4:29:11 PM 1393/2/6
![]()
پارلمان انگلستان
|
کنفرانس در مقر پارلمان اروپا در لندن فراخوان به اتحاديه اروپا، ملل متحد و آمريکا
برای عمل به تعهداتشان در حفاظت از اشرفيهاو تضمين امنيت ليبرتی
در کنفرانسی در مقر پارلمان اروپا در لندن، شرکت کنندگان به اتحاديه اروپا، ملل متحد و آمريکا برای عمل به تعهداتشان در حفاظت از اشرفيها و تضمين امنيت ليبرتی فراخوان دادند.
استرون استيونسون - رئيس هيأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا
در کنفرانسی در مقر پارلمان اروپا در لندن، شرکت کنندگان به اتحاديه اروپا، ملل متحد و آمريکا برای عمل به تعهداتشان در حفاظت از اشرفيها و تضمين امنيت ليبرتی فراخوان دادند.
استرون استيونسون - رئيس هيأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا

ماه گذشته بارونس اشتون، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا بر خلاف تمامی توصيه های ما به تهران سفر کرد. او در 8مارس پا به خاک ايران گذاشت که البته به طور شگفت آوری مصادف با روز جهانی زن بود، 4روز قبل از آن ملايان يک زن 25ساله را که از سن 15سالگی در زندان بوده را اعدام کرده بودند، از وی يک دختر به جای مانده است، در حال حاضر قرار است يک زن 26ساله به زودی اعدام شود. او از 7سال قبل به دليل مقاومت در مقابل اوباش بسيجی که قصد تعدی به او را داشتند در زندان است.
نمی دانم هنگامی که بارونس اشتون به ملاقات روحانی رئيس جمهور به اصطلاح مدره ملايان، که چهرهٴ خنده بر لب ايران جديد و به اصطلاح مدره است، آيا اين سؤالات را مطرح کرد، آيا اين حقيقت را که دادگاه عالی ملايان دستور کور کردن و بريدن گوش و بينی يک نفر را صادر کرده، طرح کرد و نمی دانم آيا اين حقيقت را که از زمان انتخاب روحانی در ماه اوت تا کنون 700تن اعدام شده اند و بسياری در ملأعام بوده، گفته است.
اعمال رژيم ايران در زمينه حقوق زنان در سطح بين المللی محکوم شده است. خواهر خانم رجوی در حالی که باردار بود به همراه همسرش اعدام شدند. اين است رژيم واقعی ملايان و اين است روحانی خنده روی واقعی.
همزمان با سفر او (اشتون) اسرا ئيليها يک کشتی حامل موشکهای زمين به زمين، هزاران گلوله و مهمات مختلف را که برای تروريستهای وابسته به رژيم ايران در غزه حمل می شد، توقيف کردند، بنابراين سفر (او) به محض ورود به فرودگاه با شکست مواجه شد. اين يک افتضاح است. آنها بزرگترين دولت حامی تروريسم در جهان هستند. آنها در حال حاضر به دست نشاندهٴ خودشان يعنی نوری مالکی در عراق سلاح می دهند و او اين سلاحها را در يک جنگ پاکسازی عقيدتی عليه سنيهای استان الانبار استفاده می کند، او در حال يکسان کردن شهرهای رمادی و فلوجه با خاک است و در همين حال که ما اين جا نشسته ايم آمريکاييها نيز به مالکی سلاح می دهند تا مردم خودش را کشتار کند. دو هفته قبل او يک بيمارستان را در فلوجه با خاک يکسان کرد و دهها نرس و دکتر و بيمار را کشت و بعد به جهانيان اعلام می کند که من در حال جنگ با ترور و تروريسم هستم و آمريکاييها هم سلاحها را سرازير کرده اند و به فروش می رسانند. آنها به اين شکل يک درآمدی هم به جيب خود می زنند، يک معامله زشت.
پس اين رژيم ايران است که به مالکی سلاح می دهد و او اجازهٴ عبور آزادنه نيروها را از طريق عراق به سوريه می دهد تا رژيم سرکوبگر بشار اسد را تقويت کند، ولی غرب در اين رابطه چه کار می کند؟
به نظر می رسد که ما روی خودمان را برگردانده ايم و فکر می کنم که يک احساس شرمی وجود دارد و مردم می گويند ما هرگز نبايد از ابتدا به عراق می رفتيم، چون يک جنگ نامشروع بود که با فريب تونی بلر و جرج بوش وارد آن شديم و هنگامی که آنها اعلام کردند مأموريت به اتمام رسيده، به محض خروج نيروها از عراق ديگر ما هيچ مسئوليتی نپذيرفتيم و توجهمان اکنون معطوف به سوريه است، جايی که سياست اتحاديه اروپا و آمريکا يک فاجعه است و در کريمه جايی که در همين لحظه نيروهای روسی در مرزهای شرقی اوکراين در حال تجمع گسترده هستند و ما ممکن است به زودی شاهد اشغال يک کشور مستقل ديگر که زمانی می خواست به اتحاديه اروپا بپيوندد، باشيم.
بنابراين من يک پيام برای اين سه مرکز بزرگ، که بانيان صلح هستند، يعنی اتحاديه اروپا و بارونس اشتون، بان کی مون در سازمان ملل و جان کری و رئيس او باراک اوباما در آمريکا دارم و می گويم که شما به طور وحشتناکی در مواجهه با بحران سوريه شکست خورده ايد و در متوقف کردن ولاديمير پوتين از ورود به کريمه، ورود بالقوه اش به شرق اوکراين شکست خورده ايد و به طور کامل شانه از مسئوليت فاجعه يی به نام عراق که به سرعت به سوی جنگ داخلی پيش می رود خالی کرده ايد، و هر روز بيشتر و بيشتر به سوی يک کشور سقوط کرده پيش می رود و 3000تن ساکنان کمپ ليبرتی را به حال خود رها کرده ايد، در حالی که به طور جمعی، اتحاديه اروپا، آمريکا و سازمان ملل بر روی ما و بر روی شخص من فشار گذاشتيد تا خانم رجوی و ساکنان اشرف را متقاعد کنم بايد به کمپ ليبرتی بروند تا امن تر باشند و بتوانند سريعتر به عنوان پناهنده شناخته شوند و طبق آنچه که به من گفته شد مانند يک در چرخشی خواهد بود که بتوانند سريع از عراق خارج و به کشورهای امن منتقل شوند، ولی اکنون بعد از گذشت دو سال تنها 300نفر از جمع 3300نفره يعنی ده درصد، آن هم به دليل تلاشهای ما از کمپ ليبرتی خارج شده اند، حتی يک نفر هم به خاطر تلاشهای اتحاديه اروپا، آمريکا و سازمان ملل نبوده است.
اين همه نمايندهٴ ويژه، دخالتهای دهشتناک مارتين کوبلر که اکنون شکر خدا به کنگو فرستاده شده و اميدوارم که از آنجا بازنگردد، کسی که تمامی تلاشش را برای به شکست کشاندن تمامی فعاليتهای ما برای نجات ساکنان ليبرتی انجام داد.
و اکنون بعد از 2سال ما در اين نقطه هستيم. 3000نفر در شرايطی مانند زندان نگه داشته شده اند، من با دختر يکی از ساکنان کمپ ليبرتی در روز چهارشنبه در جلسه کميته دوستان ايران (در پارلمان اروپا) صحبت کردم و او به من گفت که مادرش مانند دهها نفر ديگر از ساکنان ليبرتی به خاطر آلودگی آب دچار عفونت چشم شده ولی به آنها اجازه دسترسی به دارو داده نمی شود. او از قول مادرش گفت که به وی گفته شد تو قرار پزشکی در بغداد داری و فردا صبح بايد ساعت 9 جلوی در ليبرتی باشی، سپس رأس ساعت 9 مادرش که تقريباً فلج است و نمی تواند درست راه برود بايد روی سنگلاخ خودش را به سختی به در کمپ برساند و مجبور می شود که در زير آفتاب شديد ساعتها منتظر بماند زيرا گاردهای کمپ به او اجازه خروج نمی دهند که به دکتر برود و سرانجام به او گفته می شود که تو قرار پزشکی ات را از دست دادی و او مجبور است مسير را مجدداً به داخل کمپ برگردد. اين همان شکنجه روانی است که روزهای متمادی ادامه دارد. عدم امکان دستيابی به مواد غذايی در بعضی اوقات، عدم دسترسی به آب تميز، سيستم فاضلاب که آلوده است و درست کار نمی کند و به طور مستمر باعث آلودگی محيط کمپ می شود.
به اين افراد اجازهٴ استفاده از کلاهخود و جليقه های ايمنی خودشان را که هزاران عدد از آنها را در کمپ اشرف دارند، داده نمی شود.
بعد از حملات مستمر عليه اين افراد که بدون هيچ پناهی در آنجا هستند، چون 17500 تی وال قبل از اين که آنها اجازه ورود به کمپ را پيدا کنند، از آنجا برده شد، و بعد از اعتراضات مکرر ما تنها چند صد عدد از آنها برگردانده شده اند، البته تقريباً تمامی آنها در بيرون کمپ بودند و اخيراً از آنجا نيز منتقل شده اند تا اين که نفرات سازمان ملل و کميساريای عالی پناهندگان نتوانند عکسهای آنها را بگيرند و خواهان بازگرداندنشان به داخل کمپ بشوند.
بنابراين آنها بی پناه در آنجا هستند و 112نفرشان در حملات مکرر و قتل عامهای صورت گرفته کشته شده اند، قتل عام 52تن از ساکنان اشرف در سال گذشته که دست بند زده شدند و اعدام شدند، حتی زخميها نيز بر روی برانکاردهای بيمارستان اشرف اعدام شدند. چه اقدامی صورت گرفته؟ اشتون از نوری مالکی خواسته که يک تحقيقات کامل انجام دهد و تمامی عاملان اين کشتار را به پای محاکمه بکشاند. اين همان درخواست از قاتل برای به دست گرفتن محکمه است، اين کاملاً احمقانه است. پس از اولين کشتار در اشرف، و بعد از آن که آمريکاييها زير تعهدشان مبنی بر تأمين امنيت و سلامت کليه ساکنان زدند، از زمان همان کشتار اول تا کنون حتی يک تحقيقات توسط مالکی در مورد هيچ کدام از اين کشتارها صورت نگرفته، هيچ اقدامی مطلقاً صورت نگرفته، زيرا او خودش مسئول اين جنايات است. خانمها، آقايان او بايد محاکمه شود. او به همراه خامنه ای و روحانی بايد به دادگاه بين المللی آورده و محاکمه شوند.
بنابراين پيام من به اتحاديه اروپا، آمريکا و سازمان ملل اين است که بعد از تمامی اين شکستهای جمعی بين المللی آيا خوب نيست که يک موفقيت کوچک داشت؟
با اشاره يک قلم می توان تمامی 3000تن ساکنان ليبرتی را همين امروز خارج کرد.
حال اگر درخواست من شنيده شود يا نه مسأله ديگری است، ولی به خاطر اين که ما انسانهای بزرگی مانند شما را داريم، انسانهای شجاعی که از سازمان مجاهدين خلق ايران بعضاً برای ساليان حمايت کرده اند و به خاطر اين که ما اين 3000نفر را در خط مقدم اين اپوزيسيون عليه رژيم سرکوبگر و فاسد ملايان در ايران داريم، می دانيم که طلوع خورشيد در پس تاريکی و سياهی که مردم ايران ساليان از آن رنج برده اند، فرا می رسد. ساکنان شجاع کمپ ليبرتی و انرژی و توانمندی و ديناميزم خانم رجوی بر فاشيزم و ديکتاتوری که اکنون ما در ايران و عراق شاهدش هستيم، فائق خواهد آمد. من می خواهم به همراه خانم رجوی و شمايان در روزی که به ايران پا می گذاريد و دموکراسی و آزادی و عدالت را برپا می کنيد، باشم. می خواهم در خاتمه برنامه به تک تک شما بگويم که من يک اشرفی هستم.
مارينا ياناکوداکيس، نماينده پارلمان اروپا از انگلستان

من مارينا ياناکوداکيس، نمايندهٴ لندن در پارلمان اروپا از حزب محافظه کار هستم. به عنوان نمايندهٴ لندن در پارلمان اروپا 8 ميليون نفر را نمايندگی می کنم.
تصور می کنم که ما نياز به کار بسيار زيادی در مورد آنچه در جريان است و بی عدالتيهای اعمال شده در پيش رو داريم.
برای اولين بار در بروکسل از طريق دوست خوبم، استرون استيونسون که اسکاتلند را در پارلمان اروپا نمايندگی می کند، به شنيدن در مورد کمپ اشرف علاقه مند شدم. اما اين که چگونه از طريق استرون درگير و متوجه جناياتی شدم که در کمپ اشرف اتفاق افتاده است، برايم ناراحت کننده است. همان طور که همه ما می دانيم 3 بار به کمپ اشرف حمله شده است. ژوئيه 2009، آوريل 2011 و آخرين آن يک حمله ديوانه وار در سپتامبر 2013 بود. در حالی که افراد زيادی برای حمله ور شدن به آنها نبود. اين فقط نشاندهندهٴ بی عدالتی کور است. بی منطقی محض است.
آنها در اشرف به هر دليلی که وجود داشت، زندگی می کردند و اشرف، خانه خود را ساخته بودند. همان طور که می دانيم قريب به 3هزار نفر در مقطعی در اشرف زندگی می کردند. آنها هيچ کار خلافی انجام نمی دادند ولی به ناگهان تصميم به بستن کمپ گرفته شد اما اشرفيها با بزرگواری با اين قضيه برخورد کردند. خيلی مهم است که به خاطر داشته باشيم اينها افراد بسيار با عزتی هستند. در سراسر درد و رنجشان من وقار و کرامتی بزرگ مشاهده کردم. آنها با بزرگواری پذيرفتند که به کمپ ليبرتی، جايی که اصلاً مناسب نبود، بروند. قرار بود که کمپ موقتی برای 200نفر باشد. اما سرانجام همه را به آنجا منتقل کردند. آنها در شرايط پرآشوب و نامناسبی هستند و اين کار اصلاً انسانی نيست. بنابراين ما بايد اين مسأله را مطرح کنيم.
اما بيشترين شوک در حمله آخر، که در اول سپتامبر صورت گرفت، بر من وارد شد. در حالی که آن تعداد قرار بود باقی بمانند تا از کمپ حفاظت کرده و مايملکشان را به فروش برسانند. کليه کسانی که آنجا بودند تحت حفاظت سازمان ملل متحد قرار داشتند. در اول سپتامبر اين افراد مورد حمله قرار گرفته و 52نفر به شهادت می رسند. اين کاملاً غيرقابل قبول است. سپس آنها عده يی را نيز به گروگان گرفتند.
از گروگانهای ما، 6 زن و يک نفر مرد است. باز هم به عنوان يک فعال حقوق زنان، من نگرانی عميقی دارم به خاطر آنچه که بر اين گروگانها می گذرد. چند هفته پيش، در نامه يی به کاترين اشتون نوشتم
پس اين موضع من است. من به حمايت خودم از شما تا زمانی که نمايندهٴ پارلمان اروپا هستم، ادامه خواهم داد. و انشاءالله به حمايت از شما در دوره بعدی ادامه خواهم داد. اين کار من است؛ اين نقطه يی است که من در موردش احساس قوی دارم. ما می بايد حاميان بيشتری را جذب کنيم. ما می بايد اين کارزار را ادامه دهيم.
مايک فرير، نمايندهٴ پارلمان انگلستان

اجازه بدهيد قدری در مورد سابقه امر با شما صحبت کنم. در مورد مسائل مربوط به کمپ اشرف و کمپ ليبرتی من به طور مداوم آن را در مجلس توسط همکارانم مطرح کرده ام.
اجازه بدهيد با صراحت بگويم که برای همهٴ ما يک موضوع مطرح است، آن هم رفتار با پناهندگان در کمپ ليبرتی يا قرارگاه اشرف است. متأسفانه مشکل اين است که اين مهم بخشی از يک مسأله بسيار پيچيده يی است که وزارت امور خارجه در مورد آن با رژيم ايران درگير است.
وضعيت رژيم ايران چه از منظر برنامه هسته يی، تلاش برای محدود کردن جاه طلبيهای آنها، تلاش برای محدود کردن دولت در حمايت از تروريسم، چه از طريق حزب الله، حماس يا در جنگ داخلی سوريه، موضوع پيچيده يی است. بنابراين وزارت امور خارجه به طور همزمان، در تلاش است تا نسبت به حل مشکلات کمپ ليبرتی با دولت عراق در چهارچوب امنيت عمومی عراق اقدام نمايد.
بنابراين برای ما، در چهارچوب مسائل ايران، اين يک مسأله مهمی است.
اين موضوع فراموش نشده است، آنها اين را در دستور کار خود دارند.
با تشکر.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر