- 14 مارس 2017 - 24 اسفند 1395
خبرگزاری آسوشتد پرس در گزارش نوشته است که این پسر ده ساله افغان که با پدر و مادر و دو برادر کوچکترش در اردوگاهی در صربستان گیر افتاده، به دو دلیل لقب "پیکاسوی کوچک" را از آن خود کرده: او رسامی بلد است و پیکاسو را دوست دارد.
فرهاد در حالیکه چشمانش از خوشی برق میزد، در مورد پابلو پیکاسو، نقاش مشهور اسپانیایی قرن بیستم، میگوید: "یک روز او را هم رسامی میکنم."
فعلا دفتر رسامی فرهاد، شامل چهرههای چون انگلا مرکل، صدراعظم آلمان، انجلینا جولی، هنرپیشه سینما، سالوادور دالی، نقاش اسپانیایی و نواک جوکوویچ، نفر شماره دوم تنیس جهان است.
استعداد فرهاد شهرت یک ستاره محلی را برایش به ارمغان آورده است. اخیرا او با مندی پتینکین، هنرپیشه آمریکایی دیدار کرد.
آقای پتینکین برای کمک به پناهجویان با کمیته
بینالمللی صلیب سرخ کار میکند و دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا را
ترغیب کرده تا با پناهجویان کشورهای جنگزده با آغوش باز برخورد کند.
فرهاد به انگلیسییکه در جریان یک سال گذشته پس از ترک افغانستان آموخته، میگوید: "مرکل شاید بتواند مرز را باز کند."
فرهاد
همچنین دوست دارد تصاویر اعضای خانواده و دوستانش، کاخهای جادویی
داستانهای کودکان، طبیعت و هرچیزی را که به ذهنش برسد، رسامی کند.
او میگوید نقاشی به او در جریان جنگ کمک کرده است.
"من در ترکیه بودم، در یونان بودم. اینجا در اردوگاه دوست دارم نقاشی کنم. دوست دارم احساساتم را رسامی کنم."
خانواده
فرهاد از جمله هزارها پناهجوی است که پس از بسته شدن مرزها و در میان بالا
گرفتن احساسات صد پناهجویی در اروپا، در صربستان گیر افتادهاند و در
جستجوی راهی برای رسیدن به اروپای غربی هستند.
هفته پیش، مجارستان قوانین پناهندگی این کشور را شدیدتر ساخت؛ از جمله همه پناهجویان را در مناطق مرزی این کشور در کانتنرها جا داد.
فرهاد میگوید خانوادهاش میخواهد یا به سوئیس یا هم به آمریکا برود.
فرهاد
در مورد آنچه از محل زندگیاش در افغانستان به یاد دارد، میگوید: "من در
خانه را وقتی آنجا را ترک میکردیم، به یاد دارم. آن روز را به یاد دارم.
ولی برای اینکه چیزی به یادم بیاید، باید خوب فکر کنم."
خانه موقتی
فرهاد در صربستان - جاییکه خانوادهاش به صورت رسمی درخواست پناهندگی کرده
- اتاق تاریک و مرطوبی است با تختهای خوابگاه، یک قفسه و یک میز کوچک.
این اردوگاه که قبلا سربازخانه بوده، در دهه ۹۰ میلادی نیز پناهگاه پناهجویان جنگ یوگوسلاویا بود.
فرهاد میگوید با دیگر بچههای اردوگاه بازی میکند و همچنین در کلاسهای آموزش زبان صربی نیز شرکت میکند.
او معمولا در جریان شب که سکوت حکمفرما است، در بستر خود رسامی میکند.
او میگوید: "من خودم را آموزش میدهم. گاهی ویدیوهای آموزشی در یوتیوب را میبینم و یاد میگیرم."
فرهاد میگوید امیدوارم است، خانوادهاش بتواند زندگی نوی را در سوئیس آغاز کند.
فرهاد میگوید که او یک روز نقاش و عکاس خواهد شد و گیتار خواهد نواخت.
بی بی سی
بی بی سی


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر