27 اسفند 1395
دانشجو آنلاین 95/12/27:«(برای پسر مبارزم. امیر ارشد تاج میر)
می خواهم بنویسم. غم و درد
قلم می نویسد. شادی و سرور
می خواهم بنویسم. سرمای زمستان
قلم می نویسد. زیبایی بهار
و من قدمهای قلم را بر صفحه ی سپید کاغذ دفترم
به فال نیک می گیرم
بهار سال 96. بهار دیگریست
نسیم عشق می وزد بر هر کوی و برزن
نفس بکشید شمیم سنبل و سوسن را.
و صدای آزادی آزادی
که بند بند جانم را از شادی می لرزاند و
من همان بید مجنونم که با سمفونی باد می رقصد.
آذین ببندید شهر را. بهار امسال بهار دیگریست.»
می خواهم بنویسم. غم و درد
قلم می نویسد. شادی و سرور
می خواهم بنویسم. سرمای زمستان
قلم می نویسد. زیبایی بهار
و من قدمهای قلم را بر صفحه ی سپید کاغذ دفترم
به فال نیک می گیرم
بهار سال 96. بهار دیگریست
نسیم عشق می وزد بر هر کوی و برزن
نفس بکشید شمیم سنبل و سوسن را.
و صدای آزادی آزادی
که بند بند جانم را از شادی می لرزاند و
من همان بید مجنونم که با سمفونی باد می رقصد.
آذین ببندید شهر را. بهار امسال بهار دیگریست.»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر