پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۴

#ایران#iran# برگی از خاطرات زندانی سیاسی افشین بایمانی

برگی از خاطرات زندانی سیاسی افشین بایمانی
 21.1.2016

 خبرگزاری بام– افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر برگی از خاطرات خود را برای انتشار به خبرگزاری بام ارجاع داده است که در قسمتی از آن نوشته است: سیاسی که می‌شوی همه چیز زندگیت پر شتاب‌تر و پررنگ تر همراه با آدرنالین بیشتر می‌گذرد مثل چراغی که فیتیله‌اش را خیلی بالاتر از معمول بالا کشیده باشند. چراغ عمرت با سرعت و هیجان رو به مرگ می رود، سریع و با کنتراست بالایی از هیجانات زندگی رو به مرگ می روی… دستگیری و … فرجام هولناک… سرنوشت مختوم بسیاری از سیاسیان است…

متن کامل این برگه خاطرات به شرح زیر می‌باشد:

زندانی سیاسی
سیاسی که باشی از همان روز اول آواره‌ای، و آوارگی را می‌شناسی، چه بگیرنت چه نه! مدام در درون یک فضای کوچک و تنگ محبوس خواهی بود همیشه در درون خودت راحت‌تری، راحت که نه، شاید بتوان گفت در درون خودت که فرو می‌روی کمی احساس امنیت می‌کنی، به خاطر تضادهایی که با جامعه اطراف احساس می‌کنی همیشه در تبعید خواهی بود. مثل دوچرخه سواری بر روی یک معبر باریک و کنار پرتگاهی عمیق مجبوری تمامی حواس خودت را به کار بگیری تا بتوانی به حرکت ادامه دهی. تنها راه حفظ کنترل حرکت است.

حرکت می‌کنی تا نیفتی و هر چه جلوتر می‌روی معبر باریک‌تر می‌شود و پرتگاه عمیق‌تر، یعنی به جاهایی می‌رسی که وقتی میفتی هیچ شانسی برای زنده ماندن نداری و تازه آن موقع است که دیگران که تازه متوجه تو شده‌اند قیافه و ژست عاقلانه به خود م‌ گیرند و از تو می‌پرسند: تو آخر در یک چنین معبر باریک و پرتگاه عمیق در ورطه‌ای هولناک چه کار می‌کردی؟؟ عقل نداشتی که خودت را در چنین مهلکه‌ای قرار دادی؟؟… ولی تو در شرایطی هستی که اصلا لزوم و فایده ای در توضیح چرایی بودنت در آنجا نمی‌بینی … چون به هر حال تو سیاسی هستی…!

سیاسی که می‌شوی همه چیز زندگیت پر شتاب‌تر و پررنگ تر همراه با آدرنالین بیشتر می‌گذرد مثل چراغی که فیتیله‌اش را خیلی بالاتر از معمول بالا کشیده باشند. چراغ عمرت با سرعت و هیجان رو به مرگ می رود، سریع و با کنتراست بالایی از هیجانات زندگی رو به مرگ می روی… دستگیری و … فرجام هولناک… سرنوشت مختوم بسیاری از سیاسیان است…
سیاسی که باشی می‌فهمی چه می‌گویم همیشه همه جا هستی و در عین حال روح و فکرت آنجا نیست، همیشه عجله داری و فکر می‌کنی دیرت شده است گاهی فکر می‌کنی وقتی سیاسی هستی طعم همه چیز زندگیت عوض می‌شود از طعم صاحب خانه شدن و داشتن یک فرزند و تا حتی طعم یک گوجه فرنگی در سالاد روزانه‌ات…!
سیاسی به معنی واقعی آن ثمره یک لحظه و یک اشتباه لحظه‌ای نیست، خوب که دقت کنیم معلوم می‌شود سیاسی کاملا انتخابی است ولو اینکه زمان تصمیم گیری‌ات اندک باشد انتخابی هیجان انگیر و سخت برای ورود به دنیای پر از رمز و راز و پر از دلهره. پس خیلی هم نباید از مرارت و سختی و فرجام آن گلایه داشت. سیاسی که باشی می‌بینی زندگیت و زندگی نامه‌ات بیشتر از آنکه برای خودت مهم باشد برای دیگران جالب است ولی این خصوصیت منحصر به فرد زندگی سیاسیان است برعکس زندگی نامه بسیاری از همان دیگرانی که برای خودشان جالب است و برای مردمان دیگر بی اهمیت…
افشین بایمانی- زندانی سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر
چهارشنبه  ۳۰ دی ۱۳۹۴
نوشین ارشادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر