی رفسنجانی به حدود، قصاص وا حکام خمینی لگد می زند و برداشت آخوندهایی را که طابق النعل بالنعل فتاوی منحوس خمینی و خامنه ای را پیاده می کنند، برداشت اسرائیلیات می نامد، طبیعی است که در منطق آخوندهای حوزه و منطق ولی فقیه دچار یک دگردیسی شده باشد که نسبت به شرع خمینی و خامنه ای چون و چرا می کند.
بگذریم که این دگردیسی رفسنجانی و باند مربوطه نیز نه به خاطر تغییر ماهیت و هویت کسی است که از روز اول این نظام یکی از سران آن بوده است، بلکه بیشتر پز و شکلکی است که در آنجایی که می باید، مقرب شوند و به قول باند ولایت، در درگاه ”آنورآبی ها“ مورد قبول قرار گیرند.
اگر چه مخاطب اصلی حرفهای خامنه ای روحانی و رفسنجانی هستند، اما خامنه ای در این حرفها عناصر هم باند آنها هم که درگذشته به اصطلاح ”طیف چپ“ نظام نامیده می شدند و اکنون با چراغ راهنمای راست نظام چشمک می زنند را، مورد حمله قرارمی دهد.
خامنه ای در دیدارش با جماعت موسوم به ”محققان جهاد دانشگاهی“ به سیاست باند رفسنجانی- روحانی در دانشگاهها حمله کرد و دانشگاهها را متأثر از آسیبهای باند رفسنجانی- روحانی دانست و گفت: ”باید جهت گیری و مسیر انقلابی جهاد دانشگاهی حفظ شود و نباید گذاشت این مرکز مهم علمی گرفتار آسیبهای ناشی از پیچ و خمهای سیاسی و «چپ روی ها» و «راست روی های» غلط عرصه سیاسی شود“.
خامنه ای یکی از آسیبهای فراز و فرودهای محیطهای سیاسی را دگردیسی خط امامیهای دوآتشه گذشته دانست که به اقتضای شرایط و زمان استحاله شده اند و بینات ارتجاع خمینی برایشان نا مفهوم شده است: ”افرادی که روزی با انگیزه های تند انقلابی حرکت می کردند، اکنون دیدگاههای آنها 180 درجه تغییر کرده و حتی بینات انقلاب اسلامی برای آنها نامفهوم است. باید مراقب بود، این خصوصیات به مجموعه جهاد دانشگاهی راه پیدا نکند“.
از نظر خامنه ای دگردیسان چه جریانی وچه افرادی هستند؟
واضح است که دگر دیسان مورد نظر خامنه ای جریانی جز رفسنجانی و روحانی، همه باندهای وابسته به این محور نیست. جریانی که اکنون پس از زهر خور کردن خامنه ای در زمینه اتمی، تلاش دارد ولی فقیه را در زمینه اجتماعی و از جمله در دانشگاهها هم زهر خور کنند و یکی از زمینه های مناسب زهر خورشدن اجتماعی خامنه ای دانشگاهها است.
در همین راستا است که اولین اقدام دولت روحانی برای تصفیه و برکناری مهره های باند خامنه ای از مراکز دولتی و دانشگاهی، تصفیه و اخراج رؤسای سرکوبگر باند خامنه ای بود به این گمان که با این کار می تواند سوپاپ اطمینانی بر دیگ جوشان نفرت دانشجویان آگاه و مبارز نسبت به حاکمیت ولایت فقیه بگذارد.
اشاره خامنه ای به افرادی که «روزی با انگیزه های تند انقلابی حرکت می کردند» اما امروز، «دیدگاههای آنها 180 درجه تغییر کرده» باز هم باند رفسنجانی ـ روحانی است که زمانی با تاسی به افکار پوسیده خمینی در سرکوب واختناق گوی سبقت از هم می ربودند، اما در شیادی تاجایی پیش می روند که در راستای آویختن به دامان غرب و آمریکا از حادثه گروگانگیری، که خمینی دجال آن را ” انقلاب“ دوم نامید در پیشگاه کد خدای جهان ابراز ندامت می کنند.
سخنان خامنه ای در جمع مزدوران رژیم در دانشگاهها و توصیف رفسنجانی و باند او به عنوان کسانی که دچار دگردیسی شده اند، اوج تازه یی از شقه درونی رژیم را بارز می کند.
به دنبال این ماجرا سران نظام (رفسنجانی و خامنه ای) نیز وارد صحنه شدند و با موضع گیریهایشان آتش تخاصمات درونی نظام را شعله ورتر ساختند.
به طور معمول در زمان دولت احمدی نژاد، وقتی جنگ باندها اوج می گرفت و همین اواخر در دولت آخوند حسن روحانی نیز وقتی تضاد باندهای درونی رژیم حاد می شد، خامنه ای سعی می کرد به عنوان وزنه تعادل، با یکی به میخ ویکی به نعل زدن، تضادها را حتی المقدور کنترل و مهار کند.
اما اکنون که برخلاف روال معمول، کشاکش درونی علنی شده و حتی به خیابانها کشیده است، تا آنجا که یکی از سرباندهای خامنه ای در حوزه قم (مصباح یزدی) روحانی را عمامه به سرخطاب می کند و... ، در چنین شرایطی رفسنجانی و خامنه ای نیز به عنوان یکی از طرف حسابهای این درگیریها (و نه فراز آنها) وارد معرکه جنگ باندها شده اند.
بعد از گذشت یک روز که رفسنجانی باند خامنه ای را شدیداً مورد بی سابقه ترین حملات قرارداد و از جمله برخورد باند خامنه ای با قصاص و حدود آخوندی را ”برداشت اسرائیلیات“ دانست، خامنه ای د ر سخنانش با جماعت موسوم به ”محققان جهاد دانشگاهی“ در مقام پاسخگویی به حملات روزهای گذشته رفسنجانی و دعوای «بهشت و جهنم» روحانی با ائمه نمایشات جمعه رژیم برآمد.
وقتی رفسنجانی به حدود، قصاص وا حکام خمینی لگد می زند و برداشت آخوندهایی را که طابق النعل بالنعل فتاوی منحوس خمینی و خامنه ای را پیاده می کنند، برداشت اسرائیلیات می نامد، طبیعی است که در منطق آخوندهای حوزه و منطق ولی فقیه دچار یک دگردیسی شده باشد که نسبت به شرع خمینی و خامنه ای چون و چرا می کند.
بگذریم که این دگردیسی رفسنجانی و باند مربوطه نیز نه به خاطر تغییر ماهیت و هویت کسی است که از روز اول این نظام یکی از سران آن بوده است، بلکه بیشتر پز و شکلکی است که در آنجایی که می باید، مقرب شوند و به قول باند ولایت، در درگاه ”آنورآبی ها“ مورد قبول قرار گیرند.
اگر چه مخاطب اصلی حرفهای خامنه ای روحانی و رفسنجانی هستند، اما خامنه ای در این حرفها عناصر هم باند آنها هم که درگذشته به اصطلاح ”طیف چپ“ نظام نامیده می شدند و اکنون با چراغ راهنمای راست نظام چشمک می زنند را، مورد حمله قرارمی دهد.
خامنه ای در دیدارش با جماعت موسوم به ”محققان جهاد دانشگاهی“ به سیاست باند رفسنجانی- روحانی در دانشگاهها حمله کرد و دانشگاهها را متأثر از آسیبهای باند رفسنجانی- روحانی دانست و گفت: ”باید جهت گیری و مسیر انقلابی جهاد دانشگاهی حفظ شود و نباید گذاشت این مرکز مهم علمی گرفتار آسیبهای ناشی از پیچ و خمهای سیاسی و «چپ روی ها» و «راست روی های» غلط عرصه سیاسی شود“.
خامنه ای یکی از آسیبهای فراز و فرودهای محیطهای سیاسی را دگردیسی خط امامیهای دوآتشه گذشته دانست که به اقتضای شرایط و زمان استحاله شده اند و بینات ارتجاع خمینی برایشان نا مفهوم شده است: ”افرادی که روزی با انگیزه های تند انقلابی حرکت می کردند، اکنون دیدگاههای آنها 180 درجه تغییر کرده و حتی بینات انقلاب اسلامی برای آنها نامفهوم است. باید مراقب بود، این خصوصیات به مجموعه جهاد دانشگاهی راه پیدا نکند“.
از نظر خامنه ای دگردیسان چه جریانی وچه افرادی هستند؟
واضح است که دگر دیسان مورد نظر خامنه ای جریانی جز رفسنجانی و روحانی، همه باندهای وابسته به این محور نیست. جریانی که اکنون پس از زهر خور کردن خامنه ای در زمینه اتمی، تلاش دارد ولی فقیه را در زمینه اجتماعی و از جمله در دانشگاهها هم زهر خور کنند و یکی از زمینه های مناسب زهر خورشدن اجتماعی خامنه ای دانشگاهها است.
در همین راستا است که اولین اقدام دولت روحانی برای تصفیه و برکناری مهره های باند خامنه ای از مراکز دولتی و دانشگاهی، تصفیه و اخراج رؤسای سرکوبگر باند خامنه ای بود به این گمان که با این کار می تواند سوپاپ اطمینانی بر دیگ جوشان نفرت دانشجویان آگاه و مبارز نسبت به حاکمیت ولایت فقیه بگذارد.
اشاره خامنه ای به افرادی که «روزی با انگیزه های تند انقلابی حرکت می کردند» اما امروز، «دیدگاههای آنها 180 درجه تغییر کرده» باز هم باند رفسنجانی ـ روحانی است که زمانی با تاسی به افکار پوسیده خمینی در سرکوب واختناق گوی سبقت از هم می ربودند، اما در شیادی تاجایی پیش می روند که در راستای آویختن به دامان غرب و آمریکا از حادثه گروگانگیری، که خمینی دجال آن را ” انقلاب“ دوم نامید در پیشگاه کد خدای جهان ابراز ندامت می کنند.
سخنان خامنه ای در جمع مزدوران رژیم در دانشگاهها و توصیف رفسنجانی و باند او به عنوان کسانی که دچار دگردیسی شده اند، اوج تازه یی از شقه درونی رژیم را بارز می کند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر