پس از دو سال و نیم کشمکش بر سر پروژه اتمی رژیم و بهدنبال گزارش مدیرکل آژانس، بیانیهیی که توسط ظریف و خانم موگرینی در وین قرائت شد و همچنین اظهارات جان کری، دفتر تاریخچه رژیم یک ورق اساسی خورد و کفن و دفن پروژه اتمی رژیم البته با لبخند به انجام رسید. اما این به هیچوجه بهمعنی پایان جنگ نیست، بلکه جنگهای شدیدتری چه در زمینه جنگ هژمونی در داخل رژیم و چه در زمینه جنگ و جدال رژیم با جامعه بینالمللی در چشمانداز است. آنچه که تنها میتوان در مورد این تحول گفت، این است که یک مرحله تمام شد و یک مرحله جدید شروع میشود.
اگر اظهارات طرفهای درگیر در این جریان، یعنی دو جناح داخلی رژیم و همچنین آژانس، 5+1 و بهخصوص آمریکا که طرف اصلی این جریان در برابر رژیم بود را از نظر بگذرانیم، متوجه میشویم که اگرچه هر کدام از زاویه خاص خودشان به موضوع نگاه میکنند و تفسیرشان کاملاً متفاوت و گاه متضاد با یکدیگر است، اما در یک چیز مشترکند؛ اینکه آنچه واقع شده، یک تحول استراتژیک است. روحانی در سخنرانی خود در روز 27دی در مجلس ارتجاع، این تحول را «یک حرکت ملی» و «پیروزی بزرگ ملت ایران در پیچیدهترین پرونده سیاسی تاریخ معاصر» توصیف کرد. در مقابل، روزنامه وطن امروز وابسته به باند ولیفقیه، توافق برجام را ”زیرساخت نرمافزاری“ برای ”تغییر نرم نظام“ توصیف کرد و نوشت:
«… اگر در انتخابات مجلس و انتخابات ریاستجمهوری آتی، پروژه تبدیل برجام به آوردهیی سیاسی برای غرب نتیجه موفقی در پی نداشته باشد، آن روی سگ برجام رفتهرفته عیان خواهد شد. آمریکاییها برای این مرحله نیز مینهای لازم را در برجام جاسازی کردهاند» (27دی 94).
در طرف آمریکا هم جان کربی سخنگوی وزارتخارجه آمریکا، گفت که راستیآزمایی مستمر و سختگیری فشرده و مداوم، یک ایران غیراتمی را تضمین میکند و شرایط خاورمیانه بدون یک ایران اتمی بهتر خواهد بود.
از نظر مقاومت ایران هم که این افتخار تاریخی و میهنی را دارد که دست خطرناکترین رژیم و ضدبشریترین دیکتاتوری تاریخ معاصر را از خطرناکترین سلاح معاصر کوتاه کرده و زهر هستهیی را به کام ولیفقیه ارتجاع ریخته است. تحول موجود اگرچه نسبت به آنچه که میباید میبود ناقص است و احتمالاً در مراحل بعدی تکمیل میشود، اما این یک عقبنشینی استراتژیک میباشد که بر رژیم آخوندی تحمیل شده است؛ چرا که بر اثر آن، یکی از پایههای استراتژیک رژیم که دستیابی به سلاح اتمی بود و آن را تضمین بقای خودش میدانست، فرو ریخت و این قطعاً پیامدهای استراتژیک خود را دارد و روند فروپاشی کل رژیم را تسریع میکند.
در زمینه اقتصادی هم باید گفت گر چه بهدنبال این عقبنشینی استراتژیک، مقداری از سرمایههای بلوکه شده ایران آزاد شده و بعضی از تحریمها برداشته میشود، اما این میزان که به گفته عراقچی تنها 8% از کل تحریمها میباشد، صرفاً در حکم یک تنفس مصنوعی مقطعی برای رژیم محسوب میشود؛ چرا که بخش عمده پولها به وسیله رژیم پیشخور شده و آنچه از حدود 100میلیارد دلار بهطور واقعی به دست رژیم میرسد، مبلغی است که مقامها و منابع رژیم آن را از 23میلیارد تا 6میلیارد دلار ذکر کردهاند و «آخرین بار رئیس بانک مرکزی رقم 3میلیارد دلار را عنوان کرد!» (کیهان 26دی 94).
بهخصوص با توجه به سقوط وحشتناک قیمت نفت به زیر 30دلار و کاهش 75درصدی درآمد نفتی، آنچه هم به دست رژیم برسد، در دزد بازار آخوندی، مثل برف در آفتاب تموز به سرعت محو خواهد شد. در عین اینکه باید دانست که مسأله اصلی میهن ما اساساً مسأله اقتصادی نیست و راهحل اقتصادی ندارد، در نتیجه اگر چند و چندین برابر این مبلغ نیز به اقتصاد آن تزریق شود باز هم هیچ گرهی باز نخواهد شد.
روزنامههای باند رفسنجانی، جدای از دود و دمهایی که در زمینه رفع تحریمها راه انداختند، اما روی این واقعیت انگشت گذاشتند که ”رفع تحریمها معجزه نمیکند“ (روزنامه آرمان 27دی 94) و «لغو تحریم، 20درصد از مشکلات اقتصاد ایران را حل خواهد کرد» (روزنامه تفاهم 27دی 94).
روزنامه دیگر باند رفسنجانی هم به روحانی توصیه کرد: «روحانی باید حقایق اقتصاد ایران را برای مردم بیان کند. در غیراین صورت تندروها موفق به مجاب شدن ملت ایران میشوند… رئیسجمهوری باید به مردم بگوید که اقتصاد ایران، اقتصادی خراب، فاسد و ناکارآمد است… ایران باید بپذیرد... در واقعیتی به نام محدوده جغرافیایی معین در منطقهیی مشخص و در جهانی مادی زندگی میکند… و باید واقعیتهای بازی در مناطق گوناگون جغرافیایی و در ساحتهای مختلف حیات بشری را پذیرا باشد» (روزنامه ابتکار ـ 27دی 94).
یک روزنامه دیگر این باند نیز نوشت: «مهمترین مسألهیی که درباره برجام برای حسن روحانی وجود دارد، این است که روحانی باید بسیار مراقب باشند تا امیدها و آرزوها و انتظارات غیرواقعی به وجود نیاید؛ چرا که بسیاری هستند که منتظرند برجام اجرایی شود و بعد بگویند پس چرا مسائل و مشکلات اقتصادی ما حل نمیشود؟» (روزنامه فرهیختگان ـ 26دی 94)
اما بهرغم این هشدارها و توصیهها، آثار لغو تحریمها، از همین حالا در افزایش چشمگیر مطالبات اجتماعی ظاهر شده است؛ چرا که اقشار محروم و به جان آمده، تا بهحال به بهانه تحریم سرکوب میشدند؛ اکنون بهجد خواهان حقوق پایمال شده خودشان هستند.
به این ترتیب، اگرچه یک حلقه از حلقههای متعددی که گلوی رژیم را میفشارد، بهطور مقطعی قدری شل شده، اما به جای آن حلقههای متعدد دیگری بر گردن رژیم سفت و سفتتر خواهد شد.
21.1.2016

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر